تشکیل کمیسیون اصلاح قانون خدمات کشوری در آینده نزدیک/ بعید میدانم که این اصلاحات به عمر مجلس دهم کفاف دهد
عضو فراکسیون جوانان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بازنشستگانی که پس از بازنشستگی، دوباره بر سر کار بودند، جمعیتشان حدود ۷هزار نفر بود، گفت: ۱۵۰۰ مدیر میانی در دستگاههای دولتی بازنشسته شدهاند که این تعداد در حال کاهش است.
احسان قاضیزاده هاشمی عضو فراکسیون جوانان مجلس شورای اسلامی ضمن حضور در خبرگزاری تسنیم، پیرامون ابعاد تازهای از اجرای قانون منع بهکارگیری بازنشستگان، به گفتوگویی تفصیلی با خبرنگاران این رسانه پرداخته است. قاضیزادههاشمی معتقد است که قانون منع بهکارگیری بازنشستگان مترقی است و اگر مجلس در تمامی زمینهها قانون محکمی تصویب کند، قابلیت اجرا خواهد داشت.
مشروح گفتوگوی تفصیلی خبرنگاران پارلمانی خبرگزاری تسنیم با احسان قاضیزاده هاشمی درباره میزان و چگونگی اجرای قانون منع بهکارگیری بازنشستگان را در زیر میخوانید:
ضمن عرض سلام خدمت شما، بهعنوان اولین سؤل بفرمایید که قانون منع بهکارگیری بازنشستگان تاکنون در کدام دستگاههای دولتی اجرا شده است؟
بنده قانون منع بهکارگیری بازنشستگان را قانونی مترقی و متناسب با شرایط روز جامعه ارزیابی میکنم، البته نمیخواهم بگویم که قانون خیلی کاملی است، از طرفی هم معتقد نیستم که قانون ناقصی است، قانون خوب، متناسب با شرایط روز جامعه است که میتواند ایدهآلهایی را هم دنبال کند، این قانون بهمعنی این نیست که ما الآن همه مشکلاتمان قرار است یکشبه حل شود، بلکه این قانون یک پیام و روح دارد، پیامش به جامعه جوان ایرانی، تغییر و تحول است، این مطالبه امروز جامعه است.
قانون منع بهکارگیری بازنشستگان مقداری آوانگارد است و حساسیتها و دشمنیهای زیادی ایجاد کرده است که همه اینها نشاندهنده این است که این قانون مؤثر است، چون راجعبه 99 درصد قوانین مجلس هیچ کس، هیچ حساسیتی نشان نمیدهد و نسبت به آن بیتفاوت هستند، اما نسبت به این قانون حساسیتها و واکنشها فوقالعاده زیاد بود، زیرا با منافع شخصی، فردی و مسائل بلندمدت زیادی مطرح بوده است.
کشور ما جمعیتی 85 میلیون نفری دارد، 49 میلیون نفر از این جمعیت که در صورتی که آن را با آمار دهه پنجاهیها حساب کنیم، 57 میلیون متولدین دهههای 50، 60، 70 و 80 هستند و بهتعبیری، 47.9 میلیون نفر، در این دههها متولد شدهاند، یعنی از 85 میلیون ایرانی، حدود 5هشتم آن جوان هستند، این نسل جوان شغل، مسکن، ازدواج میخواهد؛ ما در چنین شرایطی قانون منع بهکارگیری بازنشستگان را در مجلس تصویب کردیم که یک پیام و سیگنال مثبتی به جامعه ایرانی برای تحولخواهی و تغییر بدهیم.
آیا پیش از آغاز تهیه پیشنویس قانون منع بهکارگیری بازنشستگان، آمار مشخصی از میزان و تعداد بازنشستگان در دستگاههای دولتی داشتید؟
فکر نمیکردیم آمار به این حد گسترده باشد، بازنشستگانی که دوباره بر سر کار بودند، جمعیتشان حدود 7 هزار نفر بود که نزدیک به 1500 نفر اینها مدیر و نیز مدیر میانی به بالا بودند، در این بین، فرماندار، مدیریتهای میانی، معاون وزیر، سفیر، استاندار، معاونین استاندار و یا مدیران میانی شرکتهای دولتی، هیئتمدیرهها و مدیران سازمانهای دولتی، رؤسای هیئتهای ورزشی استانی، رؤسای فدراسیونها و شرکتهای نیمهدولتی، خصولتی، بانکها، بیمهها، حوزه نفت و همین طور در حوزه شرکتهای وابسته به تأمین اجتماعی، وزارت دفاع و صندوق بازنشستگی کشوری و امثال وجود داشت و بقیه نیز بازنشستگان در لایههای پایین بازنشستگی و در سطح کارشناس و مشاور بودند.
بخشی از آنها هم بازنشستگان نیروهای مسلح و امنیتی و وزارت دفاع را شامل میشدند که حجم قابل توجهی بودند، بهکارگیری این تعداد بازنشسته در شرایطی بود که در تمامی ردهها و رستهها، نیروهای جوانتر و پویاتر و پرنشاطتر آماده خدمت بودند، در ضمن ما نمیگفتیم که نیروی 60، 70 ساله را کنار بگذارید و یک نیروی 20 سال بیاورید، بلکه میگفتیم که اگر کسی 30 سال سابقه کار دارد، یک نیروی 25 سال سابقه جایگزین او شود، یعنی خواهان این بودیم که این سیکل بهمرور جابهجا شود و تغییر ایجاد شود، هیچکس نمیگفت که یک جوانی را که با رانت وارد چرخه مدیریتی شده وارد چرخه کنیم، مبنای ما تغییر و تحول و امید به کار بود.
بهعنوان مثال، یک کارشناس روز اول که وارد ادارهای شده باید بداند که با طی سلسلهمراتب میتواند به ردههای بالاتری برسد، نه اینکه یک کارشناسی در یکی از وزارتخانهها بگوید که “این آقا وقتی من استخدام شدم، وزیر بوده و الآن هم که من بازنشسته شدم، این آقا هنوز وزیر مانده است”، این حرف را ما شنیدیم و مصداقهای آن هم در این رابطه بسیار است، معتقدم در سیستم میتوانیم مصادیق مختلف آن را پیدا کنیم.
آیا مراجعه برخی بازنشستگان به مقام مقام معظم و اِذن از ایشان برای ادامه کار قانونی بود و یا خارج از عُرف انجام شد؟
عدهای خدمت مقام معظم رهبری مراجعه کردند، اولاً ایشان در کل دستگاههای تابعه خودشان دستور دادند که این قانون بهطور کامل اجرا شود، بهویژه به نیروهای مسلح تأکید ویژه داشتند که این قانون اجرا شود و سرلشکر باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح هم صراحتاً دستور بر اجرای قانون را به ارکان داده است و استثنایی در این زمینه وجود نداشت، حتی جمع گستردهای در بدنه مدیران شورای نگهبان نیز کنارهگیری و قانون منع بهکارگیری بازنشستگان را اجرا کردند.
صداوسیما در بخش عمدهای این قانون را اجرا کرد و بنیاد مستضعفان نیز قانون منع بهکارگیری بازنشستگان را بهخوبی اجرا کرد، برخی از اینها براساس اصل 110 قانون اساسی برای ادامه کار در بعضی مناصب، از رهبر انقلاب مجوز گرفتند که تعداد کل این مجوزها دو دسته است؛ یکی شامل نیروهای امنیتی میشد و ما نیز در این قانون درصدی را برای ادامه کار بازنشستگان مطرح کرده بودیم، اما آنها یک درصدی از کل بازنشستههایشان را اِذن رهبری گرفتند که افزایش زیادی نداشت، اما جمع زیادی از بازنشستههای آنها هم سر کار بودند که ترک خدمت کردند، یعنی از نیروهای جدیدتر و جوانتر استفاده و این قانون را اجرا کردند؛ بهتعبیری کل آنهایی که از رهبر انقلاب مجوز خاص گرفتند، کمتر از 134 نفر است که ظرف 8 ماه گذشته، بخشی از این تعداد هم کنارهگیری کردهاند، مثلاً در صداوسیما 20 نفر مجوز گرفته بودند که حدود 12 نفر آنها باقی ماندهاند که قرار است اینها نیز بهمرور از سِمَتهایشان کنارهگیری کنند، در وزارت بهداشت نیز حدود 3 نفر مجوز گرفته بودند که آنها نیز کنارهگیری کردهاند، این مجوزها قانونی و طبق اصل 110 قانون اساسی بوده است.
طبق شواهد موجود، برخی افراد بازنشسته هنوز در برخی مناصب حضور دارند و در سِمَتهای مشاوره نیز فعالیت میکنند، آیا حضور این افراد طبق قانون منع بهکارگیری بازنشستگان، قانونی است؟
طبق اطلاعی که بنده نیز دارم، در برخی وزارتخانهها بخشی از بازنشستههایشان از مسئولیت کنارهگیری کردهاند. در قانون منع بهکارگیری بازنشستگان، ظرفیتی قرار داده بودیم تحت عنوان یکسوم، اینها نمیتوانند پُست و مسئولیت داشته باشند، اما میتوانند مشاور باشند، بهطوری که دستگاهها، میتوانند نیروی یکسوم قرارداد ببندند، مثلا سؤال میشود که چرا اینها هنوز در این اداره هستند، دلیل آن این است که 60 ساعت در ماه میتوانند در سازمان مربوطه حضور داشته باشند و در این مدت دستگاه دولتی از تجربه و توان تخصصی اینها بهعنوان مشاور استفاده میکند و بهمیزان 60 ساعت در ماه نیز حقوق دریافت میکنند اما در چارت اداری نیستند و صرفاً مشاور آزاد هستند، اینها حتی دفتردار هم نمیتوانند باشند، بلکه از توان مشورتی در قالب 60 ساعت، یکسوم استفاده میشود، قانون این اجازه را داده که اینها بهکارگیری شوند و منعی برایشان وجود ندارد، در تبصره 2 قانون منع بهکارگیری بازنشستگان نیز اشاره شده که دستگاهها میتوانند از بازنشستگان بهعنوان نیروی پارهوقت و مشاورهای بهصورت ظرفیت یکسوم استفاده کنند.
نحوه نظارت مجلس بر اجرای صحیح قانون منع بهکارگیری بازنشستگان چگونه است و آیا گزارشهای مردمی مبنی بر تخلف از اجرای این قانون به مجلس ارسال میشود که در روند اجرای قانون مؤثر باشد؟
گزارشهای مردمی فوقالعاده زیادی از اجرای قانون منع بهکارگیری بازنشستگان به ما ارسال شده که شامل دستگاههای مختلف است، مثلاً شرکتهای وابسته هلدینگ خلیج فارس، از روی دکلهای نفتی و وسط خلیج فارس، کارمندان و مهندسین برای ما درباره وضعیت بازنشستگان و بهکارگیری آنها گزارشهایی برای ما ارسال کرده و میکنند، حتی تا نقطه صفر آذربایجان شرقی گزارشی داریم که میگویند مثلاً در گمرک فلان شهر یک فرد بازنشسته مسئولیتی گرفته است، وضعیت اجرای قانون منع بهکارگیری بازنشستگان بهخوبی مانیتور میشود، ما بهدلیل اینکه نماینده مردم هستیم، از طریق ابزارهای مختلف اعم از تلفن، فکس و فضای مجازی تخلفات را مطلع میشویم، ما این گزارشها را به دستگاههای نظارتی ارسال میکنیم و آنها نیز بررسی و نظارت میکنند.
گزارش دقیقی از آخرین وضعیت نحوه اجرای قانون منع بهکارگیری بازنشستگان وجود دارد و آیا مشخص است که روند خارج شدن بازنشستگان از چرخه چگونه بوده است؟
برآورد ما این است که 7 هزار نفر همچنان پس از بازنشستگی میل به ادامه کار دارند، اما طبق آماری که وجود دارد، 700، 800 نفر، این رقم در حال کاهش است، برخی دستگاهها به ما مراجعه و از پیگیریهای مکرر سازمان بازرسی بابت ادامه کار بازنشستگان گلایه میکنند، بعد از بررسیها متوجه میشویم که 17، 18 نیرو در سازمان مربوطه بازنشسته شده و از مسئولیت کنارهگیری نمیکنند، بنده هم به آنها گفتم که چارهای جز اجرای قانون ندارند و اقدام سازمان بازرسی نیز کاملاً قانونی است، استنباط بنده این است که فرهنگ منع بهکارگیری بازنشستگان در دستگاههای دولتی در حال گسترش است و رسانهها نیز مکرر و ممتد در حال پیگیری موضوع هستند، بر همین اساس، آمار کنارهگیری بازنشستگان در حال کاهش است که این نشاندهنده موفقیت در اجرای قانون است.
طبق بررسیهایی که داشتهایم، 17 قانون استخدامی متعدد در دستگاههای مختلف وجود دارد که انشاءالله کمیسیون مشترکی برای اصلاح قانون جامع مدیریت خدمات کشوری را طرحریزی کردهایم که به سن بازنشستگی در اصلاح قانون خدمات کشوری بهصورت ویژه خواهیم پرداخت.
بهتر نبود قانون سن بازنشستگی را پیش از قانون منع بهکارگیری بازنشستگان اصلاح میکردید؟
هر دستگاهی خودش را در استخدام افراد، خاص کرده که باید اصلاحی در قوانین موجود ایجاد شود، ما میخواهیم قانون خدمات کشوری را بر همه قوانین خاص حاکم کنیم، اما بعید میدانم که این اصلاحات به عمر مجلس دهم کفاف دهد.




![پیشنهاد دیوان عدالت اداری برای تشکیل شورای تخصصی حقوقی برای بررسی پیشینی آگهیهای استخدامی 6 تشکیل شورای تخصصی حقوقی ابطال ماده ۱۹ آیین نامه نحوه تشکیل مجا ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار تسری عرف بـه شرایط استفاده از مرخصی عدم احتساب اضافه کار در پاداش پایان ابطال محاسبه مزایای اقلیمی و متغیر رأی ابطال بند 5 دستورالعمل شماره 22 برقراری سنوات ارفاقی مشاغل سخت و زیان آور ادنامه شماره ۷۷۲ مورخ ۱۵/۵/۱۳۹۹ هیئت تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری عدم ابطال بخشنامه بومی گزینی دادنامه شماره ۱۰ مورخ ۱۶/۱/۱۴۰۰ هیئت تخصصی دیوان عدالت اداری ابطال آیین نامه پرداخت حقوق و مزایا ابطال مصوبه تجویز پرداخت مازاد موافقت کتبی استاندار برای انتخاب رئیس نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)