ابطال دستورالعمل انجام معاینات سلامت شغلی
ابطال دستورالعمل انجام معاینات سلامت شغلی (دادنامه شماره ۱۵۹۴ الی ۱۵۹۶ مورخ ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری)

شماره دادنامه : ۱۵۹۴ الی ۱۵۹۶
تاریخ دادنامه : ۱۳۹۹/۱۰/۳۰
شماره پرونده: ۹۹۰۱۶۷۵، ۹۹۰۱۵۱۳، ۹۸۰۰۵۹۱
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکیان: ۱- شرکت آرمان زیست اشتهارد به مدیریت عاملی آقای مجید رمضانی، شرکت بهساز صنعت طب به مدیریت عاملی آقای امید علائی، شرکت طب گستران صنعت به مدیریت عاملی آقای سیدرضا بکائی، شرکت آریا پژوهان غرب به مدیریت عاملی آقای فیروز اهتمامی، شرکت نوید اندیشه سالم به مدیریت عاملی آقای محمدمهدی میربابائی، شرکت طب کار بهداد البرز به مدیریت عاملی آقای حسن حکیمیان، شرکت زیست صنعت آراء به مدیریت عاملی آقای مصطفی بیک خورمیزی و آقای بیژن باقری همگی با وکالت آقای محسن اسعدی ۲- آقای علیرضا متولی ابیازنی مدیرعامل شرکت طب صنعت پارس ری ۳-آقای علی اکبر کرد
موضوع شکایت و خواسته: ابطال دستورالعمل انجام معاینات سلامت شغلی به شماره ۵۳۱۲؍۳۰۰-۶؍۴؍۱۳۹۷
گردش کار: شاکیان به موجب دادخواست های جداگانه ابطال دستورالعمل انجام معاینات سلامت شغلی به شماره ۵۳۱۲؍۳۰۰-۶؍۴؍۱۳۹۷ را خواستار شده اند و در جهت تبیین خواسته به طور خلاصه اعلام کردهاند که:
” احترامـاً در مقام وکیل شکات تصدیع می دهد موکلین به عنوان مسئولین فنی شرکت های ارائه خدمات سلامت شغلی بر اساس فراخوان سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ با داشتن ۲۰ سال سابقه کار مفید در زمینه طب کار در آزمون مسئولین فنی شرکت های طب کار شرکت نموده و پس از قبولی در آزمون بر اساس آیین نامه شماره ۹۷۳۹-۲۰؍۶؍۱۳۸۱ معاینات سلامت شغلی وزارت بهداشت مکلف به ثبت و تاسیس شرکت شده اند. همچنین بر اساس آیین نامه مذکور ممنوع به استخدام در مراکز دولتی گردیده اند. تاکنون طبق ارزیابی سالانه وزارت بهداشت بر عملکرد این شرکت ها هر دو سال یک بار مجوز شرکت ها تمدید و ادامه فعالیت می دادند و دارای پرسنل بوده و در موعد مقرر مالیات، بیمه و سایر کسورات قانونی پرداخت می نمودند و مقرر شده بود خدمات طب کار فقط در قالب شرکت طب کار ارائه شود (هم برای پزشکان عمومی طب کار و هم متخصصین طب کار) لیکن در سال های اخیر که تعداد متخصصین طب کار فزونی یافته و بازار و فرهنگ طب کار رواج یافته وزارت بهداشت تحت فشار متخصصین طب کار دستورالعمل شماره ۳۰۰؍۵۳۱۲-۶؍۴؍۱۳۹۷ را به طور غیرکارشناسی و غیرعلمی صادر نموده است و هیچ گونه حقی برای شرکت موکلین که به شکل قانونی و برابر مقررات وزارت بهداشت تاسیس شدهاند قائل نشده و با پایمال نمودن حقوق مکتسبه شرکت موکلین حاصل حدود ۲۰ سال تلاش و عمر مفید جوانی آنان را که در این رشته کسب نموده اند زایل و آنان بیکار و خانه نشین شده اند. لذا چون موکلین جملگی در سن ۵۰ سالگی هستند ممنوعیت استخدامی داشته و طبق آیین نامه معاینات سلامت شغلی مصوب سال ۱۳۸۱ از استخدام در مراکز دولتی منع گردیده اند حتی برخی از موکلین از پست های دولتی منتزع شده اند. همچنین پرسنل شاغل در این شرکت ها نیز بیکار شده، بنابراین مکاتبات عدیده این شرکت ها با مسئولین وزارت بهداشت و درمان منتج به نتیجه نشده است. لازم به توضیح است در سال ۱۳۸۸ نیز آیین نامه سلامت شغلی به شماره ۴۷۰۸۵-۲۱؍۶؍۱۳۸۸ توسط وزارت بهداشت تدوین که در آن نیز حقوق مکتسبه شرکت های طب کار لحاظ نشده بود که با اعتراض و شکایت شرکت ها به هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به موجب رأی شماره ۸۲۱-۸۳۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال آیین نامه معاینات سلامت شغلی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ابطال گردید.
با مطالعه و مداقه در آیین نامه سال ۱۳۸۸ مشاور حقوقی وزارت بهداشت در دفاعیات خود در قسمت (الف-۱) اعلام نموده است هدف از این اقدام وزارت بهداشت ارتقاء خدمات پزشکی است در صورتی که این اقدام از نظر منطقی تعطیل و نابود کردن این شرکت هاست نه ارتقاء چون اگر ارتقاء بود طبق آیین نامه سال ۱۳۸۱ که آیین نامه سال ۱۳۷۶ را ارتقاء داده است و به مسئولین فنی شرکت ها فراخوان داد که در آزمون علمی مسئولین فنی شرکت کنند تا ارتقاء یابند نه اینکه شرکت ها را ابطال نماید در صورتی که آیین نامه سال ۱۳۸۸ و دستورالعمل اخیر شرکت ها را تعطیل نموده و هیچ گونه حقی برای آنها قائل نشده است. همچنین در جوابیه قسمت الف-۲ اعلام نموده است که این مدت حدود ۲۰ سال که موکلین در این رشته طبق نظر وزارت بهداشت فعالیت نموده اند هیچگونه حق مکتسبه ای برای شرکت ها ایجاد نمی کند و بعد از ۲۰ سال سابقه و تجربه کاری در این رشته بیکار و خانه نشین شوند؟ و اعلام نموده که بر اساس دستورالعمل های مدون وزارت بهداشت بایستی خود را با شرایط جدید تطبیق دهند آیا معنی دستورالعمل های مدون این است که بعد از ۲۰ سال فعالیت این شرکت ها تعطیل و نابود شوند؟ در قسمت الف-۳ اعلام نموده است که وزارت بهداشت شرکت ها را ابطال ننموده است. سوال این است که ابطال نمودن به چه معنی است مگر طبق آیین نامه سال ۱۳۸۸ و دستورالعمل جدید اعلام نشده است که بایستی به مطب تبدیل شوند و از موقعیت بالاتر به موقعیت پایین تر تنزل پیدا کنیم چون همان طور که ذیلاً خدمتتان عرض می شود تبدیل به مطب شدن بنا به دلایلی که اعلام می گردد توجیه اقتصادی ندارد و امکان ادامه فعالیت وجود ندارد.
در قسمت ب-۲ دفاعیات خود اعلام کرده است آیین نامه مذکور شرکت ها را از ادامه فعالیت منع ننموده بلکه گفته با شرایط جدید خود را تطبیق دهند. مگر نه اینست که شرایط جدید اعلام می کند یا تبدیل به مطب شوند و یا کلینیک تخصصی طب کار، حال چون تبدیل به مطب شدن همان طور که در ذیل عرایض با دلیل اعلام می شود
توجیه اقتصادی و امکان ادامه فعالیت وجود ندارد و تبدیل به کلینیک تخصصی نیز چون موکلین متخصص طب کار نیستند نمی توانند کلینیک تخصصی طب کار دایر کنید و اگر بخواهند کلینیک تخصصی افتتاح نمایند بایستی مثل هر فرد عادی که می تواند این کار را انجام دهد یک مسئول فنی و مؤسس که دارای تخصص طب کار باشد استخدام کنند که این کار را هر فرد عادی می تواند انجام دهد و دیگر نیازی به مدرک پزشکی و ۲۰ سال سابقه کار مفید در زمینه طب کار نیست. پس ملاحظه می شود آیین نامه سال ۱۳۸۸ و دستورالعمل جدید نه تنها مکمل و ارتقا دهنده آیین نامه های سال های ۱۳۷۶ و ۱۳۸۱ نبوده بلکه آنها را کلاً ابطال کرده است. حال قضاوت با شما اعضای دیوان عدالت اداری است. مضافاً اینکه برابر مکاتبات درون سازمانی، مدیرکل وقت مرکز سلامت محیط کار وزارت بهداشت به شماره های ۱۰۷؍۸۴؍د-۱۸؍۱؍۱۳۹۳ و ۱۰۷؍۱۹۴۶؍د-۲۲؍۶؍۱۳۹۳ با واحد حقوقی در خصوص حقوق مکتسبه شرکت ها و ادامه فعالیتشان، اداره حقوقی مکرر اعلام نموده ادامه فعالیت شرکت ها حقوق مکتسبه آنهاست به همین دلیل در آیین نامه معاینات سلامت شغلی شماره ۳۰۰؍۳۵۲۶؍د-۷؍۴؍۱۳۹۲ ماده ۱۹ آیین نامه برای ادامه فعالیت شرکت ها لحاظ گردیده است. شایان ذکر است در دستورالعمل جدید هیچ گونه حقی برای ادامه فعالیت شرکت ها قائل نشده و فقط اجازه داده شده در قالب مطب پزشکان عمومی این شرکت ها فعالیت نمایند. (ماده۵ دستورالعمل جدید) لذا اعضای هیأت ملاحظه می فرمایند ادامه این گونه فعالیت هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارد چون باعث: الف- محدودیت و محرومیت از انجام معاینات دوره ای افراد شاغل در واحدهای صنعتی می شود (ماده ۱-۷ دستورالعمل جدید) ۹۰ درصد خدمات طب کار به صورت معاینات دوره ای در داخل واحدهای صنعتی انجام می شود و هیچ کارفرمایی حاضر نمی شود کل شرکت را تعطیل نموده و کارگران را به مطب هـدایت نماید. این محـدودیت هیچ دلیل علمی و منطقی جز تامین منافع مادی برای متخصصین طب کار ندارد این در حـالی است که این محدودیت صرفاً برای پزشکان عمومی طب کار در نظر گرفته شده که با اصل تناظر و تساوی در تغایر و تعارض است. لـذا با عنایت بـه اینکه وزارت بهداشت بدون انجام کارشناسی چنین دستورالعملی را صادر کرده است از هیأت عمومی دیوان عدالت اداری تقاضای ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری تحت تمناست.
ب- محدودیت و محرومیت انجام خدمات طب کار در واحدهای کاری با مواجهات خطرناک (ماده ۵-۹ دستورالعمل جدید) در صورتی که موکلین حدود ۲۰ سال سابقه ارائه خدمات در این صنایع را داشته اند و تجربه کافی در این زمینه کسب نموده بنابراین این محدودیت نیز هیچ پایه علمی و منطقی ندارد زیرا موکلین تجربه کافی و وافی در این زمینه را کسب نموده اند و این محدودیت نیز صرفاً منافع مادی متخصصین طب کار را تضمین و موجبات تضییع حقوق پزشکان عمومی طب کار را به دنبال خواهد داشت. در ثانی تمامی صنایع به نوعی با مواد آلاینده مواجه هستند و هیچ شرکتی نیست که آلاینده های ذکر شده را نداشته باشد، با مداقه در ماده ۵-۹ دستورالعمل تناقض آشکار مشاهد می شود به طوری که اعلام شده خدمات این صنایع به لحاظ اهمیت توسط متخصصین طب کار انجام شود ولی در تبصره ذیلش ذکر شده در استان هایی که متخصص طب کار وجود ندارد پزشکان دوره دیده طب کار می توانند خدمات این صنایع را انجام دهند. همان طور که ملاحظه می فرمایید تناقض کاملاً مشخص است چون اگر انجام این خدمات برای صنایع آلاینده مهم است و فقط بایستی توسط متخصص طب کار انجام گردد پس چرا در استان هایی که متخصص نیست پزشکان دوره دیده می توانند این خدمت را ارائه بدهند در صورتی که همین شرکت ها سابقه ۲۰ ساله فعالیت در این صنایع را دارند و تمدید سالیانه مجوز شرکت های طب کار موید این گواه است. اعضای دیوان همان طور که ملاحظه می فرمایید فقط منافع مادی متخصص طب کار در نظر گرفته شده است. استناد وزارت بهداشت در دستورالعمل جدید به بندهای ۲، ۷ و ۸ سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری و مواد ۷۲ و ۷۴ قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بندهای ۲، ۱۲، ۱۴ و ۱۶ ماده ۱ قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت فاقد تکیه گاه قانونی می باشد زیرا با مداقه در مستندات پیش گفته ملاحظه می فرمایید که به قطع ادامه فعالیت این شرکت ها اشاره ای نشده است.
دستورالعمل جدید برای آیندگان هر کس که بخواهد در زمینه طب کار فعالیت نماید شرایط صدور گواهی مسئولیت فنی باید مطابق آیین نامه جدید باشد نه مسئولین فنی گذشته که دارای امتیاز و شرایط مربوطه هستند. با ملاحظه در آیین نامه های قبل از سال ۱۳۸۱ ملاحظه می فرمایید که آیین نامه سال ۱۳۸۱ در جهت ارتقا فعالیت پزشکانی که از قبل فعالیت داشته اند و تجربه های زیادی در این زمینه کسب کرده اند وضع شده نه مثل دستورالعمل اخیر که حق مکتسبه این شرکت ها که حاصل تجربه و تلاش عمر و جوانی این پزشکان است را نادیده بگیرد و با تغییر وضعیت از شرکت به مطب فعالیت آنها را محدود نماید به طوری که ادامه فعالیت در قالب مطب هیچ توجیه اقتصادی ندارد. طبق ماده ۶ دستورالعمل جدید ذکر شده که پزشکان عمومی طب کار نبایستی سایر پروانه ها مانند DIC, MMT و مسئولیت فنی سایر مراکز پزشکی را داشته باشند در صورتی که مجوز فعالیت طب کار صرفاً در قالب مطب طبق دلایلی که ذکر شد اصلاً توجیه اقتصادی ندارد. همچنین در تبصره ۳ و ۴ ماده ۶ دستورالعمل جهت دریافت مجوز طب کار در یک محدوده دانشگاهی، اولویت صدور مجوز برای متخصصین طب کار می باشد حتی اگر نیازی به متخصص طب کار در منطقه نباشد. اعضای دیوان ملاحظه می فرمایید دستورالعمل جدید فقط منافع متخصصین طب کار را لحاظ نموده است و هیچ گونه حقی برای شرکت ها قائل نشده است. در پایان اشعار می دارد برابر ماده ۴ قانون مدنی اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد لذا چنانچه دستورالعمل جدید ناظر به آینده باشد فاقد اشکال قانونی بوده بنابراین عطف به ماسبق نمودن دستورالعمل از تکیه گاه قانونی برخوردار نبوده بلکه با قانون در تعارض و تناقض می باشد بنابراین از طرفی تصویب این آیین نامه بدون رعایت تشریفات ماده ۱۰۶ قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹ رعایت نگردیده مستحق ابطال خواهد بود. علیهذا با التفات نظر به شرح معنونه تقاضای رسیدگی قانونی و صدور حکم به شرح خواسته اعلامی استدعا می شود. همچنین ثبت شرکت های شاکی پس از قبولی در آزمون بر اساس آیین نامه شماره ۹۷۳۹ مورخ ۲۰؍۶؍۸۱ معاینات سلامـت شغلی وزارت بهداشت انجام شـده است و بر اساس آیین نامه مـذکور از استخدام در مراکز دولتی ممنوع گردیده اند. دستورالعمل جدید هیچ گونه حقی برای ادامه فعالیت شرکت ها قائل نشده و فقط اجازه داده شده در قالب مطب پزشکان عمومی ادامه فعالیت نماید که هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارد. با عطف به ماسبق شدن این دستورالعمل حقوق مکتسبه شکات تضییع شده است. ضمناً در تصویب آن تشریفات مقرر در ماده ۱۰۶ قانون کار رعایت نشده است. در مستندات قانونی تدوین دستورالعمل ( به شرح صدر آن ) به قطع ادامه فعالیت شرکت ها اشاره ای نشده است . ”
متن مقرره مورد اعتراض به شرح زیر است:
دستورالعمل انجام معاینات سلامت شغلی
در پاسخ به شکایت مذکور سرپرست اداره کل حقوقی و تنظیم مقررات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به وجب لایحه شماره ۱۷۰۸؍۱۰۷-۱۸؍۹؍۱۳۹۸ توضیح داده است که:
” شکات وفق دادخواست تقدیمی مدعی می باشند که پس از شرکت در فراخوان سال های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ در آزمون مسئول فنی شرکت های طب کار شرکت نموده و پس از قبولی به موجب آیین نامه شماره ۹۷۳۹-۲۰؍۶؍۱۳۸۱ مکلف به ثبت و تاسیس شرکت ارائه خدمات سلامت کار گردیده و مشغول به فعالیت می باشند و وزارت بهداشت نیز با توجه به محدودیت مدت مجوزها هر دو سال یک بار نسبت به تمدید پروانه فعالیت این شرکت ها اقدام می نماید. شکات مدعی می باشند وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به موجب دستورالعمل انجام معاینات سلامت شغلی مورد اعتراض حقی برای شرکت های مورد اشاره قائل نشده است و شرکت ها صرفاً اجازه دارند در قالب مطب و یا مرکز فعالیت نمایند. ضمناً شکات مدعی می باشند در دستورالعمل مذکور صرفاً متخصصین طب کار مجاز به انجام خدمات طب کار در واحدهای کاری با مواجهات خطرناک میباشند و پزشکان عمومی از این اقدام منع شده اند. شکات همچنین به ماده ۶ دستورالعمل و تبصره های ۳ و ۴ ماده مزبور نیز معترض می باشند. در ارتباط با شکایت مطروحه لازم به ذکر است وفق مفاد بندهای ماده ۱ قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تامین بهداشت عمومی و ارتقاء سطح آن از طریق اجرای برنامه های بهداشتی خصوصاً در زمینه بهداشت محیط، مبارزه با بیماری ها، بهداشت خانواده و مدارس آموزش بهداشت عمومی، بهداشت کار و شاغلین با تاکید بر اولویت مراقبت های بهداشتی اولیه و صدور، تمدید و لغو موقت یا دائم پروانه های موسسات پزشکی، دارویی، بهزیستی و کارگاه ها و موسسات تولید مواد خوراکی و آشامیدنی و بهداشتی و آرایشی و همچنین تعیین ضوابط مربوط به ارزیابی، نظارت و کنترل بر برنامه ها و خدمات واحدها و موسسات آموزشی و پژوهشی، بهداشتی، درمانی و بهزیستی و انجام این امور بر اساس استانداردهای مربوطه از وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعلام شده است.
همچنین در بند ۲ سیاست های کلی سلامت ابلاغی مقام معظم رهبری بر تحقق رویکرد سلامت همه جانبه و انسان سالم در همه قوانین، سیاست های اجرایی و مقررات با رعایت اولویت پیشگیری بر درمان، روزآمد نمودن برنامههای بهداشتی و درمانی و کاهش مخاطرات و آلودگی های تهدید کننده سلامت مبتنی بر شواهد معتبر علمی تاکید شده است. در بند ۱-۷ سیاست های مورد اشاره تولیت نظام سلامت شامل سیاست گذاری های اجرایی، برنامه ریزی های راهبردی، ارزشیابی و نظارت بر عهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بوده وفق بند ۸ سیاست های ابلاغی فوق الذکر افزایش و بهبود کیفیت و ایمنی خدمات و مراقبت های جامع و یکپارچه سلامت با محوریت عدالت و تاکید بر پاسخ گویی، اطلاع رسانی شفاف، اثربخشی، کارآیی و بهره وری در قالب شبکه بهداشتی و درمانی منطبق بر نظام سطح بندی و ارجاع نیز مورد تاکید قرار گرفته است. برابر ماده ۷۲ قانون برنامه ششم توسعه الف- تـولیت نظام سلامت از جمله بیمه سلامت شامـل سیاست گذاری اجـرایی، برنامه ریزی های راهبردی، ارزشیابی، اعتبارسنجی و نظارت در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی متمرکز می گردد. کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از دولتی و غیردولتی، از جمله ارائه کنندگان خدمات سلامت، سازمان ها و شرکت های بیمه پایه و تکمیلی، موظفند از خط مشی و سیاست های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، با تاکید بر خرید راهبردی خدمات و واگذاری امور تصدی گری با رعایت ماده ۱۳ قانون مدیریت خدمات کشوری و سطح بندی خدمات، تبعیت کنند. لذا با توجه به اختیارات حاصله از قوانین ومقررات فوق الذکر این وزارتخانه اقدام به تنظیم دستورالعمل معاینات سلامت شغلی نموده است که طی نامه شماره ۵۳۱۲؍۳۰۰د-۶؍۴؍۱۳۹۷ ابلاغ و در ادامه وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی نامه شماره ۸۳۰؍۱۰۰-۱۰؍۷؍۱۳۹۷ با توجه به ابلاغ دستورالعمل مذکور « بخشنامه معاینات سلامت شغلی به شماره ۱۸۷؍۱۰۰-۱۱؍۲؍۱۳۹۲ و سایر آیین نامه های مرتبط با معاینات سلامت شغلی قبلی» را ملغی اعلام نموده است.
وفق مفاد دستورالعمل مذکور، ارائه دهندگان خدمت شامل پزشکان متخصص طب کار و عمومی در قالب مطب- پزشکان متخصص طب کار و عمومی در قالب واحد کاری- پزشکان متخصص طب کار در قالب مراکز تخصصی و پزشک خانواده در مراکز جامع خدمات سلامت تعیین شده اند. اشاره می نماید مراکز تخصصی طب کار مانند سایر مراکز تخصصی از معاونت درمان و طی مراحل قانونی مجوز فعالیت دریافت می نمایند. در ماده ۲۰ آیین نامه اعلام شده است ارائه دهندگان خدمات سلامت شغلی موظف می باشند ظرف مهلت شش ماه از تاریخ ابلاغ آیین نامه وضعیت خود را با یکی از قالب های پیش بینی شده در آیین نامه تطبیق دهند. لازم به ذکر است تدوین دستورالعمل معاینات سلامت شغلی مورد اعتراض، با تشکیل کار گروهی مرکب از تعداد مساوی از پزشکان عمومی و متخصصین طب کار تدوین و بررسی و مورد کارشناسی قرار گرفته است. همچنین پیرو مکاتبات این شرکت ها باوزارت بهداشت، جلسات متعددی با نمایندگان ایشان برگزار گردیده است. شکات مدعی می باشند پروانه تاسیس شرکت ارائه خدمات سلامت کار مربوطه را وفق آیین نامه نحوه ارائه خدمات توسط شرکت ها و موسسات سلامت کار مصوب سال ۱۳۸۱ اخذ نموده اند و پروانه ایشان نیز هر دو سال یک بار تمدید شده است و لذا در ارتباط با تبدیل شرکت های طب کار به مطب معترض می باشند. در این خصوص لازم به توضیح است آیین نامه نحوه ارائه خدمات توسط شرکت ها و موسسات سلامت کار مصوب سال ۱۳۸۱، برابر مفاد آیین نامه معاینات سلامت شغلی مصوب سال ۱۳۸۸ و نامه شماره ۳۱۲؍۱۰۰-۲۷؍۳؍۱۳۹۷ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی لغو و بلااثر گردیده است. ضمن اینکه طبق آیین نامه شرکت ها و موسسات طب کار مصوب سال ۱۳۸۱، مدت اعتبار پروانه شرکت های موضوع آیین نامه دو سال بوده و شرکت ها موظف به تمدید پروانه مورد اشاره بوده اند. لذا اینکه شکات مدعی می باشند برای ایشان حق مکتسبه ایجاد شده است و این وزارتخانه بعد از ۲۰ سال نیز اجازه بازنگری در مقررات معاینات سلامت شغلی و ساماندهی وضعیت معاینات مزبور را ندارد فاقد محمل قانونی است. اشاره می نماید هیأت تخصصی فرهنگی، آموزشی و پزشکی دیوان عدالت اداری نیز طی رأی شماره ۲۳۳ الی ۲۳۸-۳۰؍۷؍۱۳۹۷ در پرونده مشابه شکایت حاضر با این استناد که پروانه های صادره محدودیت زمانی داشته و بخشنامه مورد شکایت در مرحله تمدید پروانه اعمال می گردد حکم به رد شکایت مطروحه مشابه صادر نموده است.
در دادخواست مطروحه به بند ۱-۷ دستورالعمل ( لزوم انجام معاینات توسط متخصصین طب کار و پزشکان عمومی دارای مجوز، صرفاً در محل مطب) اشاره شده و آن را عامل تامین منابع مادی برای متخصص طب کار قلمداد نموده است. در این خصوص به استحضار می رساند همان گونه که در بند مذکور به صراحت عنوان شده است، پزشکان عمومی و متخصصین طب کار دارای مجوز در قالب مطب، دارای شرایط یکسان در زمینه محدوده فعالیت و ضرورت انجام معاینات در محل مطب می باشند. علاوه بر این سقف انجام معاینات در قالب مطب برای پزشکان عمومی و متخصص طب کار یکسان می باشد (بند ۱-۸ ماده ۸ دستورالعمل). همچنین پروتکل انجام معاینات سیاری جهت امکان انجام معاینات دوره ای در محل واحـدهای کاری یا صنعتی (برای پزشکان عـمومی و پزشکان متخصص طب کار) در دست تدوین می باشد و هنوز ابلاغ نشده است. علاوه بر این بر اساس مصوبه شورای عالی برنامه ریزی وزارت بهداشت رسالت رشته تخصصی طب کار تربیت متخصصین عالم و کارآمد در زمینه تشخیص، درمان و پیشگیری بیماری های ناشی از کار و محیط و سعی در ترویج توسعه تولید علم در زمینههای مختلف این رشته، گسترش ارتباطات بین بخشی و ارائه خدمات تخصصی به جمعیت هدف می باشد. ضمن اینکه وزارت بهداشت هزینه تربیت متخصصین طب کار را متقبل گردیده تا پوشش دهنده خدمات سلامت شغلی و ارتقای آن به خصوص برای قشر ضعیف کارگری باشد. بر اساس دستورالعمل مذکور پزشکان عمومی دارای مجوز، مجاز به انجام کلیه معاینات شاغلین می باشند به جز مواردی که شاغل با مواد فوق العاده خطرناک مواجهه داشته باشد مانند مواجهه با مواد سرطان زا، تراتوژنیک، فلزات سنگین و نظایر آن و یا مشاغلی که مسئولیت جان افراد را به عهده دارند (بند ۵-۹ دستورالعمل مانند راهبر قطار، خبلبان و یا وسایل نقلیه سنگین) که در این موارد نیازمند ارزیابی ویژه توسط متخصصین طب کار می باشند و درصد بسیار کمی از شاغلین را دربر می گیرد.
همچنین در خصوص ایراد شکات به یکی از اجزاء بند ۱-۶ ماده ۶ دستورالعمل مورد شکایت ( پزشکان عمومی دوره دیده متقاضی نبایستی دارای سایر پروانه ها مانند MMT, DIC و نظایر آن باشند و …) به استحضار میرساند از آنجا که صدور این پروانه ها مستلزم حضور تمام وقت پزشک و مسئولیت ایشان جهت ارائه خدمت مورد نظر میباشد و از طرفی با توجه به اهمیت سلامت شاغلین و انجام معاینات ایشان و لزوم حضور فعال و دائم پزشک جهت انجام معاینات سلامت شغلی در مطب ضروری است لذا پزشکان عمومی متقاضی انجام معاینات سلامت شغلی و نیز متخصصین طب کار، مجاز به فعالیت در سایر حیطه ها نمی باشند چرا که فعالیت های متعدد در زمینه های مختلف ممکن است سبب افت عملکرد در انجام معاینات شده و حق کارگر و شاغل ضایع گردد. شایان ذکر است پزشکان عمومی دارای مجوز، علاوه بر انجام معاینات سلامت شغلی، مجاز به ارائه خدمت پزشکی به سایر مـراجعین در مطب نیز می باشند. این در حالی است که متخصصین طب کار صرفاً در زمینه خدمات سلامت شغلی فعالیت می نمایند. همچنین سقف مجاز انجام معاینات سلامت شغلی در نظر گرفته شده در این دستورالعمل (بند ۱-۸ ماده ۸) بر اساس فعالیت تمام وقت پزشک عمومی یا متخصص طب کار، تعیین شده است. در خصوص تبصرههای ۳ و ۴ بند ۱-۶ ماده ۶ دستورالعمل ( با موضوع اولویت متخصصین طب کار جهت صدور مجوز وانجام معاینات سلامت شغلی)، به استحضار می رساند رشته تخصصی طب کار بر اساس ضرورت و نیاز کشور ( جهت ارائه خدمات سلامت شغلی)، توسط شورای عالی برنامه ریزی، تصویب و توسط دانشگاه های معتبر کشور در حال اجرا می باشد. با توجه به اینکه متخصصین طب کار صرفاً در زمینه خدمت سلامت شغلی می توانند ارائه خدمات نمایند، ایجاد اولویت برای ایشان موجه و منطقی می باشد. با توجه به مراتب مذکور صدور رأی به رد شکایت مطروحه از آن مقام مورد تقاضا می باشد.”
رسیدگی به موضوع از جمله مصادیق حکم ماده ۹۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری تشخیص نشد.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۳۰؍۱۰؍۱۳۹۹ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
نظر به اینکه به موجب ماده ۱۰۶ قانون کار دستورالعمل ها و آیین نامه های اجرایی مربوط به فصل چهارم این قانون (حفاظت فنی و بهداشت کار) باید بنا به پیشنهاد مشترک وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آمـوزش پزشکی و تصویب هیأت وزیران تـدوین شود و از آنجا که بخشی از دستورالعمل مورد اعتراض که ناظر به مشمولان قانون کار است، از مصادیق دستورالعمل های موضوع ماده ۱۰۶ قانون کار است، باید با رعایت تشریفات مقرر در این ماده تدوین می شد. بر این اساس اطلاق دستورالعمل مورد اعتراض خارج از حدود اختیارات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال میشود.
محمدکاظم بهرامی- رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
مقررات مرتبط:




![رأی در خصوص عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداریها در وضع ضوابط جذب و بکارگیری نیرو در شرکت های خصوصی 8 نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)