عدم ابطال بخشنامه سازمان تأمین اجتماعی موضوع: تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
عدم ابطال بخشنامه 11 جدید درآمد و ملحقات آن با موضوع: نحوه اجرای ماده 47 قانون تأمین اجتماعی
عدم ابطال بخشنامه سازمان تأمین اجتماعی موضوع: تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد (دادنامه شماره ۸۳۷ مورخ ۱۴۰۰/۰۶/۲۳ هیأت تخصصی کار ، بیمه و تامین اجتماعی)
- کلاسه پرونده: ۹۹۰۳۰۱۷
- شماره دادنامه: ۱۴۰۰۰۹۹۷۰۹۰۶۰۱۰۸۳۷
- تاریخ دادنامه: ۱۴۰۰/۰۶/۲۳
- هیأت تخصصی کار ، بیمه و تامین اجتماعی
- شماره پرونده: هـ ع؍ ۹۹۰۳۰۱۷
- شاکی: شرکت لاستیک پولاد آروین
- طرف شکایت: سازمان تأمین اجتماعی
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بندهای ذیل از:
۱. بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن به شماره ۴۱۹۵؍۹۹؍۱۰۰۰ (مورخ ۱۵؍۵؍۱۳۹۹ سازمان تأمین اجتماعی) با موضوع: نحوه اجرای ماده ۴۷ قانون تأمین اجتماعی؛
۲. پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد (با عنوان: فهرست طبقهبندی ریزاقلام مشمول؍غیرمشمول کسر حق بیمه)؛
۳. بخشنامه شماره ۱۱ جدید درآمد با موضوع: دستورالعمل بازرسی از دفاتر قانونی و نحوه محاسبه حق بیمه آن.
۱. جزء ۷- ۱ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد (با عنوان: فهرست طبقهبندی ریزاقلام مشمول؍غیرمشمول کسر حق بیمه)
۲. جزء ۳ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد- و تذکر ذیل جزء ۴ بند «د» فصل سوم بخشنامه
۳. ردیف دوم از قسمت ششم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۴. تذکر ۲ بند ۲ فصل دوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۵. تعریف فاکتور در جزء ۵ بند «د» فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۶. جزء ۵ بند «د» فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۷. عدم تفکیک پیمانکاران و مقاطعهکاران
۸. ردیفهای ۱ الی ۵ از قسمت پنجم پیوست ۱۱ ب بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۹. ردیف ۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۱۰. ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۱۱. بند ۴ بخش هفتم بخشنامه شماره ۱۱ جدید درآمد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*شاکی دادخواستی به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی به خواسته ابطال بندهای فوقالذکر از ۱. بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن به شماره ۴۱۹۵؍۹۹؍۱۰۰۰ (مورخ ۱۵؍۵؍۱۳۹۹ سازمان تأمین اجتماعی) با موضوع: نحوه اجرای ماده ۴۷ قانون تأمین اجتماعی؛ ۲. پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد (با عنوان: فهرست طبقهبندی ریزاقلام مشمول؍غیرمشمول کسر حق بیمه)؛ ۳. بخشنامه شماره ۱۱ جدید درآمد با موضوع: دستورالعمل بازرسی از دفاتر قانونی و نحوه محاسبه حق بیمه آن به دیوان عدالت اداری تقدیم کرده که به هیأت عمومی ارجاع شده است.
متن مقررات مورد شکایت به قرار زیر می باشد:
* ۱ و ۲. جزء ۷- ۱ و جزء ۳ از بند «د» فصل سوم و تذکر ذیل جزء ۴ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن (با عنوان: فهرست طبقهبندی ریزاقلام مشمول؍غیرمشمول کسر حق بیمه)
«[۱- کلیه وجوه پرداختی به کارکنان به استثنای موارد ذیل مشمول کسر حق بیمه میباشد]:
۷- ۱- پاداش بهرهوری و افزایش تولید طبق ضوابط ماده ۴۷ قانون کار».
«۳- قراردادهایی که موضوع عملیات آن توسط شخص مجری به تنهایی انجام پذیرفته و دارای تبعیت دستوری و اقتصادی و انجام شخصی کار باشد و مشمول قوانین استخدامی از جمله قانون کار باشد، قرارداد کار محسوب میگردد و حقالزحمه پرداختی به اشخاص مذکور برابر بند ۵ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی با رعایت سقف دستمزد مشمول میباشد».
«۴-… تذکر: در صورت وجود ابهام در تشخیص نوع قرارداد موضوع بندهای ۳ و ۴ فوقالذکر، اصل و قاعده اولیه بر برقراری رابطه کار بین طرفین (قرارداد کار) است و برای نفی قاعده اصلی و اثبات ادعای خلاف، باید دلایل و مستندات معتبری برای آن وجود داشته باشد و دلیلی قویتر از اصل ارائه گردد».
ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست بخشنامه
|
قسمت اول: حقالزحمهها (مزد یا حقوق یا کارمزد) شامل: هرگونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمر که در مقابل کار به بیمهشده داده میشود. |
||||||
|
ردیف |
عنوان هزینه؍ گیرنده وجه |
شرح بررسی |
ستون تشخیص |
میزان درصد مزد به کل هزینه |
میزان درصد هزینه غیرمشمول به کل هزینه |
|
|
17 |
حق حضور اعضای هیأت مدیره: اعضای موظف (حقوقبگیر) که سهامدار و عضو مجمع نباشند. اعضای غیرموظف (در صورت عدم دریافت حقوق) |
با رعایت سقف —- |
1- 5 غیرمشمول |
100 0 |
0 100 |
|
* ۳. ردیف دوم از قسمت ششم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
قسمت ششم: انواع فعالیتهای کامپیوتری
|
قسمت ششم: انواع فعالیتهای کامپیوتری |
||||||
|
ردیف |
عنوان هزینه؍ گیرنده وجه |
شرح بررسی |
ستون تشخیص |
میزان درصد مزد به کل هزینه |
میزان درصد هزینه غیرمشمول به کل هزینه |
|
|
2 |
حمل ونقل بار و مسافر بینشهری و درونشهری: 2- 1- اشخاص حقیقی بدون خودرو به صورت انفرادی 2- 2- اشخاص حقیقی (مقاطعهکار دارای بیمهشده) و اشخاص حقوقی |
با رعایت سقف
—- |
1- 5
3- 5 |
100
25.92 |
0
74.08 |
|
* ۴. تذکر ۲ بند ۲ فصل دوم بخشنامه ۱۱ جدید درآمد [با توجه به متن دادخواست، ظاهراً مراد شاکی فراز پایانی تذکر ۳ بوده است].
تذکر ۲- درخواست بازرسی شرکتهای بخش خصوصی با رعایت تصویبنامه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی به شماره ۵۰۴۳۲ مورخ ۳۱؍۴؍۱۳۹۶، صرفاً از آخرین سال مالی با لحاظ موارد استثنای تصویبنامه صادر میگردد. دستگاههای اجرایی، شرکتهای دولتی، شهرداریها، نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی مشمول تصویبنامه مزبور نمیباشند.
[فراز پایانی تذکر ۳: تعریف سال مالی: در اصول حسابداری و حسابرسی، سال مالی به سال (یا دورهای) اطلاق میگردد که:
دفاتر قانونی تحریر، تکمیل و عملیات بستن حسابها صورت گرفته باشد.
مجمع سالیانه شرکت برگزار و گزارش صورتهای مالی توسط حسابرس مستقل ارائه شده باشد].
* ۵. تعریف فاکتور در جزء ۵ از بند «د» فصل سوم بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
تعریف فاکتور: فاکتور یا صورتحساب رسمی سندی تجاری است شامل اطلاعات کالا یا خدمات مورد معامله، ارزش ریالی آنها، تخصیص مالیات بر ارزش افزوده، نحوه فروش (نقدی؍غیرنقدی)، مشخصات هویتی کامل فروشنده و خریدار، نشانی و نوع فعالیت، امضا و مهر صادرکننده، کد اقتصادی که در زمان رسیدگی ضمیمه سند و قابل پیگیری و بررسی باشد.
* ۶. جزء ۵ از بند «د» فصل سوم بخشنامه ۱۱ جدید درآمد
۵- صورتحساب (فاکتور) کالا و خدمات صادره توسط کلیه واحدهای صنفی، تولیدی و خدماتیِ دارای شناسنامه و مجوز از مراجع ذیصلاح قانونی به شرط اینکه انجام کار توسط بیمهشدگان و در محل کارگاه ثابت صورت گرفته باشد، لازم است در کاربرگ شماره ۳ ثبت گردد.
* ۷. عدم تفکیک پیمانکاران و مقاطعهکاران
* ۸. ردیفهای ۱ الی ۵ از قسمت پنجم پیوست بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
|
قسمت پنجم: انواع فعالیتهای کامپیوتری |
|||||||
|
ردیف |
عنوان هزینه؍ گیرنده وجه |
شرح بررسی |
ستون تشخیص |
میزان درصد مزد به کل هزینه |
میزان درصد هزینه غیرمشمول به کل هزینه |
||
|
1 |
هزینه فناوری اطلاعات و ارتباطات و کلیه فعالیتهای مرتبط با آن: 1- 1- اشخاص حقیقی به صورت انفرادی؛ 1- 2- اشخاص حقیقی (مقاطعهکار دارای بیمهشده) و اشخاص حقوقی |
طبق بندهای 3 و 4 بخش «د» فصل سوم بخشنامه
—- |
—-
3- 5 |
25.92 |
74.08 |
||
|
2 |
خرید ملزومات کامپیوتری: اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی |
با صورتحساب رسمی |
غیرمشمول |
0 |
100 |
||
|
3 |
خرید نرمافزار از اشخاص حقیقی و حقوقی: 3- 1- خرید پکیج نرمافزار آماده؛ 3- 2- خرید انواع نرمافزار با رویکرد سفارش کار مربوطه (تهیه) |
با صورتحساب رسمی
—- |
غیرمشمول
3- 5 |
0
25.92 |
100
74.08 |
||
|
4 |
خرید اجاره و پهنای باند: 4- 1- بدون قرارداد و کار اضافی، فاقد ماهیت پیمانکاری 4- 2- با قرارداد و بدون کار اضافی (در صورت دارا بودن کد کارگاه ثابت) |
با صورت حساب رسمی
درج در کاربرگ شماره 3 |
غیرمشمول
غیرمحاسباتی |
0 |
100 |
||
|
5 |
طراحی، پیادهسازی، راهاندازی و پشتیبانی، آموزش شبکهها و پایگاههای اطلاعرسانی اینترنت و فضای رایانهای و بههنگامسازی اطلاعات موجود در وبگاهها |
—- |
3- 5 |
25.92 |
74.08 |
||
* ۹. ردیف ۷ از قسمت اول پیوست بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
|
قسمت اول: حقالزحمهها (مزد یا حقوق یا کارمزد) شامل: هرگونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمر که در مقابل کار به بیمهشده داده میشود. |
|||||
|
ردیف |
عنوان هزینه؍ گیرنده وجه |
شرح بررسی |
ستون تشخیص |
میزان درصد مزد به کل هزینه |
میزان درصد هزینه غیرمشمول به کل هزینه |
|
7 |
حقالزحمه حسابداری و حسابرسی: اشخاص حقیقی به صورت انفرادی اشخاص حقیقی (طرف قرارداد متعدد و بدون بکارگیری کارگر) اشخاص حقیقی (مقاطعهکار دارای بیمهشده) و اشخاص حقوقی در وجه مؤسسات حسابرسی و خدمات مالی |
با رعایت سقف با رعایت سقف —- —- |
– 5 1- 5 2- 5 2- 5 |
100 100 55.56 55.56 |
0 0 44.44 44.44 |
* ۱۰. ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
|
قسمت سوم: دارایی ثابت و دارایی در جریان تکمیل |
||||||
|
ردیف |
عنوان هزینه؍ گیرنده وجه |
شرح بررسی |
ستون تشخیص |
میزان درصد مزد به کل هزینه |
میزان درصد هزینه غیرمشمول به کل هزینه |
|
|
2 |
ساخت اسکلت سوله توسط اشخاص حقیقی و حقوقی: |
|
3- 5 |
25.92 |
74.08 |
|
* ۱۱. بند ۴ بخش هفتم بخشنامه شماره ۱۱ جدید درآمد
۴- از تاریخ ابلاغ این بخشنامه، بخشنامه شماره ۱۱۲ درآمد لغو میگردد. بدیهی است تکمیل و انجام بازرسیهایی که بر اساس بخشنامه مذکور از دفاتر قانونی در حال انجام باشد، بر اساس بخشنامه مذکور بلامانع خواهد بود.
دلایل شاکی برای ابطال مقرره مورد شکایت:
شاکی به موجب دادخواستی اعلام کرده است:
به دلیل تجاوز از حدود اختیارات قوه مجریه، تقاضای ابطال موارد زیر میگردد:
* ۱. جزء ۷- ۱ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد (با عنوان: فهرست طبقهبندی ریزاقلام مشمول؍غیرمشمول کسر حق بیمه):
پاداش تولید و بهرهوری و کارانه و امثالهم –که به استناد بند ۵ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی به صورت غیرمستمر پرداخت میگردد- مشمول بیمه نخواهد بود و اضافه نمودن هر شرطی –از جمله رعایت ماده ۴۷ قانون کار- خارج از اختیارات سازمان مربوطه است.
* ۲. جزء ۳ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن- و تذکر ذیل جزء ۴ بند «د» فصل سوم بخشنامه
قراردادهای کار به تنهایی به استناد دادنامه هیأت عمومی دیوان عدالت به شماره ۵۸ (مورخ ۲۵؍۵؍۱۳۷۶) و دادنامه تأکیدی شماره ۱۸۱۵ (مورخ ۶؍۱۱؍۱۳۹۳)، بدون قید و شرط میباشد. لکن بیان نمودن اینکه اگر ماهیت دستوری و اقتصادی داشته باشد، آنگاه مشمول ماده ۲۸ است و در غیر این صورت مشمول ماده ۳۸ قانون و به استناد دادنامههای فوق، مشمول بیمه نخواهد بود، از طرفی تعیین این شروط خارج از صلاحیت سازمان تأمین اجتماعی است و از طرفی با توجه به اینکه اصولا اینگونه پرداختها حقوق نمیباشند، بنابراین نمیتوانند مشمول بیمه و ماده ۲۸ قانون گردند.
همچنین در تذکر ذیل جزء ۴ بند «د» فصل سوم بخشنامه اعلام شده است باید این قراردادها قرارداد کار تلقی گردد، مگر آنکه کارفرما خلاف آن را اثبات کند؛ که این امر با اصل برائت مذکور در اصل ۳۷ قانون اساسی مغایرت اساسی دارد.
* ۳. ردیف دوم از قسمت ششم پیوست بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
شمول بارنامههای رسمی و تمبردار با بخشنامههای ۱؍۱۱ و ۳؍۱۱ مغایرت داشته و نمیتواند مشمول بیمه گردد.
* ۴. تذکر ۲ بند ۲ فصل دوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
اصولاً تعریف سال آخر مشمول رسیدگی، با بند ۴ دستور شماره ۵۰۴۳۲ (مورخ ۳۱؍۴؍۱۳۹۶) فرماندهی ستاد اقتصاد مقاومتی تفاوت دارد.
همچنین بر اساس ماده ۱۵۵ قانون مالیاتهای مستقیم، سال مالیاتی تعریف شده و در مورد آن دسته از اشخاص حقوقی نیز که سال مالی آنها به موجب اساسنامه با سال مالیاتی تطبیق نمیکند نیز حکم را بیان کرده است.
در استاندارد حسابداری، تعریف دقیقی از سال مالی نداریم. تنها در نحوه ارائه صورتهای مالی برای تعریف دوره گزارشگری آمده است «صورتهای مالی باید حداقل به طور سالانه ارائه شود».
لذا درخواست پذیرش تعریف سال آخر بر اساس دستور فرماندهی ستاد اقتصاد مقاومتی را دارم.
* ۵. تعریف فاکتور در جزء ۵ بند «د» فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
آییننامه اجرایی ماده ۹۵ قانون مالیاتهای مستقیم، تعریفی از فاکتور ارائه میدهد و در آییننامه اجرایی تبصره ۳ ماده ۱۶۹ قانون مالیاتهای مستقیم نیز بر تعریف مذکور در ماده ۹۵ تأکید میگردد.
در قانون تجارت تعریف مشخصی از فاکتور وجود ندارد؛ اما ماده ۱۲۸۴ قانون مدنی، سند را هر نوشتهای میداند که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد. پس سند در لغت به نوشتهای گفته میشود که به آن اعتماد و استناد میشود و در اصطلاح حقوقی نوشتهای است که در مقام دفاع یا دعوا قابل استناد باشد و بتوان از آن برای اثبات عمل، قرارداد یا تعهد استفاده کرد.
اما با توجه به اینکه ارائه تعریف فاکتور توسط سازمان، به دلیل الزام داشتن مبلغ مالیات بر ارزش افزوده، اولاً خارج از تعاریف متداول است و ثانیاً الزاماً همه خریدها بر اساس قانون مشمول مالیات بر ارزش افزوده نمیباشد (ماده ۱۲ قانون مالیات بر ارزش افزوده) و در بسیاری از موارد، کد ملی و یا شناسه ملی جایگزین کد اقتصادی شده است، فاقد وجاهت قانونی میباشد.
* ۶. جزء ۵ بند «د» فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
بند ۶ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی، حق بیمه را تعریف کرده است.
طبق نامه شماره ۱۰۰؍۹۵؍۱۲۹۸۹ (مورخ ۱۲؍۸؍۱۳۹۵ مدیر عامل وقت سازمان) نیز خرید، مشمول دانسته نشده است و تنها در مورد قطعات در صورت کار اضافی (فقط هزینه کار اضافی مشمول بیمه است)، آن را مشمول محاسبه حق بیمه نموده است.
از آنجا که در معامله خرید و فروش کالا و خدمات اصولاً افراد طرف معامله نمیتوانند از خدمات سازمان استفاده نمایند، حذف جزء ۵ بند «د» فصل سوم مورد استدعاست.
* ۷. عدم تفکیک پیمانکاران و مقاطعهکاران
بر اساس قانون، تنها مقاطعهکاران مشمول ماده ۳۸ قانون میباشند. در صورتی که سازمان با عدم تفکیک تعریف مقاطعهکار و پیمانکار، هر دو مورد را مشمول نموده است.
در این رابطه در لغتنامه دهخدا بیان شده است:
تعریف مقاطعهکار: کسی که ضمن عقد قرارداد یا پیمان یا صورت مجلس مناقصه، انجام دادن هر گونه عمل و یا فروش کالایی را با شرایط مندرج در قرارداد یا پیمان یا صورت مجلس مناقصه در قبال مزد یا بها و به مدت معین تعهد نماید.
تعریف پیمانکار: کسی که انجام دادن کاری را در قبال مبلغ معینی پول تعهد کند.
* ۸. ردیفهای ۱ الی ۵ قسمت پنجم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
شرکتها با فعالیت کامپیوتری و IT بدون توجه به بخشنامه ۱۱؍۱۴ مشمول گردیدهاند، که باید بر اساس بند ۱ از قسمت «ب» بخشنامه مذکور اصلاح گردد.
* ۹. ردیف ۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
مؤسسات حسابرسی و خدمات مالی بدون توجه به بند «و» بخش سوم بخشنامه شماره ۱۴ جدید درآمد مشمول گردیدهاند که باید مطابق آن اصلاح گردد.
* ۱۰. ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن
ساخت سوله در محل کارگاه تولیدکننده، با توجه به بخشنامه ۹؍۱۴ که در راستای ماده ۴۰ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر و ارتقای نظام مالی کشور صادر شده است، فاقد وجاهت قانونی است.
* ۱۱. بند ۴ بخش هفتم بخشنامه شماره ۱۱ جدید درآمد
عطف بماسبق نمودن این بخشنامه، با توجه به اینکه بخشنامه مورد شکایت، خلاف عنوان آن، تلخیص و تنقیح در بخشی از موارد نمیباشد و نکات آن متفاوت با بخشنامههای ۱۱؍۱ و ۱۱؍۳ است، عطف بماسبق نمودن قانون است [علیالظاهر مراد شاکی، غیرقانونی بودن عطف بماسبق نمودن بخشنامه مورد شکایت است].
*در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل امور حقوقی و قوانین سازمان تأمین اجتماعی به موجب لایحه شماره ۹۸۵؍۱۴۰۰؍۷۱۰۰ (مورخ ۲۰؍۲؍۱۴۰۰) به طور خلاصه توضیح داده است که:
الف) ایراد شکلی:
مطابق ماده ۳۱ قانون دیوان عدالت اداری که بیان میدارد در صورتی که ضمن یک دادخواست، شکایات متعددی مطرح شود که با یکدیگر ارتباط نداشته باشند و شعبه نتواند ضمن یک دادرسی به تمامی آنان رسیدگی کند، نسبت به آنان قرار عدم صلاحیت صادر مینماید، با توجه به اینکه شاکی ۱۱ مورد شکایت مطرح کرده است، بنابراین رد شکایت مطروحه مورد استدعاست.
ب) دفاعیات ماهوی
۱. در پاسخ به بند ۱ دادخواست (جزء ۷- ۱ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد (با عنوان: فهرست طبقهبندی ریزاقلام مشمول؍غیرمشمول کسر حق بیمه)):
بند ۵ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی مزد و حقوق را شامل هر گونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمری دانسته که در مقابل کار پرداخت میشود.
به طور کلی در تعیین اقلامی که بخشی از مزد را تشکیل میدهد، شرط اصلی پرداخت در مقابل کار و استمرار و عدم استمرار در پرداخت آنها است؛ بدین ترتیب چنانچه پاداش نقدی و غیرنقدی در طول سال، فقط به طور موردی به کارگران پرداخت شود، غیرمستمر تلقی شده و در زمره اقلام غیرمشمول کسر حق بیمه قرار میگیرد. بر همین اساس اقلامی مانند پاداش افزایش تولید (که گاهی تحت عناوین آکورد، کارانه یا بهرهوری از آن یاد میشود) نیز به سبب اینکه در ازای کار (تولید بیشتر) و به صورت مستمر، بیش از یک بار در سال پرداخت میشود، مشمول کسر حق بیمه میگردد و عیدی که شرایط فوق را ندارد، مشمول نخواهد شد.
در ادامه، چارچوب پرداخت پاداش افزایش تولید در کارگاههای مشمول قانون کار و تأمین اجتماعی، طی ماده ۴۷ قانون کار تعیین شده و پاداش افزایش تولیدی که طبق آن پرداخت شده باشد، پاداش افزایش تولید محسوب گشته و پرداختهای خارج از ماده قانونی مذکور، پاداش افزایش تولید محسوب میشود [نمیشود].
طبق ماده ۴۷ قانون کار قرارداد دریافت و پرداخت پاداش افزایش تولید، مطابق با آییننامهای خواهد بود که به تصویب وزیر کار میرسد. طبق آییننامه نیز افزایش تولید و پرداخت پاداش آن باید بر اساس قراردادی که بین کارفرما و تشکل کارگری مطابق فرمهای نمونه وزارت کار منعقد میشود، محاسبه و پرداخت گردد. طبق ماده ۶ آییننامه نیز مقرر شده قرارداد پاداش افزایش تولید، پس از تأیید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی قابل اجرا خواهد بود.
بنابراین بند مورد شکایت، منطبق با ماده ۴۷ قانون کار و آییننامه مربوطه تصویب شده است. چرا که طبق این ماده، باید غیرمشمول باشد. همچنین آرای هیأت عمومی دیوان عدالت به شماره ۱۰۸۹۲ (مورخ ۳؍۸؍۱۳۹۹) و ۹۶۰ (مورخ ۱؍۹؍۱۳۹۹) نیز اقدامات سازمان را مورد تأیید قرار دادهاند.
۲. در پاسخ به بند ۲ دادخواست (جزء ۳ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد- و تذکر ذیل جزء ۴ بند «د» فصل سوم بخشنامه):
در ابتدا باید به جزء ۳ و ۴ از بند «د» و تذکر ذیل آن توجه نمود. همچنین بخشنامههای مورد استناد شاکی در اجرای دادنامههای مورد استناد وی تصویب شده است و قراردادهایی را که توسط شخص مجری به تنهایی انجام پذیرفته، از شمول ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی خارج نموده است. ضمناً این امر مجدداً طی بند ۶۲ قراردادهای انفرادی بخشنامه تنقیح و تلخیص ضوابط بیمهای پیمانکاران تأکید گردیده است. بنابراین شکایت شاکی قابل رد میباشد.
۳. در پاسخ به بند ۳ دادخواست (ردیف دوم از قسمت ششم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد):
در پی شکایت کانون انجمن صنفی کامیونداران اصفهان به خواسته ابطال نامه شماره ۵۱۸۳۴؍۵۰۲۰ (مورخ ۵؍۱۰؍۱۳۹۰ اداره کل درآمد)، رأی هیأت تخصصی به شماره ۲۱۹ (مورخ ۹؍۱۰؍۱۳۹۶) صادر و اقدامات سازمان مورد تأیید واقع شده است. نامه مذکور، قراردادهای حملونقل را در زمره قراردادهای پیمانکاری و مشمول ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی تلقی نموده بود، که این موضوع در بند ۴۴ قراردادهای حملونقل بار و کاری بین شهری و جابجایی مسافر بین شهری و درونشهری بخشنامه تنقیح و تلخیص ضوابط بیمهای مقاطعه کالایی مقرر گردیده است.
بنابراین اقدامات سازمان وفق ماده ۳۸ و ۴۱ قانون تأمین اجتماعی و قانون بیمههای اجتماعی حملونقل بار و مسافر و با توجه به رأی هیأت تخصصی به شماره ۲۱۹ (مورخ ۹؍۱۰؍۱۳۹۶) میباشد.
۴. در پاسخ به بند ۴ دادخواست (تذکر ۲ بند ۲ فصل دوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد):
طبق بند ۱۹ ماده ۸ اصلاحیه قانون تجارت، تعیین آغاز و پایان سال مالی شرکت و موعد تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان و تسلیم آن به بازرسان و به مجمع عمومی سالانه در اساسنامه از وظایف شرکتها بوده و از طرفی طبق مواد ۸۹ و ۱۳۸ قانون مذکور، ترازنامه و حساب سود و زیان عملیات سال مالی قبل (یعنی آخرین سال مالی) باید به تصویب مجمع عمومی سالیانه برسد. در غیر این صورت اخذ تصمیم نسبت به ترازنامه و حساب سود و زیان سال مالی معتبر نخواهد بود و استناد به دفاتر قانونی در بازه زمانی مورد اشاره در تصویبنامه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی، نهتنها با استانداردهای حسابداری مغایر میباشد، بلکه با توجه به موارد موصوف قابلیت اتکایی نخواهد داشت. کما اینکه تعریف سال مالیاتی طبق ماده ۱۵۵ قانون مالیاتهای مستقیم نیز مؤید این موضوع میباشد.
بنابراین سازمان در اجرای تصویبنامه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی، دفاتر آخرین سال مالی شرکتهای خصوصی را پس از بسته شدن دفاتر و تنظیم اظهارنامه مالیاتی و تأیید ترازنامه و حساب سود و زیان سال مالی از سوی مجمع عمومی شرکت مورد بازرسی قرار میدهد.
ضمناً شاکی مغایرت مصوبه مورد شکایت را با تصویبنامه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی ذکر کرده است؛ حال آنکه باید مغایرت با ماده قانونی یا حکم شرعی را ذکر نماید و از این جهت، شکایت قابل رد است.
۵. در پاسخ به بند ۵ دادخواست (تعریف فاکتور در جزء ۵ بند «د» فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد):
تعریف فاکتور مورد اعتراض شاکی قبلاً در بخشنامه ۳؍۱۱ و ۱۱ جدید درآمد نیز تعیین گردیده بود، که با توجه به شکایت مشابهی با خواسته مطروحه در هیأت عمومی دیوان عدالت مطرح و طی رأی شماره ۵۴۲ (مورخ ۱؍۱۲؍۱۳۹۰)، اقدامات سازمان مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین موضوع از اعتبار قضیه محکوم بها برخوردار بوده و مشمول ماده ۸۵ میباشد.
۶. در پاسخ به بند ۶ دادخواست (جزء ۵ بند «د» فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد):
در بند ۶ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی، حق بیمه تعریف شده است و قانونگذار حق بیمه را جهت استفاده از مزایای قانون تأمین اجتماعی قرار داده و این امر در خصوص بیمههای اجباری و اختیاری دلالت مینماید.
بند مورد شکایت، در ارتباط با موضوع صورتحساب (فاکتور) کالا و خدمات تقریر گردیده و مواردی که صرفاً خرید و فروش کالا (فاقد مبنای مقاطعهکاری ساخت و یا ارائه خدمات) باشد، وفق بند ۲ قسمت «ب» بخش سوم بخشنامه ۳؍۱۱ جدید درآمد تبیین و به قوت خود باقی و ملاک عمل میباشد.
ضمناً طبق بند ۶ فصل هشتم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن مقرر گردیده که این بخشنامه جایگزین بخشنامههای ۱۱ و ۳؍۱۱ جدید درآمد، دستورالعملها و دستورهای اداری به شرح پیوست گردد و در مواردی که مکاتبات، دستورالعملها و دستورهای اداری پیشین با این بخشنامه تعارض داشته باشند، این بخشنامه ملاک خواهد بود. بنابراین طبق بند مزبور، مواردی که با این بخشنامه تعارض داشته باشند، بخشنامه تنقیح، ملاک عمل قرار میگیرد. لذا بند مورد شکایت، در تکمیل بند ۲ قسمت «ب» بخش سوم بخشنامه ۳؍۱۱ جدید درآمد و نامه شماره ۱۲۹۸۹؍۹۵؍۱۰۰۰ (مورخ ۸؍۱۲؍۱۳۹۵) مدیر عامل فقید سازمان تقریر گردیده است.
بنابراین بند مورد شکایت، صرف خرید را غیرمشمول دانسته و در مواردی که خریدی به همراه خدمات است، آن را مشمول دانسته و از این جهت، شکایت قابل رد است.
۷. در پاسخ به بند ۷ دادخواست (عدم تفکیک پیمانکاران و مقاطعهکاران):
قانونگذار در ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی، با توجه به شرایط خاص کارگاههای پیمانکاری از جمله محل انجام کار، عدم استمرار کار و فعالیت موقت کارگاه، تغییرات سریع کارکنان، حوزه وسیع جغرافیایی و… به منظور جلوگیری از تضییع حقوق کارکنان، کنترل و نظارت بر عملکرد مقاطعهکاران و ترغیب آنان به ارائه لیست و پرداخت حق بیمه کارکنان قراردادهای پیمانکاری، واگذارندگان کار را مکلف نموده مقاطعهکاران را متعهد کنند تا نسبت به ارائه صورت مزد یا حقوق و پرداخت حق بیمه کارکنان اقدام کنند و پرداخت ۵% از مبلغ کل پیمان و آخرین قسط پیمانکار را منوط به صدور مفاصاحساب کرده است. صدور مفاصاحساب نیز منوط به کنترل و نظارت بر حسن انجام تعهدات طرفین قرارداد و حصول اطمینان از وصول حق بیمه کارکنان میباشد.
همچنین ماده ۳۸، تصریح در تعهد پیمانکار به بیمه کردن کارکنان خود و کارکنان و پیمانکاران فرعی و پرداخت حق بیمه قانونی آنان طبق ماده ۲۸ دارد. مفاد ماده ۲۹ قانون نیز در بابت الزام کارفرما به تنظیم لیست و ارسال به سازمان تأمین اجتماعی است.
علاوه بر این موارد باید ذکر کرد که منظور از عبارت «مقاطعهکاران» در این بخشنامه، پیمانکاران و مهندسین مشاور میباشد، که عدم صدور درخواست بازرسی دفاتر قانونی آنان بر اساس تبصره ۱ قسمت «الف» فصل دوم بخشنامه تنقیح تأکید شده است.
طبق ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی نیز انجام موضوع قرارداد توسط مقاطعهکار (پیمانکار) به ۲ صورت انجام میشود: اولاً مقاطعهکار (پیمانکار) موضوع قرارداد یا پیمان را شخصاً و بدون استفاده از کارگر انجام دهد؛ ثانیاً در قراردادهایی که پیمانکار جهت انجام کار از کارگر استفاده مینماید. بنابراین ملاحظه میگردد که مقاطعهدهنده (واگذارنده کار) در قالب مقاطعهکاری (پیمانکاری) مبادرت به انعقاد قرارداد بر اساس ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی مینماید، که در ماده مذکور، تکالیف کارفرما (مقاطعهدهنده و واگذارنده کار) و مقاطعهکار (پیمانکار) و ضمانت اجرای آن پیشبینی شده است.
ضمن آنکه در لغتنامه دهخدا در تعریف پیمانکار بیان داشته است: مقاطعهکار، کنتراتچی، کسی که انجام دادن کاری را در برابر مبلغ معینی پول بر عهده بگیرد. بنابراین بند مورد شکایت نیز در همین راستا تنظیم شده و مغایرتی ندارد.
در ضمن در فصل دوم بخشنامه معترضعنه، نحوه اجرای ماده ۳۸ قانون مزبور، در خصوص مقاطعهکاران به تفکیک پیمانکار و مهندسی مشاور به تفصیل بیان شده است.
همچنین شاکی بند مورد شکایت را مغایر با لغتنامه دهخدا اعلام کرده است، حال آنکه باید مغایرت با مواد قانونی یا احکام شرعی اعلام شود و از این جهت قابل رد میباشد.
۸. در پاسخ به بند ۸ دادخواست (ردیفهای ۱ الی ۵ از قسمت پنجم پیوست ۱۱ ب بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد):
موضوع بخشنامه مورد استناد شاکی (بخشنامه شماره ۱۱؍۱۴)، قراردادهای فناوری اطلاعات و ارتباطات است و نحوه اجرای آن نیز در ابتدای بخشنامه بیان شده است.
نحوه اجرای مواد ۳۸ و ۴۱ قانون تأمین اجتماعی در خصوص فعالیتهای انفورماتیکی تنظیم شده است.
در بند ۳ فصل چهارم تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن به صراحت بیان شده که در هنگام بازرسی دفاتر قانونی کارفرمایان، در خصوص قراردادهایی که مطابق ماده ۳۸ قانون عمل و پرونده مقاطعهکاری در سازمان تشکیل گردیده، لزومی به ثبت اقلام در کاربرگ شماره ۲ نبوده و با رعایت بند یک قسمت هـ فصل سوم این بخشنامه، در کاربرگ شماره ۳ طبقهبندی میگردد.
ردیفهای ۱ الی ۵ مورد شکایت، در خصوص انواع فعالیتهای کامپیوتری و جهت تعیین نحوه اقدام بازرس دفاتر قانونی در زمان رسیدگی دفاتر در مواردی است که کارفرمایان به تکالیف مقرر در ماده ۳۸ قانون و تبصره آن عمل ننمودهاند. بنابراین چنانچه پیمانکار [یا] واگذارنده کار به تکالیف خود طبق ماده ۳۸ عمل نموده باشد، دفاتر حسابرسی وی مورد بازرسی قرار نمیگیرد. ضمناً در بند ۱۶ بخشنامه تنقیح و تلخیص ضوابط بیمهای مقاطعهکاران که جایگزین مجموعه بخشنامههای ۱۴ الی ۳؍۱۴ شده است، در مورد قراردادهای فنآوری و اطلاعات و ارتباطات مطالبی بیان شده است.
بنابراین در صورتی که پیمانکار [یا] واگذارنده کار به تکالیف خود طبق ماده ۳۸ عمل نموده باشد، دفاتر حسابرسی وی مورد بازرسی قرار نمیگیرد. لذا شکایت قابل رد میباشد.
ضمناً شاکی مورد مغایرت را بخشنامه ۱۱؍۱۴ اعلام کرده است؛ حال آنکه باید یک قانون یا حکم شرعی باشد و از این جهت نیز شکایت قابل رد است.
۹. در پاسخ به بند ۹ دادخواست (ردیف ۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد):
در ردیف مورد شکایت، نحوه اقدام بازرسی دفاتر قانونی در خصوص اسناد حقالزحمه حسابداری و حسابرسی در مواردی است که کارفرمایان به تکالیف مقرر در ماده ۳۸ قانون و تبصره آن عمل ننمودهاند و چنانچه بابت قراردادهای یادشده در سازمان پرونده مقاطعهکاری تشکیل شده باشد، اسناد مذکور در کاربرگ ۳ طبقهبندی میگردد، بدین معنی که چنانچه پیمانکار [یا] واگذارنده به تکالیف خود طبق ماده ۳۸ عمل نموده باشد، دفاتر حسابرسی وی مورد بازرسی قرار نمیگیرد.
ضمناً در بند ۲۶ بخشنامه تنقیح و تلخیص ضوابط بیمهای مقاطعهکاران، که جایگزین مجموعه بخشنامههای ۱۴ الی ۱۳؍۱۴ گردیده نیز در خصوص قراردادهای حسابرسی مطالبی مقرر شده است.
بنابراین شکایت شاکی قابل رد میباشد.
همچنین شاکی مورد مغایرت را بند «و» بخشنامه ۱۴ جدید درآمد اعلام کرده است؛ حال آنکه باید یک قانون یا حکم شرعی باشد و از این جهت نیز شکایت قابل رد است.
۱۰. در پاسخ به بند ۱۰ دادخواست (ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد):
نظر به تنوع موضوعات مندرج در قراردادهای مقاطعهکاری، امکان ساخت سوله –هم در محل کارگاه مقاطعهکار و هم در محل نصب سوله- وجود دارد و در ردیف ۲ قسمت سوم پیوست ۱۱، ساخت اسکلت سوله توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی بدون هیچ گونه بررسی [بیان شده است].
بنابراین چنانچه کارفرما ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی را رعایت نکرده باشد، مشمول بند ۲ قسمت سوم پیوست ۱۱ میگردد. اما در صورتی که پیمانکار قرارداد موضوع پیمان را به سازمان ارائه داده و ردیف پیمان اخذ نموده باشد، مشمول نشده و در کاربرگ ۳ غیرمحاسباتی درج میگردد.
ضمناً بخشنامه معترضعنه در راستای ماده ۴۰ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر تنظیم گردیده، که در تذکر ۳ بند ۲ قسمت الف فصل دوم تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱، برخورداری از تسهیلات مقرر در ماده مذکور پیشبینی شده است.
بنابراین شکایت شاکی قابل رد است.
همچنین شاکی مورد مغایرت را بخشنامه ۹؍۱۴ جدید درآمد اعلام کرده است؛ حال آنکه باید یک قانون یا حکم شرعی باشد و از این جهت نیز شکایت قابل رد است.
۱۱. در پاسخ به بند ۱۱ دادخواست (بند ۴ بخش هفتم بخشنامه شماره ۱۱ جدید درآمد):
بخش هفتم، فاقد بند ۴ میباشد. اما اگر با توجه به توضیحات شاکی، منظور وی بند ۶ فصل هشتم میباشد، باید ذکر کرد که مفاد بند مذکور، تصریحی مبنی بر عطف بما سبق شدن بخشنامه معترضعنه ندارد و در انتهای بند نیز تأکید نموده که در مواردی که بخشنامهها و… پیشین با این بخشنامه تعارض داشته باشد، باید این بخشنامه ملاک عمل قرار گیرد. بنابراین از این جهت نیز شکایت قابل رد است.
همچنین شاکی مورد مغایرت را بخشنامههای ۱؍۱۱ و ۳؍۱۱ درآمد اعلام کرده است؛ حال آنکه باید یک قانون یا حکم شرعی باشد و از این جهت نیز شکایت قابل رد است.
پرونده شماره هـ ع؍۹۹۰۳۰۱۷ مبنی بر درخواست ابطال تذکر ۲ بند ۲ فصل دوم و جزء ۷- ۱ و جزء ۳ و تذکر ذیل جزء ۴ و جزء ۵ بند (د) فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول و ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ با عنوان فهرست طبقه بندی ریز اقلام مشمول / غیرمشمول کسر حق بیمه بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد و ملحقات آن به شماره ۴۱۹۵؍۹۹؍۱۰۰۰ مورخ ۱۵؍۵؍۱۳۹۹ سازمان تأمین اجتماعی با موضوع نحوه اجرای ماده ۴۷ قانون تأمین اجتماعی و عدم تفکیک پیمانکار و مقاطعه کار در بخشنامه مذکور و بند ۴ بخش هفتم بخشنامه شماره ۱۱ جدید درآمد سازمان تامین اجتماعی با موضوع دستورالعمل بازرسی از دفاتر قانونی و نحوه محاسبه حق بیمه آن در جلسه هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی مورد رسیدگی قرارگرفت و اعضا به اتفاق به شرح ذیل اعلام نظر نمودند:
رای هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی
۱- درخصوص جزء ۷- ۱ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ با عنوان فهرست طبقه بندی ریز اقلام مشمول/ غیرمشمول کسر حق بیمه بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد، اولا براساس ماده ۴۷ قانون کار مصوب ۱۳۶۹ «به منظور ایجاد انگیزه برای تولید بیشتر و کیفیت بهتر و تقلیل ضایعات و افزایش علاقمندی و بالا بردن سطح درآمد کارگران، طرفین قرارداد دریافت و پرداخت پاداش افزایش تولید را مطابق آئین نامه ای که به تصویب وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تعیین می شود منعقد می نمایند.» ثانیا براساس ماده ۳۰ قانون تامین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ کارفرمایان موظفند از کلیه وجوه و مزایای مذکور در بند ۵ ماده ۲ این قانون که عبارتست از مزد یا حقوق یا کارمزد در این قانون شامل هر گونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمر است که در مقابل کار به بیمه شده داده میشود، حق بیمه مقرر را کسر و به اضافه سهم خود به سازمان پرداخت نمایند، لذا چنانچه پاداش بهره وری و افزایش تولید خارج از ضوابط قانونی و یا به صورت مستمر پرداخت گردد جزء حقوق و مزایای مستمر تلقی و مشمول کسر حق بیمه می باشد، بنابراین جزء ۷- ۱ بند «د» فصل سوم و ردیف ۱۷ از قسمت اول پیوست ۱۱ با عنوان فهرست طبقه بندی ریز اقلام مشمول / غیرمشمول کسر حق بیمه بخشنامه معترض عنه مغایر قوانین و مقررات مذکور و خارج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد.
۲- درخصوص جزء ۳ و تذکر ذیل جزء ۴ بند (د) فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد، اولا مستفاد از ماده ۱۸۸ قانون کار مصوب ۱۳۶۹ اصل بر حاکمیت مقررات قانون کار می باشد مگر خلاف آن اثبات گردد و تذکر ذیل جزء ۴ بند «د» فصل سوم بخشنامه معترض عنه نیز همین امر را بیان نموده است. ثانیا مفاد آرای شماره ۵۸ مورخ ۲۵؍۵؍۱۳۷۶ و ۱۸۱۵ مورخ ۶؍۱۱؍۱۳۹۳ هیات عمومی دیوان عدالت اداری درخصوص قراردادهای پیمانکاری تک نفره بوده و مفاد جزء ۳ بند «د» فصل سوم بخشنامه معترض عنه که متضمن شمولیت قانون کار بر قراردادهایی که موضوع عملیات آنها توسط شخص مجری به تنهایی انجام پذیرفته و دارای تبعیت دستوری و اقتصادی و انجام شخصی کار و کسر حق بیمه از حق الزحمه پرداختی موضوع قراردادهای مذکور است، منصرف از حکم مندرج در آرای مذکور می باشد، لذا جزء ۳ و تذکر ذیل جزء ۴ بند (د) فصل سوم بخشنامه معترض عنه مغایر قوانین و مقررات مذکور و خارج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد.
۳- درخصوص تذکر۲ بند ۲ فصل دوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد، اولا براساس ماده ۱۵۵ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۶۶ «سال مالیاتی عبارتست از یکسال شمسی که از اول فروردین ماه هر سال شروع و به آخر اسفندماه همان سال ختم می شود لیکن در مورد اشخاص حقوقی مشمول مالیات که سال مالی آنها بموجب اساسنامه با سال مالیاتی تطبیق نمی کند درآمد سال مالی آنها بجای سال مالیاتی مبنای تشخیص مالیات قرار میگیرد و موعد تسلیم اظهارنامه و ترازنامه و حساب سود و زیان و سررسید پرداخت مالیات آنها چهار ماه شمسی پس از سال مالی می باشد.» ثانیا براساس بند ۴ مصوبه شماره ۵۰۴۳۲ مورخ ۳۱؍۴؍۱۳۹۶ ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی «بازرسی مندرجات دفاتر قانونی صرفاٌ در بازه یکسال قبل از ارایه آخرین لیست ارسالی کارفرمایان مجاز است.»، لذا تذکر۲ بند ۲ فصل دوم بخشنامه معترض عنه با رعایت تصویب نامه مذکور و در اجرای صدر ماده ۱۵۵ قانون مالیات های مستقیم وضع گردیده و متضمن حکمی مغایر قوانین و مقررات مذکور و خارج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد.
۴- درخصوص جزء ۵ بند (د) فصل سوم بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد، با عنایت به اینکه صورتحساب های (فاکتورهای) کالا و خدمات صادره توسط واحدهای صنفی، تولیدی و خدماتی ممکن است صرفا حاوی مبالغ مربوط به خرید و فروش نباشد بلکه با مبالغ مربوط به کار اضافی نظیر حمل و بسته بندی و غیره همراه باشد که در این حالت چنانچه موارد مذکور خارج از کارگاه ثبات و نیروهای آن کارگاه صورت پذیرد و مستلزم استفاده از نیروی انسانی باشد، براساس ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ مشمول کسر حق بیمه می گردد، لذا جزء ۵ بند (د) فصل سوم بخشنامه معترض عنه مغایر قوانین و مقررات مذکور و خارج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد.
۵- درخصوص اعتراض نسبت به عدم تفکیک واژه مقاطعه کار از پیمانکار در بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد، اولاً هر دوی این واژگان دلالت بر عقد قرارداد در ازای انجام عمل یا کار یا بیعی در زمان معین و مبلغ معین داشته و به نوعی رابطه فیمابین آنها عموم و خصوص مطلق است یعنی هر مقاطعه کاری یک نوع پیمان است لکن بعضی پیمان ها مقاطعه کاری هستند و بعضی نیستند و براساس ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ از جهت شمول حق بیمه به جهت استفاده از نیروی انسانی در انجام موضوع آنها به جزء استثنائات پیمان های تک نفره وفق مفاد آرای شماره ۵۸ مورخ ۲۵؍۵؍۱۳۷۶ و ۱۸۱۵ مورخ ۶؍۱۱؍۱۳۹۳ هیات عمومی دیوان عدالت اداری که معاف از پرداخت حق بیمه به جهت مباشرت در انجام عملیات پیمان می باشند، تمامی قراردادهای پیمانکاری و مقاطعه کاری مشمول پرداخت حق بیمه می باشند، بنابراین صرف نظر از اینکه مغایرت مورد بررسی در هیات عمومی دیوان عدالت اداری می بایست با مبنای قانونی و شرعی مطرح گردد نه لغت نامه دهخدا، لذا از تمامی جهات مذکور مغایرتی در این زمینه با قوانین و مقررات مذکور و خروج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن مشهود نبوده و بخشنامه معترض عنه قابل ابطال نمی باشد.
۶- درخصوص ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ بخشنامه تنقیح و تلخیص بخشنامه ۱۱ جدید درآمد، با عنایت به اینکه براساس تبصره ۲ ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی الحاقی مصوب ۱۳۹۴ «مبنای مطالبه حق بیمه در مورد پیمانهایی که دارای کارگاههای صنعتی و خدمات تولیدی یا فنی مهندسی ثابت میباشند و موضوع اجرای پیمان توسط افراد شاغل در همان کارگاه انجام میشود، بر اساس فهرست ارسالی و بازرسی کارگاه است و از اعمال ضریب حق بیمه جهت قرارداد پیمان معاف میباشند و سازمان تأمین اجتماعی باید مفاصاحساب اینگونه قراردادهای پیمان را صادر کند.»، لذا هرچند در ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ بخشنامه معترض عنه تفکیکی مابین کارگاه های ثابت و غیر ثابت صورت نگرفته لکن با لحاظ مفاد تبصره ۲ ماده ۳۸ قانون مذکور و با عنایت به اینکه بخشنامه معترض عنه ناظر بر قراردادهای پیمانکاری موضوع ماده ۴۱ قانون تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ بوده، لذا منظور از مفاد ردیف ۲ از قسمت سوم پیوست ۱۱ بخشنامه معترض عنه ساخت اسکلت سوله در کارگاه های غیرثابت بوده و این ردیف مغایر قوانین و مقررات مذکور و خارج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد.
۷- با عنایت به اینکه بخشنامه ۱۱ جدید درآمد سازمان تامین اجتماعی با موضوع دستورالعمل بازرسی از دفاتر قانونی و نحوه محاسبه حق بیمه آن جایگزین بخشنامه ۱۱۲ درآمد سازمان تامین اجتماعی گردیده و صرفا ادامه رسیدگی به موارد در حال تکمیل و انجام بازرسی های موضوع بخشنامه ۱۱۲ را براساس همان بخشنامه بلامانع دانسته، لذا منصرف از عطف به ماسبق شدن موضوعات آن بوده و مغایر قوانین و مقررات مذکور و خارج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد.
بنابه مراتب مذکور موارد معترض عنه از بخشنامه های مذکور مغایر قوانین و مقررات مذکور و خارج از حدود اختیار مقام صادر کننده آن نبوده و قابل ابطال نمی باشد. این رای به استناد بند (ب) ماده ۸۴ قانون مذکور ظرف مهلت بیست روز از تاریخ صدور از جانب رییس محترم دیوان عدالت اداری یا ۱۰ نفر از قضات محترم دیوان عدالت اداری قابل اعتراض است.
محمد جواد انصاری- رئیس هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری




![رأی اصلاحی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صالح به رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی کارگران 6 تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)