رأی وحدت رویه در خصوص استحاق برخوردارى از حق اشعه
تاريخ: 10/8/1383 شماره دادنامه:371 كلاسه پرونده: 83/490
مرجع رسيدگى: هيأت عمومى ديوان عدالت ادارى.
شاكى: دادرس شعبه پانزدهم ديوان عدالت دارى.
موضوع شكايت و خواسته: اعلام تعارض آراء صادره از شعب اول، 6، 10، 13، 18 و 21 ديوان عدالت ادارى.
مقدمه: دادرس محترم شعبه پانزدهم ديوان با ارسال تصوير 7 فقره دادنامه صادره از شعب ديوان دادنامههاى مزبور را از 1- از جهت توجه و عدم توجه دعوى به سازمان مديريت و برنامهريزى كشور كه در آن شعبه 21 با ساير آراء متعارض است. 2- در خصوص استحاق يا عدم استحاق يا عدم استحاق برخوردارى از حق اشعه كه آراء شعب اول و سيزدهم با آراء شعب 18 و 6 و 10 متعارض مىباشند. ذيلاً خلاصه آراء مورد استناد ذكر مىگردد.
الف – شعبه بيست و يكم در رسيدگى به پرونده كلاسه 79/1561 موضوع شكايت خانم معصومه فريدونى به ظرفيت، سازمان مديريت و برنامهريزى كشور بخواسته درخواست پرداخت فوقالعاده كار با اشعه بر اساس حقوق و مزاياى نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت از 1/1/1370 الى 1/6/1378 بشرح دادنامه شماره 259 مورخ 18/2/1381 چنين رأى صادر نموده است، صرفنظر از صحت و سقم ادعاى شاكيه نظر به اينكه موضوع خواسته كه همانا مطالبه فوقالعاده كار به اشعه است مستلزم طرح دعوى به طرفيت سازمان متبوع شاكيه مىباشد و درمانحن فيه ايشان به طرفيت سازمان مديريت و برنامهريزى كشور طرح دعوى نموده است. عليهذا شكايت مطروحه متوجه مشتكى عنه نبود، مستنداً به بند ب ماده 20 آيين دادرسى ديوان عدالت ادارى قرار رد شكايت صادر مىگردد.
ب – شعبه اول در رسيدگى به پرونده كلاسه 76/282 موضوع شكايت آقاى هاشم كوثرى بطرفيت سازمان امور ادارى و استخدامى كشور بخواسته پرداخت فوقالعاده كار با اشعه كه بر اساس قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت از تاريخ 1/3/1373 به شرح دادنامه شماره 595 مورخ 22/4/1377 چنين رأى صادر نموده است، با توجه به مصوبه سال 1368 مجلس شوراى اسلامى و تنفيذ آن از سوى شوراى نگهبان و آييننامه اجرائى مربوط مصوب هيأت وزيران به تاريخ 2/2/1369 و ضرورت و لزوم اجراى قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق كاركنان دولت و صدور احكام حقوقى بر اساس آن در كليه دستگاههاى دولتى و با عنايت به ماده 4 دستورالعمل شماره يك پرداخت فوقالعاده كار اشعه سازمان انرژى اتمى ايران حكم به ورود شكايت صادر و اعلام مىگردد.
ج – شعبه اول در رسيدگى به پرونده كلاسه 82/637 موضوع شكايت آقاى محمد ابراهيم خوارزمى بطرفيت 1- سازمان مديريت و برنامهريزى كشور 1- مركز آموزشى تحقيقاتى قلب و عروق شهيد رجائى بخواسته الزام به پرداخت فوقالعاده كار با اشعه براساس قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت از 1/1/1370 تا 1/6/1378 بشرح دادنامه شماره 2153 مورخ 23/4/1383 چنين رأى صادر نموده است، مستنداً به بند 4 ماده 20 از فصل پنجم قانون حفاظت در برابر اشعه مصوب 20/1/1368 مجلس شوراى اسلامى كه مقرر نموده تا 50% حقوق و مزايا بعنوان فوقالعاده كار با اشعه به شاغلين مربوطه تعلق مىگيرد و نيز آييننامه اجرائى آن مصوب 2/2/1369 هيأت وزيران و ضرورت و لزوم اجراء قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق كاركنان دولت مصوب 1370 كه از نظر زمان شامل شاكى مىشود. چنانچه هيأت وزيران بالاخره با صدور مصوبه شماره 1816/ت 19969 ه’- مورخ 17/3/1378 مشكل را حل نموده كه در حال حاضر مورد عمل است و روح و فلسفه آن مؤيد اظهارات شاكى مىباشد و عدم دفاع مؤثر و مستدل از سوى سازمان مديريت و برنامهريزى كشور طى لايحه 68612/1602 مورخ 25/4/1382 اين شعبه شكايت را وارد تشخيص داده و مشتكى عنهام را ملزم به اصلاح حكم حقوقى وى طبق نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت و پرداخت مابهالتفاوت فوقالعاده كار با اشعه را از تاريخ لازمالاجراء شدن قانون نظام هماهنگ لغايت 1/6/1378 مىنمايد.
د – شعبه سيزدهم در رسيدگى به پرونده كلاسه 80/689 موضوع شكايت خانم مينو نجفى به طرفيت سازمان مديريت و برنامهريزى كشور بخواسته دريافت فوقالعاده كار با اشعه بر اساس حقوق و مزاياى نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت از تاريخ 1/3/1371 لغايت 1/6/1378 بشرح دادنامه شماره 1363 مورخ 14/7/1381 چنين رأى صادر نموده است، با توجه به دلايل ابرازى شاكيه از جمله قانون مصوب سال 1368 مجلس شوراى اسلامى و آييننامه اجرائى مصوب هيأت وزيران و ضرورت اجراى قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت و با عنايت به ماده 4 دستورالعمل شماره يك پرداخت فوقالعاده كار با اشعه سازمان انرژى اتمى ايران حكم به ورود شكايت نامبرده صادر مىگردد.
هـ – شعبه هيجدهم در رسيدگى به پرونده كلاسه 78/1013 موضوع شكايت آقاى رسول خدابخش و آقاى حسنقلى محمدى بطرفيت 1- سازمان امور ادارى و استخدامى كشور 2- شوراى حقوق و دستمزد سازمان امور ادارى و استخدامى كشور 3- ذيحسابى دانشگاه اروميه بخواسته برقرارى فوقالعاده كار با اشعه بر مبناى آخرين حقوق و مزاياى هر سال بشرح دادنامه شماره 1219 مورخ 14/10/1379 چنين رأى صادر نموده است…. با توجه به مفاد مورخ 18/12/1375 مدير كل دفتر طبقهبندى مشاغل و امور رفاهى كاركنان دولت خطاب به رياست دانشگاه اروميه اسلام داشته قانون حفاظت در برابر اشعه مصوب 1368 و آييننامه اجرائى مزبور مصوب 1369 هيأت وزيران جنبه عام دارد و از نظر اين سازمان ميزان فوقالعاده كار با اشعه موضوع بند 4 ماده 20 قانون مذكور كاركنان براساس مفاد نامه شماره 77/42 مورخ 14/11/1373 اين سازمان قابل پرداخت است و با توجه به ساير مدارك موجود در پرونده امر از اقدامات انجام شده از سازمانهاى طرف شكايت و ذيحسابى دانشگاه اروميه تخلف از مقررات قانونى صورت نگرفته است لذا شكايت شكات فوق بنحو مطروحه موجه نبوده محكوم به رد است.
و – شعبه ششم در رسيدگى به پرونده كلاسه 79/1664 موضوع شكايت آقاى حسن مرتضىزاده بطرفيت، سازمان مديريت و برنامهريزى كشور بخواسته، دريافت فوقالعاده كار با اشعه براساس حقوق و مزاياى نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت از 1/8/1371 تا 1/6/1378 بشرح دادنامه شماره 1859 مورخ 23/10/1380 چنين رأى صادر نموده است، با عنايت به پاسخ مورخ 17/2/1380 مشتكى عنه و توضيحات مورخ 23/10/1380 نماينده مشتكى عنه شكايت غيرموجه تشخيص حكم به رد شكايت صادر مىگردد.
ز – شعبه دهم در رسيدگى به پرونده كلاسه 80/469 موضوع شكايت آقاى يداللَّه حقيقى بطرفيت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى، صندوق سازمان بازنشستگى كشورى، سازمان مديريت و برنامهريزى و ذيحسابى دانشگاه علوم پزشكى اهواز بخواسته پرداخت فوقالعاده كار با اشعه با توجه به 85% از مبلغ فوق ماهيانه بعنوان بازنشستگى بشرح دادنامه شماره 1907 مورخ 25/10/1380 چنين رأى صادر نموده است، در قانون و آييننامه فوقالعاده كار با اشعه به كسر كشور بازنشستگى اشارهاى نشده و مراجع ذيصلاح هم در اين خصوص مجو.زى صادر ننمودهاند. بنابراين چنانچه به اشتباه از بابت فوقالعاده كار با اشعه از شاكى كسورى برداشت و بحساب صندوق بازنشستگى واريز شده باشد اين عمل خلاف مقررات بوده و با ارائه مدارك مثبته از سوى مؤسسه متبوع وى بعنوان اشتباه واريزى قابل استرداد مىباشد كه با توجه به مراتب فوق نظر به اينكه احتساب فوقالعاده كار با اشعه در تعيين حقوق بازنشستگى منطبق با قانون و مقررات مربوط نبوده از اين نظر شكايت موجه نيست و رد مىشود. هيأت عمومى ديوان عدالت ادارى در تاريخ فوق به رياست حجتالاسلام و المسلمين رازينى و با حضور رؤساى شعب بدوى و رؤسا و مستشارا شعب تجديد نظر تشكيل و پس از بحث و بررسى و انجام مشاوره با اكثرى آراء بشرح آتى مبادرت بصدور رأى مىنمايد:
رأى هيأت عمومى
در خصوص تعارض اول اعلام شده از حيث توجه و عدم توجه به سازمان مديريت و برنامهريزى در خصوص دعاوى مطالبه حق اشعه آراء شعبه 21 و ساير شعب متعارض تشخيص و با توجه به اينكه پرداخت حقوق و مزاياى كاركنان دولت برعهده وزارتخانهها و سازمانهاى متبوع كاركنان مزبور مىباشد و اقامه دعوى به خواسته حقوق و مزاياى مذكور بطرفيت سازمان مديريت و برنامهريزى مبناى قانونى ندارد، دادنامه شماره 259 مورخ 28/2/1381 صادره از شعبه 21 ديوان كه در مورد شكايت عليه سازمان مديريت و برنامهريزى كشور قرار رد صادر نموده است صحيح و موافق قانون تشخيص داده مىشود.
در خصوص اعلام تعارض دوم از حيث استحقاق برخوردارى از حق اشعه بشرح زير اتخاذ تصميم گرديد:
الف – با عنايت به تفاوت موضوع شكايت مندرج در پرونده كلاسه 80/469 شعبه دهم بدوى ديوان و اينكه تفاوت مدلول رأى اين پرونده با ساير دادنامههاى فوقالذكر مبتنى بر استنباط معارض از حكم واحد قانونگذار در خصوص مورد نيست و تناقضى در اين خصوص وجود ندارد، آراء متناقض تشخيص داده نشد و موردى براى رسيدگى و اظهارنظر در قلمرو ماده 20 اصلاحى قانون ديوان عدالت ادارى از اين جهت وجود ندارد.
ب – در خصوص اعلام تعارض آراء بين دادنامههاى صادره از شعبه اول و دادنامه صادره از شعبه 13 كه شكايت شاكى را وارد دانسته و آنان را مستحق دريافت حق اشعه در حد اعلام شده در دادنامه دانستهاند و دادنامههاى صادره از شعب 18 و 6 كه دعوى مشابه شاكى را مردود اعلام نمودهاند، صرفنظر از اينكه خوانده دعوى در همه اين آراء يكسان نيست كه در اين خصوص در ضمن قسمت اول دادنامه اتخاذ تصميم شد و صرفنظر از اينكه خواهان مستحق 50% حقوق و مزايا باشد يا ميزان كمتر از آن به اختيار دستگاه صادركننده كافى است كه در اين خصوص مسئله مشمول رأى وحدت رويه شماره 91 مورخ 27/3/1380 مىباشد. منحصراً از جهت اينكه سه دادنامه اول خواهان را مستحق دريافت حق اشعه دانسته و دو دادنامه بعدى رأى به عده استحقاق وى دادهاند تعارض بين آراء محقق تشخيص داده شد و نظر به اينكه حكم مقرر در بند 4 ماده 20 از فصل پنجم قانون حفاظت در برابر اشعه مصوب 68 در باب پرداخت فوقالعاده كار با اشعه تا 50% حقوق و مزايا و عنايت به مقررات قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت مصوب شهريور ماه 1370 در خصوص لزوم پرداخت فوقالعادههاى قانون كاركنان دولت با رعايت مبانى و مأخذ مقرر در قانون اخيرالذكر دادنامههاى شماره 595 مورخ 22/4/1377 و 2153 مورخ 23/4/1383 شعبه اول بدوى و دادنامه شماره 1363 مورخ 14/7/1381 شعبه سيزدهم بدوى ديوان در حدى كه مبين اين معنى است موافق اصول و موازين قانونى مىباشد. اين رأى به استناد قسمت اخير ماده 20 اصلاحى قانون ديوان عدالت ادارى در موارد مشابه براى شعب ديوان و ساير مراجع ذيربط لازم الاتباع است.
رييس هيأت عمومى ديوان عدالت ادارى – على رازينى
![رأی هیئت عمومی دیوان عدالت اداری: صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری در تفسیر دستورالعمل فوق العاده پست تخصصی حقوقی 1 نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)




