ابطال ماده 55 اصلاحی آیین نامه مالی و معاملاتی دانشگاه ها مبنی بر عدم ارسال صورت حسابهاي دريافت و پرداخت اعتبارات تملك داراييهاي سرمايهاي، هزينهاي و اختصاصي به ديوان محاسبات (دادنامه شماره 195 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری)
ابطال ماده 55 اصلاحی آیین نامه مالی و معاملاتی دانشگاه ها مبنی بر عدم ارسال صورت حسابهاي دريافت و پرداخت اعتبارات تملك داراييهاي سرمايهاي، هزينهاي و اختصاصي به ديوان محاسبات (دادنامه شماره 195 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری)
تاریخ: 27 تیر 1390
کلاسه پرونده: 464/88
شماره دادنامه: 195
موضوع رأی: ابطال ماده 55 اصلاحي آييننامه مالي و معاملاتي دانشگاهها
شاکی: معاون دادستان ديوان محاسبات كشور
گردش کار: آقاي معاون ديوان محاسبات كشور طي شكايتنامه تقديمي به شماره 23/1927/762/86 مورخ 28/3/1388 اعلام داشته است كه:
“مستحضريد، به حكم ماده يك قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مصوب 18/10/1369، امور مالي و معاملاتي دانشگاهها صرفاً تابع اين قانون و آييننامههاي اجرايي آن ميباشد. بر اساس ماده 7 قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي (مصوب 18/10/1369 مجلس شوراي اسلامي) دانشگاهها و موسسات آموزش عالي مكلفند، حساب كليه اعتبارات و هزينههاي خود را نگهداري و صورتجلسات دريافت و پرداخت «هرسال» و حساب نهايي «هر سال» را تنظيم و به همراه اسناد و مدارك مربوط جهت رسيدگي در اختيار ديوان محاسبات كشور قرار دهند. وفق ماده (10) اين قانون، از اول سال 70، قانون محاسبات عمومي كشور و آييننامه معاملات دولتي به استثناي ماده 31 قانون مذكور در مورد اين موسسات، نافذ نخواهد بود. در بند «ط» ماده 7 قانون تشكيل هيأت امناء مصوب 67 تصويب آييننامههاي مالي و معاملاتي، كه بر حسب مورد پس از تاييد وزارتخانه مربوط قابل اجرا ميباشد، از وظايف و اختيارات هيأت امناي دانشگاهها اعلام شده است.
آييننامه مالي و معاملاتي سابق دانشگاه كه از سوي هيأت امناء به تصويب رسيده بود، در راستاي قانون، در احكام متعدد نقش ذيحساب را معين و در ماده 55 مربوط، به تكرار مضمون ماده 7 قانون نحوۀ انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در باب تهيه و ارائه صورتجلسات ماهانه و نهايي عملكرد اعتبارات دانشگاهها پرداخت و از اين جهت تعارضي با حكم قانونگذار نداشت. ليكن با تصويب بند «الف» ماده 49 قانون برنامه چهارم توسعه … هيأت امناء دانشگاهها در اصلاح مقررات جديد مربوط، خارج از اختيار قانوني خود و با خروج از حوزه قلمرو اجرايي و ورود در حوزه تقنيني، ضمن نفي حكم ماده 7 قانون نحوۀ انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها، اقدام به اصلاح ماده 55 آييننامه مالي و معاملاتي دانشگاهها نموده، به نحوي كه اين گونه مؤسسات به اعتبار اصلاحيه جديد آييننامه – كه صراحتاً مغاير قانون است – صورت حسابهاي دريافت و پرداخت اعتبارات تملك داراييهاي سرمايهاي، هزينهاي و اختصاصي خود را به ديوان محاسبات ارسال نكرده و نتيجتاً موجب اختلال در امر حسابرسي و تهيه گزارش تفريغ بودجه موضوع اصل 55 قانون اساسي شدهاند.
نظر به مراتب فوق گرچه بر مبناي حكم مقرر در بند (الف) ماده 49 قانون برنامه چهارم توسعه … دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و پژوهشي دولتي، صرفاً بر اساس آييننامه و مقررات اداري، مالي، استخدامي و تشكيلات خاص مصوب هيأتهاي امناي مربوط و بدون الزام به رعايت قانون محاسبات عمومي و ساير قوانين و مقررات عمومي مالي اداره ميشوند، ليكن اختيار هيأت امناء، محدود به امور اجرايي و مواردي است كه در قوانين ناظر به وضعيت دانشگاهها، منجمله قانون تشكيل هيأتهاي امناي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي (مصوب 23/12/67 شوراي عالي انقلاب فرهنگي) و قانون نحوۀ انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي (مصوب 18/10/69 مجلس شوراي اسلامي) مشخص و احصاء گرديده و هرگز متضمن اعطاي اذن در نفي قوانين موجود يا اختيار قانونگذاري به آنان نميباشد، زيراً اساساً هيأتهاي امناي دانشگاهها نهاد همعرض قانونگذار كشور محسوب نميشوند. بنابراين هرگونه تنظيم، تصويب، اصلاح يا تغيير در آييننامههاي ناظر به نحوه اجراي قانون اخيرالذكر و ساز و كارهاي مربوط به آن، بايد مأخوذ به اختيارات قانوني و با ملاحظه كامل و انطباق با قوانين خاص دانشگاهها باشد و به دلالت قوانين مذكور بايد به گونهاي اعمال اختيار شود كه در تدوين، تنظيم و تنسيق امور، ساير قوانين حكومتي منجمله اصل 55 قانون اساسي مدنظر باشد. عليهذا نظر به مغايرت ماده 55 اصلاحي آييننامه مالي و معاملاتي دانشگاهها از حيث حذف مواعد معيّنه در قانون براي تهيه و ارائه صورت حساب دريافت و پرداخت ماهانه و سالانه (نهائي) به ديوان محاسبات كشور و همچنين مفاد آييننامه مالي و معاملاتي مذكور از جهت حذف «ذيحساب» در دانشگاهها و جايگزيني مديرمالي در اين مؤسسات با احكام قانوني مربوط، مراتب جهت طرح در هيأت عمومي ديوان عدالت اداري و ابطال مصوبۀ مذكور (آييننامه مالي و معاملاتي دانشگاهها) تا حدي كه متضمن تعارض با قوانين و مقررات خاص دانشگاهها از جمله قانون تشكيل هيأت امناء و قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي كشور ميباشد، حضورتان ارسال ميگردد.”
در پاسخ به شكايت شاكي، اداره كل امور حقوقي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري طي لايحه دفاعيه شماره 63444/75/90 مورخ 2/5/1390 توضيح داده است:
” رويكردي كه از سوي قانونگذار در سالهاي اخير در جهت توسعه آموزش عالي و همگام با كشورهاي توسعه يافته، مورد اقبال بوده است. فراهم آوردن بستر حقوقي مناسب و كاستن از برخي محدوديتهاي قانوني در اين عرصه است كه با ماهيت نظام دانشگاهي و فعاليتهاي پژوهشي سازگار است. خوشبختانه اين مهم با تصويب بند «الف» ماده 49 قانون برنامه چهارم تحقق مطلوبي يافته است.
همان گونه كه در مدارك ارسالي از جمله شكواييه معاون دادستان ديوان محاسبات كشور ذكر گرديده است، به موجب ماده 7 قانون تشكيل هيأت امناء دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و پژوهشي (مصوب 23/12/67 شوراي عالي انقلاب فرهنگي) تصويب آييننامههاي مالي و معاملاتي از وظايف هيأت امناء است كه بر همين اساس نيز آييننامه مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي تصويب گرديده است. لذا اصل اختيار هيأت امنا امري است كه مورد انكار نيست و مورد تاكيد ديوان محاسبات نيز قرار گرفته است.
معهذا بر خلاف صلاحيت عام هيأت امنا كه در قوانين متعدد و از جمله ماده 7 فوقالذكر بر آن صحه گذارده شده است، ديوان محاسبات بر اين باور است كه اين صلاحيت، محدود به امور اجرايي است. آن مقام، تصديق ميفرمايند كه در صورت ترديد بر تقييد حكم قانوني (كه در ماده مذكور با شمول بر موارد كلي از جمله مساله متنازع فيه بيان گرديده)، اصل، بر اطلاق بوده و محدود كردن اختيارات هيأت امنا به مدعاي ديوان بر خلاف اصول و بديهيات پذيرفته شده در فقه و حقوق است.
مقايسه مقررات سابقه ( از جمله ماده 10 قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي مصوب 18/10/69 مجلس شوراي اسلامي ) كه ضمن معافيت دانشگاهها از قانون محاسبات عمومي، ماده 31 قانون اخير را در مورد آنها مجري ميشمرد با قوانين لاحق (قانون برنامه چهارم توسعه) كه اين استثنا را عالماً حذف كرده است، مويد اين مدعاست.
صرف نظر از عموم اختيارات هيأت امنا در ماده موصوف كه مورد تاييد قرار گرفته، توجه به تعابير تاكيدي قانونگذار كه مفيد مفهوم مخالف است، برداشت ديوان محاسبات را نفي ميكند. با تصريح مندرج در بند «الف» ماده مزبور، مبني بر اينكه «دانشگاهها و موسسات آموزش عالي … صرفاً بر اساس آييننامهها و مقررات اداري، مالي، استخدامي و تشكيلات خاص مصوب هيأتهاي امناي مربوط … اداره خواهند شد.» و نظر بر اينكه درج واژگان در عبارات قانوني نبايد عبث باشد، آشكار ميگردد تعبير حصري مذكور در ماده، مويد اختيار هيأت امنا و معافيت از مقررات عمومي است.
همچنين عليرغم مخالفتهايي كه از هنگام تصويب برنامه چهارم با ماده اخير در مراجع نظارتي صورت گرفته و بيترديد به سمع و نظر مقنن رسيده است، تكرار اين حكم در ماده 20 قانون برنامه چهارم، نشانگر عزم راسخ قانونگذار در حفظ اختيارات هيأت امنا و صحه بر اقدامات دانشگاهها در تصويب آييننامههاي موصوف است. در غير اين صورت مجلس و شوراي نگهبان با حساسيتي كه در پاسداري از حريم قوانين اساسي و عادي دارند و نظر به مواضع مخالف صريح ديوان محاسبات، نسبت به اصلاح مصوبه يا بيان اجمال آن اقدام مقتضي را به عمل ميآوردند.
مضافاً بر اين، رياست و قضات ديوان استحضار دارند كه ماده 49 در مقام بيان قاعده ماهوي نبوده و در مقام حل تعارض، مصوبات هيأت امنا را مقدم بر مصوبات عام قانوني ميشمارد. با اين حكم (كه در قوانين ديگر از جمله ماده 10 قانون اهداف وزارت علوم مصوب 1383 بر آن تاكيد شده)، مقنن الغاي قوانين ماهوي و حل تعارض سابق را كه معارض با مصوبات اخير هيأت امناست، اعلام ميدارد، تمسك به ماده 7 قانون تشكيل هيأت امناء دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي و قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي مصوب 18/10/69 مجلس شوراي اسلامي، در جهت محدود كردن اختيار هيأت امنا امري ناموجه و بر خلاف منطق حقوقي است. چرا كه بدون ترديد در صورت تعارض مقررات سابق و لاحق، حكم اخير قانونگذار كه در قانون برنامه چهارم و پنجم توسعه و ساير قوانين مانحن فيه بيان شده است معتبر و ملاك عمل خواهد بود. لذا پايبندي به قوانين موصوف كه جملگي مصوب مجلس يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي هستند (در صورت مغايرت با قوانين اخيرالتصويب) فاقد اعتبار خواهد بود.
با عنايت به مراتب فوق، رد شكايت مطروحه از سوي معاون دادستان ديوان محاسبات كشور مورد تقاضاست.”
هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ ياد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان علیالبدل شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی و مشاوره با اکثریت آراء به شرح آينده به صدور رأی مبادرت میکند.
رأی هیأت عمومی
نظر به اينكه به موجب ماده 7 قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مصوب سال 1369،مقرر شده است، دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مكلفند حساب كليه اعتبارات و هزينهها را نگهداري و صورت حساب دريافت و پرداخت هر ماه و حساب نهايي هر سال را تنظيم و پس از گواهي ذيحساب به همراه اسناد و مدارك مربوط براي رسيدگي يا حسابرسي در اختيار ديوان محاسبات قرار دهند و يك نسخه از صورتحساب دريافت و پرداخت هر ماه و حساب نهايي هر سال را به وزارت امور اقتصادي و دارايي ارسال دارند و اين حكم خاص قانونگذار به وسيله حكم عام بند الف ماده 49 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 1383 و بند ب ماده 20 قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 1389 که در مقام مستثني كردن مشمولان ماده 7 قانون نحوه انجام امور مالي و معاملاتي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مصوب 69 از قانون محاسبات عمومي كشور است، نسخ نشده است و وظايف و تكاليف مقرر در قانون ديوان محاسبات كشور مصوب سال 1361 به قوت خود باقي است. بنابراين ماده 55 اصلاحي آييننامه مالي و معاملاتي دانشگاهها كه مفهم عدم لزوم ارسال اسناد و مدارك لازم جهت رسيدگي و حسابرسي به ديوان محاسبات كشور است، خلاف قانون و خارج از حدود اختيارات مراجع وضع تشخيص و به استناد بند يك ماده 19 و مواد 20 و 42 قانون ديوان عدالت اداري از تاريخ تصويب ابطال ميشود.
رییس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری- محمدجعفر منتظری

![رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درخصوص احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل در مقطع روزانه و اشتغال 2 نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)

