عدم ابطال ممنوعیت نمایندگی در مراجع حل اختلاف کار توسط کارمندان شاغل در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موضوع تبصره ماده ۲۳ آیین دادرسی کار
رأی شماره ۱۰۸۶۸۱۹ مورخ ۱۴۰۴/۵/۷ هیات عمومی دیوان عدالت اداری
عدم ابطال ممنوعیت نمایندگی در مراجع حل اختلاف کار توسط کارمندان شاغل در وزارت کار
تاریخ دادنامه: ۱۴۰۴/۵/۷
شماره دادنامه: ۱۴۰۴۳۱۳۹۰۰۰۱۰۸۶۸۱۹
شماره پرونده: ۰۳۰۲۴۴۴
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای سجاد کریمی پاشاکی
طرف شکایت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
موضوع شکایت و خواسته: ابطال تبصره ذیل ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی الحاقی مورخ ۱۴۰۲/۷/۱۷
گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال تبصره ذیل ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار الحاقی مورخ ۱۴۰۲/۷/۱۷را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:
“تبصره ذیل ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی كار به شرح ذیل برخلاف قانون و خارج از حدود اختیارات و تكالیف قانونی است.
اولاً طبق بند ۵ ماده ۱ آیین دادرسی كار نماینده شخص حقیقی یا حقوقی است كه به موجب قرارداد یا قانون یا حكم دادگاه تعیین شده است؛ نماینده قراردادی باید فقط شخص حقیقی باشد.
فلذا از آنجایی كه وفق اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی و نیز بند ۹ اصل سوم این قانون همه افراد ملّت در حقوق با یكدیگر برابر هستند و نیز ایجاد فرصت عادلانه و برابر از تكالیف جمهوری اسلامی ایران دانسته شده است از این رو وضع محدودیت برای نمایندگی مدنی كاركنان رسمی، پیمانی و قراردادی وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی و یا در دوره مرخصی بدون حقوق و یا مأموریت ایشان به دستگاه های اجرایی و نیز نمایندگان وزارت مذكور در هیات های موضوع قانون كار در حالتی كه خود در مقام اعضای رسیدگی كننده نمی باشند بلاوجه و خارج از حدود اختیارات و تكالیف قانونی می باشد. زیرا مستفاد از احكام مبحث اول از فصل سیزدهم قانون مدنی (در وكالت) عقد وكالت مدنی محدودیّتی قانونی برای افراد مشروح در تبصره معترضٌ عنه به شرح آن ندارد و حتّی مفروض بر این كه نمایندگان وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی در هیات های موضوع قانون كار، اخذ نمایندگی مدنی از اصحاب دعوی نمایند می تواند از جهات قاعده منع دادرسی شود كه طرف شكایت می بایست برای آن تنظیم و تنسیق قاعده كند و نه آن كه كاركنان خود را با جهات استفاده از مرخصی در زمان نمایندگی اصحاب دعوی، اساساً منع و محروم از وكالت مدنی كند. فلذا این تبصره خارج از حدود اختیارات و تكالیف قانونی و نیز مغایر مواد ۶۵۶، ۶۵۷ و ۶۶۰ قانون مدنی می باشد.
ثانیاً سابقاً هیات عمومی دیوان عدالت اداری طی دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۰۰۹۳ مورخ ۱۳۹۸/۲/۳ نمایندگی كاركنان دولت در مراجع حل اختلاف كارگر و كارفرما (نه وكالت دادگستری) را در زمان اشتغال و یا مرخصی بلامانع دانسته و مقرره مربوطه را ابطال نموده است.
علی هذا با توجه به این كه وكالت مدنی دارای حكم مقنن است و مقرّرات نمی تواند آن را تحدید یا متوقف نماید علی هذا اخذ نمایندگی توسط كاركنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعم از رسمی، پیمانی، قراردادی و در ایام اشتغال، مرخصی بدون حقوق، مأموریت و … از سوی اصحاب دعوی جهت نمایندگی در هیات های موضوع قانون كار، منعی نداشته و منطبق با اصول ۱۹ و ۲۰ و بند ۹ اصل سوم قانون اساسی می باشد. بدیهی است كه این دسته از كاركنان با استفاده از حق مرخصی موضوع ماده ۸۴ قانون مدیریت خدمات كشوری در ساعات اداری، در جلسات به عنوان نماینده اصحاب دعوی حاضر شوند و در صورت تعارض وحدت عضویت نماینده اصحاب دعوی با نماینده وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی در هیاتی كه وی عضویت دارد، قاعده رد دادرسی جاری و ساری می شود و در صورت عدم عضویت وی در هیات یاد شده، منعی برای وكالت مدنی اصحاب دعوی وجود ندارد. علی هذا استدعای ابطال تبصره معترضٌ عنه را به دلایل قانونی مشروحه و مغایرت آن با رأی هیات عمومی صادره، از قضات هیات عمومی دیوان عدالت اداری استدعا دارد.”
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
“الحاق یک تبصره به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار
با عنایت به ماده ۱۶۴ قانون کار جمهوری اسلامی ایران، مصوّب ۱۳۶۹/۸/۲۹ مجمع تشخیص مصلحت نظام، و پیشنهاد الحاق یک تبصره به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار در سیصد و هفدهمین جلسه شورای عالی کار مورخ ۱۴۰۲/۴/۶، متن تهیه شده توسط شورای عالی کار تحت عنوان تبصره به شرح ذیل به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار الحاق می گردد:
تبصره- نمایندگی در مراجع حل اختلاف کار توسط کارمندان شاغل در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعم از کارمندان رسمی، پیمانی و قراردادی و همچنین در دوران مرخصی بدون حقوق یا مأمور به سایر دستگاه های دولتی و یا غیردولتی و اعضای مراجع حل اختلاف کار در طـول دوره عضویت در مراجع مزبور، مطلقـاً ممنوع میباشد. ـ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی”
در پاسخ به شکایت مذکور، رئیس مرکز امور حقوقی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به موجب لایحه شماره ۱۶۲۱۲۰ مورخ ۱۴۰۳/۹/۱۴، لایحه دفاعیه مدیرکل روابط کار، جبران خدمت و بیمه بیکاری آن در وزارتخانه را ارسال کرده که متن لایحه مذکور به شرح زیر است:
“بخش اول- شرح تبصره
رسیدگی در مراجع حل اختلاف کار براساس مقرّرات «آیین نامه آیین دادرسی کار» صورت می پذیرد؛ به موجب ماده ۲۲ آیین نامه مزبور، «هر یک از طرفین دعوا می توانند برای خود یک نفر نماینده تام الاختیار انتخاب و معرفی نمایند»؛ در ادامه ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار در تبیین شرایط نمایندگی مقرّر می دارد: «نماینده منتخب شخص حقیقی است که به موجب سند رسمی یا عادی انتخاب و معرفی می شود». از آن جایی که ماده ۲۳ آیین نامه مذکور هیچ شرط خاصی را برای نماینده تعیین نکرده بود و نماینده را صرفاً شخص حقیقی می دانست؛ کلّیت مواد مذکور موجب شده بود هر شخصی بتواند به عنوان نماینده یا وکیل کارگر یا کارفرما در جلسات مراجع حل اختلاف کار شرکت نماید. همچنین این ابهام ایجاد شده بود که آیا کارکنان وزارت متبوع و اعضای مراجع حل اختلاف نیز می توانند به عنوان نماینده یا وکیل طرفین دعوا در دادرسی کار شرکت نمایند و در عمل نیز برخی از اعضای مراجع حل اختلاف کار به عنوان وکیل طرفین دعوا در جلسات مراجع حل اختلاف کار شرکت می نمودند و در نتیجه تعارض منافع نیز ایجاد می گردید؛ لذا به منظور رفع ابهام از ماده مذکور، پیش نویس الحاق یک تبصره به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار تهیه و در جلسه شورای عالی کار مورخ ۱۴۰۲/۴/۶ به تصویب شورای مزبور و نهایتاً وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی رسید. به موجب الحاقیه مذکور: «نمایندگی در مراجع حل اختلاف کار توسط کارمندان شاغل در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعم از رسمی، پیمانی و قراردادی و همچنین در دوران مرخصی بدون حقوق یا مأمور به سایر دستگاه های دولتی و یا غیر دولتی و اعضای مراجع حل اختلاف کار در طول دوره عضویت در مراجع مزبور، مطلقاً ممنوع می باشد.» حال شاکی با بیان استدلاهای ذیل تقاضای ابطال تبصره الحاقی به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار را دارد که دفاعیات ذیل در رد استدلال های ایشان بیان می شود.
بخش دوم ـ ادعای مغایرت با اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی
ادعای شاکی وضع محدودیّت در تبصره برای نمایندگی مدنی کارکنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مغایر با اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی است که بر برابری افراد در مقابل قانون تأکید دارد.
پاسخ: این تبصره هیچ گونه تبعیضی براساس جنسیت، قومیت، دین یا سایر مشخصات شخصی افراد قائل نشده است. بلکه محدودیّت مذکور صرفاً به دلیل موقعیت شغلی کارکنان و ارتباط مستقیم آنها با مراجع حل اختلاف کار وضع شده است.
هدف اصلی، حفظ اصل بی طرفی و جلوگیری از ایجاد تعارض منافع است. این محدودیّت نه به عنوان تبعیض، بلکه به عنوان تضمین عدالت و بی طرفی در فرآیند رسیدگی به دعاوی کارگری و کارفرمایی می باشد. این موضوع کاملاً در راستای اصل ۴۰ قانون اساسی است که هیچ کس نباید از حقوق خود به نحوی استفاده کند که موجب اضرار به حقوق دیگران یا منافع عمومی شود؛ بنابراین تبصره الحاقی به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار مغایرتی با اصول نوزدهم و بیستم قانون اساسی ندارد ضمن آن که در نظام های حقوقی پیش بینی چنین شرایطی برای اعضای یک سازمان کاملاً در جهت حراست از سلامت سازمان و حفظ حقوق ارباب رجوعان و جلوگیری از فساد و تعارض منافع رایج می باشد.
بخش سوم ـ ادعای مغایرت با مواد ۶۵۵، ۶۵۷ و ۶۶۰ قانون مدنی
ادعای شاکی: تبصره مذکور برخلاف مواد ۶۵۶، ۶۵۷ و ۶۶۰ قانون مدنی است که به عقد وکالت مدنی اشاره دارند و محدودیّتی برای افراد قائل نشده اند.
پاسخ: تبصره الحاقی مورد شکایت به طور کلی وکالت مدنی را برای کارکنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ممنوع نکرده است؛ بلکه صرفاً نمایندگی یا وکالت کارکنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مراجع حل اختلاف کار را محدود نموده است. همان گونه که قضات دادگستری و قضات دیوان عدالت اداری نیز نمی توانند هم زمان با اشتغال در شغل قضاوت به شغل وکالت نیز بپردازند؛ بنابراین تبصره ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار هیچ حق مسلمی را از افراد سلب ننموده است بلکه بر اساس اصل تخصّصی سازی در قانونگذاری این محدودیّت به دلیل ارتباط مستقیم شغلی این افراد با مراجع حل اختلاف وضع شده است اعضای هیات های حل اختلاف به دلیل وظایف خود، به اطّلاعات و موقعیت هایی دسترسی دارند که ممکن است منجر به سوء استفاده از موقعیت و نقض حقوق اصحاب دعوی گردد. لذا، محدودیّت مذکور نه تنها مغایر با قانون مدنی نیست بلکه در راستای حمایت از عدالت و جلوگیری از تضاد منافع می باشد.
بخش چهارم ـ استناد به رأی هیات عمومی دیوان عدالت اداری (رأی شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۰۰۹۳ مورخ ۱۳۹۸/۲/۳)
ادعای شاکی: رأی هیات عمومی دیوان عدالت اداری به شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۰۰۹۳ مورخ ۱۳۹۸/۲/۳ نمایندگی کارکنان دولت در مراجع حل اختلاف را مجاز دانسته و محدودیّتی برای آن قائل نشده است.
پاسخ رأی هیات عمومی دیوان عدالت اداری به شرایط عمومی کارکنان دولت اشاره دارد و در خصوص تمامی دستگاه های دولتی صادر شده است؛ ضمن آن که رأی مذکور یک نامه (نامه شماره ۹۴۰۴۰ مورخ ۱۳۹۶/۵/۲۲ اداره کل روابط کار و جبران خدمت) را که مقام اداری صادر نموده به این دلیل که نامه مورد اشاره خلاف و مغایر مقرّرات مواد ۲۲ و ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار است ابطال نموده است و به همین دلیل نیز بعد از صدور رأی هیات عمومی تبصره ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار از مجرای قانونی و به استناد ماده ۱۶۴ قانون کار و توسط شورای عالی کار و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی صادر شده است؛ بنابراین فرآیند مقرّرات گذاری در الحاق یک تبصره به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار کاملاً منطبق با قانون اجرا شده و تبصره الحاقی به ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار مغایرتی با دادنامه شماره ۹۳ مورخ ۱۳۹۸/۲/۳ هیات عمومی محترم دیوان عدالت اداری ندارد.
بخش پنجم ـ ادعای امکان اعمال قاعده رد دادرسی به جای محدودیّت مطلق
ادعای شاکی: در صورت وجود تعارض منافع به جای ممنوعیت مطلق می توان قاعده رد دادرسی را اعمال کرد.
قاعده رد دادرسی برای جلوگیری از حضور قاضی یا عضو هیات رسیدگی در پرونده ای که در آن ذینفع است به کار می رود. اما در اینجا موضوع متفاوت است؛ کارکنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که نماینده اصحاب دعوی می شوند به دلیل ارتباط مستمر شغلی خود با مراجع حل اختلاف کار، حتّی در صورت عدم عضویت مستقیم در هیات رسیدگی در معرض شائبه تضاد منافع قرار دارند از این رو ممنوعیت مطلق برای جلوگیری از هرگونه شائبه و حفظ سلامت رسیدگی ضروری است این اقدام در راستای اصل بی طرفی قضایی است و تضمین می کند که فرآیند دادرسی عادلانه و بدون تعارض منافع باشد.
بخش ششم ـ ادعای تضییع حقوق کارکنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
ادعای شاکی: محدودیت وضع شده در تبصره حقوق مدنی کارکنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را نقض می کند.
پاسخ: محدودیت وضع شده در این تبصره، به هیچ وجه حقوق مدنی کارکنان را نقض نمی کند این محدودیت صرفاً به حوزه نمایندگی در مراجع حل اختلاف کار اختصاص دارد و مانع از انجام سایر فعالیت های قانونی و مدنی کارکنان نمی شود. هدف از این محدودیّت، حفظ اصول اخلاقی بی طرفی و جلوگیری از ایجاد تعارض منافع است. علاوه بر این کارکنان مذکور می توانند در موارد غیرمرتبط با مراجع حل اختلاف کار و در چهارچوب قوانین و مقرّرات به نمایندگی مدنی بپردازند.
نتیجه گیری
با توجه به پاسخ های ارائه شده به تمامی ایرادات و ادعاهای شاکی، مشخص است که تبصره الحاقی ذیل ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار در چهارچوب اختیارات قانونی مقام تصویب کننده و در راستای حفظ منافع عمومی، پیشگیری از تعارض منافع و تضمین عدالت در فرآیند رسیدگی به دعاوی کارگری و کارفرمایی وضع شده است. لذا، از محضر قضات هیات عمومی دیوان عدالت اداری تقاضای رد دادخواست خواهان و تأیید صحت تبصره مورد نظر را داریم. در ضمن در صورت صلاحدید نماینده این اداره کل به جلسات دادرسی هیات رسیدگی کننده دعوت گردد.”
هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۴/۵/۷ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.
رأی هیات عمومی
اولاً مطابق ماده ۱۶۴ قانون کار جمهوری اسلامی ایران مقرّرات مربوط به انتخاب اعضای هیات های تشخیص و حل اختلاف و چگونگی تشکیل جلسات آنها توسط شورای عالی کار تهیه و به تصویب وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی خواهد رسید و با توجه به مفاد حکم قانونی مذکور و نحوه تصویب مقرره مورد شکایت، وضع مقرره مزبور خارج از حدود اختیارات مقام واضع آن نیست.
ثانیاً موضوع حفظ اصل بی طرفی و عدم وجود تعارض منافع در فرآیند رسیدگی واجد اهمیّت است و عدم رعایت آن می تواند در ماهیت تصمیمات مراجع حل اختلاف کار تأثیر انکارناپذیری داشته باشد و مقرره مورد اعتراض نیز در راستای رفع شائبه وجود هرگونه تعارض منافع و حراست از سلامت کارکنان و حفظ حقوق اصحاب دعوا وضع شده است.
با توجه به مراتب فوق، تبصره ماده ۲۳ آیین نامه آیین دادرسی کار الحاقی ۱۴۰۲/۷/۱۷ خلاف قانون و خارج از حدود اختیار نیست و ابطال نشد. این رأی براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.
رئیس هیات عمومی دیوان عدالت اداری ـ احمدرضا عابدی
![ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار در خصوص عدم احتساب مزایایی که پرداخت آنها مستلزم حضور در محل کار است در محاسبه مطالبات مرخصی ذخیره شده کارگران 1 ابطال ماده ۱۹ آیین نامه نحوه تشکیل مجا ابطال دستورالعمل شماره 3 روابط کار تسری عرف بـه شرایط استفاده از مرخصی عدم احتساب اضافه کار در پاداش پایان ابطال محاسبه مزایای اقلیمی و متغیر رأی ابطال بند 5 دستورالعمل شماره 22 برقراری سنوات ارفاقی مشاغل سخت و زیان آور ادنامه شماره ۷۷۲ مورخ ۱۵/۵/۱۳۹۹ هیئت تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری عدم ابطال بخشنامه بومی گزینی دادنامه شماره ۱۰ مورخ ۱۶/۱/۱۴۰۰ هیئت تخصصی دیوان عدالت اداری ابطال آیین نامه پرداخت حقوق و مزایا ابطال مصوبه تجویز پرداخت مازاد موافقت کتبی استاندار برای انتخاب رئیس نحوه جبران خدمت مشاغل در روزهای تعطیل صلاحیت معاونت حقوقی ریاست جمهوری تکرار تصویب مصوبات مغایر با آرای هیأت ابطال نامه سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص امکان انتصاب بر اساس سنوات مدیریتی در بخش غیردولتی و خصوصی شماره دادنامه: ۱۴۰۵۳۱۳۹۰۰۰۰۸۷۹۴۴۸ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۵/۴/۹ شماره پرونده: ۰۳۰۱۱۸۵ مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری شاکی: سازمان بازرسی کل کشور طرف شکایت: سازمان اداری و استخدامی کشور موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور گردش کار: معاون حقوقی، نظارت همگانی و امور مجلس سازمان بازرسی کل کشور به موجب دادخواست و لایحه شماره ۲۲۳۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۱/۲۸ اعلام کرده است که: " مطابق مصوبه اصلاح شرایط عمومی انتصاب مدیران (تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری) انتصاب در سطح مدیریت میانی مستلزم داشتن ۲ سال تجربه در سمت های مدیریتی است و در سازمان اداری و استخدامی کشور، برخی از انتصابات بدون داشتن سابقه مدیریت دولتی اتفاق افتاده است. لازم به ذکر است در این خصوص حسب بررسی صورت گرفته، طبق نامه شماره ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی خطاب به معاون سرمایه انسانی سازمان، موضوع امکان انتصاب افراد بدون سمت مدیریتی دولتی در انتصاب به این سمت ها به شرح زیر استعلام شده است و سرپرست امور مدیریت مشاغل طی نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ اعلام داشته؛ « .... میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود.» بر اساس این نامه کمیته سرمایه انسانی سازمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۰ با انتصاب آقایان علی دستافر، فتاح آقازاده ده ده، محمدرضا ترکی بیوکی و مهدی ثنایی به دلیل این که نامبردگان دارای حداقل یک دوم تجارب پیش بینی شده در جدول شماره یک (مصوبه ۱۴۰۱/۳/۲) می باشند، موافقت نموده است. نامه سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی به شرح ذیل مغایر با قوانین و مقرّرات و نیز آرای متعدّد هیات عمومی دیوان عدالت اداری است. اولاً مطابق جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری «هماهنگی در اظهار نظر و پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی در اجرا مفاد این قانون» از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است. در این خصوص هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقاطع زمانی مختلف و آرا متعدّدی ضمن تأکید بر صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بر اظهار نظر در مورد ابهامات موجود در قوانین و مقرّرات، صرف نظر از محتوای اظهار نظر، مکاتبات مسیولین آن سازمان با دستگاه های اجرایی در پاسخ به استعلام ایشان را ابطال نموده است. از جمله این آرا می توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- دادنامه شماره ۹۶۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۶۲۹ مورخ ۱۳۹۶/۷/۴ (ابطال نامه سرپرست امور نظام های جبران خدمت معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور در خصوص مشمولین ماده ۱۰۹ و ۱۱۰ قانون مدیریت خدمات کشوری) ب- دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۳۹ مورخ ۱۳۹۸/۷/۴ [۱۳۹۸/۷/۱۶] (ابطال نامه رییس امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص ارتقا طبقه کارکنان) ج - دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۶۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ (ابطال نامه رییس امور آمار، برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص انتقال و ماموریت کارکنان رسمی آزمایشی) د- دادنامه شماره ۱۴۰۱۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۲۸۵۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ (ابطال نامه معاون امور حقوقی دولت متضمّن اظهار نظر در خصوص استعلام از محدود بودن یا نبودن حکم ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری) ه- دادنامه شماره ۱۴۰۲۳۱۳۹۰۰۰۲۳۳۰۸۸۷ مورخ ۱۴۰۲/۹/۷ (ابطال اعلام نظر معاون سرمایه انسانی در خصوص امکان مأموریت از دانشگاه آزاد و شهرداری ها به دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری) براین اساس با توجّه به این که انتخاب و انتصاب مدیران در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر و با رعایت ماده ۵۴ این قانون صورت گیرد و دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای مصوبه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱ شورای عالی اداری و اصلاحات بعدی آن از جمله تبصره الحاقی به موجب مصوبه شماره ۳۸۶۰۶۰ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۷ و مصوبه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری در راستای ماده ۵۷ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده نامبرده صلاحیت اظهار نظر در خصوص استعلام صورت گرفته را نداشته و مقام شایسته استعلام و رفع ابهام از موضوع با شورای عالی اداری بوده از جهت مقام وضع با شورای توسعه مدیریت از جهت جزء (۴) بند (ب) ماده (۱۱۶) قانون مدیریت خدمات کشوری و ذکر این موضوع در مفاد قانون مدیریت خدمات کشوری بوده است. ثانیاً، فارغ از موضوع صلاحیت، مصوبه شورای عالی اداری در خصوص انتصاب در بخش دولتی بوده و براساس ماده ۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر شده است و منطق این قانون نیز ارتقا مدیران یک دستگاه پس از طی سایر سطوح مدیریتی دستگاه می باشد. به طوری که در بند (الف) آن ماده مقرّر می دارد: «دستگاه های اجرایی موظّفند اقدامات زیر را انجام دهند: الف- در انتخاب و انتصاب افراد به پست های مدیریت حرفه ای، شرایط تخصّصی لازم را تعیین نموده تا افراد از مسیر ارتقا شغلی به مراتب بالاتر ارتقا یابند. در مواردی که از این طریق امکان انتخاب وجود نداشته باشد، با برگزاری امتحانات تخصّصی لازم، انتخاب صورت می پذیرد.» بر این اساس سمت مدیریتی در بخش خصوصی جهت انتصاب با منطق قانونگذار ناسازگار است. لذا نمی توان عبارت «تجریه در سمت های مدیریتی» در مصوبه شورای عالی اداری را به مطلق تجربه در بخش خصوصی تفسیر نمود. همچنین در این مصوبه هر جا نیازمند ذکر تجربه در بخش خصوصی بوده به صراحت ذکر شده همان طور که در این مصوبه در خصوص حداقل تجربه خدمت عبارت «حداقل تجربه خدمت دولتی یا غیردولتی مرتبط» آورده شده است. در خصوص بند (ح) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل مصوّب ۱۳۷۰ این بند مربوط به احتساب سوابق غیردولتی مرتبط کارکنان دولت به عنوان سابقه قابل قبول می باشد و ارتباطی به موضوع انتصابات موضوع ماده (۵۴) قانون مدیریت خدمات کشوری ندارد هر چند در صورت ارتباط نیز با توجّه به ماده (۱۲۷) قانون مذکور این بند قابلیت استناد در این موضوع را ندارد. بنا به مراتب و در راستای تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، ابطال نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور در خصوص شرایط انتصاب مدیران میانی به دلیل خروج از صلاحیت در هیات عمومی از تاریخ تصویب مورد تقاضا می باشد." متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است: [box type="shadow" align="" class="" width=""] " نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ برادر ارجمند جناب آقای تفرشی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی موضوع: شرایط انتصاب مدیران میانی با سلام و احترام؛ بازگشت به نامه ۲۴۵۸۶ مورخ ۱۴۰۱/۴/۱۲ در مورد شرایط تجربه در سمت های مدیریتی برای انتصاب مدیران میانی به استحضار می رساند: سطوح مدیران حرفه ای در پست های سازمانی بر اساس ساختار سازمانی دستگاه های اجرایی تعیین می شود. با توجّه به این که بخش خصوصی تابع قانون مدیریت خدمات کشوری نمی باشند، لذا در موضوع تجربه «سمت های مدیریتی» ذکر شده در تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ اصلاحیه جدول دستور العمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای (موضوع تصویب نامه شماره ۵۷۹۰۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۴/۱) میزان تجربه بخش خصوصی با رعایت قوانین و مقرّرات مربوط از جمله بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل قابل محاسبه می باشد. علی ای حال عنوان سمت مدیر در بخش خصوصی اغلب «معادل سمت های مدیریتی گروه مدیران پایه» در نظر گرفته میشود. - سرپرست امور مدیریت مشاغل سازمان اداری و استخدامی کشور" [/box] در پاسخ به شکایت مذکور، رییس امور حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور به موجب لایحه شماره ۶۲۱۱۳ مورخ ۱۴۰۳/۷/۱ توضیح داده است که: " ۱- شاکی در دادخواست به استناد جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری، رفع ابهامات اداری و استخدامی را از وظایف شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دانسته و بر این اساس مرجع صدور نامه مورد مناقشه را فاقد صلاحیت برشمرده است. عنایت دارند، جزء ۴ بند (ب) ماده ۱۱۶ قانون مذکور، رفع ابهامات این قانون را در صلاحیت شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی قلمداد نموده است. این در حالی است که موضوع در خصوص مصوبه شورای عالی اداری است و این سازمان دبیرخانه شورای مزبور را به عهده دارد. بنابراین اولاً؛ از آرا هیات عمومی مورد استناد شاکی خروج موضوعی داشته و استناد شاکی به آنها بلاوجه بوده و ثانیاً سازمان اداری و استخدامی کشور به عنوان دبیرخانه شورای یادشده، صلاحیت رفع ابهام از مصوبات آن شورا را دارا می باشد. ۲- تعریف تجربه در بند (الف) ماده (۱۴) آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل آمده است: «مُراد از تجربه آن بخش از خدمات دولتی و یا غیردولتی مستخدم است که سبب افزایش مهارت مستخدم می گردد و ... ». در تصویب نامه یادشده آگاهانه به جای عبارت (سنوات خدمت) که بر اساس ماده ۱۰۵ قانون مدیریت خدمات کشوری؛ سابقه خدمت آن مدّت از سوابق خدمت کارمندان می باشد که در حالت اشتغال به صورت تمام وقت انجام شده و کسور مربوط را پرداخت نموده یا می نماید و ... ، از عبارت (تجربه) که با توجّه به تعاریف و مفهوم آن در نظام اداری، مدّت اشتغال چه در بخش خصوصی و چه دولتی که منجر به افزایش مهارت مستخدم برای انجام وظایف مربوط می شود، استفاده شده است و در واقع سال های اشتغال و مهارت افزایی در پُست و سمت های مدیریتی ملاک و شرط ارتقا قرار داده شده است نه صرفاً سال های تصدّی سمت های مدیریتی در بخش دولتی. ۳- در ستون اول جدول شماره یک تصویب نامه شماره ۱۴۶۴۷ مورخ ۱۴۰۱/۳/۲ شورای عالی اداری حداقل تجربه دولتی و غیردولتی مرتبط را درج نموده که غیردولتی اعم از عمومی غیردولتی و خصوصی بوده و بر این اساس، اطلاق عبارت «تجربه در سمت های مدیریتی» در ستون دوم جدول یک این تصویب نامه نیز اعم از تجربه مدیریت در بخش دولتی یا غیردولتی بوده که بخش خصوصی نیز یکی از شقوق غیردولتی می باشد. ۴- نامه شماره ۳۸۴۰۳ مورخ ۱۴۰۱/۶/۱ امور مدیریت مشاغل این سازمان نیز از باب مفهوم «تجربه»، همچنان که در آیین نامه اجرایی طرح طبقه بندی مشاغل، سوابق تجربی مرتبط بخش خصوصی قابل احتساب است، رعایت بند (ح) ماده ۱۴ آیین نامه اخیرالذکر را که بخشی از سوابق تجربی مرتبط بخشی خصوصی، متضمّن لحاظ سوابق تجربی مدیریتی در آن بخش نیز بوده را یادآور شده که این امر بر اساس وظیفه ذاتی امور مارالاشاره بوده و مخالفتی با قوانین و مقرّرات ندارد. با عنایت به مطالب معنونه، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد." هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۹ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است. رای هیات عمومی مقرره مورد شکایت در مقام اعتباربخشی به سنوات تجربی مدیریت حرفهای در مشاغل غیردولتی و بخش خصوصی صادر شده و این در حالی است که اختیار پاسخگویی به استعلامات و ابهامات اداری و استخدامی دستگاه های اجرایی از وظایف و اختیارات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری در موارد متعدّدی بخشنامههای سازمان اداری و استخدامی کشور را به دلیل خروج از حدود اختیار قانونی در این قبیل موارد ابطال کرده است، بنابراین مقرره مورد اعتراض به دلیل خروج از حدود صلاحیت قانونی مستند به بند یک ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده ۹۳ قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب ۱۴۰۲/۲/۱۰) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است. احمدرضا عابدی- رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری سامانه ۳۰۱۰۰ دیوان عدالت اداری ماده 48 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم عدم استماع بودن شکایت موضوع تبصره ۵ اجرای کامل بند ۲ ماده ۱۸ آیین نامه نظام اعتراض به آرای کمیسیون رسیدگی به امور عدم صلاحیت کمیسیون کارگری فرمانداری رأی عدم ابطال بخشنامه معاون اول رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص مرجع صدور مجوز به کارگیری نیرو دردهیاری ها تسهیل پرداخت بیمه بیکاری رسیدگی اختلافات مربوط به عنوان شغلی طرح دعوای مستقل «احراز وقوع تخلف» کاهش ساعت کاری زنان شاغل احتساب ایام خدمت در هم زمانی تحصیل بازنشستگی معلولان تابع قانون کار رأی وحدت رویه در خصوص فوق العاده سختی ابطال سختی کار کارکنان رسیدگی به تخلفا ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی اس ابطال فوق العاده سختی کار ذیحسابان ابطال فوق العاده سختی محیط کار سازمان ابطال فوق العاده سختی کار سازمان ملی ابطال فوق العاده سختی کار شاغلین در واح رأی در خصوص عدم ابطال بخشنامه قوه قضائیه ابطال مواد ۹۲ و ۹۳ آیین نامه اجرایی ماده ابطال مصوبه طرح غربالگری مصوب هیئت عال عدم ابطال اعطای تسهیلات عدم ابطال بخشنامه اصلاح عناوین شغلی دستورالعمل تأمین اجتماعی معلمین ابطال مصوبه ممنوعیت دعوت به مصاحبه بخشنامه فهرست مراجع و تصمیمات خارج از ابطال تشکیل شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات عدم ابطال عضویت بازرس کل استان شیوه نامه رسیدگی به تقاضای موضوع تبصره ابطال مصوبات استخدام از محل ۵ درصد تعریف نهاد عمومی غیردولتی رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرداخت فوق العاده اشتغال خارج از کشور بخشنامه لزوم اجرای تبصره ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری بودجه عمومی کشور در صندوق های بازنشست امکان طرح مجدد موضوع در هیات ماده ۲۵۱ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته رای در خصوص درخواست ابطال سطح محرمانگی فوق العاده خاص سازمان پزشکی قانونی و انتقال خون جزء مزایای مستمر نیست دستورالعمل اجرایی موضوع تبصره ماده ۴ قانون دیوان عدالت اداری شکایات از آرای شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان کشور رأی در خصوص عدم صلاحیت دیوان شکایات از آرای شورای انتظامی نظام محدودیت ذخیره مرخصی کارکنان دولت ابطال ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان نظر مشورتی در خصوص اثر دستور موقت رأی وحدت رویه در خصوص اصلاح حکم بازنشستگی براساس ماده ۹ قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی ابطال بخشنامه محدود کردن پرداخت کمک فهرست برخی از موسسات و شرکت های خارج از صلاحیت دیوان عدالت اداری اصلاح فرایند صدور پروانه های ساختمانی پرداخت مزایای مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابطال نظر شمولیت حق عائله مندی رأی وحدت رویه در خصوص عدم لزوم ثبت درخواست](https://shenasname.ir/wp-content/uploads/2022/12/دادنامه-هیئت-عمومی-دیوان-عدالت-اداری-390x220.webp)
