آیین نامه اجرایی ماده ۵۰ قانون تامین اجتماعی
آیین نامه اجرایی ماده ۵۰ قانون تامین اجتماعی
مصوب ۱۳۵۵/۱۰/۲۵ وزاری دادگستری و بهداری و بهزیستی با اصلاحات بعدی
فصل اول– صدور اجرائیه
ماده ۱– مطالبات سازمان تأمین اجتماعی بابت حق بیمه، خسارت تأخیر و جریمههای نقدی ناشی از اجرای قانون تأمین اجتماعی یا قوانین سابق بیمههای اجتماعی و قانون بیمههای اجتماعی روستائیان و قانون تأمین آموزش فرزندان کارگران و مطالبات مندرج در مواد ۴۲ و ۴۶ و ۶۶ و ۹۰ و ۹۸ و ۱۰۰ و ۱۰۱ و ۱۰۸ قانون تأمین اجتماعی از طریق صدور اجرائیه بوسیله مسئولین و مأمورین اجرای سازمان قابل مطالبه و وصول میباشد.
ماده ۲– واحدی که در سازمان مسئولیت عملیات اجرائی را بعهده خواهد گرفت و به اختصار اجرا نامیده میشود مرجع عملیات اجرائی موضوع ماده یک این آئین نامه میباشد.
ماده ۳– در صورتیکه اشخاص حقیقی یا حقوقی مشمول مقررات قانون تأمین اجتماعی با اخطار کتبی سازمان ظرف مدت ۴۸ ساعت از تاریخ ابلاغ اخطاریه سازمان مطالبات قطعی شده را پرداخت نکنند یا ترتیب پرداخت آنرا ندهند سازمان میتواند با رعایت مفاد این آئین نامه علیه آنها اقدام به صدور اجرائیه بنماید.
تبصره ۱– فرم اخطاریه از طرف سازمان تهیه خواهد شد.
تبصره ۲– ابلاغ اخطاریه بوسیله مأمورین اجرای سازمان براساس مقررات این آئین نامه بعمل خواهد آمد.
ماده ۴– برگ اجرائیه که فرم آن توسط سازمان تهیه میشود شامل نکات ذیل خواهد بود:
الف- نام واحد صادر کننده برگ اجرائیه و محل اقامت آن و امضاء شخص مسئول.
ب- نام و نام خانوادگی بدهکار و محل اقامت او در صورت فوت بدهکار نام و نام خانوادگی وارث یا قیم و ولی با تعیین اقامتگاه هر یک.
پ- موضوع و مبلغ اجرائیه و شماره و تاریخ اخطاریه و تاریخ ابلاغ.
تبصره– برگ اجرائیه به تعداد هر یک از بدهکاران در دو نسخه تنظیم میگردد، یک نسخه به هر بدهکار تسلیم و نسخه ثانی با قید تاریخ ابلاغ بوسیله مأمور به اجرا اعاده میگردد.
فصل دوم– ابلاغ
ماده ۵– اجراء مکلف است براساس تقاضانامه صدور اجرائیه و برگ اخطاریه ابلاغ شده به بدهکار نسبت به صدور اجرائیه اقدام نماید. تقاضاهای واصله ظرف ۲۴ ساعت در دفتر مخصوص اجراء ثبت و نسبت به تقاضاهای ثبت شده در دفتر مذکور به ترتیب اقدام خواهد شد. چنانچه بدهکار مقیم محل صدور اجرائیه باشد نام مأمور اجرا در برگهای اجرائی قید و برگهای مذکور برای ابلاغ به مأمور اجرا تسلیم خواهد شد. در صورتیکه بدهکار در حوزه دیگر مقیم باشد برگهای اجرائی از طریق واحد سازمان در محل اقامت او ابلاغ و اقدام خواهد شد و در صورتیکه در محل اقامت شخص مذکور سازمان فاقد شعبه و یا نمایندگی باشد برگهای اجرائی باید ظرف مدت ۴۸ ساعت به شهربانی یا ژاندارمری و در مورد مقیمین در کشورهای خارجی بوسیله سازمان مرکزی به وزارت امورخارجه ارسال شود که طبق مقررات ابلاغ نمایند.
ماده ۶– اقامتگاه بدهکار همان است که در پرونده امر منعکس میباشد و مادام که بدهکار تغییر محل اقامت خود را به سازمان اعلام ننموده است برگهای اجرائی و سایر اوراق مربوط به محل سابق او ابلاغ خواهد شد.
تبصره- بدهکار مکلف است محل اقامت جدید خود را به مرجع مربوط اطلاع دهد و دلیل اقامت خود را که عبارت خواهد بود از گواهی شهربانی یا ژاندارمری محل در داخل کشور و کنسولگری و یا مأمورین سیاسی در خارج از کشور به ضمیمه اطلاعیه خود ارسال نماید. در غیر اینصورت به تغییر محل اقامت اعلام شده ترتیب اثر داده نخواهد شد و در هر حال ابلاغات قبلی بقوت قانونی خود باقیست.
ماده ۷– مأمور اجرا مکلف است ظرف ۴۸ ساعت یک نسخه از اجرائیه را به شخص بدهکار تسلیم و در نسخه دوم با ذکر تاریخ رسید بگیرد. در صورتیکه بدهکار در محل حاضر نباشد به یکی از اهل خانه یا کارگاه ابلاغ میشود، مشروط براینکه به نظر مأمور سن ظاهری این اشخاص برای تمیز اهمیت برگ اجرائیه کافی باشد و مشروط بر اینکه بین بدهکار و شخصی که برگ را دریافت میدارد تعارض منفعت نباشد و هرگاه اشخاص نامبرده نباشند و یا نخواهند رسید بدهند مأمور اجراء موظف است اجرائیه را به اقامتگاه بدهکار الصاق نموده و مراتب را در نسخه ثانی قید نموده و به اجراء عودت دهد.
ماده ۸– احتساب مواعد طبق مقررات مندرج در آئین دادرسی مدنی است.
ماده ۹– در صورتیکه اجرائیه علیه اشخاص حقوقی باشد اجرائیه به مدیر و یا قائم مقام او و یا اشخاصی که حق امضاء دارند ابلاغ خواهد شد و چنانچه مأمور نتواند اجرائیه را به اشخاص مذکور ابلاغ نماید به مسئول دفتر ابلاغ مینماید.
تبصره ۱– اجرائیه علیه اشخاص حقوقی منحل شده به مدیر یا مدیران تصفیه ابلاغ خواهد شد.
تبصره ۲– چنانچه ابلاغ اجرائیه علیه اشخاص حقوقی در محل تعیین شده ممکن نگردد برگهای اجرائی در آخرین محلی که به اداره ثبت شرکتها معرفی شده ابلاغ خواهد شد.
ماده ۱۰– درصورتیکه اجرائیه علیه وزارتخانهها و ادارات رسمی و سازمانهای وابسته به دولت و مؤسسات مأمور به خدمت عمومی و شهرداریها و مؤسساتیکه سرمایه آن جزئاً یا کلاً متعلق به دولت است صادر گردد، اجرائیه به رئیس دفتر مربوطه یا قائم مقام او ابلاغ میگردد.
ماده ۱۱– در موارد زیر مأمور اجراء نمیتواند متصدی امر ابلاغ و اجراء شود:
الف- مأموری که با بدهکار قرابت سببی و یا نسبی تا درجه سوم از طبقه دوم داشته باشد.
ب- در صورتیکه بین مأمور اجراء و بدهکار دعوی مدنی یا جزائی در دادگاه مطرح باشد و یا اینکه دعوی جزائی سابق مطرح بوده و در جرم جنحه بیش از دو سال و در جنائی بیش از پنج سال از تاریخ ختم آن نگذشته باشد.
فصل سوم– ترتیب اجراء
ماده ۱۲– همین که اجرائیه به بدهکار ابلاغ شد نامبرده مکلف است ظرف یکماه بدهی خود را پرداخت نماید و یا ترتیبی برای پرداخت آن بدهی و یا مالی معرفی نماید که استیفای طلب از آن میسر باشد و درصورتیکه بدهکار خود را قادر به اجرای مفاد اجرائیه نداند باید ظرف مهلت مذکور صورت جامعی از دارائی خود را به مسئول اجراء تسلیم کند و بهر صورت مشمول مقررات قانون منع بازداشت اشخاص در قبال مقررات و الزامات مالی مصوب آبان ماه سال ۱۳۵۲ خواهد بود.
تبصره– قیمت مالی که برای فروش نشان داده میشود باید متناسب با دین بوده و تعلق آن به بدهکار محرز باشد.
ماده ۱۳– اجراء میتواند پس از ابلاغ اجرائیه عندالاقتضاء قبل از انقضای مهلت مقرر در ماده ۱۲ از اموال بدهکار معادل مبلغ مورد اجراء به اضافه ۳۰ درصد بازداشت نماید.
ماده ۱۴– هرگاه بدهکار در حین اجراء فوت شود تا زمان تعیین ورثه یا قیم (در صورت صغیر بودن ورثه) عملیات اجرائی متوقف میشود.
ماده ۱۵– هرگاه محل اقامت بدهکار معلوم نباشد و امکان ابلاغ اجرائیه هم میسر نگردد ولی به اموال او دسترسی باشد مسئول اجراء در عین حال که برگهای اجرائیه را صادر میکند اموال بدهکار را هم معادل بدهی او تحت توقیف احتیاطی در خواهد آورد.
فصل چهارم– بازداشت اموال منقول
ماده ۱۶– عدم حضور بدهکار مانع از بازداشت اموال او نخواهد بود و هرگاه محلی که مال در آن موجود است بسته یا قفل باشد و بدهکار یا کسان او از بازکردن آن امتناع نمایند باید با حضور نماینده دادسرا، یا شهربانی و یا ژاندارمری و یا دهبان محل باز شده و اموال او بازداشت گردد.
ماده ۱۷– مأمور اجراء درموقع بازداشت اموال یکنفر ارزیاب سازمان تأمین اجتماعی همراه خود خواهد داشت و از اموال بدهکار معادل مبلغ اجرائیه به اضافه ۳۰ درصد بازداشت خواهد کرد و در صورتی که مورد بازداشت مال منقول غیرقابل تجزیه و بیش از میزان مقرر در این ماده ارزش داشته باشد تمام آن بازداشت خواهد شد.
تبصره– ارزیاب از طرف سازمان تعیین خواهد شد و چنانچه بدهکار به نظر ارزیاب معترض باشد میتواند با تودیع حقالزحمه ارزیابی طبق مقررات مربوط به دستمزد کارشناسان رسمی دادگستری تقاضا کند که ارزیابی اموال وسیله ارزیاب رسمی بعمل آید و در این صورت نظریه کارشناس رسمی از لحاظ بدهکار قطعی است.
ماده ۱۸– اشیاء زیر از مستثنیات دین محسوب و توقیف نمیشود:
الف- لباس و اشیاء و اسبابی که برای ایفاء حوائج ضروری مدیون و خانواده او لازم است.
ب- اسناد مدیون باستثنای اوراق بهادار و سهام شرکتها.
پ- لباس رسمی و نیمه رسمی بدهکار و همچنین اسباب و آلات کشاورزی صنعتی و ابزار کار که برای شغل مدیون لازم است.
ماده ۱۹– مأمور اجرا نمیتواند اموال بازداشت شده را با قربای نسبی یا سببی خود تا درجه سوم از طبقه دوم بسپارد. در مواردیکه اشخاص معتبر و امین برای حفظ اموال توقیف شده حاضر نشوند اموال بازداشت شده به محلی که اجراء تعیین خواهد کرد ارسال و توسط اشخاصی که از طرف اجراء تعیین میشوند محافظت خواهد شد.
ماده ۲۰– مأمور اجراء رونوشت صورت اموال بازداشت را به حافظ اموال داده قبض رسید میگیرد و به تقاضای بدهکار رونوشت گواهی شده از صورت اموال را به او میدهد.
ماده ۲۱– درصورتیکه حافظ اموال توقیف شده (غیر از کارکنان سازمان و سازمان تأمین خدمات درمانی که مجاز به مطالبه حق الحفاظه نیستند) مطالبه حق الحفاظه نماید میزان آن را اجراء معادل با میزان کرایه محلی که برای حفظ اموال بازداشت شده لازم است تعیین خواهد کرد اگر چه آن محل متعلق بخود حافظ باشد. میزان حق ااحفاظه را اجراء تعیین خواهد نمود.
ماده ۲۲– هرگاه حافظ از تسلیم اموال مورد حفاظت امتناع و یا نسبت به آن تعدی و تفریط نماید معادل آن از اموال شخصی او استیفاء خواهد شد.
ماده ۲۳– هرگاه اموال بازداشت شده منافعی داشته باشد حافظ اموال مزبور مسئول منافع آن نیز میباشد.
ماده ۲۴– درصورتی که بخواهند قسمتی از اموال بدهکار را بازداشت نمایند و مدیون یا کسان او غایب باشند باید از بقیه اموالی که توقیف نشده است صورت جامعی با قید کلیه مشخصات تهیه نمایند و همچنین اگر بخواهند مال بازداشت شده را از محلی که اموال دیگر بدهکار درآنجا است خارج نمایند باید با حضور نماینده دادسرا یا شهربانی یا ژاندارمری و یا دهبان محل صورت مذکور را تهیه و اجرا شخص امینی را برای حفاظت سایر اموال مدیون تعیین نماید.
ماده ۲۵– بازداشت اموال ضایع شدنی ممنوع است و باید اموال مذکور به تدریج که بدست میآید فوراً بدون صدور آگهی بطریق مزایده حضوری فروخته شده و صورت آن برداشته شود.
ماده ۲۶– بازداشت اموال منقولی که در تصرف غیر است و متصرف نسبت به آن ادعای مالکیت میکند ممنوع است.
ماده ۲۷– قبل از بازداشت اموال باید صورتی تهیه شود که در آن اسامی کلیه اشیاء بازداشت شده نوشته شود و در موقع لزوم کیل و وزن و عدد اشیاء معین شود و در مورد طلا و نقره آلات هرگاه عیار آنها معین باشد در صورت مجلس قید گردد و در مورد جواهر عدد و اندازه و صفات و اسامی آنها معین شود، در کتب، اسم کتاب و مصنف و تاریخ طبع و در تصویر و پرده های نقاشی موضوع پرده و طول و عرض آنها و اسم نقاش اگر معلوم باشد- در مال التجاره نوع مال التجاره و تعداد عدل تصریح شود- در سهام و کاغذهای قیمتی عدد و قیمت اصلی و نوع آنها در صورت مجلس معین شود و همچنین در صورت ریز اشیاء نو و مستعمل بودن آنها باید قید گردد.
تبصره ۱– عدد و کیل و وزن باید با تمام حروف نوشته شود، صورت تنظیمی از اموال توقیف شده در صورتیکه بیش از یک برگ باشد باید به یکدیگر ملصق و منگنه شده و به مهر مأمور اجراء برسد.
تبصره ۲– اگر در صورت ریز اشیاء سهو و اشتباهی بعمل آید در آخر صورت تصریح و به امضاء مأمور اجراء میرسد. تراشیدن و پاک کردن و نوشتن بین سطرها ممنوع است.
تبصره ۳– صورتمجلس روی برگهای چاپی تهیه و تنظیم خواهد شد.
ماده ۲۸– هرگاه نسبت به اشیائی که بازداشت میشود اشخاص ثالث اظهار حقی نمایند مأمور اجراء اسم مدعی و چگونگی اظهار او را قید میکند.
ماده ۲۹– در مواردی که بدهکار و یا نماینده دادسرا و مأمورین ژاندارمری و شهربانی و دهبان حضور داشته باشند صورت ریز به امضاء آنها میرسد.
ماده ۳۰– اشخاص مذکور در ماده قبل میتوانند ایرادات خود را در باب صورت تنظیم شده به مأمور اجراء اظهار نمایند و مأمور اجراء اظهارات آنان را با جهات رد و قبول آن در صورت مجلس قید میکند.
ماده ۳۱– هرگاه اموال منقول توقیف شده در جای محفوظ و معینی باشد مأمور اجراء مدخل آنها را بسته و مهر و موم مینماید و هرگاه اشیاء در جای محفوظ و معین نباشد به هر کدام از اشیاء کاغذی الصاق کرده و مهر مینماید.
بدهکار نیز میتواند پهلوی مهر مأمور اجراء مهر نماید.
ماده ۳۲– هرگاه طول و مدت بازداشت باعث فساد بعضی از اشیاء بازداشت شده شود از قبیل فرش و پارچههای پشمی و غیره اشیاء مذکور را باید جدا کرده و طوری بازداشت نمایند که بتوان از آنها سرکشی و مراقبت نمود.
ماده ۳۳– به موجب رای شماره ۱۹ مورخ ۱۳۹۷/۱/۲۱ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ابطال شد
متن سابق: چنانچه بدهکار در موقع عملیات بازداشت حاضر باشد و ایرادی ننماید دیگری حق شکایت از اقدامات مأمور اجراء نخواهد داشت.
ماده ۳۴– هرگاه بدهکار یکی از زوجین باشد که در یک خانه زندگی مینماید از اثاث خانه آنچه که عادتاً مورد استعمال زنانه است مال زن و آنچه عادتاً مورد استعمال مرد است متعلق به شوهر و مابقی مشترک بین زوجین محسوب خواهد شد مگر اینکه خلاف ترتیب فوق ثابت شود.
ماده ۳۵– هرگاه مالی که بازداشت میشود بین بدهکار و شخص یا اشخاص دیگر مشاع باشد شرکت بین آنها بنحو تساوی فرض میشود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
فصل پنجم– بازداشت اموال منقول بدهکار نزد اشخاص ثالث
ماده ۳۶– هرگاه معلوم شود که وجه نقد یا اموال منقول دیگری از بدهکار نزد اشخاص ثالث میباشد مراتب توقیف آن کتباً به شخص ثالث ابلاغ و رسید دریافت میشود و جریان امر کتباً به بدهکار نیز اعلام خواهد شد.
ماده ۳۷– ابلاغ بازداشت نامه شخص ثالث را ملزم مینماید که وجه یا اموال بازداشت شده را به صاحب آن ندهد والا اجرا معادل وجه نقد یا قیمت اموال را از او وصول خواهد کرد (این نکته در بازداشت نامه باید قید شود).
ماده ۳۸– هرگاه مال بازداشت شده در نزد شخص ثالث وجه نقد یا طلب حال باشد شخص مزبور باید آنرا فوراً در قبال اخذ رسید به مأمور اجراء تأدیه نماید.
ماده ۳۹– هرگاه شخص ثالثی که مال یا طلب حال بدهکار نزد او بازداشت شده است از تأدیه آن خودداری نماید بازداشت اموال او مطابق مقررات این آئیننامه بعمل خواهد آمد.
ماده ۴۰– هرگاه شخص ثالث منکر وجود تمام یا قسمتی از وجه نقد یا اموال منقول بدهکار نزد خود باشد باید ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ بازداشت نامه مراتب را به اجراء اطلاع دهد والا خود مسئول پرداخت وجه یا تسلیم مال خواهد بود.
ماده ۴۱– درصورتیکه شخص ثالث منکر وجود مال یا طلب بدهکار نزد خود باشد و ظرف مدت مقرر در ماده ۴۰ مراتب را به اجراء اطلاع دهد عملیات اجرائی نسبت به او متوقف شده و سازمان تأمین اجتماعی میتواند برای اثبات وجود وجه یا مال یا طلب بدهکار نزد شخص ثالث به دادگاه صالح مراجعه کند و یا از اموال دیگر بدهکار استیفاء طلب نماید.
تبصره– در مواردی که وجه و مال یا طلب نزد شخص ثالث بموجب سند رسمی محرز باشد صرف انکار شخص ثالث مانع از تعقیب عملیات اجرائی نسبت به او نمی باشد.
ماده ۴۲– چنانچه مورد و موضوع بازداشت نامه مال الاجاره اموال منقول یا غیرمنقول متعلق به بدهکار نزد مستأجر بوده باشد رعایت مقررات مواد فوق برای مستأجر (شخص ثالث) تا پایان استهلاک مبلغ اجرائیه لازم الرعایه میباشد.
ماده ۴۳– بازداشت وجوه زیر ممنوع است:
الف- بیش از یک چهارم حقوق یا مستمری بازنشستگی یا از کار افتادگی.
ب- بیش از یک چهارم حقوق یا دستمزد شاغلین معیل.
پ- بیش از یک سوم حقوق یا دستمزد شاغلین مجرد.
ت- هزینه سفر و فوقالعاده مأموریت کارکنان دولت و مؤسسات و شرکتهای دولتی.
ث- حقوق کارکنان نیروهای مسلح شاهنشاهی که در جنگ هستند.
تبصره– در مورد این ماده پس از ابلاغ بازداشت نامه اداره یا مؤسسه متبوعه بدهکار مکلف است در کسر و ارسال مبلغ بازداشت شده به اجراء بطوریکه تقاضا شده است اقدام نماید والا مسئول خواهد بود (مراتب در بازداشت نامه باید قید شود )
فصل ششم– بازداشت اموال غیر منقول
ماده ۴۴– بازداشت اموال غیرمنقول به نحوی که در ماده ۱۶ و ۱۷ مقرر است بعمل میآید. مأمور صورتی که حاوی مراتب ذیل باشد روی نمونه چاپی برای اموال بازداشت شده ترتیب خواهد داد:
الف– تاریخ و مفاد اجرائیه که بموجب آن بازداشت بعمل میآید.
ب– محل وقوع مال غیر منقول در شهرستان و بخش و کوی و کوچه و شماره آن اگر داشته باشد.
پ– در صورتیکه ملک ثبت شده باشد شماره پلاک ثبتی ملک و در غیر اینصورت مشخصات ملک و توصیف اجمالی آن از قبیل مساحت تخمینی زمین و زیر بنا و سایر اوصاف ملک.
ت– در صورتیکه ملک مزروعی باشد علاوه بر مراتب فوق باید متعلقات آن از قبیل ماشین آلات و توضیحات دیگری که در تسهیل فروش ملک مؤثر باشد در صورت مزبور قید شود.
ماده ۴۵– هرگاه حدود یا قسمتی از ملک مورد اختلاف باشد مراتب در صورت مجلس قید و در صورت امکان تصریح میشود که طرف اختلاف کیست و در چه مرجعی تحت رسیدگی میباشد.
ماده ۴۶– اجراء مکلف است فوراً بازداشت را به بدهکار و ثبت محل اطلاع داده و صورت وضعیت و جریان ثبتی ملک مورد بازداشت را از اداره ثبت بخواهد و اداره مزبور درصورتیکه ملک ثبت شده باشد در ستون ملاحظات دفتر املاک بازداشت را یادداشت مینماید و اگر ملک بموجب دفتر املاک متعلق به غیر باشد ثبت محل فوراً مراتب را به اجراء اطلاع میدهد و اجراء از آن رفع بازداشت میکند.
ماده ۴۷– چنانچه ملک مورد بازداشت ثبت شده نباشد در این صورت مطابق شقوق ذیل رفتار خواهد شد.
الف– هرگاه ملک مزبور از طرف بدهکار تقاضای ثبت شده و یا اینکه مجهول المالک باشد بازداشت در دفتر بازداشتها قید و در پرونده ثبتی یادداشت میشود.
ب– هرگاه نسبت به ملک از طرف شخصی دیگر تقاضای ثبت شده و یا اینکه اساساً مورد بازداشت جزء نقاطی باشد که مقررات ثبت عمومی املاک به مورد اجراء گذارده نشده است مراتب به اجراء اطلاع داده میشود.
ماده ۴۸– پس از ابلاغ بازداشت نامه به صاحب مال نقل و انتقال از طرف صاحب مال نسبت به مال بازداشت شده ممنوع است و نسبت به انتقال مزبور مادام که بازداشت باقی است ترتیب اثر داده نمیشود، مگر با اجازه اجراء و یا ترتیب پرداخت بدهی از ناحیه بدهکار.
ماده ۴۹– بازداشت اموال غیر منقول ثبت شده که در تصرف غیر است بلامانع میباشد و ادعای شخص ثالث اگر چه متصرف هم باشد مسموع نیست ولی بازداشت اموال غیر منقول ثبت نشده که در تصرف مالکانه غیر است ولو اینکه بدهکار مدعی مالکیت آن باشد مادام که حکم قطعی از مراجع صلاحیتدار صادر نشده ممنوع است.
ماده ۵۰– بازداشت مال غیر منقول موجب بازداشت منافع آن نیست مگر اینکه مورد تقاضای اجراء بوده و اصل ملک و سایر دارائی بدهکار کفاف تأدیه بدهی و هزینه اجرائی را ننموده و یا خود بدهکار رضایت به بازداشت منافع بدهد.
تبصره– در صورتیکه تقاضای بازداشت منافع از طرف اجراء نشده باشد از تاریخ بازداشت به بعد بدهکار حق انتقال منافع را زائد بر یکسال نخواهد داشت.
ماده ۵۱– در بازداشت محصول املاک مزروعی دخالت مأمور اجراء در محصول تا موقع برداشت و تعیین سهم بدهکار ممنوع است ولی مأمور اجراء باید برای جلوگیری از تفریط نظارت و مراقبت نماید.
ماده ۵۲– بدهکار میتواند در ظرف مدت بازداشت مال منقول و یا غیر منقول بازداشت شده را با اطلاع اجراء بفروشد و یا رهن بدهد مشروط بر اینکه قبلا یا در حین وقوع معامله بدهی مورد اجراء و هزینههای اجرائی مربوط را پرداخت نماید.
ماده ۵۳– مال غیرمنقول بعد از بازداشت موقتاً در تصرف بدهکار باقی میماند و نامبرده مکلف است مال مورد بازداشت را طبق صورتی که تحویل گرفته تحویل دهد.
ماده ۵۴– در صورتیکه منافع مال غیر منقول بازداشت شده باشد منافع حاصله و محصول املاک مزروعی به امینی که اجراء و بدهکار به تراضی تعیین خواهند کرد سپرده میشود. در صورتی که بدهکار ظرف مدت یک هفته نسبت به تعیین امین توافق ننماید اجراء رأساً امین تعیین خواهد کرد در این صورت بدهکار حق اعتراض نخواهد داشت.
فصل هفتم– ارزیابی
ماده ۵۵– پس از بازداشت مال طبق مواد ۱۶ و ۱۷ نتیجه ارزیابی به بدهکار ابلاغ و اعلام میشود که چنانچه به نتیجه ارزیابی معترض است اقدامات زیر را بعمل آورد:
الف- دستمزد کارشناس تجدید نظر را بمیزان تعیین شده از طرف اجراء در صندوق اجراء تودیع نماید.
ب- قبض صندوق را ضمیمه لایحه اعتراضی حداکثر ظرف ۵ روز از تاریخ ابلاغ به اجراء تسلیم نماید.
ماده ۵۶– اجراء در صورت وصول لایحه اعتراض و قبض صندوق در مهلت مقرر روز و ساعت انتخاب کارشناس را با توجه به دفتر اوقات تعیین و به بدهکار ابلاغ میکند که در وقت مقرر برای انتخاب کارشناس حاضر گردد.
تبصره ۱– انتخاب کارشناس رسمی به قید قرعه انجام خواهد گرفت. و در صورت توافق در انتخاب کارشناس استقراع ضرورت ندارد.
تبصره ۲– عدم حضور بدهکار مانع انتخاب کارشناس رسمی نخواهد بود در اینصورت اجراء ضمن تنظیم صورتمجلس از بین سه نفر کارشناسان رسمی یکنفر را به قید قرعه انتخاب خواهد نمود.
ماده ۵۷– در صورتیکه بدهکار در مدت مقرر در ماده ۵۵ دستمزد کارشناس را تودیع ننماید و یا لایحه اعتراضی تسلیم نکند نتیجه ارزیابی قطعی تلقی شده و آگهی مزایده بهمان میزانی که ارزیاب نخستین تعیین کرده است منتشر میشود و در صورتیکه دستمزد کارشناس تودیع شده باشد عیناً مسترد میگردد.
ماده ۵۸– پس از انجام ارزیابی توسط کارشناس رسمی و تسلیم نظریه کارشناس مذکور به اجراء آگهی مزایده منتشر خواهد شد.
تبصره– اموال منقولی که دارای نرخ ثابت از طرف دولت است محتاج به ارزیابی نیست.
ماده ۵۹– کارشناسان رسمی برحسب مورد مکلفند ارجاعات اجراء را قبول و طبق مقررات انجام وظیفه نمایند هرگونه تخلف از ناحیه کارشناسان رسمی تابع مقررات انتظامی کارشناسان رسمی وزارت دادگستری میباشد.
فصل هشتم– آگهی مزایده
ماده ۶۰– آگهی مزایده به قیمتی که ارزیاب سازمان یا کارشناس رسمی دادگستری (در صورت تجدیدنظر) تعیین کرده است در یکی از روزنامههای محلی و در صورتیکه در محل روزنامه منتشر نشود در یکی از جراید کثیر الانتشار مرکز منتشر خواهد شد.
ماده ۶۱– در آگهی مزایده مال منقول باید نکات ذیل تصریح شود:
الف- نوع اموال بازداشت شده و توصیف اجمالی آن.
ب- روز و ساعت و محل فروش و ختم مزایده.
پ- قیمتی که مزایده از آن شروع میشود.
ماده ۶۲– در آگهی مزایده نسبت به مال غیرمنقول باید نکات ذیل تصریح شود:
الف- نام و نام خانوادگی مالک.
ب- محل و حدود و توصیف اجمالی مال مورد مزایده.
پ- تعیین اینکه در اجاره است یا نه و در صورت اول میزان اجاره بها و آخر مدت اجاره.
ت- تعیین اینکه مال مورد مزایده ثبت شده است یا نه.
ث- در صورتیکه مال مورد مزایده در اجاره است با اجاره بها واگذار میشود یا نه.
ج- تصریح به آنکه تمام مال غیر منقول فروخته میشود و یا قسمتی از آن و توضیح اینکه مشاع است یا مفروز.
چ- محل فروش و روز و ساعت شروع و ختم مزایده.
ح- تذکر اینکه بدهی مربوطه به آب لوله کشی و برق و تلفن و گاز اعم از حق انشعاب و یا حق اشتراک و مکالمه و مصرف در صورتیکه مورد مزایده دارای آب لوله کشی و برق و تلفن و گاز باشد و همچنین بدهی مالیات و عوارض شهرداری تا تاریخ واگذاری و انتقال اعم از اینکه رقم قطعی آنها معلوم شده باشد یا نشده باشد بعهده برنده مزایده است.
تبصره– سازمانهای آب و برق و تلفن و شهرداری و سایر سازمانهای مربوط مکلفند نسبت به استعلام اجراء در مورد میزان بدهی مورد مزایده که از طریق شرکت کنندگان در مزایده بعمل خواهد آمد فوراً پاسخ دهند.
ماده ۶۳– روز مزایده را باید بطریقی در آگهی تعیین نمود که فاصله بین روز آخر آگهی مزایده و روز مزایده در مورد اموال منقول کمتر از هفت روز و در مورد اموال غیرمنقول کمتر از چهارده روز نباشد.
ماده ۶۴– علاوه بر انتشار آگهی مزایده در روزنامه باید آگهی بقدر کفایت به محل مال یا ملک مورد مزایده و در معابر بزرگ و اماکن عمومی و محل اجراءالصاق گردد. در صورت مراجعه مشتری اجراء باید قبل از مزایده اموال مورد مزایده را باو ارائه دهد.
ماده ۶۵– آگهی فروش باید سه مرتبه با فاصله ۱۵ روز انتشار یابد. بدهکار میتواند بهزینه خود آگهی مزبور را در همان روزنامه با رعایت ماده ۶۳ این آئین نامه منتشر نماید.
تبصره– اموال منقولی که قیمت ارزیابی آنها بیش از یکصد هزار ریال (۰۰۰/۱۰۰ ریال ) نباشد محتاج به انتشار آگهی در روزنامه نیست و فقط الصاق آگهی بشرح مذکور در ماده ۶۴ کافی خواهد بود.
ماده ۶۶– در صورتیکه آگهی فاقد یکی از نکات مندرج در مواد ۶۱ و ۶۲ باشد آگهی بدستور اجرا تجدید میشود.
ماده ۶۷– چنانچه بدهکار بیمه بودن مال مورد مزایده را قبل از انتشار آگهی به اجراء اعلام نموده باشد باید مراتب در آگهی مزایده قید شود و هرگاه بیمه بودن مال پس از انتشار آگهی اعلام گردد موضوع در روز جلسه مزایده به اطلاع خریداران خواهد رسید.
پس از انتقال مال مورد مزایده به برنده مراتب از طرف اجراء به بیمه گر نیز اعلام خواهد شد.
فصل نهم– فروش اموال منقول و غیرمنقول
ماده ۶۸– محل حراج در جائی خواهد بود که در مرئی و منظر عموم باشد و اجراء میتواند برای حراج محل مخصوص تعیین و تهیه کند و در صورت لزوم میتواند محل آنرا تغییر دهد.
تبصره– در صورت اقتضاء اجراء میتواند با موافقت بدهکار اموال بازداشت شده را در محل بازداشت بفروش برساند.
ماده ۶۹– اجراء برای حراج دارای دفاتر زیر خواهد بود:
۱- دفتر ثبت اموالی که حراج میشود (دفتر اموال منقول و غیر منقول از یکدیگر منفک میباشد) .
۲- دفتر اوقات حراج.
۳- دفتر انبار.
ماده ۷۰– اجراء باید وقت حراج را که در پیش نویس آگهی مزایده تعیین شده با قید روز و ساعت در دفتر اوقات جهت حراج یادداشت کند.
ماده ۷۱– اجراء باید وجه حاصل از فروش را همه روزه به حسابداری تحویل نموده و قبض رسید آنرا با صورت فروش ضمیمه پرونده نماید.
ماده ۷۲– حراج در حضور نماینده دادسرا یا دادگاه بخش و در صورت فقدان آنها نماینده بخشداری محل و مأمور اجراء بعمل میآید و صورت مجلس حراج باید به امضاء آنها رسیده و در پرونده امر بایگانی شود. بدهکار میتواند مثل سایرین در حراج شرکت نماید ولی مباشرین فروش و کارمندان سازمان و ارزیاب و نمایندگان دادسرا و قائم مقام آنها حق شرکت در حراج بطور مستقیم یا غیر مستقیم نخواهند داشت.
ماده ۷۳– حق حراج مطابق تعرفه ذیل گرفته میشود:
از اموال منقول تا ده هزار ریال ۵ درصد.
از ده هزار و یک ریال تا صد هزار ریال ۴ درصد.
از صد هزار و یک ریال به بالا ۳ درصد.
از اموال غیر منقول تا ده هزار ریال ۳ درصد.
از ده هزار و یک ریال به بالا ۲ درصد.
ماده ۷۴– وجوه حاصل از حق حراج به حساب درآمدهای متفرقه سازمان واریز و منظور خواهد شد.
ماده ۷۵– کسیکه در نتیجه دادن بالاترین قیمت خریدار واقع میشود باید تمام قیمت را نقداً به پردازد و در صورت خودداری در همان جلسه به دیگری فروخته میشود.
ماده ۷۶– هرگاه مال مورد مزایده معرفی شده از طرف بدهکار به قیمتی که مزایده شروع میشود خریدار نداشته باشد اجراء باید ظرف مدت یکماه از روز مزایده مال دیگری از بدهکار بازداشت و آنرا به مزایده بگذارد و یا بدهکار خود مال دیگری معرفی نماید که به نظر اجراء فروش مال معرفی شده آسان تر باشد در اینصورت طبق مقررات بازداشت و یا بطریق مزایده فروخته خواهد شد، معرفی مال دیگر از طرف اجراء و بدهکار فقط برای یکنوبت مجاز است.
ماده ۷۷– درخواست بدهکار نسبت به تقدیم و تأخیر فروش نسبت به بعضی اشیاء پذیرفته میشود و هر موقع که وجوه حاصله از فروش برای استیفای مبلغ مورد اجراء و هزینههای اجرائی و حقالاجراء تکافو کند از فروش بقیه اموال خودداری خواهد شد.
ماده ۷۸– در وقت فروش مأمور اجراء قیمت مال مورد مزایده را اعلام میکند و چنانچه کسی حاضر به خرید آن با قیمت بیشتر باشد باید بالاترین قیمت پیشنهادی وسیله بلندگو و یا وسایل دیگر اعلام و در تابلو اعلانات به خط درشت منعکس گردد و بهمین ترتیب تا آخر ساعت مقرر برای حراج اقدام شود تا یقین حاصل گردد که خریدار دیگری نیست و سپس آخرین قیمت سه بار اعلام شود و چنانچه خریدار دیگری پیدا نشود مال به شخصی واگذار میگردد که بالاترین قیمت را پیشنهاد نموده است.
ماده ۷۹– تاریخ فروش و شماره مال فروخته شده و نام و شهرت خریدار در دفتر اجراء نوشته شده و به امضاء خریدار میرسد و اگر نتواند امضاء کند اثر انگشت وی منعکس میشود.
ماده ۸۰– در موارد زیر فروش از درجه اعتبار ساقط شده باید با رعایت مواد فوق آگهی فروش تجدید شود.
۱- هرگاه فروش در غیر روز و ساعت و یا محلی که در آگهی تعیین شده بعمل آید.
۲- هرگاه کسی را بدون جهت قانونی مانع از خرید شوند و یا بالاترین قیمتی را که به پیشنهاد کرده است رد نمایند.
۳- در صورتیکه مزایده بدون حضور نماینده دادسرا یا جانشین او به ترتیب مذکور در ماده ۷۲ بعمل آید.
۴- در صورتیکه مباشرین فروش و کارمندان سازمان در خرید شرکت نموده باشند.
ماده ۸۱– در مورد مال غیر منقول که از طریق مزایده بفروش میرسد اجراء باید ظرف مدت سه روز پرونده امر را برگ شماری و منگنه نموده و به پیوست گزارش برای صدور سند انتقال نزد رئیس اداره ثبت محل بفرستد.
ماده ۸۲– هرگاه بعد از تنظیم صورت مجلس فروش مال غیرمنقول و اخطار اجراء بدهکار ظرف مدت ۵ روز پس از ابلاغ برای امضاء سند انتقال حاضر نشود اداره ثبت اسناد محل مطابق اعلام اجراء به نمایندگی از طرف بدهکار (مالک) سند انتقال را امضاء خواهد کرد و مطابق مقررات در دفتر اسناد رسمی و دفتر املاک ثبت میشود.
تبصره– چنانچه بدهکار قبل از صدور سند انتقال ترتیب پرداخت بدهی خود را بدهد و هزینههای اجرائی و بدهی خود را به پردازد از صدور سند انتقال خودداری میشود.
ماده ۸۳– در مواردیکه برای ملک مورد مزایده خریداری پیدا نشود بر حسب مورد با پیشنهاد سازمان و تصویب شورایعالی میتوان سند ملک مزبور را بنام سازمان انتقال داد در این صورت ترتیب انتقال طبق ماده قبل داده خواهد شد. چنانچه قیمت ملک بیش از مبلغ مندرج در برگ اجرائیه و هزینههای مربوط باشد مابهالتفاوت آن به بدهکار پرداخت میگردد.
ماده ۸۴– پس از انجام فروش مال مورد مزایده اجراء باید آنرا تحویل خریدار داده رسید دریافت نماید.
فصل دهم– اعتراض شخص ثالث
ماده ۸۵– هرگاه نسبت به مال منقول یا وجه نقد بازداشت شده، شخص ثالث اظهار حقی نماید چنانچه اظهار حق مستند به سند رسمی بوده که تاریخ آن مقدم بر تاریخ بازداشت باشد به دستور اجراء از وجه یا مال منقول رفع بازداشت میشود. در غیر اینصورت عملیات اجرائی تعقیب و مدعی حق میتواند برای جلوگیری از عمل اجراء به دادگاه مراجعه نماید.
در چنین مواردی اجراء مخیر است از مال مورد بازداشت صرفنظر نموده اموال دیگر بدهکار را بازداشت نماید.
ماده ۸۶– هرگاه نسبت به مال غیر منقولی که به مزایده گذارده میشود ثالثی قبل از جلسه مزایده اظهار حقی نسبت به تمام مورد مزایده یا قسمتی از آن بنماید چنانچه مورد ادعای شخص ثالث در دفتر املاک بنام مدیون ثبت شده یا مدت اعتراض نسبت به آن گذشته باشد خودداری از مزایده وقتی بعمل میآید که ادعای شخص ثالث مستند به سند رسمی منتسب به مالک باشد.
در غیر اینصورت اگر اظهار شخص ثالث با صورت وضعیت مورد مزایده مطابقت داشته باشد در موارد ذیل موقتاً از مزایده خودداری میشود:
۱– هرگاه شخص ثالث مدعی باشد که نسبت به مورد بازداشت بین او و بدهکار دعوی در دادگاه مطرح بوده و بعد از تقاضای ثبت گواهی دادگاه را مبنی بر طرح دعوی در وقتی کههنوز مدت اعتراض باقی بوده به اجراء داده است.
۲– چنانچه شخص ثالث اظهار کند مورد مزایده در جریان ثبت بوده و به آن اعتراض شده است.
۳– اگر شخص ثالث اظهار کند در نتیجه شکایت او بر جریان ثبت مورد مزایده قضیه قابل طرح در شورایعالی ثبت شناخته شده است.
۴– هرگاه شخص ثالث اعلام کند که مورد مزایده در جریان ثبت بوده و مدت حق اعتراض نسبت به آن باقی است و در مهلت مقرر اعتراض به ثبت خواهد کرد.
ماده ۸۷– هرگاه بعد از خودداری از مزایده در موارد مذکور در ماده قبل در مورد بند یک شخص ثالث گواهی از دادگاه ارائه ندهد که دعوی خود را دو ماه متوالی مسکوت نگذارده و یا در مورد بند ۲ گواهی ارائه ندهد که عرض حال اعتراض در مدت قانونی تقدیم شده است و در مورد بند ۳ گواهی تسلیم نکند که موضوع قابل طرح در شورایعالی ثبت شناخته شده است و در مورد بند ۴ گواهی تسلیم ننماید که قبل از انقضای مدت اعتراض از طرف او اعتراض بر ثبت مورد مزایده شده است عملیات اجرائی تعقیب میشود مدت مقرر جهت تقدیم گواهیهای مذکور در این ماده به اجراء یکماه پس از اعلام ادعا میباشد.
ماده ۸۸– نسبت به املاکی که نه در دفتر املاک ثبت شده و نه در جریان ثبت باشد چنانچه دعوی شخص ثالث مستند به سند رسمی که تاریخ آن مقدم بر تاریخ بازداشت باشد از مورد بازداشت رفع بازداشت میگردد. در غیر اینصورت مدعی حق میتواند برای جلوگیری از مزایده به دادگاه مراجعه نماید.
تبصره– در مورد مذکور در ماده ۸۸ و شق سه ماده ۸۶ هرگاه شخص ثالث اظهار کند که پس از وصول صورت وضعیت ملک نسبت به ملک مورد مزایده تقاضای ثبت شده یا موضوع قابل طرح در شورایعالی ثبت تشخیص شده اجراء مجدداً وضعیت ملک را استعلام خواهد کرد و طبق مفاد ماده ۸۶ عمل خواهد نمود.
ماده ۸۹– در تمام مواردی که از مزایده خودداری میشود اجراء میتواند با صرفنظر کردن از مال مورد مزایده اموال دیگر بدهکار را بازداشت نماید.
فصل یازدهم– حقالاجراء
ماده ۹۰– حق اجرای عملیات اجرائی معادل نیم عشر مبلغ مندرج در برگ اجرائیه میباشد که پس از ابلاغ اجرائیه به بدهکار تعلق میگیرد. وصول حق الاجراء بهمان ترتیبی است که برای وصول بدهی مقرر شده است.
ماده ۹۱– چنانچه بدهکار ظرف مدت یکماه پس از ابلاغ اجرائیه ترتیب پرداخت بدهی خود را بدهد نصف حقالاجراء از او دریافت خواهد شد.
فصل دوازدهم– رسیدگی بشکایات از عملیات اجرائی
ماده ۹۲– به موجب رأی شماره ۲۶۸ مورخ ۱۳۸۱/۷/۲۸ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ابطال شده است
متن سابق: اشخاصیکه نسبت به عملیات اجرائی شکایت داشته باشند میتوانند شکایات خود را با توضیح موضوع آن و مدارکی که دارند به اجراء بدهند. اجراء فوراً به شکایت رسیدگی مینماید. هرگاه اجراء شکایت را وارد تشخیص دهد دستور مقتضی برای رفع شکایت صادر میکند و اگر شکایت را وارد نداند آنرا رد مینماید. در هر صورت اجراء نظریه خود را ظرف مدت یک هفته به شاکی اعلام میدارد و شاکی میتواند ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ تقاضای تجدید رسیدگی نماید.
ماده ۹۳– به موجب رأی شماره ۲۶۸ مورخ ۱۳۸۱/۷/۲۸ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ابطال شده است
متن سابق: مرجع تجدیدنظر هیأتی مرکب از رئیس دادگاه شهرستان یا عضو علیالبدل و دادستان شهرستان یا نماینده او و نماینده سازمان میباشد و در جائی که دادگاه شهرستان نباشد دادگاه بخش وظیفه دادگاه شهرستان را انجام خواهد داد، چنانچه در محل دادگاه بخش نیز نباشد شکایت به نزدیکترین واحد سازمان که در مقر دادگاه شهرستان یا بخش واقع شده برای رسیدگی هیئت فرستاده میشود. هیئت تجدیدنظر که به ریاست رئیس دادگاه یا نماینده او تشکیل میگردد برحسب اطلاع نماینده سازمان در محل کار وی تشکیل و به شکایت رسیدگی و رأی میدهد. رأی هیئت تجدید نظر به اکثریت قاطع خواهد بود.
تبصره– هرگاه هیئت تجدیدنظر محتاج به اخذ توضیح از اجراء یا بدهکار باشد میتواند توضیحات لازم را بخواهد.
ماده ۹۴– پس از انقضاء ده روز از خاتمه یافتن مزایده اعم از اینکه مزایده راجع به مال منقول یا غیر منقول باشد و همچنین درصورتیکه عملیات اجرائی منتهی به وصول وجه نقد از بدهکار شود دیگر هیچگونه شکایتی از اشخاص مسموع نیست.
فصل سیزدهم– مقررات مختلفه
ماده ۹۵– عملیات اجرائی راجع به بدهی متوفی در مدت تحریرتر که معلق میماند.
ماده ۹۶– اجراء میتواند مورد اجراء را در صورتیکه قبلاً تقسیط نشده باشد حداکثر در سی و شش قسط ماهانه با احتساب ۱۲٪ بهره تقسیط نماید. در این صورت چنانچه بدهکار هر یک از اقساط را در موعد مقرر پرداخت نکند بقیه اقساط تبدیل بحال میگردد و تجدید تقسیط بدهی مزبور مقدور نخواهد بود.
ماده ۹۷– تقسیط بدهی بیش از سی و شش قسط با پیشنهاد اجراء حسب مورد به هیئت مدیره سازمان و تصویب شورایعالی سازمان امکان پذیر خواهد بود.
ماده ۹۸– چنانچه هر یک از مسئولین و مأمورین اجراء رعایت مقررات مربوط را ننموده و تخلف نمایند حسب مورد طبق مقررات اداری سازمان با وی رفتار خواهد شد.
ماده ۹۹– چنانچه اجراء بدهی بدهکاران را پس از صدور اجرائیه تقسیط نماید وثیقه کافی از آنها اخذ خواهد نمود (وثیقه در این مورد عبارت از ضمانتنامه بانکی و یا اموال غیر منقول میباشد.)
تبصره در مورد بدهکارانی که میزان بدهی کلیه برگهای اجرائی آنان در موقع تقسیط تا سیصد هزار ریال باشد اجرا میتواند با دریافت تأمین کافی به تشخیص خود بدهی بدهکاران مذکور را تقسیط نماید.
ماده ۱۰۰– چنانچه بدهکار از پرداخت اقساط در موعد مقرر خودداری نماید مطابق مقررات مندرج در این آئین نامه از طریق صدور احرائیه [اجرائیه] نسبت بوصول آن اقدام خواهد شد.
ماده ۱۰۱– چنانچه اجراء بخواهد مازاد اموال بدهکاران را که قبلاً از طریق مراجع قانونی دیگر بازداشت شده توقیف نماید میتواند اصل وجه طلب بستانکاران مقدم و اجور و خسارت مربوط را در صندوق ثبت دادگستری یا مراجع مربوط سپرده و رفع بازداشت اموال را از مراجع مذکور بخواهد در این مورد مرجع بازداشت کننده مقدم و پس از احراز تودیع کلیه طلب و خسارات قانونی مال مورد بازداشت را فک نموده و اجرای سازمان نسبت بمزایده مال مورد بحث اقدام خواهد کرد.
ماده ۱۰۲– چنانچه مازاد مال مورد بازداشت از طرف اجرای سازمان از طریق اجرای ثبت و یا مراجع قضائی و مراجع قانونی دیگر بازداشت گردد مطابق مقررات این آئین نامه اجرای سازمان مال مورد بازداشت را از طریق مزایده بفروش رسانیده مازاد آنرا حسب مورد به ترتیب بازداشت بمراجع مذکور پرداخت خواهد کرد.
ماده ۱۰۳– درصورتیکه بدهکاران متعدد باشند و تاریخ ابلاغ اجرائیه به آنها متفاوت باشد برای هر یک از بدهکاران تاریخ ابلاغ مؤخر مبداء احتساب مواعد مزایده خواهد بود.
ماده ۱۰۴– چنانچه اجراء مقتضی نداند که عملیات اجرائی طبق ماده ۱۰۱ انجام شود سازمان نیز جزو طلبکاران مال بازداشت شده محسوب و پس از آنکه مال مورد بازداشت از طریق اجرای ثبت و یا اجرای مراجع دیگر بفروش رسید مازاد آن از طریق اجرای مربوط به اجرای سازمان ارسال خواهد شد.
ماده ۱۰۵– مأمورین انتظامی مکلفند در مواقعی که اجراء بوجود آنها نیازمند است همکاری لازم را با مأمورین اجراء جهت انجام وظایف آنها بعمل آورند.
این آئیننامه مشتمل بر ۱۰۵ ماده و۲۴ تبصره در تاریخ ۲۵۳۵/۱۰/۲۵ [۱۳۵۵/۱۰/۲۵] به تصویب وزارتین دادگستری و بهداری و بهزیستی رسیده و از تاریخ اول بهمن ماه ۲۵۳۵ قابل اجراء است.




![رأی اصلاحی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صالح به رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی کارگران 6 نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)