تاریخ: 15 آبان 1391

کلاسه پرونده: 509/88

شماره دادنامه: 561

موضوع رأی: ابطال دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در حدی که فراتر از مستثنیات نامبرده شده در ماده 95 قانون مدیریت خدمات کشوری و بند ب ماده 65 قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1389، باشد.

شاکی: قائم مقام رئیس سازمان بازرسی کل کشور و رئیس کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاههای اداری با قانون در سازمان مذکور

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

گردش کار: قائم مقام رئیس سازمان بازرسی کل کشور و رئیس کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاههای اداری با قانون در سازمان مذکور به موجب شکایت نامه شماره 87/36/ط/302- 11/6/1388 ابطال «دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

"احتراماً به استحضار می رساند، «دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» از جهت انطباق با قانون در «کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاههای اداری» این سازمان مورد بررسی قرار گرفت که نتیجه آن به شرح ذیل ایفاد می شود:

1- ریاست بنیاد مسکن انقلاب اسلامی طی دستورالعمل مذکور مقرر کرده است:

« با عنایت به محدودیتهای جاری در خصوص به کارگیری نیروهای مزبور و به منظور ایجاد وحدت رویه در امر تامین نیروی انسانی دستورالعمل ذیل به منظور اجرا و رعایت مفاد آن در ستاد مرکزی وکلیه ادارات کل (بنیاد استانها) ابلاغ می شود.

1- به کارگیری نیروهای بازنشسته صرفاً برای مشاغل کارشناسی و مدیریتی در ستاد مرکزی و بنیاد مسکن استانها با تایید ریاست بنیاد مسکن انقلاب اسلامی خواهد بود.

تبصره: پیشنهاد به کارگیری به همراه توجیهات و ضرورتها با ارائه دلایل لازم به معاونت پشتیبانی و امور هماهنگی استانها حسب شغل مورد نظر جهت بررسی و اخذ مجوز لازم ارسال می شود.

2- حداقل سطوح جهت افراد پیشنهادی از نظر سوابق و تخصص کارشناسی تعیین می شود.

3- به کارگیری افراد فوق به صورت ساعتی و با رعایت حداکثر 120 ساعت در ماه خواهد بود.

4- حداکثر مدت به کارگیری افراد با انعقاد قرارداد، یک ساله بوده و تمدید آن پس از رضایت از عملکرد و با رعایت کلیه مفاد این دستورالعمل است.

5- این دستورالعمل از ابتدای سال 1385 برای کلیه افراد بازنشسته که تاکنون همکاری داشته اند نافذ و سایر مقررات قبلی بی اثر خواهد بود».

2- به لحاظ مغایرت دستورالعمل موصوف با ماده 41 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات دولت مصوب سال 1384، جهت استطلاع از دلایل توجیهی صدور دستورالعمل مذکور با آن بنیاد مکاتبه شد که در پاسخ طی نامه شماره 298/1/1/م-31/2/1387 اعلام شد، چون بنیاد مسکن انقلاب اسلامی دارای ردیف بودجه نیست و از بودجه کشور استفاده نمی کند، لذا مشمول ماده 41 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 1384 نیست.

3- اعضای کمیسیون تطبیق با عنایت به دلایل زیر دستورالعمل «استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» را در تغایر با قانون تشخیص دادند.

اولاً: مطابق بند 6 قانون فهرست نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی مصوب 19/4/1373 « بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» جزء نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی محسوب شده است.

ثانیاً: وفق ماده 41 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 1384 دستگاههایی که به کارگیری افراد بازنشسته در آنها ممنوع شده است بدین شرح است:

الف: وزارتخانه ها

ب: موسسات دولتی

ج: کلیه دستگاههای موضوع ماده (160) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

د: موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی

ه-: موسسات و شرکتهای وابسته به موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی

و: هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می نماید.»

ثالثاً: رئیس بنیاد مسکن عبارت «هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کند» را قید تمام مصادیق یا حداقل قید «موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی» تلقی کرده است و در نتیجه با این اعتقاد که بنیاد مسکن از بودجه عمومی کشور استفاده نمی کند، این نهاد را مشمول ماده 41 قانون مزبور ندانسته است، در حالی که عبارت « هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می نماید» با واو عطف آمده است و قانونگذار آن را به عنوان یک مصداق کلی بیان کرده است. اگر ساختار عبارت مذکور به این صورت بود که « هر نوع به کارگیری افراد بازنشسته در وزارتخانه ها، موسسات دولتی و ... موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و موسسات و شرکتهای وابسته و تابعه آنها که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می نماید»، عبارت آخر را می شد وصف جملات ماقبل یا حداقل جمله ماقبل قلمداد کرد. حال آن که عبارت اخیر یک مصداق جداگانه برای ممنوعیت به کارگیری افراد بازنشسته محسوب می شود.

مراتب در اجرای تبصره 2 ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور اعلام می شود. خواهشمند است دستور فرمایند موضوع در هیأت عمومی دیوان مطرح تا نسبت به ابطال مصوبه یاد شده تصمیمات شایسته قانونی اتخاذ و این سازمان را از نتیجه مطلع نمایند."

متن دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به قرار زیر است:

"« دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته»

با عنایت به محدودیتهای جاری در خصوص به کارگیری نیروهای مزبور و به منظور ایجاد وحدت رویه در امر تأمین نیروی انسانی دستورالعمل ذیل به منظور اجرا و رعایت مفاد آن در ستاد مرکزی و کلیه ادارات کل (بنیاد استانها) ابلاغ می شود.

1- به کارگیری نیروهای بازنشسته صرفاً برای مشاغل کارشناسی و مدیریتی در ستاد مرکزی و بنیاد مسکن استانها با تایید ریاست بنیاد مسکن انقلاب اسلامی خواهد بود.

تبصره: پیشنهاد به کارگیری به همراه توجیهات و ضرورتها با ارائه دلایل لازم به معاونت پشتیبانی و امور هماهنگی استانها حسب شغل مورد نظر جهت بررسی و اخذ مجوز لازم ارسال می شود.

2- حداقل سطوح جهت افراد پیشنهادی از نظر سوابق و تخصص کارشناسی تعیین می شود.

3- به کارگیری افراد فوق به صورت ساعتی و با رعایت حداکثر 120 ساعت در ماه خواهد بود.

4- حداکثر مدت به کارگیری افراد با انعقاد قرارداد، یک ساله بوده و تمدید آن پس از رضایت از عملکرد و با رعایت کلیه مفاد این دستورالعمل است.

5- این دستورالعمل از ابتدای سال 1385 برای کلیه افراد بازنشسته که تاکنون همکاری داشته اند نافذ و سایر مقررات قبلی بی اثر خواهد بود."

در پاسخ به شکایت مذکور، رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی طی لایحه شماره 1229/1-1/م-21/8/1388 توضیح داده است که:

" بازگشت به نامه شماره 4/88/509-7/7/1388 موضوع ارائه پاسخ نسبت به دادخواست سازمان بازرسی کل کشور در ارتباط با دستورالعمل « استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» مراتب ذیل را به استحضار می رساند:

معاون نظارت و بازرسی امور سیاسی و قضایی سازمان بازرسی کل کشور طی نامه محرمانه شماره 95584/7/8/م-25/12/1386، گزارشی از موارد ایرادی سازمان متبوعه را در ارتباط با آیین نامه موضوعه به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ارائه کردند.

موضوعیت ایراد مطرح شده، مغایرت دستورالعمل با نص ماده (41) قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 1384 بود که پاسخ لازم نیز با ارائه ادله متقن طی شماره 298/1-1/م -31/2/1387 به مرجع یاد شده منعکس گردید که اخیراً مواجه با ارجاع موضوع به آن هیأت است. اینک با تاکید مجدد بر کلیه دفاعیات مطرح در نامه یاد شده، موارد زیر را نیز اضافه می نماید:

1- همان گونه که از عنوان قانون به شرح « قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت» به نحو صریح و بیّن مستفاد است قانون مذکور ناظر بر مقررات مالی دولت بوده و حدود و ثغور دولت نیز در مقررات موضوعه تعریف و تصریح شده است و مآلاً و به نحو بارز این حدود شامل موسسات عمومی غیر دولتی به استناد ماهیت موکد « غیر دولتی» نمی شود، لهذا با فرض وحدت موضوع و متن که قطعاً مورد توجه مقنن بوده است، تسری مفاد قانون مذکور در مورد موسسات عمومی غیر دولتی، محل تردید است.

برای مزید استحضار اعلام می دارد که مشابه برداشت سازمان بازرسی کل کشور قبلاً از طرف دادستان دیوان محاسبات نیز مد نظر قرار گرفته بود و با ارسال دادخواست به هیأت سوم مستشاری آن دیوان، موضوع مورد بررسی قرار گرفته است و با مطالعه دادخواست دادستان و دفاعیات نمایندگان این بنیاد رأی قضایی شماره 29/763- 16/8/1385 مبنی بر تایید اقدامات بنیاد صادر و ابلاغ شده است که تصویر مصدق رأی مذکور برای استحضار تقدیم و اضافه می کند که مفاد بند ث تبصره 4 قانون بودجه سال 1383 کل کشور مندرج در متن رأی دیوان محاسبات در قسمت مورد تردید سازمان بارزسی کل کشور عیناً مشابه مفاد ماده 41 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 1384 مجلس شورای اسلامی است.

2- در ماده (2) از قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور مصوب 1360 و اصلاحات مصوب 1375، سازمان بازرسی کل کشور « نسبت به بازرسی کلیه وزارتخانه ها و ادارات و نیروهای نظامی و انتظامی و موسسات و شرکتهای دولتی و شهرداری که قسمتی از سرمایه یا سهام آنان متعلقه به دولت است یا دولت به نحوی از انحاء بر آنها نظارت یا کمک می نماید و کلیه سازمانهایی که شمول این قانون نسبت به آنها مستلزم ذکر نام است» مبادرت می نماید. لهذا بنا بر ادله متقن اشاره شده در جوابیه شماره 298/1-1/م-31/2/1387 بنیاد به شرح پیش گفته که متن دادخواست اخیر سازمان بازرسی کل کشور به عنوان آن هیأت نیز مشخصاً در تایید ادله ارائه شده در عدم ارتباط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به بودجه عمومی کشور و با نظارت دولت است، ورود سازمان بازرسی کل کشور به موضوع را، اساساً دچار تردید می کند.

3- بر اساس نامه شماره 12472/1-4/5/1386 رئیس محترم دفتر مقام معظم رهبری، سازمان بازرسی کل کشور صرفاً در چارچوب هماهنگی قبلی می تواند نسبت به نهادهای انقلاب اسلامی – من جمله بنیاد مسکن انقلاب اسلامی- بازرسی داشته باشد، به این معنی که سازمان بازرسی کل کشور بدون اذن و هماهنگی دفتر معظم له مجاز به بازرسی و ارائه گزارش در مورد نهادهای انقلابی نیست. ضمن این که به موجب تبصره 2 قانون فهرست نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی نیز، اجرای قانون دیوان محاسبات عمومی کشور نیز که به طریق اولی ناظر بر اعمال مقررات نظارتی در مصرف منابع عمومی است، موکول به اذن مقام معظم رهبری اعلام شده است.

4- به موجب اصل (73) قانون اساسی شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است. این در حالی است که سازمان بازرسی کل کشور در تمامی متن دادخواست به تفسیر ماده (41) قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت پرداخته و با برداشت ناشی از تفسیر صورت داده، به نتیجه گیری رسیده و مبادرت به ارائه دادخواست کرده است.

5- در تبیین بیشتر عدم موضوعیت مفاد ماده (41) مورد استناد در مورد موسسات عمومی غیر دولتی، مضافاً یاد آوری می شود که به کارگیری بازنشستگان در وزارتخانه ها... جز با تصویب هیأت وزیران تحت هر عنوان ممنوع است. ملاحظه می شود همان گونه که در بند (4) یاد شده تشریح گردید، قانون اخیر برخلاف نظر سازمان بازرسی کل کشور حایز ممنوعیت مطلق نبوده بلکه اطلاق مجوز آن مشروط و موکول به تصویب هیأت وزیران است. طبیعتاً دستگاههای دولتی در موارد ضروری نسبت به مراجعه به هیأت وزیران و حایز ابزار رفع ممنوعیت به کارگیری هستند. سؤال این است که ابزار رفع ممنوعیت در مورد موسساتی که امکان مراجعه به هیأت وزیران به واسطه عدم ارتباط سازمانی و قانونی ندارند نظیر موسسات عمومی غیر دولتی کدام است؟ قطعاً تصور بر این است که مقنن با علم به موضوع و در شرایط عدم پیش بینی ابزار اخذ مجوز برای چنین موسساتی، نظر بر عدم شمولیت قانون در مورد آنها داشته است.

6- در تبیین عدم تسری متن ماده (41) قانون مورد استناد در مورد بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به عنوان موسسه عمومی غیر دولتی، مضافاً اشاره می شود به این که، بر خلاف نظر سازمان بازرسی کل کشور که ماده (41) را ناظر بر ممنوعیت به کارگیری افراد بازنشسته به صورت مطلق مطرح کرده است، مروری بر متن ماده اخیر نشان می دهد که ممنوعیت مذکور صرفاً در مواردی که مجوزهای لازم از هیأت وزیران اخذ نشده باشد جاری است و در موارد مغایر، حایز اطلاق ممنوعیت نیست و بلکه به عنوان مجوز به کارگیری تلقی می شود.

لهذا دادخواست سازمان بازرسی کل کشور مبتنی بر ابطال دستورالعمل موضوعه، فاقد موضوعیت در انطباق با مفاد ماده (41) یاد شده است. مگر این که سازمان یاد شده با ورود به مصادیق عدم اجرای کامل آن، ماده قانون معنونه را احراز و اعلام دارد.

نهایتاً و با توجه به مراتب یاد شده و حضور مستمر و نظارت دائمی حضرت آیت الله رسولی محلاتی نماینده محترم ولایت فقیه در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مفاد بخشنامه صادر شده مورد نظر و سایر آیین نامه های مصوب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مورد تایید ایشان و به صورت خاص با توجه به حضور سازمان بازرسی کل کشور در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، ارائه گزارش و مآلاً دادخواست موضوعه، بدون اذن و هماهنگی دفتر مقام معظم رهبری صورت پذیرفته و تمامی اقدامات سازمان مذکور به شرح فوق کاملاً مغایر با متن صریح و موکد ابلاغیه شماره 12472/1 -4/5/1386 دفتر معظم له است، لهذا تقاضا می شود، نسبت به رد دادخواست موضوعه مبادرت فرمایند."

قائم مقام نماینده ولی فقیه در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی نیز طی لایحه شماره 3370/ص- 6/6/1391 توضیح داده است که:

" احتراماً، بازگشت به نامه شماره 51916/100/و/41- 22/4/1391 در خصوص دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و ضمن تشکر از جناب عالی نسبت به وقوف جایگاه و اختیارات نماینده محترم ولی فقیه در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی حضرت آیت ا... رسولی محلاتی، به استحضار می رساند در تصویب «دستورالعمل به کارگیری نیروهای متخصص بازنشسته» نه تنها اقدام خلاف قانونی صورت نگرفته است بلکه آن چه بدان عمل شده منطبق بر قانون و در راستای عمل به وظایف مربوط به نهادهای عمومی تحت ولایت مقام معظم رهبری است:

1- بنیاد مسکن انقلاب اسلامی از جمله نهادهای تحت نظر مقام ولایت فقیه است که ضمن رعایت استقلال کامل سازمانی از سازمان اداری دولت، خود را مکلف به ایجادهماهنگی با سیاستهای اعلامی دانسته و در جهت کمک به اهداف دولت گام بر می دارد.

توجه و مداقه در مفهوم استقلال نهادهای انقلابی تحت ولایت مقام معظم رهبری، به گونه ای از اهمیت قرار دارد که در تبصره 2 ماده قانون فهرست نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی به صراحت بدان اشاره شده است:

« تبصره 2- اجرای قانون در مورد موسسات و نهادهای عمومی که تحت نظر مقام ولایت هستند با اذن معظم له خواهد بود.»

لذا بدیهی می نماید هر گونه شمولیت قوانین از جمله مواد مورد ادعا، بر نهادهای مذکور منوط به وجود اذن از ناحیه معظم له خواهد بود و احراز «اذن» برای تسری قانون یاد شده بر بنیاد مسکن ضروری است.

2- بر اساس تبصره 2 ماده واحده قانون فهرست نهادها و موسسات غیر دولتی و نظریه شماره 370/76/ق- 31/3/1376 سازمان بازرسی کل کشور که اشعار می دارد «... اجرای قانون در مورد موسسات عمومی که تحت نظر مقام ولایت باشند با اذن معظم له خواهد بود. لذا عملاً و بذات، بازرسی از ستاد مذکور مشمول قانون سازمان نبوده است مگر مطابق بند ب ماده 2 قانون تشکیل سازمان، انجام بازرسی از طرف مقام معظم رهبری خواسته شود»، محرز می دارد یکسان پنداشتن تکالیف مربوط به نهادهای عمومی با نهادهای تحت نظر مقام ولایت موجه نبوده و در هر مورد باید ضمن توجه کامل به استقلال سازمانی این گونه نهادها از سازمان دولت و ... وجود اذن احراز شود.

3- همان گونه که حضرت عالی مستحضرید هر قانون با هدف تعیین تکلیف کردن حوزه و حیطه مشخصی به تصویب می رسد و استنباط و فهم از قانون در همان حیطه و حوزه توجیه می شود و خروج از آن تفسیر موسع از قانون محسوب می شود.

ماده 41 مورد استناد نیز در مجموعه مواد قانون «تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت» تصویب شده و در صدد بیان تکالیف مقررات مالی مربوط به « دولت و سازمانهایی است که به نحوی به دولت مرتبط هستند، ( خواه مستقیم و خواه غیر مستقیم) و به گونه ای از بودجه عمومی استفاده می کنند.

روشن است تسری احکام یاد شده در ماده مذکور به سایر نهادهای مستقل خصوصاً نهادهای انقلابی تحت نظر ولایت امر، توسعه احکام مذکور را به دنبال داشته و بلاوجه بوده و با توجه به عدم وجود اذن از ناحیه معظم له محل اشکال است. به عبارت اخری، نهادهای انقلاب اسلامی تحت نظر مقام معظم رهبری تخصصاً از شمول ماده مذکور خارج می شوند.

4- توجه به این نکته حایز اهمیت است که در خصوص نهادهای عمومی، قوانینی یکپارچه به تصویب می رسد تا ضمن حفظ استقلال از سایر نهادها و سازمان اداری دولت، وصول به اهداف مد نظر در مجموعه قوانینی یکپارچه و هماهنگ، تسهیل شود. بدیهی می نماید از قانونگذار انتظار نمی رود علی رغم تصویب قانون خاص درمورد چگونگی، نحوه فعالیت و سازماندهی و ... یک نهاد، به هنگام تصویب قوانین غیر مرتبط به گونه ای رفتار نماید که به این یکدستی و هماهنگی خدشه وارد شود. لذا در تفسیر ماده 41 می باید به این اصل مهم (حفظ یکپارچگی مقررات مربوط به این نهاد) توجه بیشتری مبذول شود.

5- به عنوان اماره برای صحت استنباط فوق از ماده 41 به استحضار می رساند، دولت نیز در اجرای ماده 41 هیچ گونه ساز و کاری برای نهادهای انقلاب اسلامی تحت نظر ولایت امر پیش بینی نکرده و تلقی ای نسبت به شمول قانون به نهادهای تحت نظر مقام معظم رهبری ندارد. ضمناً همین نحو استنباط از ماده قانونی را در رأی هیأت سوم مستشاری دیوان محاسبات کشور به شماره 29/763 – 16/8/1385 نیز می توان مشاهده کرد.

6- مستند به ماده 95 قانون «مدیریت خدمات کشوری» مصوب سال 1386 به عنوان قانون لاحق و ناسخ قوانین مغایر بدین شرح «به کارگیری بازنشستگان متخصص (با مدرک کارشناسی و بالاتر) در موارد خاص ... بلا مانع می باشد» نیز می تواند موید این نکته باشد که ماده 41 قابلیت استناد در این مورد را ندارد و بدین جهت نیز تصویب «دستورالعمل استفاده از خدمات نیروهای بازنشسته» نه تنها خلاف قانون نیست بلکه گامی برای ضابطه مند کردن به کارگیری نیروهای متخصص بازنشسته در بنیاد مسکن است.

در نهایت تاکید می شود بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در راستای عمل به دستورات و فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر رفتار هماهنگ با سیاستهای کلی دولت و نظام اداری کشور و توجه و دقت کامل همزمان برای حفظ استقلال اداری و سازمانی خود به عنوان نهادی انقلابی که تحت نظر ولایت فقیه انجام وظیفه می کند بر خود فرض دانسته تمام مساعی خود را در عمل به این سیاست کلی نظام اداری کشور ( عدم به کارگیری بازنشستگان جز در مواد خاص) به کار ببرد و برای تحصیل اهداف مذکور دستورالعمل به کارگیری نیروهای متخصص بازنشسته را به تصویب برساند و بدین جهت اقدامی مغایر با قانون متصور نیست."

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آينده به صدور رأی مبادرت می‎کند.

رأی هيأت عمومي

مطابق ماده 41 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 15/8/1384، هر نوع به کارگیری افراد بازنشسته در وزارتخانه ها و موسسات دولتی، دستگاههای موضوع ماده 160 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و موسسات و نهادهای عمومی غیردولتی و موسسات و شرکتهای وابسته و تابع آنها و هر دستگاهی که به نحوی از بودجه دولتی استفاده می کند، جز با تصویب هیأت وزیران ممنوع اعلام شده است. نظر به این که به موجب ماده 95 قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال 1386 و بند ب ماده 65 قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1389، به کارگیری بازنشستگان متخصص با مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر در موارد خاص و مقامات، اعضای هیأت علمی، ایثارگران ... فرزندان شهدا و فرزندان جانبازان 70 درصد و بالاتر در دستگاههای اجرایی یا دارای ردیف یا هر دستگاهی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کنند تجویز شده است، از ممنوعیت مذکور در ماده 41 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت خارج می باشد، بنابراین دستورالعمل معترضٌ به که علی الاطلاق به کارگیری بازنشستگان در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را مقرر کرده است در حدی که فراتر از مستثنیات پیش گفته باشد مغایر قانون تشخیص داده می شود و به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری حکم به ابطال آن صادر و اعلام می گردد.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری- محمدجعفر منتظری