روزنامه دولت پوشش متفاوت پزشکیان را «راحت باش اداری» خواند
ارزیابی پوشش متفاوت رئیسجمهوری در یک جلسه رسمی به منظور فرهنگسازی مصرف بهینه انرژی
«راحت باش اداری» را چگونه فراگیر کنیم؟
شناسنامه قانون- روزنامه ایران در مقاله صفحه نخست خود با عنوان «راحتباش» اداری را چگونه فراگیر کنیم؟ پوشش متفاوت رئیسجمهوری در یک جلسه رسمی را در راستای فرهنگسازی مصرف بهینه انرژی دانست. همچنین، این روزنامه طی یادداشتی از معاون سردبیر تحت عنوان «کت در آوردن» پزشکیان قطعهای از پازل راهکارهای ترکیبی، به این مسأله پرداخت است.
به گزارش شناسنامه قانون، متن کامل این مقاله به شرح زیر است:

اقدام رئیسجمهوری در درآوردن کت در یک نشست رسمی و تأکید بر اصلاح الگوی مصرف انرژی، بار دیگر بحث فرهنگسازی از طریق رفتار مسئولان را در کانون توجه قرار داده است. مجید رضاییان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم، معتقد است هرچند پیامهای فرهنگی از سوی مقامات عالی کشور میتواند آغازگر یک تغییر اجتماعی باشد، اما موفقیت چنین رویکردهایی در گرو آموزش مستمر، اعتماد عمومی و بهرهگیری از سرمایه اجتماعی است. وی در گفتوگو با «ایران» تأکید میکند که فرهنگسازی با دستور آغاز میشود، اما تنها از مسیر آموزش، اقناع افکار عمومی و پرهیز از رویکردهای صرفاً دستوری به نتیجه میرسد.
اقدام رئیسجمهوری در درآوردن کت در یک نشست رسمی، برخی را به یاد تجربه ژاپن و طرح «کول بیز» انداخت؛ طرحی که از سال ۲۰۰۵ با هدف کاهش مصرف انرژی و تغییر الگوی پوشش در محیطهای اداری آغاز شد. به نظر شما آیا چنین رویکردی در ایران نیز قابلیت تبدیل شدن به یک فرهنگ عمومی را دارد؟
برای پاسخ به این سؤال باید از منظر ارتباطات و فرهنگسازی به موضوع نگاه کنیم. اساساً روابطعمومیها بر بستری به نام ارتباطات اجتماعی و ارتباطات تجربی فعالیت میکنند و هر اقدامی که قرار است به یک رفتار فرهنگی تبدیل شود، نیازمند فراهم بودن مجموعهای از پیششرطهاست. اگر به تجربه ژاپن نگاه کنیم، میبینیم که این کشور توسعه خود را بر پایه سرمایه انسانی و آموزش بنا کرده است. در چنین فضایی، وقتی مردم احساس میکنند در بسیاری از حوزهها یک عدالت نسبی برقرار است، پذیرش توصیهها و الگوهای رفتاری ارائهشده از سوی دولت نیز آسانتر میشود. به همین دلیل بود که کمپین «کول بیز» توانست به تدریج به بخشی از فرهنگ اداری ژاپن تبدیل شود. به تعبیر ارسطو، بخش مهمی از قضاوت انسانها مبتنی بر قیاس است. بنابراین اگر دولت در عرصههای مختلف بتواند نشانههای روشنی از عدالت، برابری و پرهیز از تبعیض ارائه دهد، زمینه اجتماعی لازم برای پذیرش کمپینهایی مانند صرفهجویی در مصرف انرژی یا تغییر الگوی پوشش اداری نیز فراهمتر خواهد شد. در چنین شرایطی روابط عمومیها میتوانند نقش مهمـــی ایفـــا کنند. آنها باید این موضوع را از درون سازمانها آغاز کنند و به جای نگاه دستوری، رویکردی فرهنگی و تشویقی در پیش بگیرند. هر جا رفتارهای انگیزشی جایگزین اجبار شدهاند، نتایج ماندگارتری حاصل شده است. با این حال معتقدم برای اینکه این اقدامات در حد نمادین نماند و به یک فرهنگ پایدار تبدیل شود باید بسترهای اجتماعی لازم را هم فراهم کرد.
شما بر مسأله آموزش و فراهم بودن بستر اجتماعی تأکید دارید. با این حال رئیسجمهوری از جایگاه عالی اجرایی کشور این درخواست را مطرح کردهاند. آیا همین حمایت سیاسی و اجتماعی نمیتواند به اجرای موفق چنین طرحی کمک کند؟
قطعاً مؤثر است و نمیتوان نقش آن را نادیده گرفت. هر پیام فرهنگی زمانی که از سوی عالیترین مقام اجرایی کشور مطرح میشود، توجه بیشتری را جلب میکند. اما باز هم باید توجه داشت که فرهنگسازی یک فرایند بلندمدت است و صرفاً با صدور یک توصیه یا دستور محقق نمیشود. در کنار اعتماد اجتماعی، آموزش نقش تعیینکنندهای دارد. آموزش معمولاً زمانبر است و نتایج آن به تدریج ظاهر میشود. اگر قرار باشد در یک جامعه رفتار جدیدی نهادینه شود، باید برای آن برنامه آموزشی طراحی کرد. این آموزش میتواند هم در نظام آموزشی رسمی کشور دنبال شود و هم از طریق رسانهها، فضای مجازی و آموزشهای عمومی. در واقع آموزش موتور محرک فرهنگسازی است. اگر بخواهیم مردم نسبت به موضوعاتی مانند صرفهجویی در انرژی، اصلاح الگوی مصرف یا حتی تغییر پوشش اداری حساس شوند، باید ابتدا آگاهی لازم را در اختیار آنها قرار دهیم.
شما معتقدید قبل از آنکه برای حل مسألهای دستورالعمل صادر شود، اطلاعرسانی و بسترسازی برای آموزش فراهم شود؟
دقیقاً همینطور است. ما در برخی حوزهها شاهد بودهایم که اطلاعرسانی و فرهنگسازی بسیار محدود بوده، اما تصمیمات اجرایی ناگهان اعمال شدهاند. برای مثال، در موضوع تعرفههای انرژی، شایسته است که قبل از اجرای برخی سیاستها آموزش و آگاهیبخشی کافی صورت بگیرد که مردم در برابر عمل انجام شده قرار نگیرند. فرض کنید سه ماه یک پویش گسترده آموزشی در سراسر کشور اجرا شود. رسانه ملی، خبرگزاریها، رسانههای تخصصی، وبسایتها و شبکههای اجتماعی همگی درباره ضرورت مدیریت مصرف انرژی اطلاعرسانی کنند. پس از این دوره نیز اعلام شود که از تاریخ مشخصی، الگوی جدید مصرف اعمال خواهد شد. در چنین شرایطی احتمال همراهی مردم بسیار بیشتر خواهد بود. نمونه موفق این رویکرد را در موضوع استفاده از کمربند ایمنی دیدهایم. پیش از آغاز جریمهها، یک دوره فرهنگسازی گسترده در رسانهها اجرا شد. انیمیشنها، پیامهای آموزشی و تبلیغات عمومی توانستند رفتار مردم را تا حد زیادی تغییر دهند. در نتیجه اجرای قانون نیز با مقاومت کمتری روبهرو شد.
به جز حوزه انرژی، در چه زمینههای دیگری کشور به رویکردهای فرهنگسازانه نیاز دارد؟
واقعیت این است که فرهنگسازی تقریباً در همه حوزههای اجتماعی مورد نیاز است. اما در کنار آموزش و پویشهای رسانهای، یک عنصر بسیار مهم دیگر نیز وجود دارد و آن استفاده از سرمایه اجتماعی است. منظور از سرمایه اجتماعی، چهرههای مرجع و افرادی هستند که مردم به آنها اعتماد دارند؛ از هنرمندان و ورزشکاران گرفته تا استادان دانشگاه، نخبگان علمی، روحانیون و سایر گروههای اثرگذار. تجربه نشان داده است که مردم در بسیاری از موارد بیش از آنکه به پیامهای رسمی توجه کنند، تحت تأثیر رفتار و توصیه افراد مورد اعتماد خود قرار میگیرند. به همین دلیل، هر برنامه ملی فرهنگسازی باید از این ظرفیت استفاده کند. اگر مسئولیت اجتماعی در میان گروههای مرجع فعال شود و آنها نیز در کنار رسانهها وارد میدان شوند، تأثیرگذاری پیامها چندین برابر خواهد شد. در مجموع، موفقیت هر پروژه فرهنگسازی به سه مؤلفه اصلی وابسته است: آموزش مستمر، پویشهای رسانهای فراگیر و بهرهگیری از سرمایه اجتماعی. زمانی که این سه عامل در کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوان امیدوار بود که یک رفتار جدید به تدریج به بخشی از فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شود.
یادداشت
«کت در آوردن» پزشکیان قطعهای از پازل راهکارهای ترکیبی
ابراهیم بهشتی- معاون سردبیر
«کمیابی» یک مفهوم عمدتاً اقتصادی است و ناظر بر یک واقعیت عینی برای اقتصاددانان و تصمیمسازان که زندگی مردم عادی را نیز تحتالشعاع قرار میدهد. چه بسا همین مفهوم در طول تاریخ زمینهساز جنگها، تجاوزها و توسعهطلبیهای مختلف بوده است. برهمخوردن تناسب میان منابع و مصارف که این روزها از آن با عنوان «ناترازی» یاد میشود نیز تعبیر دیگری از همان مفهوم است که با وجود پیشرفتهای بشری تا حال حاضر هم ادامهدار بوده است. بیراه نیست اگر گفته شود مأموریت اصلی دولتها در همه کشورها فارغ از تفاوت نوع حکومتها، برقراری تناسب میان همین دو محور منابع و مصارف است. در ایران و بخصوص در چند سال اخیر مفهوم ناترازی بیشتر با حوزه انرژی پیوند خورده است. به گفته رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، سالانه ۴۲ میلیارد مترمکعب ناترازی گاز و روزانه ۳۰ میلیون لیتر ناترازی بنزین داریم. به گفته وزیر نیرو و با وجود همه برنامهریزیهای مختلف دولت چهاردهم هنوز هم فاصله میان تولید و مصرف برق ۱۰ هزار مگاوات است.
بر اساس همان اصل «کمیابی» قاعدتاً همه کشورهایی که با این قبیل ناترازیها دست و پنجه نرم میکنند، نمیتوانند راهحل افزایش تولید را در دستورکار قرار دهند، بماند که همزمان با افزایش تولید، مصرف هم به صورت طبیعی روند صعودی دارد و چرخه ناترازی بدون سیاستگذاریهای همهجانبه و بلندمدت همچنان به قوت خود باقی است. در مواجهه با این چالش جهانی، تجربههای نسبتاً موفق، «راهحلهای ترکیبی» را پیش رو میگذارد. تصمیمسازیهایی که اگر چه به تناسب، مقدورات و مزیتها متفاوت هستند اما یک هدف را دنبال کردهاند؛ توازن در تأمین و تولید با مصرف. در حقیقت این تناسب دو محور دارد؛ هم اهتمام نسبت به تولید و تأمین منابع و هم مدیریت مصرف. وجه دوم این معادله کماهمیتتر از وجه اول آن نیست و چه بسا راهکارهای معطوف به مدیریت مصرف کمهزینهتر و در دسترستر هم باشند. به همین اعتبار در چند دهه گذشته و در عین پیشرفتهای صنعتی، شاهد برجسته شدن ابتکارات، خلاقیتها و الگوهای رفتاری در اقصی نقاط جهان هستیم که با هدف مدیریت مصرف، یک مفهوم یا اصل دیگری به نام «انطباقپذیری» یا «سازگاری» را ترویج میکنند. سازگاری نه به معنای تحمل سختترین شرایط یا تحمیل وضعیت دشوار زندگی به مردم، بلکه به معنای میانبر زدنها، طراحی ابتکارات و وضع دستورالعملها یا قوانین که افراط و تفریط در مصرف را کنترل کند. تعبیر قابل فهمتر آن بخصوص در حوزه مد نظر یعنی انرژی، استفاده بهینهتر از منابع یا اصلاح الگوی مصرف است.
مسعود پزشکیان که از ابتدای آغاز به کار دولت چهاردهم با میراث ناترازی در حوزه انرژی روبهرو بوده است، روز شنبه در نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه در حوزه مدیریت بحران آب در همین باره تأکید کرد: «اصلاح الگوی مصرف، به معنای کاهش کیفیت زندگی نیست. میتوان با تغییر برخی عادتهای روزمره، مصرف انرژی را بهینه کرد.» رئیسجمهوری در همان جلسه یاد شده «تغییر برخی عادتهای روزمره» را کلید زد. تصاویر منتشرشده از این نشست نشان میدهد که رئیسجمهوری بدون لباس رسمی همیشگی و با تیشرت در جلسه حاضر شده و دیگر میهمانان هم بدون کت کنار رئیسجمهوری نشستهاند. پزشکیان خود پیشگام این ابتکار بوده و از همکارانش نیز خواسته که در هوای گرم کت را دربیاورند تا مجبور نباشند برای خنک کردن فضا انرژی بیشتری مصرف کنند. پذیرش این رفتار ساده و تأثیرگذاری آن در مدیریت مصرف برای جامعه ایران که در استفاده از انرژی دستودلباز است، شاید چندان جدی به نظر نیاید. بعید هم نیست گفته شود دلخوش کردن به این رفتارهای ساده و دمدستی، راهکار مدیریت ناترازی انرژی در ایران نیست. ان قلت بیراهی هم نیست اگر کل برنامهریزیهای مدیریتی دولت محدود به همین مورد خاص باشد. واقعیت اما چیز دیگری است هم درباره تأثیرگذاری چنین ابتکاراتی و هم در مورد برنامهریزیهای دولت. رفتار بهظاهر ساده رئیسجمهوری، هم ناظر بر وضعیت غیر قابل دفاع مصرف انرژی در سازمانهای دولتی است و هم نمونه و تجربه موفق جهانی دارد. دولت وقت ژاپن در سال ۲۰۰۵ در مواجهه با ماههای گرم سال طرحی موسوم به «کول بیز» را کلید زد که بر اساس آن کارکنان ادارات و شرکتها را تشویق میکرد در ماههای گرم سال به جای استفاده بیش از حد از سیستمهای سرمایشی، پوشش رسمی سبکتر و خنکتری را انتخاب کنند.
رئیسجمهوری پیش از این در آذرماه سال ۱۴۰۳ هم مردم را به پیوستن به پویش «دو درجه کمتر» برای مصرف گاز فرا خواند که به گفته وزیر نفت، این پویش ۳۰ تا ۳۵ میلیون مترمکعب مصرف روزانه گاز را کاهش داد. تأکید رئیسجمهوری بر استفاده از ظرفیت پویش «جانفدا برای ایران» برای تغییر اصلاح الگوی مصرف هم مؤید آن است که این قبیل ابتکارات و رفتارهای رئیسجمهوری، نه تصمیمهای خلقالساعه یا نمایشی بلکه مبتنی بر رویکردهای تجربه شده و علمی است که تلاش دارد با پرهیز از پنهانکاری و مطلع کردن مردم از واقعیتهای کشور، همزمان از ظرفیت خود آنان برای حل یا حداقل کاهش مشکلات استفاده کند.
این ابتکارات ذیل مفهوم کلیتر ضرورت اصلاح الگوی مصرف است البته با رویکرد اقناعسازی و تبدیل آن به فرهنگ رفتاری به جای شیوههای سخت و کنترلی. رئیسجمهوری گام اول در مسیر فرهنگسازی استفاده بهینه را با یک اقدام بهظاهر ساده برداشته است اما این رویکرد زمانی قرین موفقیت و نتیجهبخش میشود که به همین مورد و به شخص رئیسجمهوری یا حتی هیأت دولت محدود نماند. شایسته است رئیسجمهوری نمونه ایرانی تجربه «کول بیز» ژاپنی را در قالب دستورالعملی برای همه دستگاههای دولتی اجرایی کند. همزمان رسانهها و شخصیتهای مورد توجه و سلبریتیها نیز به مدد آیند و این ابتکار را از یک اقدام فردی به برنامهای ملی تبدیل کنند.
ناگفته پیداست که اصلاح الگوی مصرف و جا انداختن شیوههای بهینه مصرف نافی برنامهریزیهای بلندمدت دولت برای بخش تولید و تأمین منابع نیست، چنانکه به گفته رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر در طول کمتر از دو سال فعالیت دولت چهاردهم، ظرفیت تولید برق فقط از انرژیهای تجدیدپذیر ۳.۶ برابر تمام دورههای قبل بوده و برنامهریزیها برای رسیدن به ظرفیت ۷۰۰۰ مگاوات برق تجدیدپذیر انجام شده است. کت درآوردن رئیسجمهوری برای فرهنگسازی بهینهسازی مصرف، تنها یک وجه از آن راهکارهای ترکیبی مدیریت ناترازی است؛ وجهی که البته در صورت همراهی مردم، به نسبت راهحلهای دیگر هم کمهزینهتر است و هم تأثیر آن در کوتاهمدت قابل مشاهده است.

![سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری برای پیگیری غیرحضوری روند رسیدگی پرونده 4 تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)



