ابطال مواد ۲۷ و ۲۸ [با توجه به اصلاحیه مورخ ۱۶/۹/۱۳۶۵] آئیننامه اجرایی قانون شوراهای اسلامی کار مصوب هیأت وزیران (دادنامه شماره ۱۲۱۲ مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری)
تاریخ دادنامه: ۱۳۹۶/۱۱/۲۴
شماره دادنامه: ۱۲۱۲
کلاسه پرونده: ۶۵۰/۹۵
مرجع رسیدگی: هیأتعمومی دیوان عدالت اداری.
شاکی: آقای سعید کنعانی
موضوع شکایت و خواسته: ابطال مواد ۲۷ و ۲۸ [با توجه به اصلاحیه مورخ ۱۳۶۵/۹/۱۶] آییننامه اجرایی قانون شوراهای اسلامی کار مصوب هیأتوزیران
گردش کار: شاکی به موجب دادخواست و لایحه تکمیلی اعلام کرده است که:
الف: دادخواست:
«با عرض سلام محضر قضات هیأت عمومی و فقهای شریف شورای نگهبان
شورای اسلامی کار به استناد ماده (۱) قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار مصوب ۱۳۶۳ با سه هدف (تأمین قسط اسلامی، تهیه و هماهنگی اجرای برنامههای مذهبی و افزایش میزان مشارکت) ایجاد شد و در ماده ۱۳ قانون مذکور وظایف و اختیارات آن احصاء گردید که بالا بردن آگاهی کارکنان در زمینههای اجتماعی و سیاسی از جمله آنهاست. شرایط انتخاب اعضای شورا در ماده ۲ بیان شده که مهم ترین آنها اعتقاد و التزام عملی به اسـلام و ولایت فقیه، عدم گرایش به گروههای مخالف جمهوری اسلامی و برخورداری از صداقت و امانت میباشد. سپس با تصویب قانون کار در سال ۱۳۶۹ وظایـف خطیر دیگری به شورا محول گردید مانند ماده ۲۷ قانون کار که اخراج کارگر و فسخ قرارداد را صرفاً با موافقت شورای اسلامی کار، مجاز شناخت یا در ماده ۱۵۷ قانون کار، هرگونه اختلاف فی مابین کارگر و کارفرما، در مرحله اول از طریق سازش مستقیم در شورای اسلامی کار حل و فصل خواهد شد همچنین حسب مقررات ماده ۱۵۰ قانون کار و جهت تعظیم شعائر مذهبی و رعایت حال روزه داران، شرایط و ساعات کار تمام کارگران در ماه رمضان را شورای اسلامی کار تنظیم مینمایند.
حال آن که به منظور نظارت بر شوراها و بررسی انحراف از وظایف قانونی، سلب عضویت اعضاء و تبعاً صدور حکم انحلال شوراها، هیأتی مرکب از ۷ نفر طبق ماده ۲۲ قانون شوراهای اسلامی کار ایجـاد میشود که به هیأت موضوع ماده ۲۲ مصطلح است که منصرف و جدای از هیأت تشخیص و حل اختلاف ماده ۱۵۷ قانون کار میباشد. از عمده وظایف هیأت موضوع ماده ۲۲، سـلب عضویت اعضاء و منحــل کردن شورا وفق مواد ۴ و ۷ قانون شورای اسلامی کار میباشد، مضـافاً ماده ۲۴ همان قانون، رسیدگی و اصدار دادنامـه در موضوع نظارت بر کارکرد شورا، رسیدگی به شکایت کارکنان نسبت به شورا و بررسی تخلفات از وظایف قانونی را بر عهده هیأت مذکور قرارداده است. ضـمناً مستفاد از ماده ۹ قانون یاد شده، ساعاتی که اعضاء شورای اسلامی کار به وظایف شورایی مشغول هستند جزء ساعات کار آنان محسوب میگردد که بنابه تصریح تبصره ۲ آن، مرجع تعیین ساعات کار شورا، هیأت موضوع ماده ۲۲ میباشد و مستند به ماده ۱۰ قانون مارالذکر، شورا در برابر هیأت موضوع ماده ۲۲ مـسئول است.
به دلالت ماده ۲۲ قانون شورای اسلامی کار، یک نفر از وزارت کار، سه نفر از شوراهای اسلامی و سه نفر از مدیـران واحدهای منطقه، اعضای تشکیل دهنده هیأت موصوف میباشند که حسب آییننامه اجرایی قانون، انتخاب میشوند. آییننامه اجـرایی قـانون شورای اسلامی کار بـه استناد ماده ۲۹ قانون مـذکور، در سال ۱۳۶۴ به تصویب هیأت وزیران رسید و در سال ۶۵ بخشی از آن اصلاح گردید که در مواد ۲۷ و ۲۸ آن تشریفات انتخاب اعضای هیأت موضوع ماده ۲۲ تعیین شده و در مقام بیان شرایط انتخاب اعضای هیأتهای مذکور بر آمده است که به شرح ذیل میباشد:
ماده۲۷ـ وزارت کار برای تشکیل هیأت تشخیص از کلیه مدیران منطقه دعوت به عمل میآورد …
ماده ۲۸ ـ جلسات نمایندگان شوراها و یا مدیران منطقه، به منظور انتخاب اعضاء هیأت تشخیص که به طور جداگانهای صورت خواهد گرفت، با حضور دعوت شدگان رسمیت یافته و رأیگیری به عمل خواهد آمد …
تبصره۱ـ هر یک از اعضاء شرکت کننده یک رأی داشته … سه نفر از افرادی که اکثریت آراء را کسب کردهاند به عنوان عضو اصلی و دو نفر بعدی به عنوان عضو علیالبدل هیأت تشخیص، تعیین خواهند گردید. بنابراین سه نفر از اعضای هیأت موضوع ماده ۲۲ را مدیران واحدها تشکیل میدهند که فـارغ از هرگونه شرایط میتوانند به عضویت هیأت مذکور در آمده و برای شورایی که بنا به ماده (۱) قانون شورای اسلامی کار به منظور تأمین قسط اسلامی تشکیل شده است، قضاوت و داوری نموده و دادنامه صادر نمایند.
به عبارت دیگر مدیران شرکتها و کارفرمایان کارگاهها بدون هیچ شرط یا قیدی میتوانند به عضویت هیأت مذکور درآمده و قضاوت و داوری نمایند که مغایر با شرع میباشد چرا که برای افراد فراماسون، الحادی، ضد انقلاب، معاندین، محارب، منافقین، ساواک منحله و … ممانعتی در نظر نگرفته و از طرف دیگر اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی یا ادیان توحیدی را شرط ننموده و راه را برای غیر مسلمانان، کافرین و فرق ضاله باز گذاشته است و از طرف دیگر طهارت مولد، حسن شهرت، امانتداری و عدم اشتهار به فساد درج نشده است. حال این اعضای غیـر مسلمان که خود التزامی به ولایت فقیه و اسلام ندارند میبایست صلاحیتهای فردی اعضا را حسب شرایط مندرج در ماده ۲ قانون شورای اسلامی کار که التزام به اسلام، عدم اشتهار به فساد و عدم گرایش به گروههای مخالف جمهوری است، تطبیق دهند.
آیات قرآنی: (مبنی بر تقبیح تسلط کفار بر مسلمانان) آیه ۳۸ سوره شوری ـ آیه ۱۴۱ سوره نساء ـ آیه ۶۵ سوره نساء ـ آیه سوره ۴۴ مائده ـ آیه سوره ۱۱۸ سوره آلعمران
احادیث معصومین(ع) : (مبنی بر پرهیز از پذیرش ولایت کفار)
حدیث اعتلا از پیامبر اکرم (ص) [اَلأِسلامُ یَعْلُو وَ لا یُعلی عَلیْهِ وَ الْکُفّارُ بِمَنْزِلَةِ الْمَوْتی لا یَحْجُبونَ وَ لا یُورِثُونَ]
حدیث ابو خدیجه از امام جعفر صادق(ع) [إِیاکُمْ أَنْ یحَاکِمَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً إِلَی أَهْل الْجَوْرِ وَ لَکِنِ انْظُرُوا إِلَی رَجُلٍ مِنْکُمْ یعْلَمُ شَیئاً مِنْ قَضَایانَا فَاجْعَلُوهُ بَینَکُمْ فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ قَاضِیاً فَتَحَاکَمُوا إِلَیهِ.]
حدیث ابو خدیجه از امام جعفر صادق(ع) [إیاکُمْ، إذا وَقَعَتْ بَینکُمُ الْخُصُومَةُ أَوْ تَدَارَی فی شَیءٍ مِنَ الاخْذِ وَ الْعَطاء انْ تَحاکَموُا إلی أحَدٍ مِنْ هؤُلاء الفُسّاقِ. اجْعَلوُا بَینَکُمْ رَجُلًا قَدْ عَرَفَ حَلالَنا وَ حَرامَنا؛ فَإنّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیکُمْ قاضِیاً.]
قاعده نفی سبیل: مبنی بر غیرشرعی بودن هرگونه سلطه و نفوذ کفار بر مسلمانان
قاضی تحکیم و داور در فقه: مغایرت با شرایط ذکر شده در فقه برای قاضی تحکیم و داور رسیدگی مینماید.»
ب: لایحه تکمیلی
احتراما ً به استحضار میرساند آییننامه اجرایی قانون شوراهای اسلامی کار در تاریخ ۱۳۶۴/۷/۱۷ به تصویب نخست وزیر رسید که مواد ۲۷، ۲۸ و ۲۹ آن در مقام انتخاب اعضای هیأت موضوع ماده ۲۲ برآمده که به شرح ذیل میباشد:
ماده۲۷ـ وزارت کار و امور اجتماعی برای تـشکیـل هیأت تشخیص به طور رسمی و کتبی از کلیه شوراها و مـدیـران منطقه دعوت به عمل میآورد تا ظرف یک هفته نسبت به اعــلام کانـدیـداهای خود اقدام نمایند و پس از پایان مهلت مقرر، طی ارسال آگهی، اسامی کاندیداها و همچنین زمان و مکان انجام انتخابات را که یک هفته بعد خواهد بود، به اطلاع آنان خواهد رساند.
ماده ۲۸ ـ کاندیداهای عضویت در هیأت تشخیص باید دارای شرایط زیر باشند. (با اصلاحیه مورخ ۱۳۶۵/۹/۱۶ حذف شد)
الف ـ عدم گرایش به احزاب، سازمانها و گروههای غیرقانونی و مخالف جمهوری اسلامی
ب ـ برخورداری از صداقت، امانت و اشتهار به حسن اخلاق
ج ـ تابعیت ایران
تبصره ـ تشخیص موارد فوق در مورد کاندیداهای شورا به عهده وزارت کار و امور اجتماعی و در مورد کاندیداهای مدیران، به عهده وزارتخانههای مربوطهخواهد بود.
ماده ۲۹ ـ جلسات نمایندگان شوراها و یا مدیران منطقه، به منظور انتخاب اعضاء هیأت تشخیص که به طور جداگانهای صورت خواهد گرفت، با حضور حداقل (۲/۳) دعوتشدگان رسمیت یافته و رأیگیری به عمل خواهد آمد و چنانچه حد نصاب لازم حاصل نشود، مجدداً از نمایندگان شوراها و مدیران دعوت به عمل آمده و در جلسه بعدی که حداکثر یک هفته پس از جلسه اول، با حضور نصف به علاوه یک دعوتشدگان تشکیل و رأیگیری به عمل میآید و در صورتی که حد نصاب اخیر نیز حاصل نشده پس از دریافت اسامی کاندیداها از شوراها و مدیران، اخذ رأی به صورت مکاتبهای توسط وزارت کار صورت خواهد گرفت.
تبصره۱ـ هر یک از اعضاء شرکت کننده یک رأی داشته و رأی خود را به صورت کتبی و حداکثر به تعداد اسامی پنج نفر نوشته و در صندوقی که بدین منظور تهیه گردیده خواهند انداخت آراء اخذ شده در حضور اعضاء شرکت کننده شمارش و صورتجلسه خواهد گردید. سه نفر از افرادی که از این طریق اکثریت آراء را کسب کردهاند. به عنوان عضو اصلی و دو نفر بعدی به عنوان عضو علیالبدل هیأت تشخیص، تعیین خواهند گردید.
تبصره۲ـ معترضین به انتخابات میتوانند ظرف مدت سه روز بعد از تاریخ انجام انتخابات، اعتراض کتبی خود را با ذکر دلایل و مدارک به نماینده وزارت کار و امور اجتماعی تسلیم و رسید دریافت نمایند. وزارت کار نیز موظف است حداکثر ظرف مدت یک هفته موضوع را بررسی و اعلام نظر نماید نظر مذکور قطعی و لازمالاجرا است.
تبصره۳ـ در صورت عدم وصول اعتراض یا رد اعتراضات واصله، اعتبارنامه به منتخبین برای مدت دو سال صادر خواهد شد.
با این وجود که مواد فوق، جهت تعیین شرایط انتخاب اعضاء، وافی به مقصود و مقید به موازین شرعی نبود لیکن توسط اصلاحیـه مورخ ۱۳۶۵/۹/۱۶ ماده ۲۸ آن حذف گردید و ماده ۲۹ جایگزین آن شد. بنابراین اعضای هیأتها فارغ از هر شرایطی انتخاب میشوند، بدین معنا که حتی کافرین نیز میتوانند به عضویت مراجع مذکور در آمده و رأی قطعی و لازمالاجرا صادر نمایند چرا که هیچ شرطی جهت اعتقاد و التزام به اسلام در نظر گرفته نشده است. وزارت کار بر همین اساس، دستورالعمل شماره (۲۷) به شماره ثبت ۱۶۵۰۶۰ ـ ۱۳۹۱/۱۰/۹ را تهیه و جهت وحدت رویـه عملکرد هیأتهای موضوع ماده ۲۲ به مدیران کل استانها ابلاغ نمود که در ماده ۲ آن، تنهـا شـرط عضویت و انتخـاب در هیأتهای موصوف را «شمول عنوان مدیریت تعریف شده در آییننامه و داشتن ۳۵ نفر کارگر» بیان نموده و از ذکر شرایـط ضروری چشم پوشی نموده است.
همچنین وزارت کار در مقام انتخاب اعضای هیأتهای تشخیص و حل اختلاف قانون کار که به اختلافات فی مابین کارگر و کارفرما میپردازد از درج شرایطی من جمله، اسلام و عدالت و وثاقت صرف نظر نموده است که همین اغماض توسط فقهای معظم شورای نگهبان طی نظریه شماره ۹۵/۱۰۲/۲۰۰۳ ـ ۱۳۹۵/۶/۲ خلاف موازین شرع شناخته شد. البته لازم به ذکر است هیأت تشخیص موضوع ماده ۲۲، منصرف و جدای از هیأت تشخیص و حل اختلاف قانون کار میباشد و اساساً هیچ ارتباطی نیز با هم ندارند چرا که هیأت تشخیص و حل اختلاف به دعاوی فی مابین کارگر و کارفرما رسیدگی مینماید، در صورتی که هیأت تشخیص موضوع ماده ۲۲ جهت رسیدگی، دادرسی و نظارت بر شوراهای اسلامی کار بوده و دارای اختیارات ذیل میباشد:
تشخیص انحراف شوراها و رسیدگی به تخطی و تخلف از وظایف قانونی و تصمیمگیری در باب تعطیلی و انحلال شوراها مستند به ماده ۴ قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، به هیأت موضوع ماده ۲۲ داده شده است. حسب ماده ۷ قانون یاد شده، احراز تخلـف اعضا شورا و سلب عضویت آنان بر عهده هیأت موصوف است و مهم تر از آن، تطبیق شرایط فردی اعضاء شورا، اعم از اسلام، صداقت، سوء پیشینه و … با هیأت مذکور میباشد، به عبارت دیگر هیأت موضوع ماده ۲۲، مسلمان بودن اعضای شورای اسلامی کار را بررسی نموده یا وابستگی آنان به گروههای ضد انـقلاب را تأیید مینماید و به موضوع فقدان شرایطی مانند صـداقت و حسن شهرت رسیدگی میکند. وفق ماده ۹ قانون مزبور و تبصره ۲ آن، مدتی که اعضا در شورا مشغول به فعالیتاند جزء ساعات کار آنان محسوب و به ازای آن، کارفرما حقوق و مزد پرداخت مینماید که مرجع تعیین ساعت و مدت فعالیت، هیأت موصوف است. مضافاً بنا به ماده ۱۰ قانون مارالذکر، شورای اسلامی در برابر هیأت موضوع ماده ۲۲ مسئول است.
هیأت تشخیص موضوع ماده ۲۲ به دلالت تبصره ۱ ماده (۴) آییننامه اجـرائی قانون شوراهای اسلامی کار به اختصار هیأت تـشخیص نامیده میشود. در آییننامه مذکور نیـز، همان اختیارات هیأت تـشخیص با دایره عمل وسیـع تر، تکرار و تأکید شده به عنوان مثال در بند (هـ) ماده ۵ و بند (ج) ماده ۲۶ و ماده ۳۹ آییننامه، سلب عضویت اعضا و انحلال شورای اسلامی بدون قید و شرط بر عهده هیأت موصوف گذاشته شده که هر زمان تشخیص بدهند ولو آن که شکایتی هم مطرح نشده باشد، بتوانند از ادامه فعالیت هر یک از اعضای شـورا جلوگیری نموده و از آنان سلب عضویت نمایند یا شورا را منحل کنند. یا حسب بند (و) ماده ۳۸، کارفرما در صورتی میتواند اعضای شورا را اخراج نماید که تأیید و موافقت هیأت یاد شده را اخذ نموده باشد لذا اتخاذ تصمیم درباره اخراج اعضای شورا، توسط کارفرما در صلاحیت هیأت وصف شده است. همچنین با وحدت ملاک از ماده ۳۸ آییننامه معترض عنه، آراء هیأت مذکور قطعی و لازمالاجرا میباشد.
هیأت موضوع ماده ۲۲ از هفت نفر تشکیل میشود که سه نفر آنان مدیران و کارفرمایان یا نمایندگان آنها میباشند که بدون هیچ قید و شرطی و فارغ از هرگونه بررسی صلاحیتهای فردی انتخاب میشوند زیـرا مطابق ماده ۲۷ و ۲۸ آییننامه معترضعنه (پس از اصلاحیه مورخ ۱۳۶۵/۹/۱۶ ماده ۲۸ حذف و ماده ۲۹ جایگزین آن شد و به ماده ۲۸ تغییر نام داد) مدیران و کارفرمایان از بین خود نمایندگانی انتخاب نموده و وزارت کار برای آنها اعتبارنامه صادر مینماید تا در هیأتها به دادرسی، داوری، رسیدگی و قضاوت بپردازند. آیا میشود افرادی که در هیأت موضوع ماده ۲۲ در جایگاه دادرسی و قضاوت قرار میگیرند و میخواهند مسلمان بودن اعضای شورای اسلامی را بررسی نمایند، خود اعتقاد و التزامی به اسلام نداشته باشند؟ آیا امکانپذیر است هیأتی که وظیفهاش نظارت، داوری و قضاوت بر عملکرد و فعالیت شورای اسلامی است، اعضایش غیرمسلمان، کافر و ضاله باشند؟ آیا میتوان تصور نمود انحراف شورای اسلامی از قوانین جمهوری اسلامی و موازین اسلامی را هیأتی مرکب از چند ضد انقلاب، محارب و معاند رسیدگی نماید؟ بنابراین جهات مغایر با شرع به محضرتان تقدیم میگردد تا اتخاذ تصمیم بفرمایند:
الف) عدم درج شرط برای اعتقاد و التزام عملی به اسلام
در احادیث معصومین و آیات شریف قرآن تسلط کفار بر مسلمانان تقبیح شده و پذیرش ولایت کفار پرهیز شده است چرا که کفــار در هیچ زمینهای نمیتوانند بر سرنوشت مـسلمین مسلط باشند و بدین جهت قضاوت غیرمسلمان برای مسلمین اعتبار ندارد و حتی مشورت از غیرمسلمان در امور مسلمین نیز، جایز نـیست.
آیه ۱۵۹ سوره آل عمران: وَ شاوِرْهُمْ فِـی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ و در کارها با آنان (امت خود) مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، که خداوند متوکلان را دوست دارد [دستور مشورت صرفاً با مسلمانان]
آیه ۳۸ سوره شوری: وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمـْرُهُـمْ شُوری بَیْنَهُمْ کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا میدارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست. [امور مسلمین میان خودشان شورایی است و نه با کفار]
آیه ۱۱۸ سوره آل عمران: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَای اهل ایمان از غیرخودتان برای خود، محرم راز نگیرید آنان از هیچ توطئه و فسادی برای شما کوتاهی نمیکنند، شدت گرفتاری و رنج و زیان شما را دوست دارند تحقیقاً دشمنی [با اسلام و مسلمین] از سخنانشان پدیدار است. [جایز نبودن مشورت از غیـر مسلمان در امور مسلمین]
آیه ۱۴۱ سوره نساء: لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُـؤْمِنیـنَ سَبیلاً خدا تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطی بر مؤمنان داشته باشند.
آیه ۲۸ سوره آل عمران: لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی شَیْءٍ مؤمنین به هیچ بهانهای نباید کفار را ولی و سرپرست خود بگیرند با اینکه در بین خود کسانی را دارند که سرپرست شوند و هر کس چنین کند دیگر نزد خدا هیچ حرمتی ندارد. [تقبیح تسلط کفار بر مسلمانان]
آیه ۶۵ سوره نساء: فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُـونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَـجَرَ بَیْنَهـُمْ به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند و سپس از داوری تو در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند. [عدم پذیرش داوری غیرمسلمان]
آیه ۴۴ سوره مائده: وَ مَن لَّمْ یحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئک هُمُ الْکافِرُونَ و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند، کافرند. [جایز نبودن سلطه قضایی غیرمسلمان]
احادیث و روایات
معصومین علیهمالسلام به شیعیان دستور دادهاند که صرفاً به قاضی و داور شیعه مراجعه کنند و حق رجوع به اشخاص غیر معتقد به شیوه ائمه اطهار را ندارند، به عبارت دیگر دادرسی، رسیدگی و داوری بین مسلمین را برای غیر مسلمانان منع نمودهاند و امیرالمؤمنین (ع) داوری را همانند قضاوت دانسته است.
قال الصادق علیه السلام إنَّ أمیرَالمؤمنینَ علیه السلام ألقَی صِبیانُ الکُتّـابِ ألـواحَهُم بینَ یدَیهِ لِیُخَیِّرَ بینَهُم. فقالَ: أمـا إنّها حُکـومَةٌ و الجَورُ فیها کالجَـورِ فی الحُـکمِ [میزان الحکمه، ج۹ ، ص ۴۹۵، ح۱۷۰۱۶] کودکان دستخط های خود را در مقابل امیرالمؤمنین (ع) نهادند، تا بهترین آنها را انتخاب کند، حضرت فرمودند: این یک نوع داوری است و ظلم در این باره، مانند ظلم در قضاوت است!
قال الصادق علیه السلام إِیَّاکُمْ أَنْ یُحَاکِـمَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً إِلَی أَهْــلِ الْجَــوْرِ وَ لَکِنِ انْظُرُوا إِلَی رَجُــلٍ مِنْکُمْ یَعْلَــمُ شَیْئاً مِنْ قَضَائِـنَا فَاجْعَلُوهُ بَیْنَکُمْ فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ قَاضِیاً فَتَحَاکَمُوا إِلَیْهِ [اصول الکافی، ج۷، ص۴۱۲] مبـادا یکی از شما، دیگری را نزد اهل جــور و ستـم به محـاکمه بکشاند، بلکه در بین خود نگاه کنید و شخصی را که چیزی از احـکام میداند میان خود داور قرار دهید، به درستی که من او را میان شما قاضی قرار دادم، پس برای داوری در نزد وی برید.
قال الصادق علیه السلام إِیَّاکُمْ إِذَا وَقَعَتْ بَیْنَکُمْ خُصُــومَةٌ أَوْ تَدَارَی فِی شَیْءٍ مِنَ الْأَخْذِ وَ الْعَطَاءِ أَنْ تَحَاکَمُوا إِلَی أَحَدٍ مِنْ هَؤُلَاءِ الْفُسَّاقِ اجْعَلُوا بَیْنَکُمْ رَجُلًا قَدْ عَرَفَ حَلَالَنَا وَ حَرَامَنَا فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ قَاضِیا [وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۹، ح ۳۳۴۲۱] وقتی بین شما خصومت و نزاعی اتفاق میافتد، یا در مورد دریافت و پرداخت اختلافی پیش میآید، مبادا برای محاکمه و رسیدگی به یکی از این جماعت فاسق مراجعه کنید. مردی را که حلال و حرام ما را می شناسد بین خودتان حاکم و داور سازید، زیرا من او را بر شما قاضی قرار دادهام.
قال أَبی عبد اللّه علیه السلام رُبَّمَا کَانَ بَیْنَ الرَّجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا الْمُنَازَعَةُ فِی الشَّیْءِ فَیَتَرَاضَیَانِ بِرَجُلٍ مِنَّا فَقَالَ لَیْسَ هُوَ ذَلِکَ [جواهر الکلام، ج۴۰، ص۱۸] گاهی اوقات بین دو نفر از شیعیان اختلافی رخ میدهد طرفین رضایت دارند که نزد مردی از ما (امامیه) تحاکم آورند، چه صورتی دارد؟ حضرت فرمودند: دادرسی این اشخاص (شیعیان) مانعی ندارد.
قال رسولُ اللّه ِصلی الله علیه و آله اَلأِسـلامُ یَعْلُو وَ لایُعلی عَلیْهِ وَ الْکُفّـارُ بِمَنْزِلَةِ الْمَـوْتی [وسائل الشیعه، ج ۲۶، ص ۱۲۵، ح ۳۲۶۴۰] اسلام همیشه برتری دارد و هیچ چیزی بر آن برتری ندارد و کافران به منزله مـُردهها هستند.
ب) عدم شرط سلامت جسمی و روانی
ویژگی اساسی برای داوری و قضاوت، سلامتی است که تمام فقها آن را لازم و ضروری میدانند، زیرا نابینایان، ناشنوایان، معلولین ذهنی و روحی نمیتوانند در جهت حل و فصل، داوری و دادرسی بر آیند و نسبت به انشاء و صدور رأی اقدام نمایند. حال آن که افراد عاجز و ناتوان جسمی و روحی و معلولین میتوانند کارگاه دایر کنند و کارفرما شوند یا در کارگاههای خاصی که برای آنان تمهید شده است مشغول به کار شوند و بر همین اساس به عضویت هیأت درآیند. بنابراین عدم شرط سلامت جسمی و روانی برای اعضای این هیأتها، مانع ورود این افراد و محجورین به هیأتها نیست.
ج) پایبندی و التزام به اصل ولایت فقیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی
بیتردید مهمترین رکن و اصلی که میبایست قبل از هر چیزی ملاک عمل قرار میگرفت، اعتقاد قلبی به ولایت مطلقه فقیه میبود، در حالی که این اصل مغفول مانده است چرا که برخی آن را شرعی و برخی دیگر قانونی و مربوط به قانون اساسی قلمداد میکنند. در نتیجه حذف این شرط، این ابهام را به وجود میآورد که نعوذبالله، دیگر نیازی به رعایت آن نیست. لذا اعتقاد به اصل ولایت فقیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی میبایست در شرایط اعضای این هیأت ذکر میگردید تا افراد ضد انقلاب، منافقین، اعضای ساواک منحله و اشخاص مؤثر رژیم فاسد پهلوی نتوانند برای مسلمین رأی قطعی و لازمالاجرا صادر نمایند.
د) عدم درج شرط وثاقت و امانت
شرط مهم در مسئولان امور، وثوق و اعتماد است زیرا بیشـتر مصیبتهای اجتماعی که دامنگیر مردم میگردد، ناشی از افرادی است که بدون داشتن تقوا، عهدهدار انجام وظایف مهم اجتماعی شدهاند. در شرایط عضویت این هیأت، هیچ گونه شرطی مبنی بر طهارت مولد، حسن شهرت، امانت داری، عدم اشتهار به فساد درج نشده است، بر این اساس هیأت موصوف صلاحیت لازم را نخواهد داشت. زیرا اعضاء هیأت مذکور، با توجه به وظایف و اختیاراتی که به عهده آنان گذاشته شده، لازم است برایشان وثاقت و امانت، شرط شود و از میان افراد دارای چنین شرایطی، هیأت موضوع ماده ۲۲ تشکیل گردد.
هـ) عدالت و انصاف
قضاوت و دادرسی، بدون عدالت بی ثمر بوده و اعتبار قانونی ندارد بر همین اساس احقاق حق در اسلام با عدالت در دستور کار قرار گرفته و داوری و رسیدگی بدون رعایت انصاف و عدالت به معنای عدم مشروعیت است.»
متن مواد مورد اعتراض از آییننامه اجرایی قانون شوراهای اسلامی کار با اصلاحیه سال ۱۳۶۵ به قرار زیر است:
ماده۲۷ـ وزارت کار و امور اجتماعی برای تشکیل هیأت تشخیص به طور رسمی و کتبی از کلیه شوراها و مدیران منطقه دعوت به عمل میآورد تا ظرف یک هفته نسبت به اعلام کاندیداهای خود اقدام نمایند و پس از پایان مهلت مقرر در فوق، طی ارسال آگهی، اسامی کاندیداها و همچنین زمان و مکان انجام انتخابات را که یک هفته بعد خواهد بود، به اطلاع آنان خواهد رساند.
ماده ۲۸ـ جلسات نمایندگان شوراها و یا مدیران منطقه، به منظور انتخاب اعضای هیأت تشخیص که به طور جداگانهای صورت خواهد گرفت، با حضور حداقل دو سوم دعوت شدگان رسمیت یافته و رأیگیری به عمل خواهد آمد، چنانچه حد نصاب لازم حاصل نشود، مجدداً از نمایندگان شوراها و مدیران دعوت به عمل آمده و در جلسه بعدی که حداکثر یک هفته پس از جلسه اول، با حضور نصف به علاوه یک دعوت شدگان تشکیل و رأیگیری به عمل میآید و در صورتی که حد نصاب اخیر نیز حاصل نشده پس از دریافت اسامی کاندیداها از شوراها و مدیران اخذ رأی به صورت مکاتبهای توسط وزارت کار و امور اجتماعی صورت خواهد گرفت.
تبصره۱: هر یک از اعضای شرکت کننده یک رأی داشته و رأی را به صورت کتبی و حداکثر به تعداد اسامی پنج نفر نوشته و در صندوقی که بدین منظور تهیه گردیده خواهند انداخت آراء اخذ شده در حضور اعضای شرکت کننده شمارش و صورتجلسه خواهد گردید. سه نفر از افرادی که از این طریق اکثریت آراء را کسب کردهاند، به عنوان عضو اصلی و دو نفر بعدی به عنوان عضو علیالبدل هیأت تشخیص، تعیین خواهند گردید.
تبصره۲: معترضین به انتخابات میتوانند ظرف مدت سه روز بعد از تاریخ انجام انتخابات، اعتراض کتبی خود را با ذکر دلایل و مدارک به نماینده وزارت کار و امور اجتماعی تسلیم و رسید دریافت نمایند. وزارت کار نیز موظف است حداکثر ظرف مدت یک هفته موضوع را بررسی و اعلام نظر نماید نظر مذکور قطعی و لازمالاجرا است.
تبصره۳: در صورت عدم وصول اعتراض یا رد اعتراضات واصله اعتبارنامه به منتخبین برای مدت دو سال صادر خواهد شد.
در پاسخ به شکایت مذکور، سرپرست معاونت امور حقوقی دولت (حوزه معاونت حقوقی رئیس جمهور) به موجب لایحه شماره ۳۱۱۱۹/۴۹۷۴۱ ـ ۱۳۹۶/۴/۲۸ توضیح داده است که:
«۱ـ قانونگذار در ماده ۲۲ قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار (مصوب ۱۳۶۲)، به منظور بررسی و تشخیص انحراف شوراهای مزبور از وظایف قانونی خود و انحلال آنها مقرر نموده در هر منطقه هیأت تشخیص انحراف و انحلال شوراها مرکب از ۷ نفر به شرح زیر تشکیل میگردد:
«الف ـ سه نفر از نمایندگان شوراهای اسلامی کار به انتخاب شوراهای واحدهای منطقه.
ب ـ سه نفر از مدیران واحدهای منطقه انتخاب خود آنان.
ج ـ یک نفر نماینده از وزارت کار و امور اجتماعی.»
۲ـ لازم به ذکر است قانونگذار در ماده ۱ همان قانون، شرایط اعضای شوراهای اسلامی کار را به تفصیل عنوان نموده لیکن همان گونه که ملاحظه میگردد در رابطه با شرایط و نحوه انتخاب مدیران مناطق جهت عضویت در هیأتهای تشخیص انحراف و انحلال شوراهای هر منطقه حکمی را بیان نموده است. در ضمن برابر ماده ۲۹ همان قانون تدوین آییننامه اجرایی مربوطه بر عهده هیأتوزیران قرار گرفته است.
۳ـ با توجه به این موضوع هیأتوزیران برابر مقرره یاد شده، آییننامه اجرایی موصوف را تهیه نموده و برابر مواد ۲۷ و ۲۸ آن، نحوه انتخاب و مشارکت کلیه شوراها و مدیران منطقه را در هیأتهای تشخیص موصوف به شرح ذیل تعیین نموده است:
«ماده۲۷ـ وزارت کار و امور اجتماعی برای تشکیل هیأت تشخیص به طور رسمی و کتبی از کلیه شوراها و مدیران منطقه دعوت به عمل میآورد تا ظرف یک هفته نسبت به اعلام کاندیداهای خود اقدام نمایند و پس از پایان مهلت مقرر در فوق، طی ارسال آگهی، اسامی کاندیداها و همچنین زمان و مکان انجام انتخابات را که یک هفته بعد خواهد بود به اطلاع آنان خواهد رساند.
ماده ۲۸ ـ جلسات نمایندگان شوراها و یا مدیران منطقه، به منظور انتخاب اعضای هیأت تشخیص که به طور جداگانهای صورت خواهد گرفت، با حضور حداقل دو سوم دعوت شدگان رسمیت یافته و رأیگیری به عمل خواهد آمد و چنانچه حد نصاب لازم حاصل نشود، مجدداً از نمایندگان شوراها و مدیران دعوت به عمل آمده و در جلسه بعدی که حداکثر یک هفته پس از جلسه اول، با حضور نصف به علاوه یک دعوت شدگان تشکیل و رأیگیری به عمل میآید و در صورتی که حد نصاب اخیر نیز حاصل نشده پس از دریافت اسامی کاندیداها از شوراها و مدیران، اخذ رأی به صورت مکاتبهای توسط وزارت کار و امور اجتماعی صورت خواهد گرفت.»
۴ـ شاکی مواد یاد شده مقرره را به دلیل عدم ذکر برخی شرایط در نحوه انتخاب مدیران مناطق (نظیر اسلام، عدم سوء پیشینه مؤثر کیفری و …) مغایر با موازین شرعی (قاعده نفی سبیل)، عنوان نموده است در حالی کـه مـاده ۲۸ آییننامه مربوط به شرایط شکلی نحوه تشکیل جلسات مدیران منطقه است و ارتباطی با ایراد مطروحه مشارالیه ندارد و در رابطه با ماده ۲۷ مقرره نیز ایراد مطروحه به دلایل ذیل قابل پذیرش نمیباشد:
الف ـ صرف نظر از اینکه در بند (۵) ماده ۲۴ همان قانون در ذیل وظایف این هیأتها، صرفاً امکان «ارجاع تخلفات مدیر به دادگاه صالح» پیشبینی گردیده و اصولاً هیأت هیچ گونه تصمیم ماهوی در این رابطه اتخاذ نمینماید، در رابطه با تصمیم هیأتها مبنی بر انحلال شوراها نیز در تبصره همان ماده مقرر گردیده است، «شورا در صورت اعتراض به رأی هیأت موضوع ماده ۲۲ میتواند به دادگاه صالح شکایت نماید و دادگاه موظف است خارج از نوبت به آن رسیدگی کند» لذا حتی در فرض اینکه کلیه اعضای هیأت موصوف از غیر مسلمین باشند، استدلال شاکی دایر بر ایجاد سلطه غیرمسلمین بر مسلمانان، با توجه به امکان اعتراض از آراء صادره مزبور در محاکم دادگستری جمهوری اسلامی ایران (که بر اساس موازین اسلامی تشکیل میگردد) قابل پذیرش نمیباشد.
ب ـ علاوه بر اینکه قانونگذار اساسی اصولاً امکان مشارکت اقلیتهای دینی در فعالیتهای اجتماعی و نیز رعایت اخلاق حسنه، قسط و عدل و حقوق انسانی آنان را مورد تأکید قرار داده است (اصول ۱۴، ۱۹ و ۲۰) مع الوصف در قوانین و مقررات مشابه نیز قانونگذار مانعی در امکان مشارکت اقلیتهای دینی در هیأتهای مشابه ایجاد ننموده است، به عنوان نمونه در ماده ۷۹ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران (مصوب ۱۳۷۵ با اصلاحات و الحاقات بعدی) در رابطه با رسیدگی به شکایات مربوط به انحراف شوراهای مذکور از وظایف قانونی مقرر گردیدهاست:
«ماده۷۹ـ به منظور رسیدگی به شکایات مبنی بر انحراف شوراها از وظایف قانونی هیأتهایی به نام هیأت حل اختلاف و رسیدگی به شکایات به ترتیب زیر تشکیل میشود:
۱ـ هیأت مرکزی حل اختلاف و رسیدگی به شکایات با عضویت دو نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ـ سه نفر از اعضای شورای عالی استانها جهت رسیدگی به شکایات از شورای استان و شورای عالی استانها و شورای شهر تهران تشکیل میشود.
۲ـ هیأت حل اختلاف و رسیدگی به شکایات استان به عضویت یک نفر از اعضای شورای استان به انتخاب آن شورا و دو نفر از نمایندگان استان مربوطه در مجلس شورای اسلامی تشکیل میشود.
۳ـ هیأت حل اختلاف و رسیدگی به شکایات شهرستان به عضویت دو نفر از اعضای شورای شهرستان به انتخاب آن شورا و یک نفر از اعضای شورای استان تشکیل میشود.»
بدیهی است تمام یا برخی از اعضای هیأتهای اخیرالذکر ممکن است از اقلیتهای دینی باشند.»
درخصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت مواد ۲۷ و ۲۸ آییننامه اجرایی قانون شوراهای اسلامی کار اصلاحی سال ۱۳۶۵ هیأتوزیران با شرع مقدس اسلام، دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره ۹۶/۱۰۰/۱۵۷۴ ـ ۱۳۹۶/۳/۳۱ اعلام کرده است که:
«اطلاق ماده ۲۷ خلاف شرع دانسته شد.»
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
مطابق تبصره ۲ ماده ۸۴ و ماده ۸۷ قانون تشکیلات و آییندادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ نظر فقهای شورای نگهبان برای هیأت عمومی لازمالاتباع است. نظر به اینکه دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره ۹۶/۱۰۰/۱۵۷۴- ۱۳۹۶/۳/۳۱ اعلام کرده است فقهای شورای نگهبان اطلاق ماده ۲۷ را خلاف شرع میدانند، بنابراین در اجرای احکام قانونی فوقالذکر و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون مذکور و تبعیت از نظر فقهای شورای نگهبان اطلاق ماده ۲۷ آییننامه معترضعنه از تاریخ تصویب ابطال میشود. ضمناً با توجه به نظر فقهای شورای نگهبان، موجبی برای ابطال ماده ۲۸ آییننامه مورد اعتراض اصلاحی سال ۱۳۶۵ از بُعد شرعی وجود ندارد.
رئیس هیأتعمومی دیوان عدالت اداری- محمدکاظم بهرامی

![ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار در خصوص عدم احتساب مزایایی که پرداخت آنها مستلزم حضور در محل کار است در محاسبه مطالبات مرخصی ذخیره شده کارگران 2 تشکیل شورای تخصصی حقوقی ابطال ماده ۱۹ آیین نامه نحوه تشکیل مجا ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار تسری عرف بـه شرایط استفاده از مرخصی عدم احتساب اضافه کار در پاداش پایان ابطال محاسبه مزایای اقلیمی و متغیر رأی ابطال بند 5 دستورالعمل شماره 22 برقراری سنوات ارفاقی مشاغل سخت و زیان آور ادنامه شماره ۷۷۲ مورخ ۱۵/۵/۱۳۹۹ هیئت تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری عدم ابطال بخشنامه بومی گزینی دادنامه شماره ۱۰ مورخ ۱۶/۱/۱۴۰۰ هیئت تخصصی دیوان عدالت اداری ابطال آیین نامه پرداخت حقوق و مزایا ابطال مصوبه تجویز پرداخت مازاد موافقت کتبی استاندار برای انتخاب رئیس نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)