رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری
رأی وحدت رویه در خصوص عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری
تاریخ دادنامه: ۱۴۰۴/۹/۴
شماره دادنامه: ۱۴۰۴۳۱۳۹۰۰۰۲۲۶۱۵۷۸
شماره پرونده: ۰۴۰۰۶۳۹
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
موضوع: اعلام تعارض در آرای شعب دیوان عدالت اداری
اعلام کننده تعارض: آقای سعید حقیقت خواه
گردش کار: آقای سعید حقیقت خواه قاضی دیوان عدالت اداری به موجب نامه مورخ ۱۴۰۴/۲/۱۰ به معاونت قضایی دیوان عدالت اداری در امور هیأت عمومی و هیأت های تخصّصی اعلام کرده است که:
در رابطه با نحوه اعمال مقرّرات تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی سال ۱۴۰۲، شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری آرای متعارض صادر کرده اند. با این توضیح که در خصوص احکام برقراری بازنشستگی صادر شده قبل از لازم الاجرا شدن اصلاحیه قانون دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۲/۳/۲۲، از حیث عدم احتساب مزایای رفاهی در میانگین دستمزد دو سال آخر منتهی به بازنشستگی جهت تعیین مستمری و عدم محاسبه سنوات خدمت در مشاغل سخت و زیان آور در تعیین مستمری بازنشستگی در شعب مختلف تجدیدنظر دیوان عدالت اداری با تفسیر تبصره ۵ از ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری آرای متعارض صادر شده است. بدیهی است تصمیمات و اقداماتی که قبل از لازم الاجرا شدن قانون دیوان عدالت اداری اتّخاذ شده در شمول تبصره فوق قرار خواهند گرفت. لازم به ذکر است هریک از شکات پرونده های موضوع تعارض، قبل از لازم الاجرا شدن قانون جدید دیوان عدالت اداری بازنشسته و متعاقب آن نیز حکم بازنشستگی و برقراری مستمری آنها صادر و به ایشان ابلاغ و از همان تاریخ نیز مستمری بازنشستگی هر یک برقرار گردیده است. بنابراین شکات از میزان مستمری و نحوه محاسبه آن از همان تاریخ مطّلع بوده اند. لذا ادارات تأمین اجتماعی، قبل از لازم الاجرا شدن قانون جدید دیوان عدالت اداری مبادرت به اتّخاذ تصمیم و برقراری مستمری بازنشستگی نموده اند؛ لکن شکات بعد از بازنشستگی و خروج از ردیف بیمه پردازان تأمین اجتماعی و عموماً پس از سپری شدن چندین سال و انقضاء موعد قانونی مندرج در تبصره ۵، تقاضای اصلاح حکم بازنشستگی و اصلاح مبلغ مستمری خود را به علل مختلف از قبیل: (احتساب سنوات خدمت در مشاغل سخت و زیان آور بر مبنای رأی مأخوذه از کمیته تعیین مشاغل سخت و زیان آور ـ احتساب سنوات حضور در جبهه به مأخذ اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور ـ عدم احتساب مبلغ اضافه کاری در حقوق دو سال منتهی به بازنشستگی ـ عدم احتساب سوابق اشتغال در مشاغل عادی) مطرح نموده و بر مبنای علل مذکور تقاضای اصلاح احکام بازنشستگی و افزایش مبلغ مستمری زمان بازنشستگی و بالطبع پرداخت مابه التفاوت در طول سالیان متمادی گذشته را مطرح نمودند، لهذا در اجرای تبصره ۵ ماده ۱۶ و نظر به این که تمامی تصمیمات و اقدامات اداره طرف شکایت (سازمان تأمین اجتماعی) قبل از لازم الاجرا شدن قانون جدید دیوان عدالت اداری بوده و مهلت طرح شکایت از سوی شاکی راجع به این تصمیم و اقدام طرف شکایت به استناد تبصره ۵ فوق الذکر صرفاً تا شش ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون و تا تاریخ ۱۷ آذر ماه ۱۴۰۲ بوده و تمامی شکات خارج از مهلت مقرّر قانونی و پس از تاریخ مزبور دادخواست خود را تقدیم نموده اند و از آنجا که مهلت تعیین شده از قواعد آمره و شکلی محسوب می شود که تخلّف از آن، جز در موارد استثنایی معاذیر شرعی و قانونی قابل پذیرش نمی باشد، مبادرت به صدور قرار رد شکایت نموده؛ لکن برخی از شعب تجدیدنظر اقدام به تأیید قرار صادره با نموده و برخی از شعب نیز با استدلال های مختلف و برخلاف نصّ صریح قانون اقدام به نقض قرارهای صادره و اعاده پرونده به شعبه بدوی جهت ورود در ماهیت نموده اند.
مفاد آرای موضوع تعارض به قرار زیر است:
الف: شعب ۵۷ و ۶۹ بدوی دیوان عدالت اداری به ترتیب در پرونده های شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۰۵۶۸۶۵۳ و ۱۴۰۳۳۱۳۹۲۰۰۰۰۳۷۱۴۵۳ در رسیدگی به دادخواست آقایان ۱ـ عرازمحمد تکه کر و ۲ ـ ولی محمد علی نیا واصل آبادی به خواسته الزام به اجرای رأی کمیته مشاغل سخت و زیان آور برای مشمولین قانون کار توسط تأمین اجتماعی (بررسی شغل و تبدیل مشاغل عادی به مشاغل سخت و زیان آور با توجه به حضور ۲۶ ماه در جبهه حق علیه باطل) و اعتراض به نحوه محاسبه مستمری بازنشستگی و الزام به اصلاح آن (تقاضای صدور حکم مبنی بر اعتراض به نحوه محاسبه مستمری بازنشستگی و الزام به اصلاح آن) ـ الزام به اصلاح حکم بازنشستگی (تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام به اصلاح حکم بازنشستگی از تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱ـ الزام به پرداخت مابه التفاوت (تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام به پرداخت مابه التفاوت از تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱) به موجب دادنامه های شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۶۷۳۵۸۵ مورخ ۱۴۰۳/۱۱/۷ و ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۹۱۹۳۷۴ مورخ ۱۴۰۳/۸/۱۲ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده اند:
” نظر به این که قانونگذار در راستای ضابطه مند نمودن طرح دعاوی در دیوان عدالت اداری مطابق تبصره های ۳ و ۴ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب ۱۴۰۲، دستگاه های موضوع ماده ۱۰ آن قانون را مکلّف به ابلاغ تصمیمات و اقدامات خویش به اشخاص ذی نفع نموده و شکایت از (عدم تصمیم) و (عدم اقدام) در دیوان را منوط به مراجعه سابق شاکی به آن دستگاه دانسته و برای پاسخ گویی دستگاه نیز مهلت سه ماهه را مقرّر نموده و پس از ابلاغ پاسخ به متقاضی، این تصمیم ظرف مهلت شش ماه برای اشخاص مقیم داخل کشور قابل شکایت در دیوان می باشد که در صورت عدم پاسخ گویی، ساز و کار دیگری را پیش بینی نموده اما در خصوص تصمیمات و اقداماتی که قبل از لازم الاجرا شدن قانون دیوان عدالت اداری (۲۲ خرداد ۱۴۰۲) اتّخاذ شده است، تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون فوق (الحاقی ۱۴۰۲) مقرّر نموده: تصمیمات و اقدامات دستگاه ها و مأموران موضوع بندهای (۱) و (۳) ماده (۱۰) این قانون که قبل از لازم الاجرا شدن این قانون به ذی نفع ابلاغ یا اعلام شده و یا وی به هر نحوی از آن اطّلاع یافته و تا تاریخ مذکور (تاریخ لازم الاجرا شدن قانون) نسبت به آن تصمیم یا اقدام در دیوان طرح شکایت ننموده است، ظرف شش ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، قابل شکایت در دیوان می باشد و در راستای همین تبصره نیز دیوان عدالت اداری طی اطّلاعیه عمومی که در تاریخ ۶ آذر ۱۴۰۲ منتشر نمود، آخرین روز مهلت شش ماهه طرح شکایت مقرّر در این تبصره را ۱۷ آذر ۱۴۰۲ اعلام نمود. بنابراین مبرهن است که بر مبنای اراده جدید قانونگذار حکیم، اشخاص الى الابد اختیار طرح شکایت از اقدام یا عدم اقدام دستگاه های طرف شکایت موضوع ماده ۱۰ قانون را در دیوان عدالت اداری نخواهند داشت. در پرونده شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۲۰۰۰۰۵۶۸۶۵۳ ملاحظه می شود شاکی در تاریخ ۱۳۹۵/۱۰/۱۱ بازنشسته و متعاقب آن نیز حکم بازنشستگی و برقراری مستمری وی صادر و به وی ابلاغ و از همان تاریخ نیز مستمری بازنشستگی وی برقرار گردیده است و بدیهی است شاکی از میزان مستمری و نحوه محاسبه آن مطّلع بوده است، لذا اداره کل تأمین اجتماعی استان مربوطه، قبل از لازم الاجرا شدن قانون جدید دیوان عدالت اداری مبادرت به اتّخاذ تصمیم و برقراری مستمری بازنشستگی وی بر مبنای سوابق خدمتی وی نموده است؛ حالیه در پرونده حاضر شاکی بعد از بازنشستگی و خروج از ردیف بیمه پردازان تأمین اجتماعی و انقضاء مواعد قانونی به شرح دادخواست تقدیمی تقاضای الزام اداره طرف شکایت به احتساب مدّت خدمت در جبهه در بازه زمانی تقریبی سال های ۱۳۶۲ لغایت ۱۳۶۴ به عنوان سخت و زیان آور در سوابق بیمه ای و بالطبع اصلاح حکم بازنشستگی از حیث افزایش سنوات ارفاقی و افزایش میزان مستمری خود را مطرح نموده است، لهذا بدیهی است مهلت طرح شکایت از سوی شاکی راجع به این (تصمیم و اقدام) طرف شکایت به استناد تبصره ۵ فوق الذکر صرفاً تا شش ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون و تا تاریخ ۱۷ آذر ۱۴۰۲ بوده است، لکن شاکی خارج از مهلت مقرّر قانونی در تاریخ ۱۴۰۳/۵/۶ دادخواست خود را تقدیم نموده است، فلذا از آنجا که مهلت تعیین شده از قواعد آمره و شکلی محسوب می شود که تخلّف از آن، جز در موارد استثنایی معاذیر شرعی و قانونی قابل پذیرش نمی باشد و دلیلی نیز در راستای اثبات عذر موجّه در خصوص عدم رعایت مهلت مقرره [مقرّر] ملاحظه نگردیده؛ لهذا با لحاظ اولویت امور شکلی و تشریفاتی بر امور ماهوی، شکایت شاکی به شرح فوق خارج از موعد قانونی مطرح و قابلیت استماع نداشته و مستنداً به مواد ۱، ۱۰، ۱۷ و ۵۸، بند (ت) ماده ۵۳ و تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون یادشده قرار رد شکایت صادر و اعلام می گردد. رأی صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در شعب تجدید نظر دیوان عدالت اداری می باشد.”
رأی شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۶۷۳۵۸۵ مورخ ۱۴۰۳/۱۱/۷ شعبه ۵۷ بدوی دیوان عدالت اداری، به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۳۱۰۰۱۱۰ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ صادره از شعبه ۴۲ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری با این استدلال که اولاً دادنامه صادره از شعبه ۵۷ بدوی دیوان عدالت اداری با رعایت مقرّرات قانونی اصدار یافته و دلیل قانونی جهت رفع آن وجود نداشته ثانیاً: مشروح لایحه تجدیدنظر خواهی متضمّن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن حاوی تکرار اظهارات ابرازی در مرحله رسیدگی ماضی بوده، مؤثر در مقام نقض نبوده ثالثاً: اعتراض تجدیدنظر خواه به کیفیتی نیست که اساس استنباط شعبه۵۷ بدوی را مخدوش نماید و یا سبب تزلزل و نتیجتاً نقض رأی معترضٌ به شود، مورد تأیید قرار گرفت.
رأی شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۹۱۹۳۷۴ مورخ ۱۴۰۳/۸/۱۲ شعبه ۶۹ بدوی دیوان عدالت اداری نیز، به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۵۰۸۵۴۸ مورخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸ صادره از شعبه ۱۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری با این استدلال که اعتراض تجدیدنظر خواه به کیفیتی نیست که اساس استنباط شعبه بدوی را مخدوش نماید و یا سبب تزلزل و نتیجتاً نقض رأی معترضٌ به شود و از آنجایی که دادنامه مورد اعتراض منطبق با موازین قانونی از جمله مواد ۱۰ و ۶۵ قانون دیوان عدالت اداری صادر شده است و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز عاری از اشکال و ایراد می باشد، مورد تأیید قرار گرفت.
ب: شعبه ۵۷ بدوی دیوان عدالت اداری در پرونده شماره ۱۴۰۳۳۱۹۲۰۰۰۰۵۲۴۲۸۴ نیز در رسیدگی به دادخواست آقای علی اکبر برازجانی به خواسته الزام به اصلاح حکم بازنشستگی (تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام اصلاح حکم بازنشستگی) ـ الزام به پرداخت مابه التفاوت (تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام به پرداخت مابه التفاوت) ـ اعتراض به نحوه محاسبه مستمری بازنشستگی و الزام به اصلاح آن به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۵۰۱۹۶۷ مورخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸ به شرح دادنامه پیش گفت صادره از شعبه ۵۷ بدوی دیوان عدالت اداری به صدور رأی مبادرت کرده است.
در اثر تجدید نظرخواهی از رأی مذکور شعبه ۴۴ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، رأی شعبه بدوی را به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۹۴۷۹۸۳ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۸ نقض نموده و به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است:
“نظر به این که مطابق تبصره ۳ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری تصمیمات و اقدامات دستگاه ها و مأموران موضوع بندهای ۱ و ۳ ماده ۱۰ این قانون ظرف ۶ ماه از تاریخ ابلاغ به اشخاص مقیم داخل کشور و ۱ سال برای اشخاص مقیم خارج از کشور قابل شکایت در دیوان عدالت اداری است. با عنایت به این که ممکن است بعد از گذشت ۶ ماه از صدور حکم بازنشستگی و حتی سال ها بعد از صدور حکم بازنشستگی بیمه شده و متوجه نقض و یا اشتباه در حکم بازنشستگی خود شود و یا خود را ذی حق در انجام یا عدم انجام امری مرتبط با حکم بازنشستگی و اصلاح حکم بازنشستگی بداند و بدیهی است که حق وی برای اعلام اشتباه و پیگیری و اصلاح حکم محفوظ است و هدف قانونگذار نیز اعطای مهلت ۶ ماهه به اشخاص جهت طرح شکایت پس از اطلاع از تصمیم و اقدام دستگاه باشد. در حالی که در مانحن فیه [راجع به] خواسته تجدیدنظر خواه تصمیم و اقدامی اتّخاذ شده است تا مشمول تبصره های ۳ و ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری باشد. چرا که خواسته اصلی تجدیدنظر خواه الزام به احتساب حق بیمه مزایای رفاهی در مستمری بازنشستگی و به تبع آن اصلاح حکم بازنشستگی است. بر این اساس صدور قرار رد به استناد تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری صحیح نمی باشد. بر این اساس ضمن نقض قرار صادره مستند به ماده ۷۲ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰، پرونده جهت رسیدگی ماهوی به شعبه صادر کننده بدوی اعاده می گردد. این رأی قطعی است.”
با احراز تعارض آرا توسط رئیس دیوان عدالت اداری، پرونده در دستورکار جلسه هیأت عمومی قرار گرفت.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۴/۹/۴ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
الف. تعارض بین آراء شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۵۰۸۵۴۸ مورخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸ (صادره از شعبه شانزدهم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری) و شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۳۱۰۰۱۱۰ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ (صادره از شعبه چهل و دوم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری) و رأی شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۹۴۷۹۸۳ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۸ (صادره از شعبه چهل و چهارم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری) در ارتباط با اصلاح برقراری بازنشستگی صادر شده قبل از لازم الاجرا شدن اصلاحیه قانون دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۲/۳/۲۲ از حیث عدم احتساب مزایای رفاهی در میانگین دستمزد دو سال آخر منتهی به بازنشستگی جهت تعیین مستمری و عدم محاسبه سنوات خدمت در مشاغل سخت و زیان آور در تعیین مستمری بازنشستگی، محرز است.
ب. براساس تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری (الحاقی۱۴۰۲/۲/۱۰): «تصمیمات و اقدامات دستگاه ها و مأموران موضوع بندهای (۱) و (۳) ماده (۱۰) این قانون که قبل از لازم الاجرا شدن این قانون به ذی نفع ابلاغ یا اعلام شده و یا وی به هر نحوی از آن اطّلاع یافته و تا تاریخ مذکور نسبت به آن تصمیم یا اقدام در دیوان طرح شکایت ننموده است، ظرف شش ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، قابل شکایت در دیوان می باشد…» با توجه به حکم قانونی مذکور، هرچند در مانحن فیه احکام بازنشستگی شکات پرونده های موضوع تعارض قبل از تاریخ لازم الاجرا شدن اصلاحیه قانون دیوان عدالت اداری (۱۴۰۲/۳/۲۲) صادر شده، ولی این افراد به اصل احکام بازنشستگی خود اعتراضی نداشته و تقاضای ابطال آن را مطرح نکرده اند، بلکه در عمل دعاوی مختلفی توسط شکات به منظور افزایش مبلغ حقوق بازنشستگی آنها و در قالب مواردی مانند دعوای الزام به احتساب سنوات خدمت در مشاغل سخت و زیان آور برمبنای رأی ماخوذه از کمیته تعیین مشاغل سخت و زیان آور و یا اعتراض به عدم احتساب مبلغ اضافه کاری در حقوق دو سال منتهی به بازنشستگی مطرح گردیده که با وجود این که به لحاظ نتیجه منتهی به اصلاح احکام بازنشستگی آنها می شود ولی به طور مستقیم ناظر به اعتراض به اصل احکام بازنشستگی شکات نیست و از طرفی در رابطه با آنچه شاکیان دادخواست الزام آن را به طرفیت دستگاه متبوع خود تقدیم کرده اند، دستگاه مربوطه تصمیمی اتّخاذ نکرده تا بتوان با استناد به تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری و انقضای مهلت مقرّر در تبصره مزبور در مقام رسیدگی به این دعاوی اقدام به صدور قرار عدم استماع نمود.
لذا با توجه به مراتب فوق و با لحاظ حق دادخواهی اشخاص و اصل قابل استماع بودن دعاوی، رأی شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۹۴۷۹۸۳ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۸ صادره از شعبه چهل و چهارم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری در حدی که متضمّن این نظر بوده و برمبنای فراز دوم ماده۷۲ قانون دیوان عدالت اداری بر نقض قرار عدم استماع و عودت پرونده به شعبه صادرکننده قرار فوق جهت رسیدگی اصدار یافته، صحیح و منطبق با موازین قانونی است. این رأی براساس ماده ۸۹ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰ برای شعب دیوان و مراجع اداری و همچنین برای هیأت های تخصّصی و هیأت عمومی در مورد رسیدگی به ابطال مصوبات موضوع بند ۱ ماده ۱۲ این قانون در ارتباط با آن موضوع لازم الاتباع است.
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ احمدرضا عابدی
![رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور آب های زیر زمینی 1 نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)
