رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض نظریه هیئت بررسی کننده بیمه بیکاری
دادنامه شماره ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۳۸۷۳۶۳ مورخ ۱۴۰۵/۲/۲۲
رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض نظریه هیئت بررسی کننده بیمه بیکاری
پیام رأی: رأی شماره ۳۸۷۳۶۳ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: اعلام تعارض در خصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض نظریه هیئت بررسی كننده بیمه بیكاری رأی صادره از شعبه چهل و سوم تجدید نظر دیوان عدالت اداری كه متضمن تجویز صلاحیت شعب بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به تصمیم هیئت بررسی كننده بیمه بیكاری است، صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص داده شد.
تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۲/۲۲
شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۳۸۷۳۶۳
شماره پرونده: ۰۴۰۰۰۴۰
مرجع رسیدگی: هیئت عمومی دیوان عدالت اداری
موضوع: اعلام تعارض در آرای شعب دیوان عدالت اداری
اعلام کننده تعارض: آقای هادی کرمانی ( رئیس شعبه چهل و سوم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری)
گردش کار: در خصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض نظریه هیئت بررسی کننده بیمه بیکاری و این که مرجع ذی صلاح در این امر شعب تجدیدنظر است یا بدوی، شعبه ۴۳ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به دو شیوه رفتار کرده است.
بدین نحو که شعبه مذکور در یک دادنامه این استدلال را داشته است که با توجه به تبصره ۲ ماده ۳ قانون دیوان عدالت اداری، رسیدگی به خواسته اعتراض به نظریه کمیته بررسی کنندگان بیمه بیکاری در صلاحیت شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است ولی همان شعبه در دادنامه دیگری این گونه استدلال نموده است که با نگرش به این که در نظام حقوقی تشکیل مرجع اختصاصی اداری توسط یک وزارتخانه و نهاد عمومی غیردولتی پیش بینی نشده و متن تفاهم نامه نیز نشان دهنده این است که هیچ یک از دو دستگاه اجرایی درصدد تشکیل هیئتی مستقل از اعضا و مرجع اختصاصی نبودند و تصمیمات نیز در قالب هیئت دارای شخصیت مستقل از اعضا گرفته نمی شود؛ بلکه براساس مقدمه و بند دوم تفاهم نامه صرفاً نمایندگان دو دستگاه اجرایی برای تسهیل بررسی مدارک متقاضیان را به صورت مشترک بررسی می کنند. بنابراین از مرجع اختصاصی اداری موضوع بند ۲ ماده ۱۰ قانون دیوان عدالت اداری نبوده و رسیدگی در صلاحیت شعب بدوی دیوان عدالت اداری می باشد.
مفاد آرای موضوع تعارض به قرار زیر است:
الف: شعبه ۶۴ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به دادخواست آقای نقی آقاجان نژاد کلائی به خواسته الزام تأمین اجتماعی به برقراری بیمه بیکاری (اعتراض به نظریه مورخ ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ کمیته بررسی کنندگان بیمه بیکاری مبنی بر عدم موافقت جهت دریافت بیمه بیکاری) به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۰۴۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۵/۸ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است:
“با عنایت به اینکه به موجب رأی وحدت رویه شماره ۵۲ مورخ ۱۳۸۲/۲/۷ و ۹۷ مورخ ۱۳۸۲/۳/۴ و ۹۱۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۸۳۹ مورخ ۱۳۹۱/۱۱/۱۶ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری، بیکاری کارگر به دلیل انقضای مدّت قرارداد موقّت یا اتمام کار موقّت از مصادیق بیکاری موضوع قانون بیمه بیکاری نبوده و بیمه بیکاری برای چنین افرادی برقرار نمی گردد و بند های ۱ و ۲ تفاهم نامه شماره ۱۱۸۷۳۹ مورخ ۱۳۸۴/۱۲/۷ فی مابین وزارت کار و تأمین اجتماعی به موجب رأی شماره ۱۶۴ مورخ ۱۳۸۷/۳/۲۰ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ابطال نشده است و توجهاً به این که شرح شکایت شاکی و مستندات ارائه شده از سوی وی و پاسخ اداره طرف شکایت حکایت از آن دارد که ماهیت شغل شاکی غیردائم بوده و بیکاری ایشان به خاطر پایان قرارداد با کارفرما و انقضای مدّت قرارداد بوده و مدّت قرارداد شاکی با کارفرما از تاریخ ۱۴۰۲/۱/۱ تا ۱۴۰۲/۳/۳۱ بوده است و شاکی خود اذعان داشته که در تیرماه ۱۴۰۲ بیکار شده است که این موضوع با مدّت زمان قرارداد هم همخوانی دارد و نظریه مورد اعتراض نیز بر همین مبنا صادرگردیده، لذا موجبی برای پذیرش شکایت شاکی نبوده، به استناد مواد ۱۰ و ۶۴ قانون دیوان عدالت اداری حکم به رد شکایت صادر و اعلام می گردد. رأی صادره وفق ماده ۶۵ قانون دیوان عدالت اداری ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه های تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می باشد.”
در اثر تجدیدنظر خواهی از رأی مذکور، شعبه ۴۳ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۸۵۵۵۳۱ مورخ ۱۴۰۳/۸/۵ رأی شعبه بدوی دیوان عدالت اداری را نقض نموده و به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است:
“راجع به خواسته اعتراض به نظریه کمیته بررسی کنندگان بیمه بیکاری صرف نظر از صحت یا سقم دعوی مطروحه با توجه به اینکه رسیدگی به آن به دلالت تبصره ۲ ماده ۳ قانون دیوان عدالت اداری در صلاحیت شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است، لذا به استناد تبصره مذکور و مواد ۴۸ و ۷۱ همان قانون ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار عدم صلاحیت به شایستگی شعب تجدیدنظر دیوان عدالت صادر و اعلام می گردد. پرونده به نظر معاون قضایی ایفاد شود. اما درخصوص خواسته الزام به پرداخت بیمه بیکاری با توجه به مراتب و این که قبل از نقض نظریه مذکور اجابت خواسته واجد اشکال قانونی است، مع هذا از این حیث نظر به این که اعتراض تجدیدنظرخواه به کیفیتی نیست که سبب تزلزل و نتیجتاً نقض رأی معترضٌ عنه را فراهم کند، لذا با رد تقاضای تجدیدنظرخواهی با استناد به مواد ۳، ۱۷ و ۷۱ قانون دیوان عدالت اداری رأی معترضٌ عنه با اصلاح حکم به قرار رد شکایت تأیید و استوار می گردد. رأی صادره قطعی است.”
ب: شعبه ۶۹ بدوی دیوان عدالت اداری نیز در رسیدگی به دادخواست خانم فروزان یوسفی به خواسته اعتراض به رأی هیئت بررسی کنندگان مقرّری بیمه بیکاری به شماره ۵۷۹۰۴ مورخ۱۴۰۳/۸/۶ به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۵۵۳۴۰۳ مورخ ۱۴۰۳/۱۰/۲۴ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است:
“نظر به این که مطابق تبصره ۲ الحاقی ماده ۳ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی (مصوب ۱۴۰۲) شکایت و اعتراض اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از عمومی و خصوصی از آراء و تصمیمات مراجع اختصاصی اداری موضوع بند ۲ ماده ۱۰ این قانون، مستقیماً در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری مطرح و مورد رسیدگی قرار می گیرد، در مانحنٌ فیه با توجه به این که خواسته شاکی اعتراض به تصمیم کمیته بررسی کننده مقرّری بیکاری است، لذا این مرجع خود را صالح به رسیدگی ندانسته و مستنداً به تبصره ۲ الحاقی ماده ۳ و بند ۲ ماده ۱۰ از قانون دیوان عدالت اداری، قرار عدم صلاحیت به شایستگی شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری صادر و اعلام می گردد. قرار صادره مستفاد از ماده ۴۸ قانون اخیر الذکر و رأی وحدت رویه شماره ۹۳۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۱۲۶ مورخ ۱۳۹۳/۲/۱۵ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری، قطعی و غیر قابل اعتراض می باشد.”
شعبه ۴۳ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری نیز در رسیدگی به دادخواست شاکی فوق به خواسته اعتراض به تصمیم هیئت بررسی کنندگان بیمه بیکاری به موجب دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۸۷۴۳۶۴ مورخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۹ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است:
“با نگرش به این که برابر اصل ۲۹ قانون اساسی و ماده ۱ قانون ساختار نظام جامع رفاه اجتماعی برخورداری از تأمین اجتماعی حق همگان است و دولت باید از همه افراد در برابر رویدادهای اجتماعی و اقتصادی و پیامدهای آن پشتیبانی کند و بیکاری یکی از رویدادها اجتماعی و اقتصادی می باشد و برابر ماده ۳، ۴ و ۶ قانون بیمه بیکاری چنانچه فردی پیش از بیکارشدن شش ماه حق بیمه پرداخت کرده باشد و بدون میل و اراده خود بیکار شده باشد با گواهی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی حق بهره مندی از مقرّری بیمه بیکاری را داشته که توسط سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می گردد. نظر به اینکه برابر ماده ۱۱ قانون بیمه بیکاری اجرای قانون بیمه بیکاری برعهده وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی می باشد و هردو دستگاه اجرایی و «به منظور اجرای دقیق مقرّرات بیمه بیکاری و آیین نامه اجرایی آن و در راستای ایجاد وحدت رویه جلوگیری از برخوردهای سلیقه ای و اجرای سیاست های جدید مبنی بر پیشگیری از بیکاری کارگران» در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۱ تفاهم نامه ای به شماره ۱۱۷۶۹ منعقد نمودند که به موجب بند دوم تفاهم نامه «به منظور هماهنگی بیشتر نمایندگان ادارات کار و امور اجتماعی و تأمین اجتماعی محل نسبت به بررسی درخواست های متقاضیان استفاده از بیمه بیکاری به طور مشترک اقدام و افراد واجد شرایط توسط اداره کار محل جهت دریافت بیمه بیکاری به شعب تأمین اجتماعی معرّفی خواهد شد.» با نگرش به این که در نظام حقوقی تشکیل مرجع اختصاصی اداری توسط یک وزارتخانه و نهاد عمومی غیردولتی پیش بینی نشده و متن تفاهم نامه نیز نشان دهنده این است که هیچ یک از دو دستگاه اجرایی درصدد تشکیل هیئتی مستقل از اعضا و مرجع اختصاصی نبودند و تصمیمات نیز در قالب هیئت دارای شخیصت مستقل از اعضا گرفته نمی شود، بلکه براساس مقدمه و بند دوم تفاهم نامه صرفاً نمایندگان دو دستگاه اجرایی برای تسهیل بررسی مدارک متقاضیان را به صورت مشترک بررسی می کنند. بنابراین از مرجع اختصاصی اداری موضوع بند ۲ ماده ۱۰ قانون دیوان عدالت اداری نبوده و رسیدگی در صلاحیت شعب بدوی دیوان عدالت اداری می باشد و به استناد تبصره ۱ ماده ۷۲ قانون دیوان عدالت اداری عدم صلاحیت رسیدگی به شایستگی شعب نخستین صادر می گردد. این رأی قطعی است.”
با احراز تعارض آرا توسط رئیس دیوان عدالت اداری، پرونده در دستورکار جلسه هیئت عمومی قرار گرفت.
هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۲/۲۲ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیئت عمومی
الف. تعارض بین رأی شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۸۵۵۵۳۱ مورخ ۱۴۰۳/۸/۵ صادره از شعبه چهل و سوم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری و رأی شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۸۷۴۳۶۴ مورخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۹ اصداری از همان شعبه درخصوص تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض به تصمیم هیئت بررسی کننده بیمه بیکاری محرز است.
ب. اولاً برمبنای بند (۲) تفاهم نامه شماره ۱۱۸۷۳۹ مورخ ۳۸۴/۱۲/۱ وزارت کار و امور اجتماعی [تعاون، کار و رفاه اجتماعی] و سازمان تأمین اجتماعی مقرّر شده است که : «با توجه به صراحت ماده ۴ قانون بیمه بیکاری، بیمه شده بیکار با معرّفی واحد کار و امور اجتماعی از مزایای این قانون منتفع خواهد شد. لذا به منظور هماهنگی بیشتر در این زمینه نمایندگان اداره کار و امور اجتماعی [تعاون، کار و رفاه اجتماعی] و تأمین اجتماعی محل نسبت به بررسی درخواستهای متقاضیان استفاده از مقرّری بیمه بیکاری، به طور مشترک اقدام و افراد واجد شرایط توسط اداره کار محل جهت دریافت بیمه بیکاری به شعبه تأمین اجتماعی معرّفی خواهند شد.»
ثانیاً مطابق تبصره ۳ ماده ۳ قانون دیوان عدالت اداری (الحاقی ۱۴۰۲/۲/۱۰) : «مقصود از مراجع اختصاصی اداری کلّیه مراجع و هیئت هایی است که به موجب قوانین و مقرّرات قانونی، خارج از مراجع قضایی تشکیل می شوند و اقدام به رسیدگی به اختلافات، تخلّفات و شکایاتی می کنند که در صلاحیت آنها قرار داده شده است…» بنابراین هرچند تفاهم نامه مذکور به موجب رأی هیئت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۱۶۴ مورخ ۱۳۸۷/۳/۲۰ ابطال نشده و حکم به اعتبار قانونی آن صادر شده است لیکن صرف عدم ابطال آن به معنای شناسایی مرجع اختصاصی اداری (از نوع مراجع تشخیصی) نیست و اساساً بند (۲) تفاهم نامه با توجه به عبارت «به موجب قوانین و مقرّرات قانونی» مندرج در تبصره ۳ ماده ۳ قانون دیوان عدالت اداری، در مقام ایجاد یک مرجع اختصاصی اداری نبوده است. بلکه به منظور هماهنگی در بررسی درخواست متقاضیان استفاده از بیمه بیکاری، نماینده سازمان تأمین اجتماعی به ارائه نظر مشورتی و کارشناسی مبادرت نموده و تصمیم گیری نهایی درخصوص موضوع با ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی است و اعتراض به تصمیم موصوف نیز مشمول صلاحیت بند ۱ ماده ۱۰ قانون دیوان عدالت اداری خواهد بود.
بنا به مراتب فوق، رأی شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۲۸۷۴۳۶۴ مورخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۹ صادره از شعبه چهل و سوم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری که متضمّن تجویز صلاحیت شعب بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به تصمیم هیئت بررسی کننده بیمه بیکاری است، صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص داده می شود.
این رأی براساس ماده ۸۹ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی مصوب ۱۴۰۲/۲/۱۰ برای شعب دیوان و مراجع اداری و همچنین برای هیئت های تخصصی و هیئت عمومی در مورد رسیدگی به ابطال مصوبات موضوع بند ۱ ماده ۱۲ این قانون در ارتباط با آن موضوع لازم الاتباع است.
رئیس هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ـ احمدرضا عابدی



![رأی در خصوص عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداریها در وضع ضوابط جذب و بکارگیری نیرو در شرکت های خصوصی 5 تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)
