عدم ابطال شق ب بند 5 و شقوق بند 7 جدول نرخ تعرفه خدمات و هزینه های دریافتی در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی موضوع مصوبه شماره 2058305/ت41788هـ- 1388/10/20هیأت وزیران (رأي شماره ۴۸۰ مورخ ۱۰/۷/۱۳۹۱ هيأت عمومي ديوان عدالت اداري)
تاریخ: 10 مهر 1391
کلاسه پرونده: 879/89
شماره دادنامه: 480
موضوع رأی: عدم ابطال شق ب بند 5 و شقوق بند 7 جدول نرخ تعرفه خدمات و هزینه های دریافتی در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی موضوع مصوبه شماره 2058305/ت41788هـ- 1388/10/20هیأت وزیران
شاکی: امید ملک نیا و رضا صادقی نژاد به وکالت از شرکت پتروشیمی رجال.
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
گردش کار: آقایان امید ملک نیا و رضا صادقی نژاد به وکالت از شرکت پتروشیمی رجال دادخواستی به طرفیت هیأت وزیران تقدیم و ابطال شق ب از بند 5 و شقوق بند 7 از مصوبة شماره 2058305/ت41788هـ- 20/10/1388 را خواستار شده اند و در جهت تبیین خواسته توضیح داده اند که:
” احتراماً، خاطر شریف قضات دیوان عدالت اداری را مستحضر می دارد که شق ب بند پنجم و شقوق بندهفتم جدول نرخ تعرفه خدمات و هزینه های دریافتی در منطقه ویژه اقتصادی برای سال 1388 موضوع تصویب نامه مورخ 4/6/1388 هیأت وزیران که بر خلاف متن و روح ماده یک قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/3/1384 می باشد به شرح دلایل آینده ابطال شقوق مذکور مورد استدعاست.
1- هدف قانونگذار از ایجاد مناطق ویژه اقتصادی و مناطق آزاد پشتیبانی از فعالیتهای اقتصادی و تشویق سرمایه گذاری از طریق ایجاد مشوقهای اقتصادی و مالی در مناطق مذکور بوده به ترتیبی که علاوه بر اعطای تسهیلات خاص آن مناطق، سرمایه گذاران را از پرداخت هر گونه عوارض معمول در کشور در فعالیتهای اقتصادی معاف دانسته و این امتیاز را به عنوان مهمترین انگیزه و ایجاد رونق اقتصادی و تحرک اقتصاد منطقه ای مورد توجه و تصویب قرار داده است با کمال تاسف شق ب بند پنجم و شقوق بند هفتم جدول تعرفه خدمات و هزینه های دریافتی در منطقه ویژه اقتصادی که عیناً به تصویب هیأت وزیران در تاریخ 4/6/1388 رسیده است متضمن ایجاد و پیش بینی عوارض جدید مالایطاق حتی بیش از مناطق معمولی می باشد به ترتیبی که اجرای آن علاوه بر این که دریافت عوارض تلقی می گردد عملاً فعالیت اقتصادی را در مناطق مذکور تحت الشعاع قرار داده و دقیقاً در مسیر مقابل قانون و اهداف آن به اجبار تکالیف مالی و عوارض پرداختی سنگینی را بر دوش سرمایه گذاران آن مناطق قرار داده است که بر خلاف صراحت ماده 1 قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی و خارج از حدود اختیارات قوه مجریه و عدول از قانون تلقی می گردد.
2- قانونگذار کشور ( مجلس محترم شورای اسلامی) خدمات مورد نظر در قانون مارالذکر را به قید انحصار در ماده 4 همین قانون تجویز کرده است در حالی که آنچه در تعرفه جدید مقرر شده که مورد اعتراض بوده و بر خلاف قانون است علاوه بر وجوه مربوط به خدمات عمومی به شرح بند پنجم مصوبه مورد تقاضای ابطال، عنوان خدمات عمومی دیگری را خارج از قید انحصاری قانون و مستقلاً و بدون جواز قانونی اضافه و الحاق نموده است که اولاً: فهرست آن ثانیاً: نوع آن و ثالثاً: موضوع آن مشخص نبوده و تعیین مصادیق بند خدمات عمومی بند 5 را به نحو اطلاق در ید و اختیار دولت قرار داده تا هر گونه که بخواهد در خصوص آن پرداخت و عوارض جدید ایجاد و وضع نماید.
3- همان گونه که در ماده 6 آیین نامه قانون فوق الذکر قید شده و منطق چنین مقرراتی اقتضا دارد، هزینه خدمات عمومی اولاً: باید متناسب با خدمات ارائه شده و به عبارت بهتر پس از ارائه خدمات مورد نظر مورد محاسبه و مطالبه قرار گیرد در حالی که در قسمت ب بند 5 مصوبه هیأت وزیران بهای خدمات عمومی یک درصد قیمت فروش کالا و خدمات معین شده که با این وصف میزان هزینه خدمات عمومی تابع میزان فروش کالا یا ارائه خدمات هر شرکت در طول سال تلقی شده است به عبارت بهتر ظاهراً در تصویب نامه مذکور شرکتها و سازمانهای اقتصادی منطقه ویژه به عنوان بخشی از دولت تلقی شده اند که باید سهم خاصی از بودجه فروش خصوصی خود را به نحو تکلیفی به خزانه واگذار کنند. در حالی که وضع چنین قاعده ای بر خلاف مصالح در نظر گرفته شده در قانون مارالذکر بر خلاف سیاستهای تشویقی قانونگذار و به نحو روشنی تعدی به حقوق کسانی است که با استفاده از امتیازات قانونی قانونگذار در خصوص مناطق ویژه اقتصادی و آزاد اقدام به سرمایه گذاری در چنین مناطقی که عمدتاً نیز در مناطق محروم کشور بوده می باشد.
4- نکته حایز اهمیت آن است که بهای خدمات عمومی به موجب این تصویب نامه تابعی از میزان فروش کالا یا ارائه خدمات هر شرکت تلقی شده و با توجه به این که فروش در طول سال تابع عوامل متفاوت بوده که معمولاً با افزایش و کاهش همراه است و این که اصولاً فروش شرکتها ارتباطی با خدمات عمومی مورد نظر سازمان ندارد، چگونه ممکن است تصور کرد اگر سازمانی نتوانست به فرض مثال هزار تومان فروش داشته باشد خدمات عمومی در خصوص مورد باید متوقف یا معلق به وجود درآمد چنین شرکتی فرض شود حال آن که اصولاً خدمات عمومی در چنین مناطقی وظیفه حاکمیتی دولت بوده و هزینه خدمات به صورت موردی و پس از ارائه خدمت عمومی قابل تحصیل است که در مانحن فیه در موضوع مصداق معکوس دارد.
5- از توضیحات پیش گفته و با نظر به مشروح مذاکرات مربوط به تصویب قانون اداره مناطق ویژه اقتصادی و آزاد صراحتاً می توان دریافت که عوارض و مالیات در چنین مناطقی با منطق مشوقهای اقتصادی در نظر گرفته حاکمیت ملغی یا موقتاً تعطیل بود و تصویب نامه حاضر به کیفیتی که سهم یا درصد مشخصی از میزان فروش و درآمد کالا را توسط دولت مطالبه می کند از مصادیق بارز وضع عوارض و مالیات است که هیچ انطباقی با تعریف بهای خدمات عمومی ندارد و این در حالی است که قانونگذار شرکتهای مشمول قانون را از پرداخت هر گونه عوارض معاف اعلام داشته مضافاً به این که مطالبه چنین مبلغی موجب افزایش بی سابقه هزینه برای شرکتهای دایر در آن مناطق تلقی شده و عملاً مسقط موقعیت رقابتی شرکتهایی است که مناطق ویژه اقتصادی را به اعتبار تسهیلات مالی و اقتصادی دولت به محل فعالیت اقتصادی خود تبدیل کرده اند.
6- هزینه های مربوط به انشعاب آب و فاضلاب، گاز، برق، تلفن توسط سازمانهای مربوطه تعیین و وصول می شود و ماده 18 قانون مزبور هم در این زمینه تصریح دارد به این که ( وزارتخانه ها، سازمانها، موسسه ها و شرکتهای دولتی و وابسته به دولت در حیطه وظایف قانونی، خدمات لازم از قبیل برق، آب، مخابرات، سوخت و سایر خدمات را در حدود امکانات و با نرخهای مصوب جاری در همان منطقه جغرافیایی به مناطق ارائه خواهد نمود) این در حالی است که هیأت وزیران به شرح بندهای 1-7 و 2-7 واحدهای تولیدی و خدماتی مشمول قانون را علاوه بر تادیه بهای خدمات مزبور به پرداخت 15% اضافه بر بهای خدمات به عنوان هزینه بالا سری و به شرح بند 3-7 به پرداخت هفتصد هزار ریال به ازای هر خط تلفن به علاوه 6% بهای مصرفی به عنوان هزینه بالاسری علاوه بر وجود قانونی مزبور ملزم کرده است که نه تنها در قبال این اضافه دریافتی هیچ خدمتی دریافت نمی کند بلکه وضع عوارض جدید خارق العاده ای است که مجموعه این مقررات بر خلاف صراحت ذات هدف و حکم مقنن و اصولاً خارج از حدود اختیارات قوه مجریه است. بنا به جهات و ادله معنونه و به استناد قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی و ماده یک و بند 1 ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری تقاضای رسیدگی عاجل، احقاق حق و ابطال مقررات فوق الذکر را از محضر قضات شریف هیأت عمومی دیوان عدالت اداری تقاضا دارد و یادآور می شود شرکتهای حاضر در آن مناطق جملگی واحدهای تولیدی خدمتگذار به کشور از جمله شرکتهای پتروشیمی خصوصی می باشند که سرمایه و زندگی خود را وقف آبادانی کشور کرده اند.”
متن مصوبه مورد اعتراض و قسمتهای مورد درخواست ابطال به شرح زیر می باشد:
” هیأت وزیران در جلسه مورخ 4/6/1388 بنا به پیشنهاد شماره 5330/11/87/ح- 15/10/1387 حوزه مشاورت رئیس جمهور در امور مناطق آزاد و ویژه اقتصادی و به استناد ماده (4) قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران – مصوب 1384- تصویب نمود:
نرخ هزینه های دریافتی در قبال خدمات ارائه شده در مناطق ویژه اقتصادی شیراز، پتروشیمی، پیام، کشتی سازی خلیج فارس، یزد، پارس، ارگ جدید، سیرجان، سرخس، سلفچگان، صنایع معدنی و فلزی خلیج فارس، بوشهر، شهید رجایی و امیر آباد به شرح پیوست که تأیید شده به مهر پیوست تصویب نامه هیأت وزیران است، تعیین می شود.
جدول نرخ تعرفه های خدمات و هزینه های دریافتی در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی برای سال 1388
…
…
…
5- هزینه خدمات عمومی:
الف) در دوره اجرای طرح به ازای هر متر مربع زمین واگذاری 460 ریال ماهانه
ب) از زمان تولید یک درصد قیمت فروش کالا و خدمات
تبصره: در صورت توقف تولید به منظور اصلاح ساختار، طرح توسعه و … طبق بند (الف) عمل می گردد.
6- هزینه استفاده از راه آهن اختصاصی منطقه:
مبلغ 20300 ریال به ازای هر تن کیلومتر ( کسر کیلومتر یک کیلومتر محاسبه می شود)
7- هزینه های آب و فاضلاب، برق، گاز، تلفن:
1-7- هزینه آب و برق مصرفی و فاضلاب بر اساس تعرفه های سازمانهای منطقه ای آب، برق و فاضلاب به اضافه 15% به عنوان هزینه های استهلاک، نگهداری شبکه داخلی منطقه، هزینه های توزیع و بالاسری.
2-7- هزینه گاز مصرفی بر اساس تعرفه شرکت ملی گاز ایران به اضافه 15% به عنوان هزینه های استهلاک، نگهداری ایستگاهها و شبکه های خارجی و داخلی منطقه، هزینه های توزیع و بالاسری
3-7- هزینه های استفاده از تلفن ثابت بر اساس تعرفه شرکت مخابرات ایران به اضافه 6% هزینه بالاسری و بابت هزینه های استهلاک، نگهداری شبکه صوت و داده و هزینه های توزیع ماهیانه 70 هزار ریال به ازاء هر خط
توضیح مهم (1): نرخهای فوق برای سال 1388 تنظیم گردیده و برای سالهای بعد معادل نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی افزایش خواهد یافت.
توضیح مهم (2): ذکر این نکته ضروری است که کلیه سرمایه گذاریهای ایجاد شبکه های انتقال و توزیع آب، برق،مخابرات وگاز و ایجاد تصفیه خانه های پساب صنعتی و انسانی توسط سازمان منطقه ویژه انجام پذیرفته و کلیه قراردادهای ارائه خدمات به مشترکین با این سازمان است.”
در پاسخ به شکایت مذکور، سرپرست امور تنظیم لوایح و تصویب نامه ها و دفاع از مصوبات دولت ( حوزه معاونت حقوقی رئیس جمهور) به موجب لایحه شماره 17772/13464- 9/11/1390 توضیح داده است که:
” 1- حکم ماده (1) قانون متضمن اهداف ایجاد مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران منطوقاً و یا مفهوماً هیچ گونه دلالتی مبنی بر عدم امکان اخذ وجه خدمات ندارد بویژه آن که ماده (4) قانون صراحتاً مجوز دریافت وجوه در قبال ارائه خدمات عمومی را مقرر نموده است.
2- با عنایت به این که فروش کالا یا خدمات در نتیجه ارائه خدماتی عمومی همچون خدمات ارتباطی و … مندرج در ماده (4) قانون صورت می گیرد بنابراین اخذ وجوه این خدمات مطابق قانون است و استدلال بر « امکان زیاندهی استفاده کننده خدمات» مانع از وصول وجه نیست زیرا آنچه موضوع حکم مقنن قرار گرفته اخذ وجه خدمات است و این جواز مقید به سود دهی فعالیت پرداخت کننده وجوه خدمت نشده است کما این که چنانچه در نتیجه ارائه خدمات مثلاً خدمات تخلیه و بارگیری ( مندرج در ماده 4) گیرنده خدمات در معامله مربوط به تخلیه ضرر کند این ضرر ادعایی تاثیری در تکلیف به پرداخت وجوه مربوط ندارد. بویژه آن که سود دهی یا عدم سود دهی بنگاه پرداخت کننده وجوه، تابع عوامل متنوع و غیر مرتبط با وجه پرداختی به عنوان هزینه خدمات است و اخذ وجه نه در قبال عملکرد سالانه پرداخت کننده بلکه در قبال هر معامله است.
3- تعیین تعرفه مندرج در بند (5) ضمیمه مصوبه مورد شکایت تعارضی با ادعای انحصاری بودن خدمات موضوع ماده (4) قانون ندارد زیرا لفظ « خدمات عمومی» مندرج در ماده (4) قانون لفظ « کلی » است و می تواند شامل مصادیقی باشد و خدمات عمومی مندرج در بند (5) نیز از مصادیق خدمات عمومی در ماده (4) است و لذا بند یاد شده متضمن تجاوز از حدود ماده (4) قانون نمی باشد.
4- با عنایت به این که در ماده (18) قانون راجع ارائه خدمات برق و آب و مخابرات، اخذ نرخهای مصوب جاری پیش بینی شده است لذا ادعای مغایرت بند (7) با قانون صحیح نیست. لازم به ذکر است 15 درصد پیش بینی شده در بند (7) صرفاً به عنوان هزینه بالاسری نبوده بلکه حسب عبارت این بند شامل هزینه های استهلاک و نگهداری شبکه داخلی منطقه هم می شود ضمن آن که اخذ « هزینه بالاسری» که در واقع وجه « ارائه» محصول و خدمت علاوه بر ارزش « خود» محصول و خدمت است در چارچوب مواد (4 و 18) قانون است. با عنایت به مراتب فوق استدعای رد دعوای مطروحه را دارد.”
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آينده به صدور رأی مبادرت میکند.
رأی هيأت عمومي
الف: نظر به این که قانونگذار در ماده 4 قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/3/1384 به سازمان منطقه ویژه اقتصادی اجازه داده است که مطابق آیین نامه مصوب هیأت وزیران در قبال ارائه خدمات مصرح در قانون، وجوهی را دریافت کند، حکم مقرر در شق (ب) از بند 5 مصوبه مورد اعتراض که در آن اخذ هزینه خدمات عمومی از زمان تولید، یک درصد قیمت فروش کالا و خدمات تعیین شده است در محدوده اختیارات قانونی تنظیم شده و قابل ابطال نیست.
ب: با توجه به این که در ماده 18 قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/3/1384 ارائه خدمات وزارتخانه ها، مؤسسات و شرکتهای دولتی به نرخ مصوب جاری در همان منطقه جغرافیایی در مناطق ویژه نیز تجویز شده است، مبیّن این امر است که اخذ وجه اضافه بر تعرفه های منطقه جغرافیایی معین از مناطق ویژه وجاهت قانونی ندارد. لذا بندهای 1-7، 2-7 و 3-7 بند 7 مصوبه مورد شکایت که علاوه بر تعرفه های مقرر، اخذ وجوه اضافه به عنوان هزینه های استهلاک، نگهداری شبکه داخلی منطقه، نگهداری دستگاهها، نگهداری شبکه صوت و داده ها و هزینه های توزیع و هزینه های بالاسری را مقرر داشته است، خارج از حدود اختیارات مرجع وضع و مغایر ماده 18 قانون مذکور تشخیص داده می شود و به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری حکم به ابطال آنها صادر و اعلام می شود.
معاون قضایی دیوان عدالت اداری- علی مبشری
![امکان انتقال کارمندان به دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد تجاری- صنعتی 1 نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)


