معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان اداری و استخدامی كشور: دولت میتواند پرداخت ماههاي بعد دستگاهها را به ثبت اطلاعات در سامانه موكول كند
محمد مساعد: شايد باورش سخت باشد، اما تازه ۱۰ سال است در ايران حقوق كاركنان مزدبگير بيتالمال مستقيما از خزانهداري كشور پرداخت ميشود و احتمال ارائه اطلاعات غلط درباره تعداد كاركنان دستگاههاي بودجهبگير كاهش يافته است. بااينحال هنوز تا مرحلهاي كه بتوان گفت حقوق و دستمزدهاي پرداختشده از خزانه كشور «شفاف» است، فاصلهاي بسيار وجود دارد. در اين بين، اقدام جديد دولت براي راهاندازي سامانهاي كه حقوق و دستمزدهاي پرداختي از سوي دولت هر ماه در آن ثبت و ضبط شود، قدم كوچكي در اين راه پرپيچوخم است. سامانهاي كه به سامانه اعلام دريافتي مديران مشهور شده، اما آنچنان كه جمشيد انصاري، معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان امور اداري و استخدامي كشور، ميگويد تمام پرداختي به همه حقوقبگيران را شامل ميشود و البته طبق قانون، قسمتي از اطلاعات كه مربوط به دريافتي مديران است، به اطلاع عموم خواهد رسيد. همين اعلام دريافتيهاي مديران است كه سامانه حقوق و دستمزد را به مسئلهاي سياسي تبديل كرده و شروع به كار آن را به هزاران اما و اگر گره زده است. از يك سو رقباي سياسي دولت منتظرند با انتشار حقوق مديران، حمله تازهاي را به دولت آغاز كنند و از ديگر سو، دولت در تلاش است اطلاعات همه دستگاههاي وابسته به بودجه عمومي كشور و نه فقط دستگاههاي اجرائي دولت را در اين سامانه جمعآوري كند. به همين دليل است كه معاون رئيسجمهور ميگويد اگر دستگاههاي خارج از دولت حاضر به همكاري با اين سامانه نشوند، ممكن است براي انتشار عمومي اين اطلاعات تصميم ديگري گرفته شود. به عبارت سادهتر، به نظر ميرسد دولت هم ميخواهد قانون را اجرا كند و هم ديگر قوا و دستگاههاي مستقل عمومي را وارد زمين شفافيت كند؛ حتي اگر به قيمت قطع پرداختيهاي اين دستگاهها تا اتصالشان به سامانه حقوق و دستمزد باشد.

ميدانيم كه در اجراي ماده ۲۹ قانون برنامه ششم توسعه، فرصتي چندروزه به دستگاهها و سازمانها دادهايد تا نمايندگان خود را براي عضويت در سامانه حقوق و دستمزد معرفي كنند. احتمالا بخشي از جامعه بدش نميآيد از اين اطلاعات آگاه شود و بداند مديران چقدر حقوق و مزايا ميگيرند. درحالحاضر اين سامانه چه وضعيتي دارد؟
سامانه حقوق و مزايا كه در ماده ۲۹ قانون برنامه ششم توسعه بر ضرورت تدوين و استقرار آن تأكيد شده است، كاركردهاي مختلفي دارد كه يكي از آنها دسترسي عموم مردم به اطلاعات حقوق و دستمزد مديران است. اين سامانه تنها محدود به اطلاعات دريافتي مديران نيست، بلكه سامانه حقوق و مزاياي كل حقوقبگيران از بودجه عمومي است. در واقع اين سامانه براي استفاده سازمان امور اداري و استخدامي كشور، سازمان برنامهوبودجه و وزارت امور اقتصادي و دارايي طراحي شده است تا اطلاعات بهروز و دقيقي از پرداختيهاي دستگاهها و سازمانها داشته باشند و دستگاههاي نظارتي مانند ديوان محاسبات و سازمان بازرسي كل كشور نيز بتوانند بر آن نظارت كنند. طبعا تكليفي در قانون براي دستگاهها پيشبيني شده كه پرداختهاي مديران را در سامانه خود در معرض ديد عموم قرار دهند و در نتيجه سامانهاي كه از طرف سازمان اداري و استخدامي طراحي و راهبري ميشود، در بخش سازمان اداري و استخدامي كشور امكان دسترسي براي عموم نخواهد داشت. هر دستگاهي كه اطلاعات پرداختيهاي خود را در سامانه حقوق و دستمزد وارد ميكند، اطلاعات مديرانش را در سايت خود در دسترس ميگذارد. درحالحاضر نيز به دستگاهها بخشنامه شده است كه براي دريافت نام كاربري و گذرواژه براي دسترسي و استقرار سامانه، به سازمان امور استخدامي مراجعه و اطلاعات دستگاه خود را در آن بارگذاري كنند. اين كار مقداري زمان ميبرد و ما تصور ميكنيم پرداختيهاي فروردين و ارديبهشت در ابتداي خرداد در سامانه ثبت شوند. پس از آن، ما سامانه را چك خواهيم كرد و اشكالات فني و امنيت سيستم احتمالي آن را رفع ميكنيم. پس از آن، هيئت وزيران تصميم ميگيرد نحوه دسترسي دستگاههاي نظارتي و همچنين آنچه قانونگذار براي ارائه اين اطلاعات به عموم مردم تكليف كرده است، چگونه باشد.
دستورالعمل سامانه ثبت حقوق و مزایای مقامات، مدیران و کارکنان دولتی
چه اطلاعاتي و تا چه سطحي از مديران ممكن است در اختيار مردم قرار بگيرد؟
همانطور كه قانونگذار گفته، اطلاعات كليه دريافتيهاي مديران و مقامات بايد به اطلاع عموم برسد. همين كلمه مديران هم البته نيازمند تعريف است. ممكن است منظور از مديران، مديران كل به بالا باشد يا همه مديران، مانند رؤساي جزء ادارات يا رؤساي گروههاي كارشناسي هم شامل آن ميشوند. اين تعريفي است كه در تصويبنامه هيئت وزيران مشخص خواهد شد. پس از آن دستگاهها اين اطلاعات را در اختيار عموم قرار خواهند داد و كليه پرداختهايي كه در ماده (۲۹) تصريح شده است به صورت يك فيش واحد در پايان هر ماه در سامانه درج خواهد شد تا جمع پرداختيها را مشخص كند.
چند دستگاه تا اين لحظه مراجعه كرده و فعال شدهاند؟
دستگاههاي اصلي در دولت همگي گذرواژه و پسورد را دريافت كردهاند. از آن جهت كه اين دستگاهها علاوه بر ارائه اطلاعات، وظيفه آموزش و توجيه دستگاههاي زيرمجموعه خود را هم دارند. البته ماده ۲۹ به قوه مجريه منحصر نيست. مثلا مجلس شوراي اسلامي بايد اطلاعات پرداختي نمايندگان و مديران اجرائي مجلس را منتشر كند. قوه قضائيه هم بايد مستقلا اين كار را انجام دهد. چراكه اين مسئله در قانون، متمركز ديده نشده است. ما به قوه قضائيه، قوه مقننه و دفتر مقام معظم رهبري نامه نوشتهايم و مقدمات را فراهم كردهايم.
تجربهاي كه در گذشته در سامانه دسترسي آزاد به اطلاعات وجود داشت اين بود كه اكثر دستگاههاي اجرائي تحت نظر قوه مجريه به سامانه اضافه شدند اما ديگر دستگاهها چندان فعال نبودند. در سامانه حقوق و دستمزد هم همين وضعيت حاكم است يا اينبار قواي ديگر فعالانهتر مشاركت كردهاند؟
در فروردين ماه، ما براي ۱۵ دستگاه به صورت آزمايشي اين طرح را اجرا كرديم. در اين اجراي آزمايشي سعي كرديم اين ۱۵ دستگاه از همه بخشها باشد. اين مرحله يكي از بنيادهاي تحت پوشش مقام معظم رهبري، يك دستگاه از قوه قضائيه، يك دستگاه وابسته به قوه مقننه و چند دستگاه مختلف از قوه مجريه را شامل ميشدند. در اين اجراي آزمايشي هر ۱۵ دستگاه آمدند و همكاري كردند. قطعا اميدواريم كه در مرحله اجراي قطعي هم همينطور باشد چراكه بالاخره اين حكم قانون است. البته ما در گزارشي كه به هيئت دولت خواهيم داد، نوع همكاري دستگاهها و بهويژه دستگاههايي كه در قواي ديگر هستند را اطلاع خواهيم داد. براي مثال نميشود قوه مقننه كه خودش اين قانون را نوشته است، نسبت به آن بيتفاوت باشد و اطلاعات حقوق و دستمزد دريافتي نمايندگان و مديران مجلس را اعلام نكند. وظيفه ما طراحي اين سامانه بود و دستگاهها در مقابل قانون رأسا مسئول هستند.
در چند ماه گذشته فشارهايي از طرف برخي از رسانههاي خاص وجود داشت كه چرا مديران دولت دريافتيهاي خود را اعلام نميكنند. از آنجا كه قانون همه دستگاهها را مكلف به اين كار كرده، اين شائبه پيش آمد كه ممكن است رقباي سياسي دولت نگاه همهجانبه به اين سامانه نداشته باشند و تنها منتظر اعلام دريافتي دولتيها هستند تا از آن بهعنوان ابزاري سياسي استفاده كنند. به همين دليل تأكيد دارم كه واضحتر بپرسم دستگاههاي غيردولتي و قواي ديگر تا چه حد با اين سامانه همكاري كردهاند؟
دولت ممكن است در تصميمي كه براي اطلاعرساني حقوق و مزاياي خود در اين سامانه اتخاذ ميكند، به نحوه مشاركت قواي ديگر توجه كند و زماني دسترسي عمومي فراهم شود كه همه دستگاههاي مخاطب قانون به اين تكليف عمل كنند. البته اين تصميم بر عهده دولت است و اميدواريم همه قوا و نهادها همكاري كنند تا اين كار به نحو مطلوب انجام شود.
يعني اگر آنها مشاركت پاييني داشته باشند، ممكن است اين اطلاعات در اختيار عموم قرار نگيرد؟
دولت نميتواند قانون را اجرا نكند ولي به دنبال اين خواهد بود كه همه، قانون را به صورت كامل اجرا كنند. ولي ممكن است دسترسي عموم به اين اطلاعات زماني انجام شود كه همه دستگاهها اين همكاري را انجام داده باشند.
چه اطميناني وجود دارد كه اطلاعات واردشده توسط دستگاهها صحت داشته باشد؟
مسئوليت صحت اطلاعات برعهده مسئولان دستگاه و ذيحسابان دستگاههاست، چون پرداختها از طريق ذيحسابان انجام ميگيرد. ما در نظام اداري كشور ناچاريم به سيستم خود اعتماد كنيم، مگر آنكه خلافش ثابت شود. دستگاههاي نظارتي مانند ديوان محاسبات هم به فاصله يكي، دو ماه اسناد پرداختي را كنترل ميكنند و قطعا اگر اطلاعات متناقض باشد معلوم ميشود. ما در اين مورد نگراني نداريم و مطمئن هستيم اگر اشكالي باشد در ماههاي آينده رفع ميشود.
دريافتيهايي كه در اين سامانه ثبت ميشوند شامل چه مجموعه پرداختيهايي است؟ آيا هرآنچه يك كارمند يا مدير دريافت ميكند در اين سامانه ثبت ميشود؟
همه آنچه به كارمند يا مدير پرداخت ميشود، اعم از حقوق و مزاياي مستمر كه در حكم كارگزيني درج شده است، دريافتيهاي غيرمستمري كه به صورت اضافهكار يا رفاهي پرداخت ميشود و حتي اگر بعضي از پرداختيها غيرنقدي صورت بگيرد، معادل ريالي آن در سامانه ثبت ميشود.
اگر دستگاهي بخواهد اين قانون را رعايت نكند، مرجعي براي پيگيري و مجابكردن آن وجود دارد؟
قطعا دستگاههاي نظارتي بايد بر عدم اجراي قانون در دستگاهها نظارت كنند. خود مجلس شوراي اسلامي هم ميتواند اين كار را انجام دهد و دولت هم از طريق وزارت امور اقتصادي و دارايي ميتواند حتي پرداخت ماههاي بعد دستگاهها را به ثبت اطلاعات پرداختيها در اين سامانه موكول كند؛ يعني هم دولت ميتواند اين اجبار را اعمال كند، هم مجلس شوراي اسلامي و هم قوه قضائيه ميتوانند اين كار را انجام دهند. هرچند اگر همكاري داوطلبانه نباشد، زمان بهرهبرداري از سامانه به تأخير ميافتد، چون نيازمند اعمال فشار خواهد بود.
درباره اين سامانه در هيئت دولت بحث شده است؟ نظر رئيسجمهور چه بود؟
رئيسجمهور هميشه بر اجراي قانون تأكيد ميكند و صراحتا ميگويد آنچه كه قانون گفته بايد اجرا شود. در هيئت دولت ممكن است برخي اعضا راجع به اينكه اين كار ممكن است مشكلاتي را ايجاد كند نظر ديگري داشته باشند، اما كليت دولت موافق و پشتيبان اجراي قانون مصوب است.
پس استدلال مخالفان اين بود كه ممكن است اعلام حقوق و دستمزدها باعث حواشي شود و عدهاي اعتراض كنند كه چرا حقوق مديران زياد است؟
نه، مسئله بالابودن حقوقها نيست. همين امروز كارمندان عادياي داريم كه از مديران بيشتر حقوق ميگيرند. طبيعي است كه مديران كارمندان ارشد دستگاه دولتي هستند و از سطح بالاتري از حقوق و مزايا نسبت به كارمندان عادي و كارشناسان برخوردارند، اما در نظام اداري ما مثالهاي زيادي از عكس اين موضوع وجود دارد؛ براي مثال اخيرا مدير يكي از دستگاهها با من تماس گرفت كه از يك دستگاه ديگر مأمور به خدمت شده بود و ميگفت كه حقوقش در سمت مديريتي اين دستگاه درحالحاضر نسبت به دوران كارمندياش در دستگاه قبلي يكميليون تومان كاهش پيدا كرده است؛ يعني ضوابط دستگاهها با هم متفاوت بوده و حقوق مديركلي او در دستگاه جديد كمتر از حقوق كارمندياش در دستگاه سابق بوده، اما بهطوركلي در فرهنگ ما به مسئله درآمد به شكل يك مسئله خصوصي نگاه ميشود. به شوخي بعضي همكاران ميگفتند كه خيلي از اين كاركنان دولت علاقه ندارند كه ميزان دقيق دريافتيشان را به همسرشان هم بگويند، چون بالاخره ممكن است پسانداز يواشكي براي آينده داشته باشند يا براي روز مبادا چيزي ذخيره كنند و نخواهند حتي همسرشان مطلع باشد كه هر ماه چقدر دريافتي دارند. اينها درواقع مسائل فرهنگي است. البته از آنجا كه مسائل سياسي در كشور ما از مبناي اخلاقي مناسبي برخوردار نيست، احتمال زيادي وجود دارد كه از اين اطلاعات براي برخي اقدامات غيراخلاقي هم استفاده شود، ولي در نهايت فوايد اين كار بيشتر از مضرات آن است.
بهجز وظيفهاي كه دستگاههاي نظارتي برعهده دارند، اين سامانه توان تشخيص مغايرتها را هم خواهد داشت؟
اين سامانه اصلا با هدف همين كه نظارتي بر پرداختها وجود داشته باشد به وجود آمده است. قابليتهاي گزارشگيري خوبي در اين سامانه پيشبيني شده و اميدواريم بتوانيم اطلاعاتي را كه لازم داريم از آن دريافت كنيم؛ مثلا يكي از اطلاعاتي كه هميشه ما به آن نياز داريم اين است كه در چه ماههايي هر دستگاه چه ميزان از هزينههاي پرسنلياش را پرداخت ميكند و بنابر آن تخصيص لازم را انجام دهيم. پيش از اين ما بنا بر اعلام خود دستگاهها اين كار را انجام ميداديم و از طريق گزارشگيري دستي ذيحسابان كارها انجام ميشد، ولي حالا دستگاههاي درگير ميتوانند با اين سامانه در جريان گزارشهاي بهروز هر دستگاه باشند.
البته طبيعي است كه خود اين كاركردها هم به مرور كارآمد شوند.
يكي، دو سؤال هم درباره وضعيت استخدامهاي دولت داريم. در دولت يازدهم و دوازدهم چند نفر توسط دولت استخدام شدهاند؟
از آنجا كه سياست دولت و مجلس كوچكسازي دولت است، هدف و جهتگيري ما كمكردن از حجم نيروي انساني دولت است. البته از اين جهت كه بالاخره بخشي از نيروي انساني دولت در پايان خدمتشان بازنشسته ميشوند، ما بايد در سطح حداقل نيازهاي دولت، نيروهايي را جايگزين كنيم. گاهي هم ميبينيم كه خدمات دولت توسعه پيدا ميكند و نيازمند تأمين نيرو هستيم. من يك بار محاسبه ميكردم؛ ما از سال ۱۳۷۷ سياست كوچكسازي دولت را دنبال كردهايم، در آن سال جمعيت كشور حدود ۶۰ ميليون نفر بوده است و دوميليونو ۴۰۰ هزار نفر كارمند دولت داشتهايم. امروز به جمعيت كشور ۲۰ ميليون نفر اضافه شده است يعني به تعداد متقاضيان دريافت خدمات از دولت اضافه شده است. همانطور كه ميدانيد در برخي بخشها، تعداد نيروي دولت متناسب با جمعيت است. وقتي ميخواهيم بيمارستاني را تجهيز كنيم يا مدرسهاي بسازيم، متناسب با جمعيت اين اتفاق ميافتد و طبيعي است كه همه اينها به نيروي انساني نياز دارند. در كنار آن توسعه تشكيلات سياسي نيز اتفاق افتاده است. شهرستانهاي جديدي به وجود آمدهاند و از ۲۲۰ فرمانداري كشور در سال ۷۶ امروز به ۴۳۰ فرمانداري رسيدهايم. هر كدام از اين شهرستانهاي جديد كه ايجاد شدهاند، شبكهاي از نظام اداري در آنها شكل گرفتهاند كه نياز به نيروي اداري داشتهاند. بااينحال امروز نزديك به دوميليونو ۳۲۰ هزار نفر كارمند دولت داريم. يعني توانستهايم تمام اين توسعهها را بدون افزايش حجم دولت انجام دهيم. البته ميتوانستيم كمتر از اين هم داشته باشيم. اقداماتي مانند واگذاري شركتهاي دولتي انجام شد كه حجم زيادي از نيروي كار دولت از اين چرخه خارج شدند اما در مقابل در برخي دورهها بيمحابا استخدام انجام شد. در مجموع با نگاهي به عملكرد ۲۰ساله ميتوانيم بگوييم حجم دولت كنترل شده است و امروز هم تنها به نسبت تعدادي از نيروهاي خروجي، نيروي كار وارد دولت ميشود. قانون به ما اجازه داده است كه يكسوم خروجي را با نيروي ورودي جايگزين كنيم و با اين ابزار ورودي دولت را كنترل كنيم. البته بعضي از دستگاهها مانند آموزشوپرورش از اين مسئله مستثنا هستند. اگر دوميليونو ۳۰۰ هزار نفر كارمند دولت را در نظر بگيريد كه قرار است ۳۰ سال خدمت كنند، ما به شكل متوسط هر سال ۸۰ تا ۹۰ هزار نفر خروجي داريم و حدود يكسوم اين تعداد را هم جذب ميكنيم. در واقع ما در حد همان ۳۰ هزار نفر را در سال جذب ميكنيم. البته حاكميت فراتر از دولت است. در قوه قضائيه، نيروهاي مسلح، در نهادهاي عمومي غيردولتي مانند شهرداريها و مانند آن هم استخدام داريم كه ممكن است ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر هم از اين طريق استخدام شوند. در سالهاي گذشته هم همينطور بوده است. از ابتداي سال ۹۳ تا پايان سال ۹۶ درحدود ۱۲۰ هزار نفر جذب دولت شدهاند. هفته گذشته هم يك آگهي داديم كه حدود ۱۸ هزار نفر را استخدام كنيم. فكر ميكنيم در نوبت دومي هم كه در پاييز استخدام ميكنيم، حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر را جذب كنيم. بنابراين امسال هم همين حدود خواهد بود.
چند نفر به دليل واگذاريها و در واقع خصوصيسازي از دولت خارج شدهاند؟
اگر جمع نيروي كاري كه در دستگاههاي واگذارشده مشغول به كار بودهاند را در نظر بگيريم، چيزي حدود ۱۴۰ هزار نفر هستند. ولي بعضي از اينها ميتوانستند بنا بر قوانين خاصي در دولت بمانند و بنابراين حدود ۱۱۰ هزار نفر در جريان خصوصيسازي از دولت خارج شدهاند. عمده آن هم بانكها، مخابرات و بيمهها بودند.
سؤال آخر اينكه گفتيد در دورهاي بيمحابا استخدامهايي صورت گرفته است. به نظر ميرسد بخشي از اينها مربوط به دولتهاي نهم و دهم باشد. دراينباره توضيح ميدهيد؟
بالاخره در برخي دورهها به سياست كوچكسازي دولت توجه نشده است. در دولت نهم، ميزان قابلتوجهي خروجي نيروي كار از دولت اتفاق افتاد. همانطور كه گفتيم نزديك به ۱۴۰ هزار نفر در جريان خصوصيسازي از بدنه دولت جدا شدند و همچنين در سالهاي ۸۶ تا ۸۹ با طرح بازنشستگي زودهنگام ۱۰۶ هزار نفر پيش از موعد بازنشسته شدند. درواقع چيزي حدود ۲۵۰ هزار نفر از اين طريق از دولت خارج شدهاند. در مقابل ميبينيم كه در سال ۱۳۹۰ نيروي انساني دولت دوميليونو ۵۰ هزار نفر بود و در پايان سال ۹۲ اين تعداد به دوميليونو ۳۸۰ هزار نفر رسيده بود. اگر اين تعداد را با تعداد خروجيها مقايسه كنيم، ميبينيم كه چطور و به چه ميزان به حجم دولت در دولت دهم افزوده شده است.




![پیشنهاد دیوان عدالت اداری برای تشکیل شورای تخصصی حقوقی برای بررسی پیشینی آگهیهای استخدامی 7 تشکیل شورای تخصصی حقوقی ابطال ماده ۱۹ آیین نامه نحوه تشکیل مجا ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار تسری عرف بـه شرایط استفاده از مرخصی عدم احتساب اضافه کار در پاداش پایان ابطال محاسبه مزایای اقلیمی و متغیر رأی ابطال بند 5 دستورالعمل شماره 22 برقراری سنوات ارفاقی مشاغل سخت و زیان آور ادنامه شماره ۷۷۲ مورخ ۱۵/۵/۱۳۹۹ هیئت تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری عدم ابطال بخشنامه بومی گزینی دادنامه شماره ۱۰ مورخ ۱۶/۱/۱۴۰۰ هیئت تخصصی دیوان عدالت اداری ابطال آیین نامه پرداخت حقوق و مزایا ابطال مصوبه تجویز پرداخت مازاد موافقت کتبی استاندار برای انتخاب رئیس نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)