در تعیین ذی نفع در شعب دیوان عدالت اداری، مقنن صرفاً به نفع شخصی و مستقیم نظر داشته است
در تعیین ذی نفع در شعب دیوان عدالت اداری، مقنن صرفاً به نفع شخصی و مستقیم نظر داشته است (دادنامه شماره ۸۱۱ – ۸۱۲ مورخ ۱۳۹۹/۶/۲۵ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری)
شماره دادنامه : ۸۱۱- ۸۱۲
تاریخ دادنامه : ۱۳۹۹/۶/۲۵
شماره پرونده: ۹۸۰۳۷۵۲ و ۹۸۰۳۷۵۱
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
اعلام کننده تعارض: آقای حسن خلیل خلیلی
موضوع : اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری
در تعیین ذی نفع در شعب دیوان عدالت اداری، مقنن صرفاً به نفع شخصی و مستقیم نظر داشته است
گردش کار: شاکی به موجب لایحه ای اعلام کرده است که:
الف- شعبه ۴۴ دیوان عدالت اداری (شعبه چهارم سابق) در رسیدگی به پرونده شماره ۹۶۰۰۱۴ با موضوع «اصلاح ساختار هندسی اتوبان صدر و محدوده اتوبان امام علی (ع) بعد از تونل نیایش و نیز پل طبقاتی صدر از لحاظ نصب علائم راهنمایی و نیز شیب» به طرفیت «پلیس راهور شهر تهران و شهرداری منطقه ۱ و ۴ تهران» ضمن ورود در پرونده و ذینفع شناختن شاکی در یک موضوع حقوق عامه اعلام داشته که از نظر ماهیتی (نه شکلی) شکایت رد میشود.
ب- شعبه ۱۱ دیوان عدالت اداری (شعبه هشتم سابق) در رسیدگی به پرونده شماره ۹۵۱۲۳۴ با موضوع « ابطال واگذاری پمپ بنزین شهرداری خلیل شهر به دلیل عدم رعایت تشریفات ماده ۴ آیین نامه مالی شهرداری ها» به طرفیت «شهرداری خلیل شهر و شورای اسلامی خلیل شهر» پس از ورود در پرونده و چندین مرحله تبادل لوایح و درخواست مدارک، با این استدلال که شهروند نسبت به اموال عمومی شهرداری ذینفع نمی باشد، اقدام به رد شکایت نموده است. این رأی در شعبـه ۳ تجدیدنظر دیـوان عدالت اداری در پرونده شماره ۹۷۲۲۳۸ عیناً مورد تأیید قـرار گرفته است.
با ملاحظه دو رأی صادره از دو شعبه دیوان عدالت اداری مشخص می گردد که در مورد موضوع واحد « حقوق عامه» دو رأی متعارض صادر شده است. با اعلام مراتب و در اجرای بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ طرح موضوع در هیأت عمومی و رفع تعارض و صدور رأی وحدت رویه مورد استدعاست. لازم به ذکر است که به دلایل ذیل شهروندان نسبت به اموال عمومی (بالاخص اموال شهرداری) ذینفع می باشند: با توجه به ماهیت دیوان عدالت اداری به واسطه وظیفه حایز اهمیتی که در زمینه حفظ منفعت عمومی و دفاع از حقوق و آزادی های شهروندان ایفاء می کند تفاوت های ماهوی و بنیادین بین مفهوم ذی نفع در دعاوی مطروحه در دادگستری با دعاوی طرح شده در دیوان عدالت اداری وجود دارد.
۱- تفاوت ذی نفع در دعاوی دیوان عدالت اداری با سایر دعاوی حقوقی:
ذی نفع در مفهوم حقوقی و قضایی کسی است که از طرح دعوا نزد مراجع قضایی نفع و فایده مشخصی می برد، در دعاوی مدنی و حقوقی خواهان حتماً ذی نفع در دعوا می باشد و اگر شخص ذی نفع نباشد، دادگاه دادخواست وی را رد می کند. اما در دعاوی عمومی که علیه دولت یا مأموران دولتی یا شهرداری ها مطرح می شود لزوم نفع مستقیم در دعوا ملاک رسیدگی نبوده مفهوم ذی نفع در دعاوی اداری بر اساس مخاطبان تصمیم اداری برداشت میشود. بنابراین با بررسی وصف و جایگاه خواهان و برداشت ذی نفع بودن او در دعاوی مطروحه دیوان عدالت اداری و وجوه افتراق و اشتراک آن با آیین دادرسی مدنی مشاهده می شود که ذی نفع بودن در دعاوی مطروحه دیوان بسته به تصمیماتی که در آن نفع شخصی است ذی نفع خصوصی و در خصوص تصمیماتی که در آن نفع عام است ذی نفع عمومی و به نوعی تسری مفهوم نفع عام از شعب به هیأت عمومی و گستردگی مفهوم ذی نفع مطرح می شود. در دعاوی دیوان عدالت اداری ذی نفع یک فرد نیست، بلکه ممکن است تمام مردم ذی نفع باشند و ضرر و زیـان آن مستقیم یا غیر مستقیم شـامل مردم شود. بنابراین « ذی نفع دعـاوی حقوقی محـدود بوده امـا ذی نفع دعاوی دیوان عدالت اداری تمام مردم هستند». به طور مثال ممکن است شهرداری یا شورای شهر عوارضی تعیین کند که خلاف قانون است، بنابراین در این زمینه مشکل و دعاوی به دیوان عدالت اداری باز می گردد و ذی نفع تمام مردم هستند و در نهایت برای ابطال موضوع مذکور باید به دیوان عدالت اداری مراجعه کرد.
۲- ذی نفع مستقیم و غیر مستقیم: بند (ب) ماده ۵۳ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، اشاره نموده که « شاکی در شکایت مطروحه ذی نفع نباشد». با دقت در سیاق قانونگذاری و اطلاق عبارت «ذی نفع» کاملاً روشن است که عبارت ذی نفع شامل نفع مستقیم و غیرمستقیم می باشد. برای مثال وقتی پمپ بنزینی توسط دولت به شهرداری واگذار می شود و برای احداث آن نیز از طرف دولت و مردم با ارائه بودجه دولتی و اهداء زمین از طرف مردم کمک می شود، نهایتاً منافع آن صرف عمران و آبادی کل شهر می شود و همه مردم آن شهر به طور مستقیم و غیر مستقیم از مزایای آن بهره مند می شوند اما وقتی این پمپ بنزین به صورت غیر قانونی و بدون رعایت تشریفات قانونی (از جمله برگزاری مزایده و …) به برادر عضو شورای شهر (که همین نکته نیز به دلیل منع دخالت اقوام درجه یک مدیران در واگذاری اموال عمومی، غیر قانونی است) واگذار گردد مردم آن شهر از منافع مستقیم و غیرمستقیم آن بی بهره خواهند شد.
۳- اصل بر وجود است نه عدم: اصل بر ذی نفع بودن مردم نسبت به اموال عمومی شهرداری است نه بی نفعی. چون بی نفعی عدم است و اثبات عدم غیرممکن است. بنابراین با توجه به مبانی جمهوری اسلامی که همه مردم را در اداره تمام شئونات کشور (از جمله مسائل مالی و اقتصادی) و سرنوشت خویش ذی نفع و مسئول می داند اصول حاکم بر قانون اساسی بیانات رهبر کبیر انقلاب در مورد نقض و نفع مردم، فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد نظارت آحاد مردم نسبت به اموال عمومی به خصوص استفاده از عبارت آتش به اختیار و در نهایت فلسفه وجودی دیوان عدالت اداری و دقت در نظام تقنینی که اصالت را بر وجود می داند نه عدم، ذی نفع ندانستن مردم نسبت به اموال عمومی شهرداری مخالفت صریح با مبانی جمهوریت نظام اسلام است.
۴- دیوان عدالت اداری ابزار نظارت قضایی: دیوان عدالت اداری را باید مهمترین ابزار نظارت قضایی بر اعمال دولت به معنای عام و شهرداری ها دانست. توجه به چنین نظارتی است که زمینه کارآمدی و تظلم خواهی را در نظام حقوقی هر کشور برای مردم نسبت به مأمورین و سازمان های دولتی و شهرداری ها ایجاد می کند تا از این راستا از اعمال اقتدار غیرقانونی در هرم اجتماعی قدرت و در زندگی شهروندان جلوگیری شود.
۵- دیوان عدالت اداری در نقش حامی مردم و مدافع حقوق آنان: دیوان عدالت اداری به عنوانی یک دادگاه اختصاصی در ساختار قوه قضاییه وظیفه رسیدگی به شکایات مردم از دستگاه های اداری را بر عهده دارد، در حقیقت دیوان عدالت اداری در نقش حامی مردم و مدافع حقوق آنان اقدام ها، تصمیم ها و مصوبه های مأموران و واحدهای دولتی و شهرداری ها را زیر نظر می گیرد. هر شخص می تواند از تصویب نامه ها و آیین نامه های دولتی و شورای شهر و شهرداری که مخالف قانون باشد به دیوان عدالت اداری شکایت کند و لازم نیست که شاکی ذینفع باشد بلکه هر شخصی صرف نظر از شغل، اقامتگاه و موقعیت اجتماعی می تواند از مصوبات دولتی خلاف قانون به دیوان عدالت اداری شکایت کند.
۶- تصریح قانون اساسی در اصل ۱۷۳: قانون اساسی در اصل ۱۷۳ تصریح دارد که « برای رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأموران، واحدها یا آیین نامه های دولتی یا شهرداری و احقاق حقوق آنها میتوانند به دیوانی به نام دیوان عدالت اداری مراجعه کنند». از این اصل استنباط می شود که فلسفه وجودی دیوان عدالت اداری، رسیدگی به اعتراضات مردم نسبت به عملکرد ارگان های رسمی از جمله شهرداری هاست و عبارت ذی نفع بودن مستقیم ناظر به مواردی خاص و نسبت به برخی شکایت ها از جمله موارد بند ۲ و ۳ ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری می باشد. برای مثال: در صورتی که تجاوز دولت و یا شهرداری از حدود وظایف قانونی در اجرای وظایف اداری و اجرایی باعث تضییع حقوق اشخاص شود این موضوع قابل شکایت در دیوان عدالت اداری است و فرقی نمی کند که این شخص کارمند دولت باشد و علیه او در هیأت های رسیدگی به تخلفات اداری رأی قطعی صادر شده باشد یا هر شخص دیگری که تحت هر عنوان حقوق او تضییع شده است این شخص می تواند علیه نهاد یا ارگان دولتی مربوطه به دیوان عدالت اداری شکایت کند. البته در این مورد شاکی حتماً باید ذی نفع مستقیم باشد. بناء علیهذا نقض دادنامه بدوی و حمایت از حقوق تضییع شده مردم یک شهر نسبت به واگذاری غیرقانونی پمپ بنزین شهرداری تحت استدعاست.
گردش کار پرونده ها و مشروح آراء به قرار زیر است:
الف: شعبه ۱۱ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۵۰۹۹۸۰۹۰۰۸۰۱۲۱۳ با موضوع دادخواست آقای حسن خلیل خلیلی به طرفیت شورای اسلامی خلیل شهر-شهرداری خلیل شهر و به خواسته ابطال مصوبه شورای شهر در واگذاری غیر قانونی پمپ بنزین به موجب دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۰۰۸۰۱۲۳۹-۱۰؍۵؍۱۳۹۷ به شرح زیر قرار صادر کرده است:
نظر به اینکه به موجب بند (پ) ماده ۵۳ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ذی نفع بودن شاکی در موضوع خواسته شرط پذیرش و رسیدگی به شکایت در شعب دیوان عدالت اداری است و با توجه به اینکه شاکی در دعوی مطروحه دارای سمت و صاحب نفع محسوب نمی شود امکان رسیدگی به دعوی وی در این خصوص وجود ندارد. لذا قرار رد شکایت ایشان صادر می گردد. رأی صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است
قرار رد شکایت مذکور به موجب رأی شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۵۵۷۰۳۶۵۴- ۱۵؍۱۲؍۱۳۹۷ شعبه ۳ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری تأیید شده است.
ب: شعبه ۴۴ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۶۰۹۹۸۰۹۰۰۴۰۰۰۱۴ با موضوع دادخواست آقای حسن خلیل خلیلی به طرفیت پلیس راهور شهر تهران- شهرداری منطقه ۱ و ۴ تهران و به خواسته اصلاح ساختار هندسی اتوبان صدر محدوده امام علی(ع) تا بعد از تونل نیایش و نیز پل طبقاتی صدراز لحاظ نصب علائم راهنمایی و نیز شیب به موجب دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۰۰۴۰۰۲۲۱-۲۴؍۲؍۱۳۹۷ به شرح زیر رأی صادر کرده است:
مطابق ماده ۳ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹، تهیه، نصب و نگهداری تجهیزات الکترونیکی از قبیل عکسبرداری، فیلمبرداری و سامانه های ماهواره ای و نظایر آن جهت ثبت تخلف و کنترل عبور و مرور در شهرها به عهده شهرداری ها می باشدکه با هماهنگی راهنمایی و رانندگی ملزم به اجراء این ماده می باشند. بر این اساس تعیین محل نصب تجهیزات و فاصله آن از یکدیگر با نظر این دو مرجع بوده و از این جهت ایرادی به اقدامات پلیس راهور و شهرداری نمی باشد. ایراد شاکی به نحوه تعیین مجازات برای ارتکاب تخلفات متعدد در یک فاصله زمانی کوتاه و در یک مسیر نیز، متوجه اقدام طرف شکایت نمی باشد و در این خصوص نیز مقنن در ماده ۵ قانون مارالذکر مرجعی با حضور عضو قضایی برای رسیدگی به شکایات متخلفین پیش بینی نموده است و موضوعاتی از قبیل قاعده تعدد و تکرار تخلف در این مرجع قابل بررسی بوده و نمی توان بر اساس این قواعد ابزار کشف و ثبت تخلف را محدود به تعداد یا مکان خاصی نمود همچنان که در مورد کشف جرایم نمی توان مأموران و ضابطین را بر اساس قواعد تعدد و تکرار جرم محدود به تعداد خاصیا ملزم به حضور در مکانی خاص نمود. علیهذا با توجه به مراتب مذکور شکایت را موجه ندانسته مستنداً به مواد ۱۰ و ۶۵ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری حکم به رد شکایت صادر و اعلام می گردد. رأی صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می باشد.
رأی مذکور به علّت عدم تجدیدنظرخواهی قطعیت یافت.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۲۵؍۶؍۱۳۹۹ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیأت عمومی
مستنبط از ماده ۱۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ و مطابق تبصره ماده ۸۰ قانون یاد شده، ذینفع بودن صرفاً در خصوص درخواست ابطال مصوبات و مقررات مخالف قانون در هیأت عمومی مورد نیاز نمی باشد و اینکه موضوع آراء مورد تعارض مشابه و یکسان نبوده به طوری که شاکی در یک پرونده به طور غیر مستقیم و عام ذینفع و در پرونده دیگر (مربوط به پمپ بنزین) ذینفع بودن وی احراز نمی گردد و مقنن در مفهوم نفع صرفاً به نفع شخصی و مستقیم نظر داشته است، بنابراین مستند به ماده ۱۷ و تبصره ماده ۸۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲ چون ارکان و موجبات تعارض آراء فراهم نیست، آراء موضوع تعارض از مصادیق ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ نمی باشد.
محمدکاظم بهرامی- رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شناسنامه قانون در پیامرسانهای داخلی
eitaa.com/Shenasname
بله
https://ble.ir/Shenasname
روبیکا
https://rubika.ir/shenasname
سروش
splus.ir/Shenasname
![رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری 1 نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)