عسكري آزاد: استخدام بي رويه 500 هزار نفر
دکتر عسکری آزاد از مشکلات استخدام های اداری در 8 سال گذشته می گوید
برنامه اصلاحات در مدیریت و نظام اداری کشور
بعد از ساعت كاري كه وارد ساختمان ميشويم، تقريبا خبري از رفت و آمدهاي روزانه و شلوغي ساعات كاري نيست، ساختماني كه با وجود كوچك بودنش، تصميمات كلان استخدامي كشور در آنجا گرفته ميشود. در بالاترين طبقات اين ساختمان، به اتاق «محمود عسكريآزاد» ميرويم، فردي كه از اوايل دهه 60، با وجود روي كار آمدن دولتهايي با خط فكري مختلف سياسي، هيچگاه از بدنه كارشناسي دولتها خط نخورد.
دکتر محمود عسکری آزاد، بعد از تجربه همكاري با دولت سازندگي، اصلاحات، دولت اصولگراي نهم و دهم، چندي پيش مسووليت امور استخدامي دولت يازدهم در قالب معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييسجمهور به وي سپرده شد. اين انتصاب در حالي صورت گرفته كه در جريان انتخابات رياستجمهوري سال جاري، عسكريآزاد به عنوان مشاور اقتصادي محمدباقر قاليباف در ستاد انتخاباتي وي حاضر بود اما اين موضوع به معناي سياسي بودن اين چهره عمدتا اقتصادي نيست. شايد همين ويژگي اوست كه موجب شده در خلال سه دهه بعد از انقلاب، دولتهاي مختلف در برابر انتصاب وي در حوزههاي مديريتي، موضع منفياي نداشته و از حضورش بهره گيرند.
سابقه طولاني عسكريآزاد در حوزه امور استخدامي دولتها و حضور در سازمان مديريت و برنامهريزي، موجب شده كه امروز استخدامهاي بيقيد و بند در دولت قبل، به دغدغه نخست وي تبديل شود، استخدامهايي كه نيروهاي غيرمتخصصي را به صورت بيرويه به ساختار اداري دولت تحميل كرده است. زماني كه از رشد 90 درصدي سمتهاي مديركلي در ساختار اداري دولت طي هشت سال اخير ميگويد، لبخند تلخي ميزند كه منعكسكننده سنگيني بار نيروي انساني پيش روي دولت يازدهم است. اخيرا او و همفكرانش، برنامهيي براي اصلاح برخي ساختارهاي نامعيوب ارائه دادهاند كه نامش را «برنامه اصلاحات در مديريت و نظام اداري كشور» گذاشتهاند.
زماني كه گفتوگو را آغاز ميكنيم، به اولويتهاي اين برنامه با محوريت كوچكسازي دولت ميپردازد، مسالهيي كه معتقد است هنوز جامعه و حتي برخي مسوولان به درك درستي نسبت به ضرورت آن نرسيدهاند. به پاي صحبتهاي معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رييسجمهور مينشينيم؛ صحبتهايي كه تلخيهاي اين روزهاي ساختار اداري كشور را به خوبي برايمان ترسيم ميسازد.
معاونت توسعه مديريت و نيروي انساني، برنامهيي تحت عنوان «برنامه اصلاحات در مديريت و نظام اداري كشور» تهيه و ارائه داده است كه در آن بر اصلاح ساختارهاي دولتي و اداري در قالب برنامهها و رويكردهاي مختلف تاكيد شده است. اما نخستين موضوع مورد بررسي اين برنامه كه به نوعي مهمترين بخش نيز تلقي ميشود، به نقش دولت در ساختار كشور اشاره دارد. ميخواهيم بدانيم كه پشت نگاه به نقش دولت، چه فلسفهيي قرار دارد؟ آيا موضوع كوچكسازي و چابكسازي نهاد دولت مورد توجه قرار دارد؟ اصلاح ساختارهاي دولت تا چه حدودي مورد توجه قرار گرفته، آيا در اصلاح ساختارها بايد از قانون اساسي عدول كرد؟
ما در برنامه اصلاحاتي، به نقش دولت، به عنوان نخستين و كليديترين موضوع پرداختهايم. زماني كه ميخواهيم به نقش دولت و ساختار آن بپردازيم و اصلاحاتي در اين حوزه اعمال كنيم، نخستين سوالي كه مطرح ميشود اين است كه با چه دولتي روبهرو هستيم و چه برنامهيي براي آن در نظر داريم كه متناسب با آن ساختارها را اصلاح كرده، نيروي انساني را شكل داده و فناوريهايمان را متناسب آن ايجاد كنيم.
در كشور ما بعد از انقلاب اين ذهنيت در ميان مردم و حتي دولتمردان ايجاد شد كه همه كارها بايد توسط دولت و كارهايي كه توانش از عهده دولت خارج است توسط مردم صورت گيرد. به اين ترتيب دولت ما از همان سالها رفتهرفته بزرگ و بزرگتر شد تا اينكه امروز به اينجا رسيديم. اگر شما به زندگي شخصي خودتان نگاهي كنيد، ميبينيد كه بخشهاي وسيعي از زندگي شما از تامين آب مصرفيتان گرفته تا ارائه خدماتي چون مدرسه و… توسط دولت ارائه ميشود. امروز به واسطه وسيع شدن نقش دولت در كشور و افزايش حجم آن، به يكي از مشكلات جدي ما تبديل شده چرا كه از يك سو امكان كنترل افزايش حجم دولت وجود نداشته و از سوي ديگر منابع كافي براي ارائه خدمت در دست نيست. بنابراين متناسب با رشد حجم دولت، كيفيت ارائه خدمات كاهش يافته و اين امر به نارضايتي در سطح جامعه انجاميده است. به عبارتي، در حوزههاي مختلف دولت را به عنوان ارائهدهنده خدمات معرفي كرديم اما به لحاظ گستردگي كار كيفيت كاهش يافت. اما نقشي را كه براي دولت مطرح است نميتوان به راحتي بازتعريف كرد زيرا در مرحله نخست، قانون اساسي و اسناد بالادستي تعريفي از نقش و جايگاه دولت ارائه دادهاند.
معتقدم نقشي كه امروز دولت به آن عمل ميكند از نقشي كه قانون اساسي براي آن تعريف كرده بسيار وسيعتر است. در اين راستا بايد سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي مبناي كار قرار ميگرفت تا به تبع آن با واگذاري برخي تصديهاي دولت در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، حجمي از مسووليتهاي دولت كاهش مييافت. به عنوان مثال در قانون اساسي ما عنوان شده كه آموزش و پرورش رايگان است يا اينكه تامين اجتماعي جزو وظايف دولت به شمار آمده است؛ حالا براين اساس اين سوال مطرح ميشود كه وقتي در قانون اساسي اين مسائل جزو وظايف دولت محسوب شده، به اين مفهوم است كه دولت بايد توليد خدمت كرده و آن خدمات را رايگان به مردم ارائه دهند؟ يا اينكه ميتوان همين وظايف و ماموريتها را توسط بخشهاي غيردولتي انجام داد و با خريد خدمات و پرداخت هزينهها، آن را رايگان به مردم ارائه داد؟ اگر دولت متولي سلامت و بهداشت جامعه است، آيا بايد اين خدمت را خودش اجرا كند يا اينكه ميتواند همين وظيفه را توسط بخشهاي غيردولتي انجام داده و رايگان يا با هزينه ارزانتر، در اختيار مردم بگذارد؟ اين سوال مهمي است كه بايد به آن پاسخ داده شود. برخي بر اين باورند كه مفهوم قانون اساسي كه دولت را موظف به ارائه خدماتي از اين دست ميداند، بر آن دلالت دارد كه تمام اين كارها بايد توسط خود دولت انجام شود.
و شما چنين برداشتي از قانون را اشتباه ميدانيد؟
بله، من معتقدم كه اين برداشتي كاملا اشتباه است. دولت براساس قانون تكليف دارد كه اين خدمت را به مردم ارائه دهد اما در قانون اساسي گفته نشده كه اين كار چگونه انجام گيرد. اگر ما در كنار قانون اساسي، فرمايشات امام (ره) را نيز قرار دهيم، ميبينيم كه هيچ الزامي براي انجام تمام كارها توسط دولت وجود ندارد. ايشان بارها فرمودند كه كارها را به عهده مردم بگذاريد و در برخي سخنانشان اشاره داشتند كه بگذاريد شهرها را مردم اداره كنند كه حتي در اين خصوص به برخي شهرها همچون اصفهان و خراسان نيز اشاره ميكنند.
از سوي ديگر امام (ره) به مسوولان ميگفتند كه بگذاريد بازار در اداره كشور سهيم باشد. زماني كه اينها را كنار هم ميگذاريم، ميبينيم در روش انجام كار كه تاكيد بر اين دارد كه الزاما دولت بايد براي ارائه خدمت، همه كارها را انجام دهد، يك برداشت اشتباه صورت گرفته است. با اين نگاه، نقشي كه ما براي دولت ديديم آن است كه دولت مسوول توسعه كشور بوده و بايد هدايت كار، برنامهريزي، سياستگذاري، اجرا و همچنين نظارت را اعمال كند در حالي كه بخشهايي نظير اجرا را ميتوان به طور كامل به مردم واگذار كرد. حتي در برخي وظايف حاكميتي نيز ركن اجرا قابل واگذاري به مردم است. به عنوان نمونه هماكنون در بخش قوه قضاييه كه جزو حوزههاي حاكميتي محسوب ميشود، شوراهاي حل اختلاف شكل گرفته كه برمبناي آن بخش وسيعي از مسائل قضايي توسط مردم حل و فصل ميشود.
به همين ترتيب بسياري از تصديهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز قابل واگذاري توسط مردم است. هماكنون در بسياري از كشورهاي دنيا، مديريتهاي محلي در حال توسعه بوده و بخشهاي وسيعي از تصديها به آنها واگذار ميشود. به تبع اين روند دولت تبديل به يك دولت كوچك و چابك شده و تنها به وظايف اصلي خودش يعني سياستگذاري، تسهيلگري و نظارت ميپردازد. به همين خاطر است كه تعريف نقش دولت جزو اساسيترين و زيربناييترين كارهايي است كه بايد تعريف شده و ساختار مناسبي براي آن اعمال شود.
مطلبي كه شما ميفرماييد كاملا مطلوب و ايدهآل است، اما در صورتي كه فضاي فكري و سياسي جامعه و مجموعه آراي نهادهاي قدرت نيز به اين باور يكسان برسند. در شرايط كنوني به نظر ميرسد كه پذيرش اين نوع تعريف از وظايف دولت، براي برخي سخت است.
ببينيد ما انتظار نداريم كه واگذاري تصديهاي دولتي يكباره و سريع اتفاق بيفتد. در قانون مديريت خدمات كشوري كه نوشته و به تصويب مجلس رسيده بود، آمده كه سالانه چهار درصد از تصديهاي دولتي واگذار شود كه به نظر من اين سالي چهار درصد، حجمي منطقي و قابل تحقق است. اما با اين وجود شاهد بوديم در دولت قبل نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه برعكس، حجم دولت توسعه نيز يافت، در هشت سال اخير چيزي در حدود نيم ميليون نفر كارمند به سيستم اداري دولت اضافه شد، آن هم به صورت غيرقانوني. خب اگر اين تفكر در دولت قبل مورد پسند بود، اگر هم خواستار كوچكسازي دولت نبودند، حداقل حجم نيروهاي دولتي و كاركنان ثابت باقي ميماند. چيزي كه در اين سالها اتفاق افتاده، توسعه كمي دولت است كه اين رويكردي خطرناك است.
همان طور كه شما اشاره كرديد در سالهاي اخير حجم دولت نهتنها كوچك نشد بلكه از بعد كمي توسعه نيز يافت، آن هم با رويكردهاي خاص. كمااينكه گفته ميشود به عنوان مثال از سال 1384 تا پايان فعاليت دولت دهم، تعداد استخداميهاي رسمي وزارت نفت از 96 هزار نفر به حدود 216 هزار نفر رسيده كه البته اين استخداميها با رويكرد مشخصي صورت گرفته است.
تعداد استخداميهاي وزارت نفت در اين هشت سال، 216 هزار نفر نبوده اما طبق اطلاعات ما تا 150 هزار نفر افزايش يافته است. اما جالب اين است كه در اين سالها با وجود برخي واگذاريهاي صورت گرفته در حوزه وزارت نفت شامل برخي پالايشگاهها و مراكز وابسته، تعداد كمي نيروي كار در اين بخش به مراتب رشد كرده است.
گفته ميشود زماني كه آقاي ميركاظمي به وزارت نفت آمد، حدود 200 مدير را بلافاصله در اين وزارتخانه استخدام رسمي كرد. البته شما بهتر ميدانيد كه اين نوع استخدامها محدود به وزارت نفت نبوده و در ديگر دستگاهها و نهادها نيز اتفاق افتاده است.
يكي از مهمترين مشكلات ساختار اداري آنجاست كه به راحتي نميتوان تصميمات غلط اتخاذ شده را حل كرد. ببينيد در طول هشت سال اخير، حدود
نيم ميليون نفر كارمند قراردادي به صورت غيرقانوني در دستگاههاي دولتي استخدام شدند كه البته خيلي از آنها شرايط استخدام مثل تحصيلات كافي را نداشته و در آزمونهاي استخدامي شركت نكردهاند. در مورد مديران دولتي نيز همانند عددي كه شما در مورد وزارت نفت عنوان كرديد در دستگاههاي ديگر وجود دارد. طبق برآورد ما در اين سالها بيش از 90 درصد سمتهاي مديركلي به ساختار اداري دولت اضافه شده است. بدون شك اين مشكل بزرگي پيش روي دولت است اما در عين حال عبور از اين مشكل به راحتي قابل حل نيست.
آماري از ساختارهاي تازه ايجاد شده در سالهاي اخير و استخداميها داريد؟
بله… ببينيد؛ ما در سال 1384 حدود هفت هزار و 338 اداره كل در كشور داشتيم كه در راس هر يك از آنها يك مديركل قرار داشت. طبق برآوردهاي صورت گرفته تعداد اين اداره كلها در خلال هشت سال اخير به 14 هزار و 502 مورد رسيده است كه اين نشاندهنده رشد 98 درصدي در اين بخش است. معاونتهاي مديركلها نيز در اين سالها از 21 هزار 486 مورد به 34 هزار و 742 مورد افزايش يافته كه با رشد 62 درصدي همراه بوده است. در اين مدت تعداد ادارات دولتي و سطوح همتراز آنها 56 هزار و 215 دستگاه به 83 هزار و 176 دستگاه افزايش يافت كه اين بخش نيز رشد 48 درصدي داشته است. ما در سال 84 تعداد 9 هزار و 584 اداره در سطح شهرستانها داشتيم كه در پايان كار دولت دهم تعداد آنها به 12 هزار و 779 اداره رسيده است كه اين حاكي از رشد 33 درصدي در اين بخش است. جمع مديران ما در اين سطوح كه سطوح مياني مديريتي محسوب ميشود، از 96 هزار و 623 نفر در سال 84 به 145 هزار و 199 نفر رسيده که براين اساس تعداد مديران مياني حدود 50 درصد افزايش يافته است البته اين عدد شامل مديران اداري بوده و مديران واحدهاي عملياتي مثل مديران بيمارستانها را شامل نميشود.
اخيرا با برخي مقامات ژاپني جلسهيي داشتيم و براي من بسيار جالب بود كه آنها ميگفتند دولت مركزي ژاپن، در كشوري با جمعيت بيش از 120 ميليون نفر و با درآمد سرانه 46 هزار دلار، تنها شامل 300 هزار نفر ميشود. بنا به گفته مسوولان اين كشور، در ژاپن وزارتخانههايي وجود دارد كه با چند ده هزار نفر فعاليت ميكند. اين دولت با اين ظرفيت به بهترين وجه، تمام جريانات را هدايت و مديريت ميكند. طبق همين آمار، تنها تعداد مديران بخش اداري ما تقريبا نصف كل كاركنان دولت ژاپن است!
بيشترين حجم استخداميها در اين سالها مربوط به كدام وزارتخانه و دستگاهها بوده است؟
همه وزارتخانهها… بيشتر استخداميهاي صورت گرفته مربوط به سال 91 و 92 بوده است. اما طبق آمار، تنها تا سال 1390، 308 هزار نيروي مازاد از قانون به صورت قراردادي در دستگاههاي دولتي استخدام شدند كه اگر دو سال آخر را به اين آمار اضافه كنيم، فكر ميكنم بيش از نيم ميليون نفر استخدامي غيرقانوني داشتهايم. مثلا طي سالهاي اخير، در وزارت صنعت و معدن 28 هزار و 644 نفر غيرقانوني استخدام شدند. در وزارت جهاد كشاورزي تعداد 27 هزار و 222 نفر، استخدامي غيرقانوني داشتيم و در وزارت راه و شهرسازي اين تعداد برابر 19 هزار و 511 نفر بوده است. در وزارت آموزش و پرورش و تنها در يك مورد استخدامي در يكي از استانها، 76 هزار نفر استخدام شدند كه نكته جالب آن است كه در ميان اين تعداد افراد بيسواد، داراي مدرك ششم ابتدايي، سيكل و ديپلم هم وجود دارد، اين در حالي است كه طبق قانون زير مدرك ليسانس نبايد استخدام كنيم. طبق اطلاعات ما در همان بخش آموزش و پرورش، در يك استان از كل استخداميها، 2 درصد كلا بيسواد بوده، 14 درصد مدرك ابتدايي داشته، 19 درصد دوره راهنمايي، 31 درصد داراي ديپلم و 34 درصد مدرك بالاتر از ديپلم داشتند. كه البته تركيب استخداميها در ساير استانها نيز تقريبا مشابه همين روند است. از سوي ديگر، در اين هشت سال حدود 485 هزار نفر هم بازنشسته شدند كه البته اين به معناي آن نيست كه اين گروه از سقف بودجهيي دولت خارج شدند زيرا حدود 76 درصد منابع صندوق بازنشستگي از محل منابع دولتي است كه اين يعني آنها همچنان حقوق بگير دولت هستند. بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه در سال 84، حدود 67 درصد بودجه ما جاري بوده كه اين سهم امسال به 88 درصد رسيده است يعني تنها 12 درصد از بودجه براي كارهاي زيربنايي و عمراني باقي مانده است. در صورت تداوم اين روند، تا 2 الي 3 سال ديگر كل منابع را بايد صرف بودجه جاري كنيم.
تكليف اين استخدامهاي غيرقانوني چيست؟
اينها استخدام شدند و حذف آنها به راحتي ممكن نخواهد بود. دولت بايد به مرور در مورد اين موضوع برنامهريزي كرده و تصميمگيري كند اما هماكنون دولت تصميم خاصي در مورد اين مساله ندارد. البته ما در مورد كادر خدماتي شركتهاي خصوصي كه به استخدام دستگاهها درآمدند، يك بخشنامه داديم كه اينها بايد بعد از استخدام در يك دستگاه، به همان كاري مشغول شوند كه قبلا در شركت خصوصي مشغول به كار بودند. مثلا اگر فردي نظافتچي بوده، بايد بعد از استخدام هم به همان نظافت مشغول شود نه اينكه وارد سيستم اداري شود و به كادر دفتري بپيوندد يا اينكه بعد از مدتي مدركي بياورد و در سيستم به سطحهاي بالاتر ورود كند. داريم نمونههايي كه افراد اين گونه وارد سيستم شده و بعضا تا سطح معاون مديركل هم بالا رفتهاند. ابتدا بايد اين افراد را در حوزه كاري خود مشغول كرد و در آينده اگر توانستيم به مرور نظامات جديدي وضع كنيم تا ببينيم با اين نيروها چه ميتوان كرد. به هر حال دولت بايد نسبت به اين مساله تصميم بگيرد، اين معضلي است كه پيش آمده و فكر نميكنم در طول فعاليت يك دولت قابل حل باشد.
با اين وجود روند استخدامها تداوم مييابد؟
استخدامها متوقف نميشود اما نه به شكل استخدامهايي كه در سالهاي قبل اتفاق افتاد، اگر استخدامي هم صورت بگيرد، فقط بايد براي تكميل كادر تخصصي دستگاهها باشد. با وجود استخدامهاي سالهاي قبل، ما در بخشهاي ستادي با كمبود نيروي متخصص روبهرو هستيم. در برنامه چهارم پيشبيني شده بود كه سالي 20 هزار نفر در كل كشور استخدام شوند. خب هر ساله يك تعدادي از كارمندان به صورت معمول بازنشسته ميشوند و يك بخشهايي از تصديها نيز واگذار ميشود، براين اساس اگر سالي 7 الي 8 هزار نفر در بخشهاي ستادي استخدام كنيم، حجم نيروهاي دولتي در سطح كلان كاهش مييابد.
اين كوچكسازي تصديها كه اشاره كرديد، هماكنون معارضهاي زيادي حتي در ميان نخبگان دارد. به نظر ميرسد علاوه بر مشكل استخداميها، تفهيم لزوم كوچكسازي دولت نيز مسير سختي را پيش روي قرار دهد.
اولويت نخست اين است كه ما درك آن را پيدا كنيم كه اين كوچكسازي بايد اتفاق بيفتد اما متاسفانه هنوز به اين باور نرسيدهايم. همچنان فشارهايي براي استخدام كردن و ايجاد تشكيلات جديد به ما وارد ميشود. ابتدا بايد نسبت به اين موضوع درك صحيحي داشته باشيم و بعد از آن اراده كرده و عزم خود را جزم كنيم. اگر تصميم بگيريم همهچيز حل ميشود. در قالب «برنامه اصلاحات در مديريت و نظام اداري كشور» كه ارائه داديم، پيشنهاد داديم، تكاليفي در اين خصوص ديده شده است. در اين برنامه، تكاليف هر بخش براي توسعه كشور ديده شده است. متناسب با اين برنامه، دستگاهها بايد به طور متوسط 4 درصد واگذارياي كه در قانون مديريت خدمات كشوري ديده شده را اجرا كنند. در عين حال، واحدهاي ستادي دستگاهها نيز بايد كوچك شوند. بدون شك اگر موضوع كوچكسازي جدي گرفته نشده و دنبال نشود، نظام اداري كه بايد در خدمت توسعه كشور باشد، عملا برعكس عمل كرده و مانع توسعه خواهد شد.
بخش ديگري از «برنامه اصلاحات در مديريت و نظام اداري»، به موضوع دولت الكترونيك اشاره داشت. اين موضوع از سالها قبل مطرح شد اما در عمل با آنچه بايد فاصله زيادي دارد. تصور ميكنيد با چالشهاي پيش رو در فضاي وب، دولت الكترونيك به معناي واقعي قابل تحقق باشد؟
مسالهيي كه ما در رابطه با اين موضوع داريم در قالب سه مرحله است؛ ما در بحث دولت الكترونيك اولا ميخواهيم كه اطلاعات مربوط به سازمانهاي دولتي از طريق سايتها در اختيار مردم قرار گيرد يعني شفافسازي شود. براين اساس اگر كسي نياز به اطلاعات يك دستگاه دولتي دارد با مراجعه به سايتهاي مربوطه، مشكلش حل شود. دومين مرحله مورد توجه ما اين است كه بتوانيم تقاضاي مردم را از طريق سيستم الكترونيكي دريافت كنيم، بدون نياز به حضور مستقيم فرد در سازمان دولتي. مرحله سوم نيز آن است كه بتوانيم از اين طريق به متقاضي پاسخ داده و نيازها و مشكلش را حل كنيم. اين روند از سالهاي 81 و 82 شروع شد و خوشبختانه كارهاي خوبي هم در خصوص آن صورت گرفت اما روند آن در سالهاي اخير رشدي متناسب با اين زمان را نداشت. تحقق اين هدف نياز به اصلاحات سازماني و اصلاح روشها دارد.



![هشدار نسبت به تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت عمومی دیوان عدالت اداری 4 تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)
