صندوق بازنشستگی کشور نمی تواند به دلیل عدم تأمین اعتبار از سوی دولت، از صدور احکام بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت ممانعت کند (دادنامه شماره 720 مورخ 23/9/1395 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری)
صندوق بازنشستگی کشور نمی تواند به دلیل عدم تأمین اعتبار از سوی دولت، از صدور احکام بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت ممانعت کند (دادنامه شماره 720 مورخ 23/9/1395 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری)
تاریخ: 23 آذر 1395
کلاسه پرونده: 876/94
موضوع رأی: ابطال بخشنامه شماره 1917/د/210-3/5/1394 صندوق بازنشستگی کشوری
شاکی: آقای مسعود هوشمند
شماره دادنامه: 720
تاريخ دادنامه: 23/9/1395
کلاسه پرونده: 94/876
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاكی: آقای مسعود هوشمند
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 1917/د/210-3/5/1394 صندوق بازنشستگی کشوری
گردش کار: شاکی طی درخواستی که به شماره 1021-3/8/1394 ثبت دفتر اندیکاتور هیأت عمومی شده اعلام کرده است که:
“هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
ضمن عرض سلام:
احتراماً به استحضار می رساند: اینجانب در مهلت مقرره قانونی (4/6/1394) ابلاغ حکم بازنشستگی به شماره 41059/4- 4/6/1394 را در راستای قانون بازنشستگی پیش از موعد مصوب 5/6/1386 و قانون تمدید آن در سال 1390 و بند (ج) تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 کل کشور صادره توسط سازمان ثبت احوال کشور موضوع مواد 52 و 53 قانون محاسبات عمومی کشور بدون سنوات ارفاقی دریافت کرده ام، این ابلاغ طی شماره 48040/11/4-29/6/1394 توسط مدیرکل محترم منابع انسانی و پشتیبانی سازمان ثبت احوال ابقاء شده است. به دریافت حکم موصوف برابر قانون بازنشستگی پیش از موعد مصوب 5/6/1386 مجلس شورای اسلامی و قانون تمدید آن در سال 1390 که تا تاریخ 5/6/1394 دارای مهلت قانونی بوده است به عمل آمده است. مدیرکل محترم ثبت احوال استان هرمزگان طی نامه 1466/1/35/14 -3/5/1394 به صندوق بازنشستگی اعلام می نماید که با توجه به درخواست اینجانب به استناد بخشنامه شماره 50960-3/4/1394 سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور موافقت آن سازمان را به این اداره کل اعلام نمایند، که متاسفانه صندوق بازنشستگی با علم و اطلاع کافی از این که موضوع بخشنامه فوق اجرای قانون بازنشستگی پیش از موعد است و با اطلاع از پایان یافتن تاریخ اعتبار قانون فوق در تاریخ 5/6/1394، پنج روز بعد از اتمام مهلت قانونی دقیقاً در تاریخ 10/6/1394 مبادرت به پاسخ دادن می نماید و به این شرح پاسخ می دهد: …. با توجه به اینکه اجرای تصویب نامه ها و بخشنامه ها و دستورالعملهایی که متضمن بار مالی برای دولت است ….. تا حصول نتیجه اجرای قانون مذکور امکان پذیر نمی باشد.
آن گونه که ملاحظه می گردد با بهانه ای که در متن نامه است، این بخشنامه از اجرای قانون امتناع و نهایتاً حقوق اینجانب با 26 سال و دو ماه سابقه مورد تضییع واقع شده است، خواهشمند است به موارد ذیل توجه به عمل آید:
1- صدور ابلاغ بازنشستگی برای اینجانب در مهلت قانونی یعنی 4/6/1394 توسط سازمان ثبت احوال کشور برابر قانون مورد اشاره.
2- استعلام اداره کل ثبت احوال هرمزگان از صندوق بازنشستگی در مهلت قانونی به شماره 1466/1/35/14-31/5/1394
3- ثبت نامه اداره کل ثبت احوال هرمزگان در دفتر صندوق بازنشستگی هرمزگان در مهلت قانونی مورخ 2/6/1394 تحت شماره 47/924
4- ارسال جوابیه خارج از مهلت قانونی صندوق بازنشستگی هرمزگان به شماره 204/934- 10/6/1394 به شرح مـوصوف و مغایـرت آن بـا قانون بازنشستگی پیش از مـوعد و مغایرت آن بـا قانون اساسی در خصوص عـدم اعتبار بخشنامه مغایر با قوانین، همچنین اصل 40 قانون اساسی که اشعار می دارد هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر قرار دهد کما آن که اینجانب حکم بازنشستگی دریافت نموده ام و عدم تامین منابع مالی سازمانی نمی تواند بهانه عدم اجرای قوانین باشد. علاوه بر آن، محل تامین اعتبار بازنشستگی پیش از موعد در بند ج تبصره 18 بودجه سال 1394 لحاظ شده است و بدهکاری صندوق ارتباطی با موضوع فوق نداشته و چنان چه بودجه ای هم در این خصوص از قبل در نظر گرفته نشده باشد ارتباطی با بازنشستگان نداشته و مسؤولیت مدنی تامین آن نیز بر عهده بازنشستگان نیست، علاوه بر آن برابر قانون بازنشستگی پیش از موعد مصوب سال 1386 عده ای از بازنشستگان محترم با ارفاق 5 سال سنوات بازنشسته شده اند و حال که قانون اجازه بازنشستگی بدون سنوات ارفاقی را داده است آیا عادلانه است که بنده نتوانم بدون سنوات ارفاقی به حق قانونی خود برسم؟ علاوه بر این دستگاه متبوع من و اینجانب حق سهم صندوق بازنشستگی را در 26 سال و دو ماه سابقه اشتغالم را پرداخته و بدهکار صندوق نیستم علی ای حال با توجه به مراتب فوق به لحاظ اینکه بخشنامه شماره 1972/د/210-3/5/1394 صندوق بازنشستگی کشوری به جای اینکه اشاره به اجرای قانون فوق الذکر نماید آمده است به جای آن به اجرای بخشنامه 50960-3/4/1394 سازمان مدیریت اشاره کرده و گفته است اجرای تصویب نامه و بخشنامه که متضمن بار مالی برای دولت و صندوقهای بازنشستگی مقدور نمی باشد با زیرکی به جای اجرای قانون از اجرای بخشنامه صحبت کرده است. چون به خوبی می دانسته که بخشنامه نمی تواند ناقض قانون باشد و به اصل 138 قانون اساسی اشراف داشته است.
اجرای قانون بازنشستگی پیش از موعد که در بند ج تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 تا سقف حداکثر پنج درصد صرفه جویی ناشی از کاهش نیروها که میزان آن به تایید سازمان مدیریت و برنامه ریزی می رسد که می بایستی از محل بودجه دستگاه اداری متبوع بازنشسته تامین شود مربوط به پاداش سنوات خدمتی و سایر طلبهای مستخدم بازنشسته نظیر مرخصی های استفاده نشده می باشد و سازمان ثبت احوال کشور با موافقت و صدور حکم بازنشستگی به شماره فوق تلویحاً با تامین آن نیز موافقت کرده است و ربطی به تعهدات صندوق بازنشستگی برای صدور حکم و پرداخت حقوق بازنشستگی ندارد.
کما اینکه سازمان ثبت احوال و اینجانب هر دو سهم خود را به صندوق پرداخت کرده ایم صندوق قانوناً و شرعاً موظف به برقراری حقوق می باشد چه بازنشستگی پیش از موعد، در موعد یا بعد از موعد و عنوان کردن بدهکاری صندوق و داشتن بار مالی بازنشستگان پیش از موعد تنها به خاطر فرار از تعهدات بوده است و هیچ گونه توجیه قانونی در آن متصور نیست.
با توضیحات موصوف و اسناد ضمیمه و مدارک و قوانین موجود من جمله بند 9 اصل 3 و اصل 40 و اصل 138 قانون اساسی و ماده 19 قانون دیوان عدالت اداری تقاضای ابطال بخشنامه 1972د/210- 3/5/1394 صادر شده از رئیس محترم صندوق بازنشستگی کشوری به جهت مغایرت با قانون و احقاق حقوق حقه اینجانب که در مهلت قانونی و برابر قانون بازنشسته شده ام مورد استدعا است.”
شاکی متعاقباً طی لایحه تکمیلی که به شماره 1230-1/9/1394 ثبت دفتر اندیکاتور هیأت عمومی شده اعلام کرده است که:
“ریاست محترم هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
با سلام:
احتراماً پیرو شکایت تقدیمی به شماره 9409980905800449 با ردیف فرعی 1 ارجاع گردیده است. اعلام می نمایم علاوه بر توضیحات مندرج نامه اصلی، در صفحه آخر که صندوق را قانوناً و شرعاً موظف به برقراری حقوق بازنشستگی دانسته ام، منظور از واژه شرعاً: چون قوانین کشور اسلامی ما بر اساس شرع مقدس اسلام تدوین گردیده است می باشد و خواسته اینجانب همان قانون اساسی و اصولی که ذکر شد. علاوه بر آن با 1- اصل 29 قانون اساسی
2- قانون عادی: مواد 71، 72، 73، 100 و 102 قانون استخدام کشوری همچنین با قانون بازنشستگی پیش از موعد دولت مصوب 5/6/1386 و قانون تمدید آن و بند ج تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 و آیین نامه اجرایی قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت موضوع تصویب نامه شماره 213191ت38434ک-27/12/1386 که در آن اذعان شده پرداخت مابه التفاوت حقوق بازنشستگی و کسور بازنشستگی مربوط به سنوات ارفاقی می باشد بنابراین پرداخت مابه التفاوتها و بار مالی بدون سنوات ارفاقی (مانند بند ج تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 در آن آیین نامه تصریح نشده، مغایر است. لذا استدعای رسیدگی و صدور حکم مقتضی برابر قانون عادلانه می باشم و شرعاً مورد نظر اینجانب نمی باشد.”
متن بخشنامه مورد اعتراض به قرار زیر است:
“کلیه معاونتها – ادارات کل و مدیریتهای استانی صندوق
موضوع: بازنشستگی پیش از موعد سال 1394
سلام علیکم:
طبق بند (ج) تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 کل کشور که مقرر گردیده است:
بازنشستگی پیش از موعد کلیه مشمولان قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب 5/6/1386 و قانون تمدید آن در دستگاههای اجرایی دولتی با موافقت بالاترین مقام اجرایی دستگاه یا مقام مجاز موضوع مواد (52) و (53) قانون محاسبات عمومی کشور و بدون سنوات ارفاقی مجاز است اجرای این حکم از محل اعتبارات هزینه ای مصوب دستگاهها تا سقف حداکثر پنج درصد (5%) با صرفه جویی ناشی از کاهش نیروها که میزان آن به تایید سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور می رسد، قابل تامین و پرداخت است. لذا با توجه به وضعیت خاص صندوق بازنشستگی کشوری و کسری اعتبار سه هزار میلیارد تومانی برای پرداخت حقوق بازنشستگان در سال 1394 از یک طرف و افزایش تعهدات صندوق بازنشستگی به لحاظ اجرای بازنشستگی های زودرس از طرف دیگر اجرای مفاد بنـد مزبور بدون تامین بار مالی مربوط فراهم نمی باشد. مضافاً اینکه در اجرای مواد 28 و 29 قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2) مصوب 14/12/1393، تصویب نامه ها، بخشنامه ها و دستورالعملها در صورتی که متضمن بار مالی برای دولت و صندوقهای بازنشستگی باشد در صورتی قابل طرح و تصویب و اجرا است که بار مالی ناشی از آن در گذشته محاسبه و در قانون بودجه کل کشور تامین شده باشد لذا صدور احکام بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت در سال جاری و اقدام برای اجرای بخشنامه شماره 50960- 3/4/1394 معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که تصویر آن پیوست می باشد صرفاً پس از تامین اعتبار لازم از سوی دستگاههای اجرایی امکان پذیر خواهد بود، بنابراین مراتب برای تامین بار مالی مربوط برای صندوق بازنشستگی کشوری به مراجع ذی ربط منعکس شده است که پس از حصول نتیجه جهت اقدام لازم متعاقباً به اطلاع خواهد رسید.”
در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل امور حقوقی صندوق بازنشستگی کشوری به موجب لایحه شماره 19465/ص/235-25/9/1394 توضیح داده است که:
“دفتر هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
با سلام واحترام:
بازگشت به کلاسه پرونده 94/876 -24/8/1394 متضمن دادخواست آقای مسعود هوشمند در مقام دفاع به استحضار می رساند:
به طوری که عنایت دارند بازنشستگی پیش از موعد متضمن ایجاد بار مالی گزافی برای صندوق بازنشستگی می باشد به همین جهت بند (ج) تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 کل کشور که مقرر کرده است بازنشستگی پیش از موعـد کلیه مشمولان قانون بـازنشستگی پیش از موعـد کارکنان دولت مصوب 5/6/1386 و قانون تمدید آن در دستگاههای اجرایی دولتی با موافقت بالاترین مقام اجرایی دستگاه یا مقام مجاز موضوع مواد (52) و (53) قانون محاسبات عمومی کشور و بدون سنوات ارفاقی مجاز است اجرای این حکم از محل اعتبارات هزینه ای مصوب دستگاهها تا سقف حداکثر پنج درصد (5%) با صرفه جویی ناشی از کاهش نیروها که میزان آن به تایید سازمان مدیریت برنامه ریزی کشور می رسد، قابل تامین و پرداخت است.
بازنشستگی پیش از موعد موجب می شود، علاوه بر وصول منابع (دریافت کسور بازنشستگی) به تناسب سنوات زودرس از موعد مقرر، صندوق مجبور به پرداخت حقوق بازنشستگی غیر قابل پیش بینی گردد.
از آنجا که در اجرای بخشنامه شماره 50960-3/4/1394 معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور عنوان کلیه دستگاههای مشمول قانون بازنشستگی پیش از موعد در خصوص اجرای قانون مزبور در سال جاری به موضوع تامین بار مالی برای صندوق بازنشستگی کشوری اشاره نگردیده است و حال آن که در بند قانونی یاد شده این موضوع بالصراحه ذکر شده است و از طرفی به استناد مواد 28 و 29 قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2) مصوب 14/12/1393، ایجاد هرگونه تعهد بیمه ای که متضمن بار مالی برای دولت و صندوق بازنشستگی باشد، در صورتی قابل طرح و تصویب و اجرا است که بار مالی ناشی از آن در گذشته محاسبه و در قانون بودجه کل کشور تامین شده باشد» مراتب توسط معاونت محترم حقوقی رئیس جمهور مورد بررسی و مداقه قرار گرفته و به منظور اجرای حکم مقرر در قسمت اخیر بند (ج) تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 کل کشور در راستای تامین بار مالی ناشی از اجرای بند مزبور برای صندوق بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی به میزان سنواتی که مشمولین واجد شرایط زودتر بازنشسته می شوند پیش نویس تصویب نامه ای تهیه و طی نامه شماره 45381/27159- 16/8/1394 معاونت مزبور جهت طرح و تصویب به دولت ارسال کرده اند که هم اکنون در دستور کار دولت قرار دارد و به محض حصول نتیجه، در مورد آن عده از کارکنان دستگاههای اجرایی که تا تاریخ 5/6/1394 ابلاغ بازنشستگی آنان صادر شده است تصمیم لازم اتخاذ خواهد گردید. به پیوست تصویر نامه مزبور جهت مزید اطلاع ارسال می گردد. بنابراین و با عنایت به صراحت قانون در خصوص هزینه های اجرایی بازنشستگی پیش از موعد در سال جاری بر یادآوری مدیرعامل محترم صندوق طی نامه شماره 1972/د/210-3/5/1394 عنوان واحدهای اجرایی صندوق به منظور پاسخگویی به دستگاههای اجرایی ایراد متصور نبوده و تقاضای رد دعوی مطروحه مورد استدعاست.”
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 23/9/1395 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هيأت عمومي
با عنایت به اینکه مقنن در بند ج تبصره 18 قانون بودجه سال 1394 و مواد 28 و 29 قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب سال 1393، هیچ گونه اختیاری به صندوق بازنشستگی اعطاء نکرده تا از صدور احکام بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت ممانعت کند، بنابراین بخشنامه شماره 1972/د/210- 3/5/1394 مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری که صدور احکام بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت، صرفاً به تامین اعتبار از سوی دستگاه اجرایی موکول کرده است، مغایر قانون بوده و از حدود اختیارات مرجع مصوب آن خارج است و به استناد بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 ابطال می شود.
محمدکاظم بهرامی- رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری



![رأی وحدت رویه در خصوص بازنشستگی معلولان تابع قانون کار بر اساس سنوات ارفاقی قانون نحوه بازنشستگی جانبازان و معلولین و شاغلین مشاغل سخت زیان آور 4 ابطال ماده ۱۹ آیین نامه نحوه تشکیل مجا ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار تسری عرف بـه شرایط استفاده از مرخصی عدم احتساب اضافه کار در پاداش پایان ابطال محاسبه مزایای اقلیمی و متغیر رأی ابطال بند 5 دستورالعمل شماره 22 برقراری سنوات ارفاقی مشاغل سخت و زیان آور ادنامه شماره ۷۷۲ مورخ ۱۵/۵/۱۳۹۹ هیئت تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری عدم ابطال بخشنامه بومی گزینی دادنامه شماره ۱۰ مورخ ۱۶/۱/۱۴۰۰ هیئت تخصصی دیوان عدالت اداری ابطال آیین نامه پرداخت حقوق و مزایا ابطال مصوبه تجویز پرداخت مازاد موافقت کتبی استاندار برای انتخاب رئیس نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)

