ابطال دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی (رأي شماره ۵۶۱ مورخ ۱۵/۰۸/۱۳۹۱ هيأت عمومي ديوان عدالت اداري)
تاریخ دادنامه: ۱۵/۸/۱۳۹۱
شماره دادنامه: ۵۶۱
کلاسه پرونده: ۸۸/۵۰۹
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: قائممقام رئیس سازمان بازرسی کل کشور و رئیس کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاههای اداری با قانون در سازمان مذکور
موضوع شکایت و خواسته: ابطال دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی
گردش کار: قائممقام رئیس سازمان بازرسی کل کشور و رئیس کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاههای اداری با قانون در سازمان مذکور به موجب شکایت نامه شماره ۸۷/۳۶/ط/۳۰۲- ۱۱/۶/۱۳۸۸ ابطال «دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:
«احتراماً به استحضار میرساند، «دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» از جهت انطباق با قانون در «کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاههای اداری» این سازمان مورد بررسی قرار گرفت که نتیجه آن به شرح ذیل ایفاد میشود:
۱- ریاست بنیاد مسکن انقلاب اسلامی طی دستورالعمل مذکور مقرر کرده است:
«با عنایت به محدودیتهای جاری در خصوص به کارگیری نیروهای مزبور و به منظور ایجاد وحدت رویه در امر تأمین نیروی انسانی دستورالعمل ذیل به منظور اجرا و رعایت مفاد آن در ستاد مرکزی وکلیه ادارات کل (بنیاد استانها) ابلاغ میشود.
۱- به کارگیری نیروهای بازنشسته صرفاً برای مشاغل کارشناسی و مدیریتی در ستاد مرکزی و بنیاد مسکن استانها با تأیید ریاست بنیاد مسکن انقلاب اسلامی خواهد بود.
تبصره: پیشنهاد به کارگیری به همراه توجیهات و ضرورتها با ارائه دلایل لازم به معاونت پشتیبانی و امور هماهنگی استانها حسب شغل مورد نظر جهت بررسی و اخذ مجوز لازم ارسال میشود.
۲- حداقل سطوح جهت افراد پیشنهادی از نظر سوابق و تخصص کارشناسی تعیین میشود.
۳- به کارگیری افراد فوق به صورت ساعتی و با رعایت حداکثر ۱۲۰ ساعت در ماه خواهد بود.
۴- حداکثر مدت به کارگیری افراد با انعقاد قرارداد، یک ساله بوده و تمدید آن پس از رضایت از عملکرد و با رعایت کلیه مفاد این دستورالعمل است.
۵ – این دستورالعمل از ابتدای سال ۱۳۸۵ برای کلیه افراد بازنشسته که تاکنون همکاری داشتهاند نافذ و سایر مقررات قبلی بیاثر خواهد بود».
۲- به لحاظ مغایرت دستورالعمل موصوف با ماده ۴۱ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات دولت مصوب سال ۱۳۸۴، جهت استطلاع از دلایل توجیهی صدور دستورالعمل مذکور با آن بنیاد مکاتبه شد که در پاسخ طی نامه شماره ۲۹۸/۱/۱/م – ۳۱/۲/۱۳۸۷ اعلام شد، چون بنیاد مسکن انقلاب اسلامی دارای ردیف بودجه نیست و از بودجه کشور استفاده نمیکند، لذا مشمول ماده ۴۱ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۴ نیست.
۳- اعضای کمیسیون تطبیق با عنایت به دلایل زیر دستورالعمل «استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» را در تغایر با قانون تشخیص دادند.
اولاً: مطابق بند ۶ قانون فهرست نهادها و مؤسسات عمومی غیر دولتی مصوب ۱۹/۴/۱۳۷۳ «بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» جزء نهادها و مؤسسات عمومی غیر دولتی محسوب شده است.
ثانیاً: وفق ماده ۴۱ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۴ دستگاههایی که به کارگیری افراد بازنشسته در آنها ممنوع شده است بدین شرح است:
الف: وزارتخانهها
ب: مؤسسات دولتی
ج: کلیه دستگاههای موضوع ماده (۱۶۰) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
د: مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی
هـ: مؤسسات و شرکتهای وابسته به مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی
و: هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده مینماید.»
ثالثاً: رئیس بنیاد مسکن عبارت «هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده میکند» را قید تمام مصادیق یا حداقل قید «مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی» تلقی کرده است و در نتیجه با این اعتقاد که بنیاد مسکن از بودجه عمومی کشور استفاده نمیکند، این نهاد را مشمول ماده ۴۱ قانون مزبور ندانسته است، در حالی که عبارت «هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده مینماید» با واو عطف آمده است و قانونگذار آن را به عنوان یک مصداق کلی بیان کرده است. اگر ساختار عبارت مذکور به این صورت بود که «هر نوع به کارگیری افراد بازنشسته در وزارتخانهها، مؤسسات دولتی و… مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و مؤسسات و شرکتهای وابسته و تابعه آنها که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده مینماید»، عبارت آخر را میشد وصف جملات ماقبل یا حداقل جمله ماقبل قلمداد کرد. حال آن که عبارت اخیر یک مصداق جداگانه برای ممنوعیت به کارگیری افراد بازنشسته محسوب میشود.
مراتب در اجرای تبصره ۲ ماده ۲ قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور اعلام میشود. خواهشمند است دستور فرمایند موضوع در هیأت عمومی دیوان مطرح تا نسبت به ابطال مصوبه یاد شده تصمیمات شایسته قانونی اتخاذ و این سازمان را از نتیجه مطلع نمایند.»
متن دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به قرار زیر است:
« « دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته»
با عنایت به محدودیتهای جاری در خصوص به کارگیری نیروهای مزبور و به منظور ایجاد وحدت رویه در امر تأمین نیروی انسانی دستورالعمل ذیل به منظور اجرا و رعایت مفاد آن در ستاد مرکزی و کلیه ادارات کل (بنیاد استانها) ابلاغ میشود.
۱- به کارگیری نیروهای بازنشسته صرفاً برای مشاغل کارشناسی و مدیریتی در ستاد مرکزی و بنیاد مسکن استانها با تأیید ریاست بنیاد مسکن انقلاب اسلامی خواهد بود.
تبصره: پیشنهاد به کارگیری به همراه توجیهات و ضرورتها با ارائه دلایل لازم به معاونت پشتیبانی و امور هماهنگی استانها حسب شغل مورد نظر جهت بررسی و اخذ مجوز لازم ارسال میشود.
۲- حداقل سطوح جهت افراد پیشنهادی از نظر سوابق و تخصص کارشناسی تعیین میشود.
۳- به کارگیری افراد فوق به صورت ساعتی و با رعایت حداکثر ۱۲۰ ساعت در ماه خواهد بود.
۴- حداکثر مدت به کارگیری افراد با انعقاد قرارداد، یک ساله بوده و تمدید آن پس از رضایت از عملکرد و با رعایت کلیه مفاد این دستورالعمل است.
۵ – این دستورالعمل از ابتدای سال ۱۳۸۵ برای کلیه افراد بازنشسته که تاکنون همکاری داشته اند نافذ و سایر مقررات قبلی بیاثر خواهد بود.»
در پاسخ به شکایت مذکور، رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی طی لایحه شماره ۱۲۲۹/۱-۱/م – ۲۱/۸/۱۳۸۸ توضیح داده است که:
«بازگشت به نامه شماره ۴/۸۸/۵۰۹ – ۷/۷/۱۳۸۸ موضوع ارائه پاسخ نسبت به دادخواست سازمان بازرسی کل کشور در ارتباط با دستورالعمل «استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» مراتب ذیل را به استحضار میرساند:
معاون نظارت و بازرسی امور سیاسی و قضایی سازمان بازرسی کل کشور طی نامه محرمانه شماره ۹۵۵۸۴/۷/۸/م – ۲۵/۱۲/۱۳۸۶، گزارشی از موارد ایرادی سازمان متبوعه را در ارتباط با آییننامه موضوعه به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ارائه کردند.
موضوعیت ایراد مطرح شده، مغایرت دستورالعمل با نص ماده (۴۱) قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۴ بود که پاسخ لازم نیز با ارائه ادله متقن طی شماره ۲۹۸/۱-۱/م -۳۱/۲/۱۳۸۷ به مرجع یاد شده منعکس گردید که اخیراً مواجه با ارجاع موضوع به آن هیأت است. اینک با تأکید مجدد بر کلیه دفاعیات مطرح در نامه یاد شده، موارد زیر را نیز اضافه مینماید:
۱- همان گونه که از عنوان قانون به شرح «قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت» به نحو صریح و بین مستفاد است قانون مذکور ناظر بر مقررات مالی دولت بوده و حدود و ثغور دولت نیز در مقررات موضوعه تعریف و تصریح شده است و مآلاً و به نحو بارز این حدود شامل مؤسسات عمومی غیر دولتی به استناد ماهیت مؤکد «غیر دولتی» نمیشود، لهذا با فرض وحدت موضوع و متن که قطعاً مورد توجه مقنن بوده است، تسری مفاد قانون مذکور در مورد مؤسسات عمومی غیر دولتی، محل تردید است.
برای مزید استحضار اعلام میدارد که مشابه برداشت سازمان بازرسی کل کشور قبلاً از طرف دادستان دیوان محاسبات نیز مد نظر قرار گرفته بود و با ارسال دادخواست به هیأت سوم مستشاری آن دیوان، موضوع مورد بررسی قرار گرفته است و با مطالعه دادخواست دادستان و دفاعیات نمایندگان این بنیاد رأی قضایی شماره ۲۹/۷۶۳- ۱۶/۸/۱۳۸۵ مبنی بر تأیید اقدامات بنیاد صادر و ابلاغ شده است که تصویر مصدق رأی مذکور برای استحضار تقدیم و اضافه میکند که مفاد بن-د ث تبصره ۴ قانون بودجه سال ۱۳۸۳ کل کشور مندرج در متن رأی دیوان محاسبات در قسمت مورد تردید سازمان بازرسی کل کشور عیناً مشابه مفاد ماده ۴۱ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی است.
۲- در ماده (۲) از قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور مصوب ۱۳۶۰ و اصلاحات مصوب ۱۳۷۵، سازمان بازرسی کل کشور « نسبت به بازرسی کلیه وزارتخانهها و ادارات و نیروهای نظامی و انتظامی و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداری که قسمتی از سرمایه یا سهام آنان متعلقه به دولت است یا دولت به نحوی از انحاء بر آنها نظارت یا کمک مینماید و کلیه سازمانهایی که شمول این قانون نسبت به آنها مستلزم ذکر نام است» مبادرت مینماید. لهذا بنا بر ادله متقن اشاره شده در جوابیه شماره ۲۹۸/۱-۱/م- ۳۱/۲/۱۳۸۷ بنیاد به شرح پیش گفته که متن دادخواست اخیر سازمان بازرسی کل کشور به عنوان آن هیأت نیز مشخصاً در تأیید ادله ارائه شده در عدم ارتباط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به بودجه عمومی کشور و با نظارت دولت است، ورود سازمان بازرسی کل کشور به موضوع را، اساساً دچار تردید میکند.
۳- بر اساس نامه شماره ۱۲۴۷۲/۱- ۴/۵/۱۳۸۶ رئیس محترم دفتر مقام معظم رهبری، سازمان بازرسی کل کشور صرفاً در چارچوب هماهنگی قبلی میتواند نسبت به نهادهای انقلاب اسلامی -من جمله بنیاد مسکن انقلاب اسلامی- بازرسی داشته باشد، به این معنی که سازمان بازرسی کل کشور بدون اذن و هماهنگی دفتر معظم له مجاز به بازرسی و ارائه گزارش در مورد نهادهای انقلابی نیست. ضمن این که به موجب تبصره ۲ قانون فهرست نهادها و مؤسسات عمومی غیر دولتی نیز، اجرای قانون دیوان محاسبات عمومی کشور نیز که به طریق اولی ناظر بر اعمال مقررات نظارتی در مصرف منابع عمومی است، موکول به اذن مقام معظم رهبری اعلام شده است.
۴- به موجب اصل (۷۳) قانون اساسی شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است. این در حالی است که سازمان بازرسی کل کشور در تمامی متن دادخواست به تفسیر ماده (۴۱) قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت پرداخته و با برداشت ناشی از تفسیر صورت داده، به نتیجه گیری رسیده و مبادرت به ارائه دادخواست کرده است.
۵ – در تبیین بیشتر عدم موضوعیت مفاد ماده (۴۱) مورد استناد در مورد مؤسسات عمومی غیر دولتی، مضافاً یادآوری میشود که به کارگیری بازنشستگان در وزارتخانهها… جز با تصویب هیأت وزیران تحت هر عنوان ممنوع است. ملاحظه میشود همان گونه که در بند (۴) یاد شده تشریح گردید، قانون اخیر برخلاف نظر سازمان بازرسی کل کشور حایز ممنوعیت مطلق نبوده بلکه اطلاق مجوز آن مشروط و موکول به تصویب هیأت وزیران است. طبیعتاً دستگاههای دولتی در موارد ضروری نسبت به مراجعه به هیأت وزیران و حایز ابزار رفع ممنوعیت به کارگیری هستند. سؤال این است که ابزار رفع ممنوعیت در مورد مؤسساتی که امکان مراجعه به هیأت وزیران به واسطه عدم ارتباط سازمانی و قانونی ندارند نظیر مؤسسات عمومی غیر دولتی کدام است؟ قطعاً تصور بر این است که مقنن با علم به موضوع و در شرایط عدم پیشبینی ابزار اخذ مجوز برای چنین مؤسساتی، نظر بر عدم شمولیت قانون در مورد آنها داشته است.
۶ – در تبیین عدم تسری متن ماده (۴۱) قانون مورد استناد در مورد بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به عنوان مؤسسه عمومی غیر دولتی، مضافاً اشاره میشود به این که، بر خلاف نظر سازمان بازرسی کل کشور که ماده (۴۱) را ناظر بر ممنوعیت به کارگیری افراد بازنشسته به صورت مطلق مطرح کرده است، مروری بر متن ماده اخیر نشان میدهد که ممنوعیت مذکور صرفاً در مواردی که مجوزهای لازم از هیأت وزیران اخذ نشده باشد جاری است و در موارد مغایر، حایز اطلاق ممنوعیت نیست و بلکه به عنوان مجوز به کارگیری تلقی میشود.
لهذا دادخواست سازمان بازرسی کل کشور مبتنی بر ابطال دستورالعمل موضوعه، فاقد موضوعیت در انطباق با مفاد ماده (۴۱) یاد شده است. مگر این که سازمان یاد شده با ورود به مصادیق عدم اجرای کامل آن، ماده قانون معنونه را احراز و اعلام دارد.
نهایتاً و با توجه به مراتب یاد شده و حضور مستمر و نظارت دائمی حضرت آیت الله رسولی محلاتی نماینده محترم ولایت فقیه در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مفاد بخشنامه صادر شده مورد نظر و سایر آییننامههای مصوب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مورد تأیید ایشان و به صورت خاص با توجه به حضور سازمان بازرسی کل کشور در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، ارائه گزارش و مآلاً دادخواست موضوعه، بدون اذن و هماهنگی دفتر مقام معظم رهبری صورت پذیرفته و تمامی اقدامات سازمان مذکور به شرح فوق کاملاً مغایر با متن صریح و موکد ابلاغیه شماره ۱۲۴۷۲/۱ – ۴/۵/۱۳۸۶ دفتر معظم له است، لهذا تقاضا میشود، نسبت به رد دادخواست موضوعه مبادرت فرمایند.»
قائممقام نماینده ولی فقیه در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی نیز طی لایحه شماره ۳۳۷۰/ص – ۶/۶/۱۳۹۱ توضیح داده است که:
«احتراماً، بازگشت به نامه شماره ۵۱۹۱۶/۱۰۰/و/۴۱ – ۲۲/۴/۱۳۹۱ در خصوص دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و ضمن تشکر از جناب عالی نسبت به وقوف جایگاه و اختیارات نماین-ده محترم ولی فقیه در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی حضرت آیت ا… رسولی محلاتی، به استحضار میرساند در تصویب «دستورالعمل به کارگیری نیروهای متخصص بازنشسته» نه تنها اقدام خلاف قانونی صورت نگرفته است بلکه آن چه بدان عمل شده منطبق بر قانون و در راستای عمل به وظایف مربوط به نهادهای عمومی تحت ولایت مقام معظم رهبری است:
۱- بنیاد مسکن انقلاب اسلامی از جمله نهادهای تحت نظر مقام ولایت فقیه است که ضمن رعایت استقلال کامل سازمانی از سازمان اداری دولت، خود را مکلف به ایجاد هماهنگی با سیاستهای اعلامی دانسته و در جهت کمک به اهداف دولت گام برمیدارد.
توجه و مداقه در مفهوم استقلال نهادهای انقلابی تحت ولایت مقام معظم رهبری، به گونهای از اهمیت قرار دارد که در تبصره ۲ ماده قانون فهرست نهادها و مؤسسات عمومی غیر دولتی به صراحت بدان اشاره شده است:
« تبصره۲ – اجرای قانون در مورد مؤسسات و نهادهای عمومی که تحت نظر مقام ولایت هستند با اذن معظم له خواهد بود.»
لذا بدیهی مینماید هر گونه شمولیت قوانین از جمله مواد مورد ادعا، بر نهادهای مذکور منوط به وجود اذن از ناحیه معظم له خواهد بود و احراز «اذن» برای تسری قانون یاد شده بر بنیاد مسکن ضروری است.
۲- بر اساس تبصره ۲ ماده واحده قانون فهرست نهادها و مؤسسات غیر دولتی و نظریه شماره ۳۷۰/۷۶/ق – ۳۱/۳/۱۳۷۶ سازمان بازرسی کل کشور که اشعار میدارد «… اجرای قانون در مورد مؤسسات عمومی که تحت نظر مقام ولایت باشند با اذن معظم له خواهد بود. لذا عملاً و بذات، بازرسی از ستاد مذکور مشمول قانون سازمان نبوده است مگر مطابق بند ب ماده ۲ قانون تشکیل سازمان، انجام بازرسی از طرف مقام معظم رهبری خواسته شود»، محرز میدارد یکسان پنداشتن تکالیف مربوط به نهادهای عمومی با نهادهای تحت نظر مقام ولایت موجه نبوده و در هر مورد باید ضمن توجه کامل به استقلال سازمانی این گونه نهادها از سازمان دولت و … وجود اذن احراز شود.
۳- همان گونه که حضرت عالی مستحضرید هر قانون با هدف تعیین تکلیف کردن حوزه و حیطه مشخصی به تصویب میرسد و استنباط و فهم از قانون در همان حیطه و حوزه توجیه میشود و خروج از آن تفسیر موسع از قانون محسوب میشود.
ماده ۴۱ مورد استناد نیز در مجموعه مواد قانون «تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت» تصویب شده و در صدد بیان تکالیف مقررات مالی مربوط به «دولت و سازمانهایی است که به نحوی به دولت مرتبط هستند، (خواه مستقیم و خواه غیرمستقیم) و به گونهای از بودجه عمومی استفاده میکنند.
روشن است تسری احکام یاد شده در ماده مذکور به سایر نهادهای مستقل خصوصاً نهادهای انقلابی تحت نظر ولایت امر، توسعه احکام مذکور را به دنبال داشته و بلاوجه بوده و با توجه به عدم وجود اذن از ناحیه معظم له محل اشکال است. به عبارت اخری، نهادهای انقلاب اسلامی تحت نظر مقام معظم رهبری تخصصاً از شمول ماده مذکور خارج میشوند.
۴- توجه به این نکته حایز اهمیت است که در خصوص نهادهای عمومی، قوانینی یکپارچه به تصویب میرسد تا ضمن حفظ استقلال از سایر نهادها و سازمان اداری دولت، وصول به اهداف مد نظر در مجموعه قوانینی یکپارچه و هماهنگ، تسهیل شود. بدیهی مینماید از قانونگذار انتظار نمیرود علیرغم تصویب قانون خاص در مورد چگونگی، نحوه فعالیت و سازماندهی و… یک نهاد، به هنگام تصویب قوانین غیر مرتبط به گونهای رفتار نماید که به این یکدستی و هماهنگی خدشه وارد شود. لذا در تفسیر ماده ۴۱ میباید به این اصل مهم (حفظ یکپارچگی مقررات مربوط به این نهاد) توجه بیشتری مبذول شود.
۵ – به عنوان اماره برای صحت استنباط فوق از ماده ۴۱ به استحضار میرساند، دولت نیز در اجرای ماده ۴۱ هیچ گونه ساز و کاری برای نهادهای انقلاب اسلامی تحت نظر ولایت امر پیشبینی نکرده و تلقیای نسبت به شمول قانون به نهادهای تحت نظر مقام معظم رهبری ندارد. ضمناً همین نحو استنباط از ماده قانونی را در رأی هیأت سوم مستشاری دیوان محاسبات کشور به شماره ۲۹/۷۶۳ – ۱۶/۸/۱۳۸۵ نیز میتوان مشاهده کرد.
۶- مستند به ماده ۹۵ قانون «مدیریت خدمات کشوری» مصوب سال ۱۳۸۶ به عنوان قانون لاحق و ناسخ قوانین مغایر بدین شرح «به کارگیری بازنشستگان متخصص (با مدرک کارشناسی و بالاتر) در موارد خاص … بلامانع میباشد» نیز میتواند مؤید این نکته باشد که ماده ۴۱ قابلیت استناد در این مورد را ندارد و بدین جهت نیز تصویب «دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته» نه تنها خلاف قانون نیست بلکه گامی برای ضابطهمند کردن به کارگیری نیروهای متخصص بازنشسته در بنیاد مسکن است.
در نهایت تأکید میشود بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در راستای عمل به دستورات و فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر رفتار هماهنگ با سیاستهای کلی دولت و نظام اداری کشور و توجه و دقت کامل همزمان برای حفظ استقلال اداری و سازمانی خود به عنوان نهادی انقلابی که تحت نظر ولایت فقیه انجام وظیفه میکند بر خود فرض دانسته تمام مساعی خود را در عمل به این سیاست کلی نظام اداری کشور (عدم به کارگیری بازنشستگان جز در مواد خاص) به کار ببرد و برای تحصیل اهداف مذکور دستورالعمل به کارگیری نیروهای متخصص بازنشسته را به تصویب برساند و بدین جهت اقدامی مغایر با قانون متصور نیست.»
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت می کند.
رأی هیأت عمومی
مطابق ماده ۴۱ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۵/۸/۱۳۸۴، هر نوع به کارگیری افراد بازنشسته در وزارتخانهها و مؤسسات دولتی، دستگاههای موضوع ماده ۱۶۰ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و مؤسسات و شرکتهای وابسته و تابع آنها و هر دستگاهی که به نحوی از بودجه دولتی استفاده میکند، جز با تصویب هیأت وزیران ممنوع اعلام شده است. نظر به این که به موجب ماده ۹۵ قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال ۱۳۸۶ و بند ب ماده ۶۵ قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۸۹، به کارگیری بازنشستگان متخصص با مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر در موارد خاص و مقامات، اعضای هیأت علمی، ایثارگران… فرزندان شهدا و فرزندان جانبازان ۷۰ درصد و بالاتر در دستگاههای اجرایی یا دارای ردیف یا هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده میکنند تجویز شده است، از ممنوعیت مذکور در ماده ۴۱ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت خارج میباشد، بنابراین دستورالعمل معترضٌ به که علیالاطلاق به کارگیری بازنشستگان در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را مقرر کرده است در حدی که فراتر از مستثنیات پیش گفته باشد مغایر قانون تشخیص داده میشود و به استناد بند یک ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری حکم به ابطال آن صادر و اعلام میگردد.
رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری- محمدجعفر منتظری



![رأی وحدت رویه در خصوص بازنشستگی معلولان تابع قانون کار بر اساس سنوات ارفاقی قانون نحوه بازنشستگی جانبازان و معلولین و شاغلین مشاغل سخت زیان آور 4 تشکیل شورای تخصصی حقوقی ابطال ماده ۱۹ آیین نامه نحوه تشکیل مجا ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار تسری عرف بـه شرایط استفاده از مرخصی عدم احتساب اضافه کار در پاداش پایان ابطال محاسبه مزایای اقلیمی و متغیر رأی ابطال بند 5 دستورالعمل شماره 22 برقراری سنوات ارفاقی مشاغل سخت و زیان آور ادنامه شماره ۷۷۲ مورخ ۱۵/۵/۱۳۹۹ هیئت تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری عدم ابطال بخشنامه بومی گزینی دادنامه شماره ۱۰ مورخ ۱۶/۱/۱۴۰۰ هیئت تخصصی دیوان عدالت اداری ابطال آیین نامه پرداخت حقوق و مزایا ابطال مصوبه تجویز پرداخت مازاد موافقت کتبی استاندار برای انتخاب رئیس نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)

