رأی دیوان عدالت اداری در خصوص ممنوعیت به کارگیری نیروی طرحی در طرح های عمرانی
رأی دیوان عدالت اداری در خصوص رأی دیوان عدالت اداری در خصوص ممنوعیت به کارگیری نیروی طرحی در طرح های عمرانی (دادنامه شماره ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۶۹۲۹۹۰ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱۷ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری)
شماره دادنامه: ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۱۶۹۲۹۹۰
تاريخ دادنامه: ۱۴۰۳/۷/۱۷
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی ديوان عدالت اداری
شاكی: آقای سجاد کريمی پاشاکی
طرف شکايت: سازمان برنامه و بودجه
موضوع شکايت و خواسته: ابطال فراز دوم بند ۶ جزء ۳ دستورالعمل اجرای بودجه و تنظیم موافقت نامه های اعتبارات هزينهای و تملک دارايیهای سرمايه استانی سال ۱۳۹۹
ممنوعیت به کارگیری نیروی طرحی در طرح های عمرانی
گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال فراز دوم بند ۶ جزء ۳ دستورالعمل اجرايی بودجه و تنظیم موافقتنامههای اعتبارات هزينهای و تملک دارايیهای سرمايه استانی سال ۱۳۹۹ را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته به طور خلاصه اعلام کرده است که:
” ايجاد ساختار صحیح اداری مستفاد از بند ۱۰ اصل سوم قانون اساسی وظیفه جمهوری اسلامی ايران است و ساماندهی نیروها و اصلاح ساختار اداری هم در سیاست های کلی نظام اداری ابلاغی مقام معظم رهبری تأکید شده و هم در قوانین استخدامی از جمله قانون مديريت خدمات کشوری ياد شده است. از آن جايی که به کارگیری نیروی انسانی در قوانین استخدامی از جمله قانون مديريت خدمات کشوری حسب ساز و کارهای مندرج در آن قانون و يا سهمیههای استخدامی مندرج در برنامه های پنج ساله تعیین می شود نمی توان، قاعده ای فارغ از اين مفاد قانونی را هم عرض اين ساختار تعريف کرد. متأسفانه سال ها است که علاوه بر نیروی انسانی موضوع قوانین استخدامی، افرادی تحت عنوان نیروی طرحی که حقوق و مزايای ايشان از سرفصل اعتبارات عمرانی دستگاههای اجرايی پرداخت میشود، توسط اراده مسئولان اين دستگاهها به کارگیری میشوند که از جمله آن تجويز مندرج در فراز دوم بند ۶ جزء ۳ دستورالعمل اجرای بودجه و تنظیم موافقت نامه های اعتبارات هزينه ای و تملک دارايی های سرمايه ای استانی سال ۱۳۹۹ و تبصره ذيل آن است که طی آن امکان جذب نیروهای طرحی و تمديد آن تجويز و پیشبینی شده است که به کارگیری چنین نیرويی در دستگاه های اجرايی فاقد مبنای قانونی بوده و حصر نوع به کارگیری در قوانین استخدامی از جمله قانون مديريت خدمات کشوری، هرگونه به کارگیری ديگر تحت هر عنوان را ممنوع ساخته است و چون پرداخت ها مستقیم از محل اعتبارات عمرانی به اين افراد تحت عنوان حقالزحمه در قالب قرارداد صورت میگیرد، رابطه کارگری و کارفرمايی ايشان با دولت به نحوی غیر قانونی و مشروع، احراز می گردد.
در نتیجه چون اين دسته از افراد خارج از مبنای قانونی در محل طرح های عمرانی به کارگیری شده و ترتیبات عدالت محوری نیز در خصوص ورودشان به خدمت رعايت نشده است، لذا به کارگیری و تمديد قرارداد و پرداخت به ايشان مستند به مفاد بعدالذکر برخلاف قانون می باشد. با توجه به مفاد ماده ۲۱ قانون برنامه و بودجه، حکمی مجزا در خصوص استخدام نیروهای طرحی نمی توان يافت و توجه به فرازی از ماده ۲۱ که تصريح داشته است: «… و اجرای طرح های عمرانی از نظر مقررات استخدامی و مالی معاملاتی تابع مفاد اين قانون و ساير قوانین و مقررات عمومی دولت خواهد بود…» مشخص می نمايد که می بايست، در بحث نیرويی طرح های عمرانی نیز از قوانین و مقررات عمومی دولت بهره گرفت.
اولاً، مستند به ماده ۵۱ و ۵۲ قانون مديريت خدمات کشوری، هرگونه به کارگیری نیرو به غیر از حالات مندرج در تبصره ذيل ماده ۳۲ و ماده ۴۵ قانون مديريت خدمات کشوری ممنوع دانسته شده و به حکم ماده ۱۲۷ اين قانون کلیه قوانین و مقررات مغاير با اين قانون لغو شده است. بنابراين موجبی برای به کارگیری نیروهای موسوم به طرحی وجود ندارد.
ثانیاً، به حکم ماده ۱۷ قانون مديريت خدمات کشوری به دستگاه های اجرايی اجازه داده شده تا از طريق مناقصه و با عقد قرارداد با شرکت ها و مؤسسات غیر دولتی براساس فعالیت مشخص، حجم کار معین، قیمت هر واحد کار و قیمت کل به طور شفاف و مشخص بخشی از خدمات مورد نیاز خود را تأمین نمايد. در صورت عدم مراجعه متقاضیان، اجازه داده شده تا با رعايت قانون برگزاری مناقصات و تأيید سازمان از طريق ترک تشريفات مناقصه اقدام گردد. لذا محرز است که چنانچه دستگاه اجرايی در خصوص پروژه های عمرانی خود نیاز به مشاور يا ناظر داشته باشد میبايست از اين طريق اقدام نمايد و برندگان مناقصه می بايست نیروهای انسانی مورد نیاز خود را تأمین نمايند. در اين خصوص ماده ۲۲ قانون برنامه و بودجه سال ۱۳۵۱ نحوه تشخیص صلاحیت و طبقه بندی مهندسین مشاور و پیمانکاران را توسط سازمان براساس آيین نامه مصوب هیأت وزيران، تعیین کرده است و ارجاع کار به مهندسین مشاور و پیمانکاران و روش تعیین مناقصه نیز مستفاد از اين ماده و آيین نامه مصوب هیأت وزيران مشخص شده است. در نتیجه به کارگیری نیروی طرحی رأساً توسط دستگاههای اجرايی و انعقاد قرارداد با ايشان موجب قانونی نداشته و می بايست وفق مقررات قانونی ياد شده، صورت پذيرد.
ثالثاً، علی رغم دلايل قانونی عنوان شده، نظر به اين که، در به کارگیری افراد موسوم به نیروی طرحی توسط دستگاه های اجرايی، اذن و مجوزی از سازمان امور اداری و استخدامی کشور اخذ نمی شود لذا اين امر با ماده ۹ ضوابط اجرايی بودجه ۱۳۹۹ نیز مغايرت دارد.
از حیث عدم رعايت ترتیبات عدالت محور در به کارگیری، علاوه بر تبعیض ناروا موضوع بند ۹ اصل سوم قانون اساسی و اصل ۲۸، مغاير بند ۲ سیاست های کلی نظام اداری ابالغی مقام معظم رهبری و نیز قواعد فقهی عدالت و نیز برابری و مساوات میباشد.
با عنايت به اين که سال ها است که دستگاه های اجرايی نیروهايی موسوم به طرحی از محل اعتبارات عمرانی، جذب و به کارگرفته و حتی با پايان طرح به طرح های ديگر منتقل و زمینه استمرار حضور ايشان را فراهم آورده اند لذا اين شکل از به کارگیری بدون تجويز مقنن مخالف بند ۱۰ اصل سوم قانون اساسی است چرا که اگر چنین باشد دستگاه های اجرايی در ساير اشکال ديگر از اعتبارات بودجه ای از جمله اعتبارات اختصاصی و نیز اعتبارات تملک دارايی های مالی نیز می توانند جذب نیرو نمايند و اين خود به ايجاد جريان موازی منابع انسانی به صورت حیاط خلوت، در کنار ساختار منابع انسانی قانونمند منجر می شود که زيبنده نظام جمهوری اسلامی ايران نیست. با توجه به موارد مطروحه و دلايل قانونی و شرعی عنوان شده ابطال فراز دوم بند ۶ جزء ۳ دستورالعمل اجرای بودجه و تنظیم موافقت نامههای اعتبارات هزينه ای و تملک دارايیهای سرمايه ای استانی سال ۱۳۹۹ و تبصره ذيل آن را استدعا دارم.”
متن مقرره مورد شکايت به شرح زير است:
“دستورالعمل اجرای بودجه و تنظيم موافقت نامه های اعتبارات هزينه ای و تملک دارايی های سرمايه ای استانی سال ۱۳۹۹
……………………
۳) اعتبارات تملک دارايی های سرمايه ای
……………………
۶) کلیه پرداخت های مربوط به طرح های تملک دارايی های سرمايه ای بايد در جهت تحقق اهداف طرح انجام گیرد.
تعداد نیروهای شاغل در طرح های تملک دارايی های سرمايه ای با رعايت قوانین و مقررات مربوطه حداکثر به تعداد نیروهای طرحی سال قبل استان از محل اعتبارات جدول ۱۰-۱ قانون مجاز بوده و بار مالی هريک از نیروهای طرح نبايد از نیروهای مشابه رسمی همان دستگاه فراتر رود. هرگونه به کارگیری نیروهای انسانی از محل اعتبارات طرح های تملک دارايی های سرمايه ای جهت انجام امور اداری يا روزمره دستگاه اجرايی و خارج از اهداف طرح ممنوع می باشد. اعتبار نیروهای شاغل در طرح در فرم ۴ فصول سرمايه گذاری، فصل هفتم قسمت حق الزحمه کارکنان طرح منظور گردد.
سازمان استان موظف است اطالعات کارکنان طرح های تملک دارايی های سرمايه ای را در سامانه نظارت ثبت نمايد.
تبصره: حداکثر اعتبار قابل پرداخت به نیروهای شاغل در طرح های تملک دارايی های سرمايه استانی معادل ۱/۵ درصد اعتبارات جدول ۱۰-۱ قانون بودجه آن استان (به استثناء اعتبار ستون ملی قانون استفاده متوازن) می باشد. پرداخت به نیروهای طرحی صرفاً در صورتی مجاز است که اسامی و مشخصات آنها در سامانه نظارت و فرم ۴ موافقت نامه درج شده باشد.”
در پاسخ به شکايت مذکور، ريیس امور حقوقی، قوانین و مقررات سازمان برنامه و بودجه کشور به موجب لايحه شماره ۴۰۳۹۸۸ مورخ ۱۳۹۹/۷/۲۹ توضیح داده است که:
“۱- به استناد ماده ۲۱ قانون برنامه و بودجه مسئولیت اجرايی طرح های عمرانی به دستگاه های اجرايی محول شده و اجرای طرح های عمرانی را تابع مقررات استخدامی، مالی و معاملاتی قانون مذکور و ساير قوانین و مقررات عمومی دانسته است. با عنايت به اين که طرح های عمرانی در اقصی نقاط کشور پراکنده بوده و دستگاه های اجرايی در اجرای ماده ۳۵ قانون برنامه بودجه موظفند نظارت موثر بر پیشرفت اجرای آنها داشته باشند، لذا برای انجام امور مربوط به مديريت و نظارت بر طرح های عمرانی اجازه به کارگیری نیروهای شاغل در طرح داده شده در دستورالعمل اجرای بودجه و تنظیم موافقتنامههای هزينه ای و تملک دارايی های سرمايه ای من جمله در جزء ۶ بخش سوم دستورالعمل سال ۱۳۹۹ با رعايت الزاماتی به شرح ذيل داده شده است.
تعداد نیروهای شاغل در طرح های تملک دارايی های سرمايه ای با رعايت قوانین و مقررات حداکثر به تعداد نیروهای طرحی سال قبل باشد.
هرگونه به کارگیری نیروی انسانی از محل اعتبارات طرح های تملک دارايی های سرمايه ای جهت انجام امور اداری يا روزمره دستگاه های اجرايی و خارج از اهداف طرح ممنوع می باشد.
۲- مواد مندرج در فصل هفتم قانون مديريت خدمات کشوری از جمله مواد ۴۵، ۵۱ و ۵۲ ناظر بر استخدام افراد در فعالیت های دستگاه های اجرايی میباشند در صورتی که نیروهای شاغل در طرح (همان طور که در جزء ۶ بخش سوم دستورالعمل اجرای بودجه های استانی آمده است) مشمول تعاريف مندرج در ماده ۴۵ قانون فوق الذکر و همچنین قوانین و ضوابط اداری حاکم بر مستخدمین دولت از جمله مأموريت، انتقال و … نمی باشند. اين نیروها در راستای اهداف طرح های تملک دارايیهای سرمايه ای به کار گرفته می شوند و استفاده از آنها در انجام امور اداری ممنوع است. علاوه براين نیروهای مذکور هیچ گونه رابطه استخدامی با دستگاه های اجرايی ندارند و پس از اتمام طرح و درصورت عدم نیاز امکان فسخ قرارداد وجود داشته و تعهدی برای دولت به همراه ندارند.
سابقه به کارگیری نیروهای شاغل در طرح های عمرانی به حدود سه دهه پیش در برنامه های توسعه باز می گردد که طی سال های اخیر تلاش گسترده ای برای ساماندهی اين نیروها با عنايت به تنوع در سطح تحصیلات، سابقه و همچنین جلوگیری از افزايش آنها صورت گرفته است که می توان به ذکر بندی ثابت در دستورالعمل اجرای بودجه و همچنین نظارت بر تعداد و پرداختی اين نیروها اشاره کرد.
با عنايت به موارد ياد شده و در راستای حفظ منافع و مصالح حاکمیت و حقوق بیت المال، صدور حکم به رد شکايت شاکی مستدعی است. “
هیأت عمومی ديوان عدالت اداری در تاريخ ۱۴۰۳/۷/۱۷ با حضور ريیس و معاونین ديوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب ديوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثريت آرا به شرح زير به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
براساس ماده ۵۲ قانون مديريت خدمات کشوری مصوب سال ۱۳۸۶ هر نوع به کارگیری افراد در دستگاههای اجرايی به غیر از حاالت مندرج در ماده ۴۵ (استخدام رسمی و پیمانی) و تبصره ماده ۳۲ قانون مزبور (به کارگیری افراد به صورت ساعتی يا کار معین حداکثر برای يک سال با تأيید سازمان تا ده درصد پستهای سازمانی مصوب) ممنوع است و به موجب ماده ۱۲۷ اين قانون کلیه قوانین و مقررات عام و خاص به جز قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب ۱۳۸۶/۶/۵ مجلس شورای اسلامی مغاير با اين قانون از تاريخ لازمالاجرا شدن قانون مذکور لغو شده است و در عین حال براساس ماده ۲۱ قانون برنامه و بودجه کشور مصوب سال ،۱۳۵۱ مسئولیت تهیه و اجرای طرحهای عمرانی با دستگاههای اجرايی است و اجرای طرح های عمرانی از نظر مقررات استخدامی و مالی و معاملاتی تابع مفاد اين قانون و ساير قوانین و مقررات عمومی دولت خواهد بود.
برمبنای مجموعه موازين قانونی فوق، افراد حتی در فرض تصدی خدمت برای اجرای طرحهای عمرانی بايد در يکی از قالبهای تأيیدشده قانونی به کار گرفته شوند و ضمناً بند (د) تبصره ۲۰ قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور در مقام تجويز به کارگیری اشخاص در قالب طرحهای عمرانی نبوده و صرفاً تبدیل وضعیت مشمولان را الزام کرده است و لذا فراز دوم بند ۶ جزء ۳ دستورالعمل اجرايی بودجه و تنظیم موافقتنامههای اعتبارات هزينهای و تملک دارايیهای سرمايه استانی سال ۱۳۹۹ که بدون رعايت مقررات قانونی مذکور تصويب شده است، خلاف قانون و خارج از حدود اختیار بوده و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون ديوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال میشود. با اعمال ماده ۱۳ قانون ديوان عدالت اداری و تسری اثر ابطال مقرره مورد شکايت به زمان تصويب آن مخالفت شد.
اين رأی براساس ماده ۹۳ قانون ديوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضايی و اداری معتبر و ملاک عمل است.
احمدرضا عابدی- رئیس هیأت عمومی ديوان عدالت اداری
eitaa.com/Shenasname
بله
https://ble.ir/Shenasname
روبیکا
https://rubika.ir/shenasname
سروش
splus.ir/Shenasname





![ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عالی جذب اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی 6 ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)